I Left My Medical Career for Islam" - The Untold Story Behind Towards Eternity — Transcript
Full transcript
- 0:00بدترین روز زندگیم.
- 0:02بیست و یکم ژوئن ۲۰۱۷.
- 0:04اون روز صبح، دردناک ترین خبرِ زندگیم رو شنیدم.
- 0:08توی یه لحظه، همه ی دنیام وارونه شد.
- 0:12ساعت شیش صبح، گوشیم زنگ خورد.
- 0:14خواهرم بود.
- 0:15با صدایی وحشتزده گفت:
- 0:17"مامان نمیتونه نفس بکشه، زود بیا بیمارستان،" و گوشی رو قطع کرد.
- 0:21کاملاً شوکه شده بودم.
- 0:23چون که اون فقط برای افزایش قند خونش بستری شده بود،
- 0:26و قرار بود فرداش مرخص بشه.
- 0:29شب قبلش که به دیدنش رفتم، به نظر میرسید همه چیز تحت کنترله.
- 0:32با عجله زدم بیرون و سوار ماشین شدم.
- 0:35وقتی رسیدم بیمارستان،
- 0:36دیدم یه نگهبان جلوی اتاق مامانم وایستاده.
- 0:40همون موقع فهمیدم اوضاع چقدر جدیه.
- 0:43دکترا میدونن چی میگم.
- 0:44وقتی دارن احیای قلبی انجام میدن، بیرون در نگهبان میذارن.
- 0:49همون لحظه فهمیدم اینکه زانوهات شل بشن، یعنی چی.
- 0:54معمولاً به عنوان یه پزشک،
- 0:56من اونی بودم که این اقدامات اورژانسی رو انجام میدادم.
- 0:58ولی این بار، جز دعا هیچ کاری از دستم برنمیاومد.
- 1:02چند دقیقه بعد، دکتر اومد بیرون.
- 1:04حالت صورتش همه چیز رو میگفت.
- 1:07آروم گفت: «هر کاری از دستمون برمیومد کردیم، ولی متاسفم.»
- 1:12مامانم رو از دست داده بودم.
- 1:18همه ی دنیام از هم پاشید.
- 1:20چند هفته، کاملاً از درون تهی بودم.
- 1:24اما اون صبری که خدا بهم داده بود رو هم، حس میکردم.
- 1:27درست همینجا، خیلی واقعی.
- 1:29خدا قلبم رو از داغون شدن حفظ کرد.
- 1:31الحمدلله... سی و پنج سالم بود.
- 1:34اون موقع، روزی شاید دو سه بار نماز میخوندم،
- 1:38از شغلم به عنوان یه دکتر لذت نمیبردم،
- 1:40و بیشتر وقت آزادم رو با پلیاستیشن، اَساسینز کرید بازی می کردم
- 1:44فوتبال میدیدم و بعدش ساعتا درباره بازی نظر میدادم.
- 1:48خلاصه، مسیر مشخصی نداشتم، هیچ هدفی توی زندگی نداشتم.
- 1:52مثل یه کشتی بودم که وسط اقیانوس بدون قطبنما رها شده.
- 1:56خوابم اونقدر سنگین بود که
- 1:58حتی مشکلاتیم که گاهی برام پیش میومد، نمیتونست بیدارم کنه.
- 2:02اما بعد، درست زمانی که کمترین انتظار رو داشتم،
- 2:04خدا کسی که برام از همه ارزشمندتر بود رو، ازم گرفت.
- 2:07این مادرمه.
- 2:12خدا با اون فقدان دردناک، من رو به خودم برگردوند.
- 2:16اون فقط بیدارم نکرد، بلکه برای شبهای زیادیم که در راه بودن، بیدار نگهم داشت.
- 2:20شما میدونین یه دونه، چطور باید بره زیر خاک و بپوسه
- 2:23تا تبدیل به یه درخت بشه؟
- 2:25اون روز، وقتی من و برادر دوقلوم با دستای خودمون مادرمون
- 2:29که توی کفن سفید پیچیده شده بود رو، توی قبر گذاشتیم
- 2:31احساس کردم خودمم باهاش رفتم توی زمین.
- 2:35و شروع کردم به پوسیدن.
