ویلیام جیمز و پراگماتیسم | وقتی باور سودمند، باور درست است — Transcript
Full transcript
- 0:01درود به شما همراهان کانال آوای فلسفه.
- 0:04امروز درباره ویلیام جیمز و مکتب فلسفی
- 0:08پراگماتیسم صحبت میکنم.
- 0:11تصور کنید تمام جهان یک کودک فقط یک اتاق
- 0:15باشه.
- 0:17جهانی که درش نه خیابونی وجود داشته باشه
- 0:20نه آسمونی نه درختی نه دریایی و نه انسانی
- 0:24غیر از یک مادر
- 0:26و مرد غریبهای که گاهی به اونها سر
- 0:29میزنه.
- 0:30یک اتاق کوچک با ۴ار دیوار، یک تخت، یک
- 0:34میز و چند تا کتاب و اسباببازی.
- 0:38تصور کنید همه چیزهایی که اون کودک درباره
- 0:41جهان میدونه از همون چهار دیواری آغاز
- 0:44بشه و در همون چهار دیواری پایان پیدا
- 0:48کنه.
- 0:50چون از روزی که به دنیا اومده مادرش بهش
- 0:52گفته
- 0:54جهان همینجاست. پشت این دیوارها چیزی وجود
- 0:59نداره
- 1:00و اون کودک هم حرف مادرش رو باور کرده نه
- 1:04به این دلیل که ساده لوحه بلکه به این
- 1:06دلیل که مادرش تنها انسانیه که از نزدیک
- 1:10میشناسه و بهش اعتماد میکنه.
- 1:13کودک در همین چهار دیواری به دنیا اومده و
- 1:16به عمرش هرگز چیزی غیر از اون اتاق ندیده.
- 1:20پس دلیلی وجود نداره که حرف مادرش رو باور
- 1:24نکنه.
- 1:26در فیلم روم یا اتاق که بر اساس رمانی با
- 1:29همین نام ساخته شد داستان از همین جا آغاز
- 1:32میشه صحنهای که درش زن جوانی که ۷ سال
- 1:36پیش توسط مرد تبهکاری ربوده شده و در اتاق
- 1:41کوچکی زندانی شده در همون دوران اسارت
- 1:45فرزندی به دنیا آورده که حالا ۵ سالشه
- 1:49کودکی که همه زندگیش رو از بدو تولد در
- 1:52اون اتاق گذرونده و هیچوقت هیچ تجربهای
- 1:56خارج از اون اتاق نداشته.
- 1:59مادر میدونه که ذهن و روان کودک تاب و
- 2:02توان حقیقت رو نخواهد داشت. تصور اینکه
- 2:06جهانی بزرگ بیرون از اون اتاق وجود داره
- 2:09اما او هرگز اجازه دیدنش رو نداره چون به
- 2:13اسارت گرفته شده حتماً ذهن و روان کودک رو
- 2:17در هم میشکنه.
- 2:19بنابراین مادر باوری برای فرزندش میسازه.
- 2:22باوری که قطعاً با واقعیت هماهنگ نیست اما
- 2:25به کودک امکان زندگی میده. زندگی با
- 2:29کمترین رنجه ممکن. او از ابتدا به کودک
- 2:33گفته جهان همین اتاقه که میبینی و کودک
- 2:36در تنها جهانی که بهش باور داره زندگی
- 2:40میکنه، بازی میکنه، میخنده، قصه
- 2:42میشنوه، کمکم از مادرش خواندن و نوشتن
- 2:45یاد میگیره و سالهای کودکیش رو در همون
- 2:49چهار دیواری سپری میکنه.
- 2:52اما بعد از ۷ سال ناگهان روزی همه چیز
- 2:56تغییر میکنه. فرصتی برای فرار به وجود
- 2:59میاد. مادر تصمیم میگیره از فرصت ایجاد
- 3:02شده استفاده کنه، با فرزندش فرار کنه و
- 3:05زندگی خودشو فرزندش رو نجات بده.
- 3:09حالا دیگه مجبوره حقیقت رو به فرزندش بگه.
- 3:12باید براش توضیح بده که سالها با یک باور
- 3:15توهمآمی زندگی کرده. پشت این دیوارها
- 3:18جهانی وجود داره. جهانی بزرگ، واقعی و
- 3:22شگفتانگیز.