- 2:36چیزی که نمیدونستم این بود که، این وداعِ ناگهانی با عزیزترین کسم
- 2:41باعث بشه یه درخت از نسل اون به بار بشینه،
- 2:44و من جزوی از جنبشی بشم
- 2:46که قلب میلیونها آدم رو لمس کنه.
- 2:49مادرم عشق عمیقی به قرآن داشت.
- 2:52همیشه میخوندش و معانیش رو برای اطرافیان بازگو می کرد.
- 2:56اون روز، وقتی دفنش کردیم، با خودم گفتم:
- 2:59"مامان، انشاءالله که رستگار شدی.
- 3:02با همه اون مقدماتی که چیدی،
- 3:04انشاءالله که توی بهشتی."
- 3:06و همون لحظه من یه قولی دادم.
- 3:08"نمیذارم این پرچم قرآنی که تو اینقدر بهش عشق میدادی،
- 3:11روی زمین بیفته.
- 3:13انشاءالله، من ادامهش میدم."
- 3:15اون برای تربیت دینی ما خیلی زحمت کشیده بود.
- 3:18پس با خودم گفتم: "من باید این میراث رو ادامه بدم."
- 3:21برای همین بعد از ۲۰ سال دوباره برگشتم سمت قرآن.
- 3:25شروع کردم به خوندنش، بارها و بارها.
- 3:27و این بار، سعی کردم واقعاً بفهممش.
- 3:30به عنوان یه دکتر، یه سری مسائل وجود داشتن که همیشه اذیتم میکردن.
- 3:34در طول شش سال توی دانشکده پزشکی،
- 3:36یه آموزش کاملاً ماتریالیستی دیده بودم.
- 3:39وقتی دنبال جواب سوالات اعتقادیم میگشتم،
- 3:42به یه مصاحبه خیابونی از برادر بِستامی تویه کانال ترکیِ
- 3:44"به سوی جاودانگی" برخوردم.
- 3:46باورم نمیشد چی میشنوم.
- 3:48گفتم: "چطور یه آدم به این جوونی میتونه اینقدر بااعتماد بنفس، اینقدر دانا،
- 3:53و اینقدر توی اعتقاداتش ریشهدار باشه؟"
- 3:55گفتم: "باید حتماً برم پیش اینا و همه سوالاتمو ازشون بپرسم."
- 3:59و یه روز رفتم مرکزِشون و در زدم.
- 4:01با یه گرمی و صمیمیت واقعی ازم استقبال شد.
- 4:04همونطور که هفتهای یه بار توی حلقه دینی شرکت میکردم
- 4:06و تفاسیر رساله نور رو میخوندم،
- 4:08جواب همه سوالاتم رو پیدا کردم. الحمدلله.
- 4:11نور ایمان داشت آروم آروم توی وجودم رشد میکرد.
- 4:14شیرینیش رو حس میکردم. الحمدلله.
- 4:17و بعد از مدتی، خواستم برای اسلام هم کاری بکنم.
- 4:20اما فقط خواستن کافی نبود.
- 4:22ببینین، من پدر دو تا بچه بودم.
- 4:24باید خرج خونواده رو میدادم.
- 4:26ملتمسانه دعا کردم که خدا این افتخار رو بهم بده که به قرآن خدمت کنم.
- 4:31و خیلی نگذشت که خدا دعای بندهش رو اجابت کرد.
- 4:34اون درِ درآمد غیرفعال رو برام باز کرد که آزادی مالیم رو برام آورد.
- 4:38دیگه مجبور نبودم برای پول درآوردن کار کنم.
- 4:40میتونستم تموم وقتم رو وقف خدمت به قرآن کنم.
- 4:43کمی بعدش، از شغلم به عنوان پزشک استعفا دادم.
- 4:47برای همین تصمیم گرفتم برم با برادر فاتح صحبت کنم،
- 4:49که بنیانگذار کانال "به سوی جاودانگیه".
- 4:51از وضعیتم و اینکه چقدر مشتاقم به دین خدمت کنم واسش گفتم.
- 4:55و الحمدلله، جزوی از این تیمه فوقالعاده مخلص شدم.
- 4:59پتانسیل فوقالعادهای توی تیم بود.
- 5:01اما یه مشکلی وجود داشت.
- 5:02به جز برادر فاتح، هیچکس توی تیم انگلیسی روان بلد نبود.
- 5:06یه دلیلی داشت که چرا قبلا اونقدر روی یادگیری انگلیسی بخودم فشار آورده بودم،
- 5:10در حالیکه واقعاً بهش نیاز نداشتم
- 5:12و با اینکه توی ترکیه خیلی نادر بود.
- 5:14الحمدلله امروز، یکی از مهمترین نقشها رو توی بخش انگلیسی
- 5:17دارم.
- 5:18و یکی از مجریهای اصلی کانالم هستم.
- 5:21انگار هر دو طرف نه با زبون، بلکه با عملشون
- 5:24دعا میکردن.
- 5:26و اون موقع بود که خدا راهمون رو به هم رسوند.
- 5:29و همون موقع بود که یه چیزی رو فهمیدم.
- 5:31بدیعالزمان سعید نورسی عالِمی بود که همراه با شاگرداش
- 5:34توی شرایط خیلی سختِ ترکیه برای اسلام مبارزه کرد.
- 5:38" یه روز اون یه تفکر عمیقی رو با اونا درمیون گذاشت و گفت،
- 5:41وقتی با دقت به زندگیت نگاه میکنی
- 5:43می بینی که تقدیر داشته آماده ت میکرده تا اینکه قدم به قدم،
- 5:45تبدیل به اونی بشی که امروز هستی،
- 5:47بدون اینکه حتی خودت بفهمیش.
- 5:50که در طول زندگیت، داشته تو رو به این نسخه از خودت شکل میداده،
- 5:54تا یه روزی به قرآن خدمت کنی.،
- 5:56هر سختی، هر نقطه عطف و ،
- 5:58هر آزمایش، بخشی از یه تربیت الهی بوده،
- 6:01که تو رو آماده میکرده تا خادم حقیقت بشی."
- 6:04بنابراین برگشتن من به سمت دین بعده از دست دادن مامانم،
- 6:07رفتن به همون جایی که جواب سوالاتم رو پیدا میکردم،
- 6:10حتی اون نظام آموزشی ماتریالیستی دانشکده پزشکی،
- 6:12که اون شکها رو توی ذهنم کاشته بود، اینکه مجبور نبودم برای امرار معاش کار کنم،
- 6:16اینا همون چهارراههایی بودن که من رو به جایی که باید میرسیدم، رسوندن.
- 6:20دلیلی داشت که هیچوقت توی شغلم حسِ رضایت واقعی نداشتم.
- 6:23دلیلی داشت که درنهایت با همسری ازدواج کردم
- 6:25که توی کل این سفر معنوی همراهیم کرد.
- 6:28وقتی ۱۵ سال پیش باهم ازدواج کردیم،
- 6:30هیچکدوممون واقعاً نمیدونستیم چرا همدیگه رو انتخاب کردیم.
- 6:33اما توی تموم این مدت، ایمان داشت آروم آروم تکههای پازل رو کنار هم میذاشت.
- 6:37۴۰ سال پیش، وقتی خدا داشت این روزها رو از طریق نقشه کاملش تدارک میدید،
- 6:41پدرم نمیدونست چرا به جای اینکه یه زندگی لاکچریتر داشته باشه
- 6:45داره اون سرمایهگذاریها رو انجام میده.
- 6:47سبحان الله. چه قدر تقدیر شگفتانگیزه.
- 6:50معلوم شد که خدا داشته من رو برای چیزی
- 6:52خیلی بزرگتر از اونچه که میتونستم تصور کنم، آماده میکرده.
- 6:55اون داشته من رو شکل میداده که بخشی از تیم اصلیه یه پلتفرمی بشم
- 6:59که الان به ۱۳ زبان تولیدِ محتوا میکنه،
- 7:02با ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار عضو توی کانال انگلیسیش،
- 7:05۱ میلیون و ۱۷۰ هزار توی عربی، ۷۰۰ هزار توی اُردو، و ۴۰۰ هزار عضو توی کانال روسی.
- 7:11و فقط من نیستم.
- 7:12هر کدوم از اون ۴۰ نفر توی تیم اصلیمون یه داستان مشابه دارن.
- 7:15زندگی هرکدوممون به اَشکال خیلی مختلفی شکل گرفته
- 7:18تا بتونیم دقیقاً همون کاری رو بکنیم، که الان داریم انجامش می دیم.
- 7:21و درنهایت، همه ی راههامون به همون چهارراه رسید.