- 3:23اما کودک وحشت میکنه، ابتدا
- 3:25[گلویش را صاف میکند] باور نمیکنه. با
- 3:27اضطراب به مادرش نگاه میکنه و میگه کجا
- 3:30داری میری؟ بعد از این دیوارها که چیزی
- 3:32وجود نداره. اما در نهایت و یک بار دیگه
- 3:37کودک به مادرش اعتماد میکنه و باورش رو
- 3:40عوض میکنه. باور میکنه که بعد از این
- 3:43اتاق جهانی هست. جهانی پر از زیبایی و پر
- 3:47از امکانات زندگی. بینهایت بزرگتر از این
- 3:51چهار دیواری. مادر فرزندش رو قانع میکنه
- 3:54که باورش رو عوض کنه و پس از ۷ سال اسارت
- 3:59هر دو با هم از اون بند فرار میکنند.
- 4:02[گلویش را صاف میکند]
- 4:04اینجا یک پرسش اساسی مطرح میشه.
- 4:08آیا باور کودک تا به اون روز اشتباه بوده؟
- 4:13احتمالاً اکثراً پاسخ میدید که بله قطعاً
- 4:15اشتباه بوده. چنین باوری اشتباهه چون با
- 4:19واقعیت در تضاده.
- 4:21اما اگر همین سؤال رو از ویلیام جیمز
- 4:25روانشناس و فیلسوف آمریکایی قرن نوزدهم
- 4:28میپرسیدیم
- 4:30شاید پاسخ دیگری میداد.
- 4:32او میگفت باید ببینیم باور کودک نسبت به
- 4:36شرایطی که درش قرار گرفته چه کاربردی براش
- 4:39داره.
- 4:41این باور کاذب از فروپاشی روانی کودک
- 4:45جلوگیری کرده بهش امنیت ذهنی بخشیده بهش
- 4:50این امکان رو داده که کودکیشو حفظ کنه به
- 4:53همین دلیل باورش تحت اون شرایط خاص سودمند
- 4:58واقع شده اما پس از چند سال ناگهان شرایط
- 5:01تغییر کرده و فرصت فرار کردن به وجود
- 5:04اومده در اون لحظه باوری که سالها برای
- 5:08کودک مفید بوده ده ناگهان براش تبدیل به
- 5:12یک مانع شده و دیگه نمیتونسته ازش محافظت
- 5:15کنه. چه بسا او رو ترغیب میکرده که در
- 5:19اسارت باقی بمونه. چون مبتنی بر باورش که
- 5:24خارج از این اتاق هیچ چیزی وجود نداره،
- 5:27میترسیده پاشو از اون چهار دیواری بیرون
- 5:29بگذاره.
- 5:31اینجاست که مادر برای نجات دادن کودکش ظرف
- 5:35مدت کوتاهی باور تازهای در او پرورش
- 5:38میده. باور تازهای متناقض باور اولیهاش
- 5:43اینکه پشت این دیوارها جهانی وجود داره
- 5:46سرشار از زیباییها و امکانات گوناگون
- 5:49زندگی
- 5:50و کودک حرف مادرشو باور میکنه و با هم از
- 5:53اسارت میگریزند.
- 5:56اینجا ناگهان ارزش عملی دو باور متناقض
- 6:01با هم جابهجا میشه.
- 6:03باور قبلی که تا امروز نجاتبخش بود
- 6:06میتونست حالا به بعد به یک باور ویرانگر
- 6:09تبدیل بشه و به ادامه اسارت بیانجامه. اما
- 6:14باور تازهای که تا دیروز برای روان کودک
- 6:18ویرانگر به نظر میرسید، ناگهان به یک
- 6:21باور رهاییبخش تبدیل میشه.
- 6:26اغلب فیلسوفان وقتی از باور درست حرف
- 6:28میزنند، منظورشون از باور درست باور
- 6:31صادقه. یعنی باوری که با واقعیت مطابقت
- 6:35داره. اما ویلیام جیمز میان باور درست و
- 6:39باور صادق تمایز قائل میشه. برای او باور
- 6:43درست باور سودمنده.
- 6:46یعنی نگاه میکنه ببینه فلان باور چه
- 6:49تأثیری در زندگی فرد میگذاره. اگر مفیده
- 6:54پس درسته. اگر مضره پس نادرسته.
- 6:58در نگاه جیمز برای فهم ارزش یک باور نباید
- 7:03فقط به درستی نظری یا به صدق و کذب اون
- 7:06باور اکتفا کرد. باید دید اون باور در عمل
- 7:11چه پیامدی داره، چه مشکلی رو حل میکنه،
- 7:14چه تغییری در زندگی ایجاد میکنه، چه
- 7:18امکاناتی پیش روی انسان قرار میده و چه
- 7:21نتایجی به بار میاره.
- 7:23به بیان ساده ویلیام جیمز از ما میخواد
- 7:26درباره هر یک از باورهامون این سؤال رو از
- 7:29خودمون بپرسیم که این باور چه پیامدی در
- 7:32زندگی من ایجاد میکنه؟
- 7:35اگر برآیند تأثیری که اون باور بر زندگی
- 7:39من میگذاره مثبت باشه، پس یک باور
- 7:42سودمنده و باور سودمند باور درسته.
- 7:47در غیر این صورت اگر برآیند تأثیری که اون
- 7:50باور بر زندگی من میگذاره منفی باشه پس
- 7:54من با یک باور زیانبار طرفم و باور
- 7:57زیانبار باور اشتباهه. پس ببینید از این
- 8:01منظر جیمز داره باورها رو نسبت به سود و
- 8:05زیانشون ارزش داوری میکنه نه نسبت به صدق
- 8:09و کذبشون.
- 8:11از منظر ویلیام جیمز باورها برای انسان
- 8:14بتستند
- 8:16ابزارند. شاید مهمترین درسی که میشه از
- 8:19فلسفه او گرفت همین باشه. گاهی ما به
- 8:22باورهامون مثل اشیای مقدس نگاه میکنیم.
- 8:26انگار اگر یک بار چیزی رو پذیرفتیم باید
- 8:29تا پایان عمر بهش بچسبیم و رهاش نکنیم.
- 8:33اما جیمز نگاه دیگری داشت. او از ما
- 8:36میخواست به باورهامون به مسابع ابزار
- 8:39نگاه کنیم.
- 8:41از منظر جیمز باورها ابزاری هستند برای حل
- 8:46مسائل گوناگون زندگی. به این تمثیل توجه
- 8:50کنید. چککش برای کوبیدن میخ ابزار خوبیه
- 8:55اما برای باز کردن یک پیچ اصلاً به درد
- 8:58نمیخوره. مشکل نه از چکوشه نه از پیچ.
- 9:02مشکل اینجاست که شرایط عوض شده.
- 9:06باورها هم همینطورند.
- 9:08گاهی باوری که در یک دورهای از زندگی به
- 9:11ما کمک کرده ممکنه بعداً مانع رشد ما بشه.
- 9:16گاهی تصوری که زمانی به ما امید میداده
- 9:20بعدها ممکنه ما رو در گذشته زندانی کنه
- 9:25و گاهی حقیقتی که در گذشته ازش فرار
- 9:27میکردیم شاید امروز تنها راه نجات ما
- 9:31باشه.
- 9:33ویلیام جیمز فلسفه رو از برجهای آج
- 9:36دانشگاهی پایین آورد و به دل زندگی روزمره
- 9:39برد. او نمیخواست که فلسفه صرفاً درباره
- 9:43مفاهیم انتضاعی سخن بگه. میخواست به این
- 9:47پرسش پاسخ بده که انسان چگونه زندگی
- 9:50میکنه، چگونه انتخاب میکنه، چگونه
- 9:53امیدوار میشه و چگونه در میان تردیدها راه
- 9:57خودش رو پیدا میکنه.
- 9:59شاید به همین دلیله که بیش از یک قرن پس
- 10:02از مرگش اندیشههاش هنوز زنده هستند. چون
- 10:07ما امروز هم با همون پرسشهایی روبهرو
- 10:09هستیم که او مطرح کرد. چگونه باید باورهای
- 10:13مختلف رو ارزش داوری کنیم
- 10:16بر اساس اینکه کدام یک زیباترند یا کدام
- 10:20یک قدیمیترند؟
- 10:22آیا باورها رو صرفاً باید بر مبنای صدق و
- 10:26کذبشون سنجید؟ یا اینکه باید پرسید که
- 10:29فلان باور چه تأثیری در زندگی واقعی داره؟
- 10:34چه پیامدهایی داره؟ انسان رو به کجا
- 10:37میبره؟ چه دری رو باز میکنه و احیاناً
- 10:39چه زندانی رو میسازه؟ تلاش برای یافتن
- 10:43پاسخ به این پرسشها دریچه ورودیه به
- 10:46دستگاه فکری ویلیام جیمز.
- 10:51اما اصلاً اینکه چرا او دغدغه چنین
- 10:53پرسشهایی رو داشت برمیگرده به زندگی
- 10:55شخصیش. او در سال ۱۸۴۲
- 10:59در نیویورک متولد شد. برخلاف بسیاری از
- 11:03فیلسوفان بزرگ از کودکی مسیر مستقیمی رو
- 11:06به سوی فلسفه طی نکرد.
- 11:09در دورهای میخواست نقاش بشه. مدتی به
- 11:12زیستشناسی علاقهمند شد. بعد پزشکی خوند.