- 7:25و از اونجا، از طریق کابلهای اینترنتی که زیر زمین رفتن،
- 7:28توی کل دنیا پخش شدیم.
- 7:30یه کابل رفت به روسیه، یه کابل رفت توی خونههای ژاپن.
- 7:33از طریق گوشی تلفن به یه زن جوان مسلمون توی کانادا رسیدیم.
- 7:37اون در شُرُف بیدین شدن بود، و بعد یه قدم عقب کشید.
- 7:41یه سر اون کابل الان تو خونه یه جوون توی الجزیره ست
- 7:45که تازه تصمیم گرفته رابطه ی حرومش رو تموم کنه.
- 7:47میدونین چرا اینا رو باهاتون درمیون میذارم؟
- 7:49چون اون مردِ توی این تصویر، که داره به سمت تقدیرش قدم برمیداره، صرفا من نیستم.
- 7:53اون نمایندۀ همه کسانیه که میخوان هر کاری که از دستشون برمیاد برای اسلام بکنن.
- 7:57اگه شمام به نقاط عطف زندگیتون خوب نگاه کنین،
- 8:01توی خیلی از چیزایی که براتون پیش اومده
- 8:03ردپای یه نقشه ی الهی رو می بینین.
- 8:05و با حیرت و شکرگزاری میفهمین که خدا داشته شما رو قدم به قدم آماده میکرده
- 8:11برای اون آدمی که یه روزی باید بشین.
- 8:13خواهران و برادرانی که قلبتون برای اسلام میتپه،
- 8:16تا حالا این سوالا رو از خودتون پرسیدین؟
- 8:18چرا ویدئوهای اسلامی رو میبینین؟
- 8:20از منظر تقدیر، یه دلیلی وجود داره.
- 8:23چرا اینقدر عمیقا نگران آینده اسلامید؟
- 8:26آیا کافی نیست روزانه فقط پنج بار نماز بخونین،
- 8:28کمی قرآن بخونین، و یه مسلمون معمولی باشین؟
- 8:31الان داره واضحتر میشه، اینطور نیست؟
- 8:33چرا خونوادهتون اونقدر به تربیت دینی تون اهمیت میدادن؟
- 8:36اون سختی دردناکی که از سر گذروندین، اونی که قلبتون رو خرد کرد.
- 8:40معلوم میشه که خالقتون داشته ازش استفاده میکرده تا روحتون رو شکل بده.
- 8:43اون ویدئویی که به دلتون نشست و زندگیتون رو عوض کرد،
- 8:46یا اون تجربه معنوی که توش حس کردین فوق العاده به خدا نزدیکین.
- 8:50توی قصه شما، بدون اینکه حتی بفهمین، همه داشتن شما رو برای یه چیزی آماده میکردند.
- 8:55پس در حقیقت، هیچکس توی این قصه نمیدونست چه خبره.
- 8:59اما تقدیر داشت راه رو هموار میکرد، از ۷۰ سال پیش، شاید حتی ۱۰۰ سال پیش.
- 9:05به خاطر همینه که وقتی به زندگیت نگاه میکنی، به گذشتهات،
- 9:08یه لحظه به همه اینا فکر کن و بگو:
- 9:10"سبحان الله، یا رب،
- 9:12تو داشتی آماده م میکردی که به این دین خدمت کنم."
- 9:15همه چی با یه قصه شروع میشه.
- 9:17و قصه ی کانال ما برمیگرده به حدود ۲۰ سال پیش.
- 9:20اینجا جایی بود که همه چی شروع شد.
- 9:22یه مشت دانشجوی سردرگُم که دنبال جواب میگشتن دور هم جمع شدن
- 9:26و یه آپارتمان ۱۵۰ متری اجاره کردن.
- 9:28فقط یه جای کوچیک و ساده بود که توش شروع کردن به گفتگوهای عمیق.
- 9:32تجهیزات فانتزیی نداشتن،
- 9:34به جز یه دوربین ارزون قیمت و یه سهپایه لق که به زور وایمیستاد.
- 9:38اما اونا یه چیز خیلی باارزشتر داشتن، نیتهای خالص و پاک.
- 9:42خب، موضوع اصلی «به سوی جاودانگی» چیه؟ تمرکز اصلیش چیه؟
- 9:46در وهله اول، اثبات اصول ایمان
- 9:49و ارائه جوابای قانعکننده و مبتنی بر شواهد
- 9:51به سوالات سخت و گیجکنندهای که امروز مردم دارن.
- 9:55همزمان با تقویت ایمان مسلمونا،
- 9:57هدفمون اینه که آتیشهای معنوی که امروزه به اعتقادات حمله میکنن رو خاموش کنیم.
- 10:01و همزمان، اسلام رو از طریق استدلالهای منطقی و شواهد محکم
- 10:05به مخاطب غیرمسلمون معرفی کنیم.
- 10:08چون مردم امروزه علاقه زیادی به "چی" ندارن.
- 10:10اونها میپرسن "چرا".
- 10:12"چرا اسلام؟"
- 10:13و توی ارائه این جوابا، یکی از بزرگترین منابع الهام ما
- 10:17تفسیر قرآنی مجموعه "رساله نور" ه.
- 10:19و دوم، رو استفاده از تکنیکایی که به وایرال شدن این پیام کمک می کنه تمرکز میکنیم.
- 10:24به عبارت دیگه، سعی میکنیم به حقیقت یه لباس فراگیر بپوشونیم.
- 10:27از طریق فیلمنامهنویسی، قصهگویی، سبک تدوین، نحوه ارائه،
- 10:31هر ابزاری که داریم، ازشون استفاده میکنیم تا محتوا وایرال بشه.
- 10:35چون وقتی فقط بگی "هی، من یه سری دانش اسلامی بلدم، بیا و گوش کن"،
- 10:38الگوریتم نمیگه "بفرما، برو جلو".
- 10:41و دقیقاً به خاطر همینه که الان میخوایم به حقیقت یه لباس وایرال بپوشونیم.
- 10:45تا حالا ویدئوهای بادکنکی مون رو دیدین؟
- 10:47شاید ساده به نظر برسن، اما اونا بازی رو برای کانال ما کامل عوض کردن.
- 10:51به لطف اون ویدئوها، تونستیم توجه
- 10:54هزاران جوان رو جلب کنیم.
- 10:55تا امروز، ویدئوهای بادکنکی مجموعاً بیش از ۱۰۰ میلیون بار دیده شدن.
- 11:00اینا زبانهایی هستند که ما در حال حاضـر توشون
- 11:03تولید محتوا میکنیم و کانال داریم.
- 11:04طبق دادههای Looker Studio، ما حتی در گرینلند هم بیننده داریم.
- 11:08در واقع، توی زبان انگلیسی، ویدئوهای ما
- 11:11در تموم کشورای جهان دیده شدن، به جز یکی.
- 11:14و اونم کره شمالیه.
- 11:16و اینا بازدیدهای ما به زبان روسی هستن.
- 11:18پس توی این کشورا، افراد روسزبانی هستن
- 11:21که محتوای ما رو به اون زبان میبینن.
- 11:23معنی کلمه دیاسپورا رو میدونین؟
- 11:24به جوامعی گفته میشه که خارج از سرزمین مادریشون زندگی میکنن
- 11:27و اغلب زبون مادریشون رو حفظ میکنن و به نسل بعد منتقل میکنن.
- 11:30بنابراین وقتی وارد یه کشور میشیم، فقط با خودمون یه زبان رو نمیاریم، ۱۳ زبان میاریم.
- 11:36به این ترتیب میتونیم به آدمایی
- 11:38با زبانها و پیشینههای مختلف برسیم.
- 11:40در واقع، یکی از انگیزههای اصلی ما از چیزی بود که توی ویدئوی مِستر بیست شنیدیم.
- 11:44اون گفت: «اگه توی ۱۵ زبان برترِ گفتاریه جهان تولید محتوا کنی،
- 11:48میتونی به ۹۰ درصد جمعیت جهان برسی.»
- 11:51این ایده واقعاً ما رو به وجد آورد.
- 11:53راستش رو بخواین، جهان خیلی بزرگه.
- 11:56و وقتی صحبت از رسوندن پیام اسلام به تموم بشریت میشه،
- 11:59ما هنوز خیلی عقبیم.
- 12:01حقیقت اینه که میلیونها نفر توی جهان هستن،
- 12:04آدمایی با دلهای پاک و ذهنهای باز،
- 12:06که منتظرن این پیام رو بشنون.