- 11:16بعد به سراغ روانشناسی رفت و در نهایت به
- 11:19فلسفه رسید.
- 11:21گویی تمام عمرش در حال جستجوی پاسخ این
- 11:26پرسش بود که چگونه باید زندگی کرد.
- 11:30او در دوران جوانی درگیر یک افسردگی شدید
- 11:34و درگیر یک بحران وجودی عمیق شد. احساس
- 11:38میکرد اختیار انسان توهمی بیش نیست.
- 11:41احساس میکرد جهان یک ماشین عظیمه و انسان
- 11:46موجودی گرفتار در میان نیروهاییه که هیچ
- 11:50کنترلی بر اونها نداره.
- 11:52سالها بعد در خاطراتش نوشت که گاهی چنان
- 11:56از این افکار وحشت میکرده که حتی از تنها
- 11:59موندن در اتاقش میترسیده.
- 12:02برای بسیاری از انسانها چنین بحرانی
- 12:04میتونه پایان راه باشه. اما برای ویلیام
- 12:08جیمز این بحران آغاز راه شد.
- 12:12او تصمیم گرفت به جای این پرسش که آیا
- 12:15اراده آزاد انسان رو میتوان اثبات کرد یا
- 12:18نه؟ از خودش بپرسه که اگر من به اراده
- 12:22آزاد باور داشته باشم زندگیم چگونه تغییر
- 12:27میکنه؟ و این همون نقطهای بود که بعدها
- 12:30به تولد مکتب فلسفی پراگماتیسم منتهی شد.
- 12:35عنوان کتابی که فلسفه و روانشناسی رو
- 12:38متحول کرد. در سال ۱۸۹۰
- 12:42جیمز کتاب عظیمی منتشر کرد. کتابی با بیش
- 12:46از هز۰ صفحه به نام پر princiپ سایکology.
- 12:51اصول روانشناسی.
- 12:53این کتاب یکی از مهمترین آثار تاریخ
- 12:56روانشناسی محسوب میشه. در زمانی که بسیاری
- 12:59از دانشمندان ذهن انسان رو مجموعهای از
- 13:02اجزای مکانیکی میدیدند، جیمز تصویری
- 13:06متفاوت ارائه کرد. او گفتآگاهی شبیه قطعات
- 13:10جداگانه نیست. ذهن مانند رودخانهای در
- 13:14حال جریانه. اندیشهها، خاطرات، احساسات و
- 13:18ادراکات دائماً در حال حرکتند. به همین
- 13:23دلیل اصطلاح مشهوری رو مطرح کرد که بعدها
- 13:25وارد فرهنگ عمومی شد. جریان سیال آگاهی یا
- 13:31استریم آف کانشسنس. ایدهای که بعدها نه
- 13:35فقط بر روانشناسی بلکه بر ادبیات، هنر و
- 13:38فلسفه هم اثر گذاشت.
- 13:41اما شهرت فلسفی جیمز بیش از هر چیز مدیون
- 13:44کتاب دیگریست. کتابی که در سال ۱۹۰۷ منتشر
- 13:48شد به نام پراگماتیسم.
- 13:51در این کتاب او ایدهای رو طرح کرد که
- 13:53هنوز هم از بحث برانگیزترین نظریههای
- 13:56فلسفی جهان محسوب میشه.
- 14:00ایدهای که در نگاه اول بسیار ساده به نظر
- 14:02میرسه میگه برای ارزش داوری یک باور باید
- 14:06ببینیم عملاً چه تفاوتی در زندگی ایجاد
- 14:09میکنه. فرض کنید د نفر درباره موضوعی بحث
- 14:13میکنند. یکی به جبرگرایی معتقده و میگه
- 14:17همه چیز جهان کاملاً از پیش تعیین شده.
- 14:20دیگری به اراده آزاد قائله و میگهانسان
- 14:23مختار میتونه به انتخاب خودش جهان رو به
- 14:26طرق گوناگونی تغییر بده.
- 14:29خب اینجا جیمز میپرسه آیا داشتن باور اول
- 14:33یا داشتن باور دوم تفاوتی در زندگی انسان
- 14:36ایجاد میکنه؟
- 14:38اگر هیچ تفاوتی ایجاد نکنه که اصلاً بحث
- 14:41دربارش بیفایده است. اما اگر بگیم باور
- 14:44به اختیار و اراده آزاد باعث میشه احساس
- 14:48مسئولیتپذیری و احساس امیدواری در انسان
- 14:52تقویت بشه. باعث میشه انسان بیشتر تلاش
- 14:56کنه. با دقت بیشتری تصمیمگیری کنه و سعی
- 15:00کنه زندگی بهتری برای خودش بسازه. خب در
- 15:03این صورت جیمز میگه پس باور به اراده آزاد
- 15:07و اختیار باور درستیه.