- 12:08بعد از جام جهانی قطر،
- 12:10این فرصت رو داشتیم که با برادر عَدنان رشید ملاقات کنیم،
- 12:12که در تموم اون رویداد فعالانه دعوت به اسلام
- 12:14رو انجام می داد.
- 12:15و وقتی صحبت میکرد از واکنش آمریکاییای لاتین تبار، وقتی
- 12:17برای اولین بار درباره اسلام میشنون،
- 12:19از یه عبارت خیلی قوی استفاده کرد که واقعاً ما رو تکون داد.
- 12:22گفت: «ما به طرز مجرمانه ای مردم آمریکای لاتین رو نادیده گرفتیم.»
- 12:26این خیلی برامون سنگین بود.
- 12:28بیش از ۴۰۰ میلیون اسپانیاییزبان توی جهان هستن،
- 12:31و با این حال حجم محتوای اسلامی به این زبان به طرز وحشتناکی کمه.
- 12:35وقتی کار روی دوبله اسپانیایی رو شروع کردیم، اتفاق خیلی جالبی افتاد.
- 12:39بذار براتون بگم.
- 12:41اوایل، نتونستیم یه گوینده مسلمون برای کانال اسپانیاییمون پیدا کنیم.
- 12:44برای همین یه گوینده مسیحی به اسم پِدرو رو استخدام کردیم.
- 12:48اون چند ویدئوی اول رو ضبط کرد، و ما از کارش راضی بودیم.
- 12:51بعد ۱۰ تا، ۱۵، ۲۰ تا ویدئو ضبط کرد، و کمکم تحت تأثیر محتوا قرار گرفت.
- 12:58چون در معرض متنهایی قرار گرفته بود که
- 12:59درباره تناقضات مسیحیت صحبت میکرد
- 13:02و دلایل حقانیت اسلام رو میگفت.
- 13:04بعد یه روز برامون پیام فرستاد.
- 13:06گفت: «حس میکنم دارم به اسلام نزدیک میشم.
- 13:09ممکنه یه وقتِ تماس تعیین کنین؟
- 13:11یه چند تا سوال برام پیش اومده.» وببینیم بعدش چی شد.
- 13:15- «اَشهدُ...» - «اَشهدُ...»
- 13:18- «أَن لا...» - «أَن لا...»
- 13:19- «إلهَ...» - «إلهَ...»
- 13:21- «إلّا...» - «إلّا...»
- 13:23- «الله...» - «الله...»
- 13:24- «و أَشهدُ...» - «و أَشهدُ...»
- 13:26- «أنَّ...» - «أنَّ...»
- 13:28- «محمداً...» - «محمداً...»
- 13:30- «َعَبدُهُ...» - «عَبدُه...»
- 13:32- «و رسولُه.» - «و رسولُه.»
- 13:34«بازم تبریک میگم برادر.
- 13:36تو دو میلیارد خواهر و برادر توی تموم دنیا داری.
- 13:39همه گناهانت بخشیده شدن، و اگه انشاءالله
- 13:42با همین ایمان از دنیا بری، وارد بهشتِ جاودان میشی.
- 13:45حالا چه حسی داری؟»
- 13:46«احساس فوقالعادهای دارم، خیلی خیلی هیجانزده م،
- 13:49الان هیجانزده م و نمیدونم...
- 13:52خیلی ممنون.»
- 13:54«باعث خوشحالیمونه برادر.
- 13:56فقط گامهای کوچیک بردار، عجله نکن.
- 13:58اگه سوالی، کمکی، انگیزهای، هر چی نیاز داشتی،
- 14:02ما در دسترستیم برادر.
- 14:04میدونی، خدا این هدایت رو نصیبت کرد.
- 14:06لطفاً تا میتونی با احتیاط ازش محافظت کن.»
- 14:09«باشه برادر، خیلی ممنون.
- 14:11دیروز من صدات رو برای مصاحبه جورام ضبط کردم.»
- 14:15« اوه عالیه! فوقالعاده س.»
- 14:17«خیلی خوشحالم
- 14:21از شنیدن این خبر خیلی خوشحالم، الحمدلله.
- 14:24برای ما خیلی انگیزهبخشه.
- 14:25انشاءالله به زودی حضوری همدیگه رو میبینیم
- 14:28انشاءالله.
- 14:29کجا زندگی میکنی؟ اسپانیا؟ آرژانتین؟»
- 14:32- «آرژانتین! تو آرژانتین زندگی میکنم.» - « خیلی دوره.»
- 14:34این فقط یه مثال بود.
- 14:36خیلی از ملت ها و زبانهای به شدت نادیده گرفته شده، اینجا هستن.
- 14:40و حقیقت اینه که به تنهایی نمیتونیم این کار رو بکنیم.
- 14:43و دقیقاً به خاطر همینه که خواستیم این ویدئو رو بسازیم.
- 14:46امیدوار بودیم شاید بتونیم الهام بخش کسی بشیم.
- 14:48الحمدلله، اخیراً یه تحولی داشتیم
- 14:51که امید زیادی به آینده بهمون داد.
- 14:52یوتیوب چیزی بهمون داد که فقط چندتا کانال توی دنیا دارنش.
- 14:57قابلیت چند مسیره صوتی.
- 15:10ممکنه توی ویدئوهای مِستر بیست دیده باشینش.
- 15:12وقتی از یه کشور خاص ویدئو رو میبینین،
- 15:14ویدئو خودکار به زبان اون کشور پخش میشه.
- 15:17این قابلیت هنوز آزمایشیه،
- 15:19و ما کنجکاو بودیم ببینیم باهاش چه کاری میتونیم بکنیم.
- 15:22برای همین این روش رو روی یکی از ویدئوهامون امتحان کردیم.
- 15:23همراه با خود ویدئو، ۱۳ فایل صوتیه جداگانه آپلود کردیم،
- 15:27هرکدوم به یه زبان متفاوت. و این نتیجه شد.
- 15:38کار ما اینه که تلاشمون رو بکنیم.
- 15:40نتیجه دست خداست.
- 15:42از یه نظر، خودمون رو موفق میدونیم. الحمدلله.
- 15:45اما در عین حال، حس میکنیم هنوز خیلی چیزاست که نتونستیم انجام بدیم.
- 15:49انشاءالله همه ما با ایمان از این دنیا بریم.
- 15:53اما روی این زمین هشت میلیارد آدم زندگی میکنه.
- 15:56اگه فقط برای دو میلیارد مسلمون محتوا تولید کنیم،
- 15:59اگه فقط به فکر حفظ خودمون باشیم،
- 16:01اون وقت در قبال اون شش میلیاردِ باقیمونده، مسئول خواهیم بود.
- 16:05فقط بهش فکر کنین.
- 16:06هر دفعه که میشمرین ۱، ۲، ۳...
- 16:09شش نفر از این دنیا میرن.
- 16:11بعضی با ایمان می میرن، بعضی بیایمان.
- 16:14اونا وارد راهی میشن که بازگشتی نداره.
- 16:17در برابر چنین واقعیتی، وظیفه ما چیه؟
- 16:20اینکه فقط بگیم «به من ربطی نداره»؟
- 16:23چرا به سمت اون آدما دست یاری دراز نمی کنیم؟
- 16:25چرا فقط به فکر خودمونیم؟
- 16:27اونا چیز کوچیکی رو از دست نمیدن.
- 16:29دارن زندگی جاودانه شون رو از دست میدن.
- 16:31میلیونها آدم منتطرن یکی دستشونو بگیره.
- 16:34شَهرت آتیش گرفته، اما شاید تو فقط پرده رو کشیدی،
- 16:39با این فکر که اگه نبینی، اون اتفاق نمیافته.
- 16:42اگه آدما درست جلوی چشممون داشتن غرق میشدن،
- 16:44و ما نجات دهنده توی دستمون بود،
- 16:46اما پرتش نمیکردیم، آیا ما رو قاتل نمیخوندن؟
- 16:49ما توی دستمون درمانهای معنوی مثل قرآن،
- 16:52سنّت، تقوا، و ایمان رو داریم.
- 16:54اگه رسوندن اینا حتی به یه نفر، دغدغه مون نباشه،
- 16:58اگه حتی براش دعا نکنیم، آیا ما مسئول نیستیم؟
- 17:01و تو هم این بار رو به دوش میکشی.
- 17:03تو هم نگرانش هستی.
- 17:05به خاطر همینه که این ویدئو جلوی روته، و هنوز داری نگاش میکنی.
- 17:09و به خاطر همینه که وقتی تموم شد، یه هدفی برای خودت تعیین میکنی.