- 15:10فارغ از اینکه چنین باوری نسبت به واقعیت
- 15:13فیزیکی جهان هستی صادق باشه یا کاذب باشه.
- 15:19ویلیام جیمز حقیقت رو چیزی کاملاً جدا از
- 15:22تجربه انسانی نمیدونست. او معتقد بود
- 15:25حقیقت چیزیه که در تجربه زندگی انسان خودش
- 15:29رو نشون میده. میگفتح حقیقت صرفاً در
- 15:33کتابها پیدا نمیشه. حقیقت باید در بطن
- 15:36زندگی و در عمل کاربرد داشته باشه.
- 15:40[گلویش را صاف میکند] اجازه بدید یک مثال
- 15:42امروزی بزنم. فرض کنید دو نفر در شرایط
- 15:45یکسان قرار دارند. هر دو کسب و کاری راه
- 15:48انداختند و هر دو شکست خوردند. نفر اول بر
- 15:52این باوره که قربانی سرنوشت محتوم خودش
- 15:55بوده و جز اونچه که انجام داده کار دیگری
- 15:59از عهدهش برنمیومده.
- 16:01نفر دوم بر این باوره که چیزی به نام
- 16:04سرنوشت محتوم وجود نداره. انسان خودش
- 16:07سرنوشتش رو میسازه. بر این اساس میگه
- 16:10باید بررسی کنم ببینم کجای مسیرو اشتباه
- 16:14رفتم که شکست خوردم و بعد که فهمیدم کجا
- 16:17اشتباه کردم دوباره تلاش کنم. اصلاً مهم
- 16:21نیست که در اون لحظه با قطعیت ثابت کنیم
- 16:24کدوم نگرش از نظر متافیزیکی درستتره.
- 16:29جیمز میگه بببینید کدوم باور امکان و قدرت
- 16:32ادامه دادن رو فراهم میکنه. کدام باور
- 16:36راهی به سوی آینده باز میکنه؟ کدام باور
- 16:40زندگی رو پیش میبره؟
- 16:43شاید مهمترین میراث ویلیام جیمز این باشه
- 16:45که فلسفه رو از آسمان به زمین آورد. او از
- 16:48ما نخواست که فقط درباره حقیقت فکر کنیم.
- 16:52از ما خواست ببینیم حقیقت چگونه در زندگی
- 16:54ما کاربرد پیدا میکنه. از ما نخواست فقط
- 16:58صدق و کذب باورهامون رو بررسی کنیم. از ما
- 17:02خواست آثار باورهامون رو در زندگی
- 17:06واقعیمون بسنجیم.
- 17:08و شاید اگر امروز زنده بود و داستان اون
- 17:12کودک زندانی رو میشنید به جای اینکه
- 17:15درباره صدق و کذب باورهای اون کودک فکر
- 17:19کنه به این فکر میکرد که باورهای اون
- 17:23کودک چگونه به زندگیش کمک کردند. شاید
- 17:27فلسفه پراگماتیسم رو بشه اینطور خلاصه کرد
- 17:30که باورهای انسان فقط پنجرههایی برای
- 17:36نگاه کردن به جهان نیستند.
- 17:39باورهای انسان ابزاری هستند برای بقا و
- 17:44برای بهتر زندگی کردن در جهان.
- 17:49ممنون که تا این لحظه همراه من بودید. از
- 17:51لطف و تشویق و پیامهای محبت آمیز شما
- 17:54بینهایت سپاسگزارم.
- 17:56تا دیدار بعد خردیار و نگهدارتون.
About this transcript
This page contains the full transcript of ویلیام جیمز و پراگماتیسم | وقتی باور سودمند، باور درست است by Sound of Philosophy آوای فلسفه, generated from the public captions YouTube serves with the video. The transcript has 2,197 words across 319 segments, with the original timestamps preserved so you can click any line to jump to that moment in the embedded player.
What you can do with it
Use the transcript to take notes, quote the speaker, build a study guide, generate a summary with ChatGPT or Claude via the YouTube Summary tool, or export it as a timed subtitle file with YouTube to SRT. You can also re-open it in the transcriber to translate the transcript into 100+ languages.
Free YouTube transcript tool
YouTube2Text is a free YouTube transcript generator — no signup, no daily limit. Paste any YouTube link and get the full transcript instantly, with timestamps, click-to-jump, translation to 100+ languages, AI prompts for ChatGPT, Claude, and Gemini, and exports to TXT, SRT, VTT, or Markdown.