- 17:13چه کوچیک، چه بزرگ، یه قدم برمیداری تا دینت رو بهتر یاد بگیری،
- 17:16و براش دعا میکنی.
- 17:18آیا من درباره چیزی حرف میزنم که هیچوقت اتفاق نمیافته؟
- 17:21خواهران و برادران، اوضاع جهان این رو رد نمیکنه.
- 17:24برعکس، تأییدش میکنه.
- 17:27اگه اوایل قرن نوزدهم، وقتی حتی رادیو هم نبود، یکی میومد بهتون میگفت:
- 17:31"اسلام یه روزی تموم دنیا رو فرا میگیره."
- 17:34چطور واکنش نشون میدادین؟
- 17:36احتمالاً بحث نمیکردین، اما ته دلتون تعجب میکردین که،
- 17:39"این چطور ممکنه؟"
- 17:40اگه میگفتن "تلویزیون اومده." میگفتین "باشه.
- 17:43اما پیام هنوز دست پخشکنندههاست."
- 17:46یادتون باشه که رسانههای سنتی چطور ما رو مسموم کردن.
- 17:49بعدش اینترنت اومد. میگفتین "خب، این قانعکنندهتره.
- 17:53میتونه به هر خونهای برسه. ولی بازم در کنترل اوناست."
- 17:56بعد رسانههای اجتماعی اومدن.
- 17:57حالا امیدوارتر میشی.
- 18:00جهان توی فیسبوکه.
- 18:01شاید بالاخره بتونیم یه حرکتی بزنیم.
- 18:03اما الگوریتم، خیلی عالی نیست.
- 18:06بعد ریلز، شورتز، و الگوریتم تیکتاک اومدن.
- 18:09این همه چیز رو عوض کرد.
- 18:11الان تعداد فالوئر اصلاً مهم نیست.
- 18:14اگه محتوای تو خوب باشه، اگه واقعاً ویرال بشه،
- 18:17اون وقت حتی با فقط ۱۰ تا فالوئر،
- 18:19ویدئوت میتونه به ۲۰ میلیون نفر برسه.
- 18:22و اون موقع بود که گفتم "این خودشه.
- 18:24موانع دارن برداشته میشن.
- 18:26اسلام الان میتونه به تموم دنیا برسه."
- 18:29اما صبر کن، چطور به این همه زبان محتوا تولید کنیم؟
- 18:31این هنوز یه مانع بزرگ بود.
- 18:33و بعدش هوش مصنوعی اومد.
- 18:36حالا همه چی جور شد.
- 18:37حالا پازل کامل شده.
- 18:39دیگه هیچ چیزی سر راهمون نیست.
- 18:41این پیام الان میتونه به هر خونهای، هر شهر کوچیکی،
- 18:45هر روستایی، هر قلبی برسه.
- 18:47مهم نیست تو این راه چه بلایی سرمون بیاد، یا چه چیزی روبرومون باشه،
- 18:51حتی اگه سنگسارمون کنن، ما، همه شما،
- 18:54این مبارزه رو تا آخرین نفس ادامه میدیم.
- 18:56چرا؟
- 18:57چون تموم این مدت، ایمان داشت بی سروصدا پازل رو، برای تو کنار همدیگه می چید.
- 19:02به عبارت دیگه، خدا داشت تو رو برای اونی که میخواد بشی آماده میکرد.
About this transcript
This page contains the full transcript of I Left My Medical Career for Islam" - The Untold Story Behind Towards Eternity by Towards Eternity, generated from the public captions YouTube serves with the video. The transcript has 3,271 words across 398 segments, with the original timestamps preserved so you can click any line to jump to that moment in the embedded player.
What you can do with it
Use the transcript to take notes, quote the speaker, build a study guide, generate a summary with ChatGPT or Claude via the YouTube Summary tool, or export it as a timed subtitle file with YouTube to SRT. You can also re-open it in the transcriber to translate the transcript into 100+ languages.
Free YouTube transcript tool
YouTube2Text is a free YouTube transcript generator — no signup, no daily limit. Paste any YouTube link and get the full transcript instantly, with timestamps, click-to-jump, translation to 100+ languages, AI prompts for ChatGPT, Claude, and Gemini, and exports to TXT, SRT, VTT, or Markdown.