YouTube2Text

EP 174 - Majid Hosseini Nejad, Founder of Alibaba Group | مسیر 200 میلیون دلاری علی بابا — Transcript

by طبقه 16 · 14,622 words · 971 segments · language fa · Watch on YouTube

Full transcript

  1. 0:01من وقتی علی بابا رو زدم خونمو فروخته بودم ماشین‌هامو فروخته بودم، اجاره‌خونه‌مو
  2. 0:05نمی‌تونستم بدم می‌خواستم به دنیا نشون بدم می‌تونم، من اگه بخوام خودمو تو یه
  3. 0:10جمله تعریف کنم می‌تونم بگم من مجید هستم می‌تونم بگم من مجید هستم.
  4. 0:16بهترین مدیرا کسایین که دست به کار دارن کار می‌کنن. علاقه‌ای هم به مدیریت ندارن. آره؟
  5. 0:23وقتی کرونا خورد من به جای اینکه ترمز گاز دادن تو کسب و کارت رو شروع کردم.
  6. 0:28یه جایی شد که ما پول مردم نمی‌تونستیم بدین آرزو می‌کردم که ای کاش به دنیا
  7. 0:33نمیومدم خودم گفتم که مجید ادامه بده تو هر کاری رو ۱۰۰ ساعت بکنی، بالاخره فیلسوف میشی
  8. 0:39میشی یعنی تو کفاشم باشی رغب فیلسوف میشی ما خودمون بخوایم بفروشیم ۲۰۰ میلیون دلار
  9. 0:45ولی نمی‌فروشیم من واقعاً امروز جایی نیستم که اصلاً کسی بیاید به من، من فروشنده‌ام،
  10. 0:49خریدار سهامم بعد از یه مدتی یهو می‌بینی ا تمام چیزهایی که برای من یه زمانی ارزش داشت
  11. 0:55بود یه زمانی این جزئیات برای من خیلی ارزش داشت. الان دارم میگم این چه کاریه که؟
  12. 0:59من دارم می‌کنم چرا وقتمو گذاشتم اینجا و این اتفاق چند ماه پیش برای من افتاد و دارایی‌ام
  13. 1:03تو شرکت و کارخونه و زمین نیست آدمان که دوره میز نشستن، شاید مثلاً این پادکست‌ها
  14. 1:09که تاریخ شده آخر ازش یه کتاب درم که بگم آقا این چیزی بود که من آخرش متوجه شدم
  15. 1:15بخوام یه جمله بگم بچه‌هایی که دارن استارت‌آپ می‌زنن، آقا! معیار فقط یه
  16. 1:20چیزه رو روی زمین چیزی نشده می‌ترسم انگلیسی حرف بزن. خب بابا، ببین چیکار…
  17. 1:25می‌کنین اصلاً دوربین من
  18. 1:30کدومه؟ تنکیو مجید چطوری؟ عالی عالی خدا راستش را بگویم آقا، این سه چهار روز خیلی خیلی حالم
  19. 1:38داد آره واقعاً تجربه فوق‌العاده‌ای بود برای من هم خیلی خیلی باعث افتخار بود که با شما بودم.
  20. 1:44یاد گرفتم با کرکتراتون آشنا شدم کارای مختلف کردیم و تایم زیادی هم بودیم دیگه
  21. 1:49یعنی از صبحونه تا شب س روز جونامونو گرفت سعید، دوباره چیکار می‌کنیم؟
  22. 1:56من که همین برای همین ایونت سعید اومدم دیگه ایونت روی هوش مصنوعی بود و بنیانگذار رو
  23. 2:03یه سری ایرانیای ایران و خارج از کشور و یه چند ترای دیگه بودن، خیلی تجربه…
  24. 2:08فوق‌العاده‌ای بود برام ازیا استفاده می‌کنین شما توی علی بابا؟ آره هم جاباما
  25. 2:13استفاده می‌کنه هم علی بابا و این هی داره در حال رشد و پیشرفته است. آقا، بذار از اولش
  26. 2:18شروع بکنیم از داستان شروع علی‌بابا رو ببین. خب، علی‌بابا رو فکر...
  27. 2:25کنم همه تقریبا دیگه تو ایران می‌شناسن ولی منی که الان چند سال ایران
  28. 2:31نبودم خیلی دیگه آپدیت اسکیل و اینی که چند تا بوکینگ انجام داره، میشه ندارم یه؟
  29. 2:40ایده از اینکه الان تو چه اندازه و تو چه اسکلی داری؟ کار می‌کنی بهمون میدی؟
  30. 2:47عدد رقم باورت میشه ندارم من چند حدوده نگاه می‌کنم به چیزهایی که برای من مهمه.
  31. 2:54حالا شاید برای بچه‌ها مهمه من نگاه می‌کنم ببینم مارجینمون چقدر
  32. 3:00پی کار من همینه من چیکار دارم چند تا می‌فروشه سهم بازار رو تا یه حدودی.
  33. 3:07میدونم اینا برام مهمه و در واقع اینکه جی امیمون چقدره؟ میزان فروشمون چقدره؟
  34. 3:16این اینا رو من دیتا می‌گیرم تو جزئیات بیزینس نمی‌رم. از علی‌بابا خیلی من دور شدم.
  35. 3:21توش همین تو الان دی تو دی به اصطلاح یا تو روزمره علی‌بابا فعال نیستی. اصلاً من تا
  36. 3:27۶ تا شهریور بودم دیگه شهریور که توحید کار را گرفت، به من گفت: «باید از... اگر قرار...»
  37. 3:33بگیرم باید از این آفیس بری بیرون یه آفیس فوق‌العاده خوشگل. اون آفیس، روز اول دفتر
  38. 3:40روز اوله گفت بعد از دفتر بری بیرون دیگه ما هم رفتیم تبعیدگاه، یه ۱۰۰ متر اون‌ورتر.
  39. 3:45یه دفتر داریم دفتر یارا در واقع مرکز تماسمون بود، رفتم اونجا نشستم، توحید کی؟
  40. 3:50مدیرعامل جدید آوردین توحید از اول با ما بود تقریباً از هم‌کلاسی‌هام.
  41. 3:55دانشکده‌ای بودیم من و نیما و توحید همه‌مون پلیمرِ ۷۶ هستیم. من، نیما ۷۸، و توحید.
  42. 4:00۸۱ی یه جوری با هم شروع کردیم به ۶۷ ماه بعد جوین شد، خودش هم سهامدار در واقع جدی کل
  43. 4:07گروه ماست. آره، توحید اونجا بود و مثل این عینکی...
  44. 4:13که رو چش هست ما نمی‌دیدیمش یه جلسه گذاشتیم خود توحید هم قرار بود بشود از
  45. 4:16شانسمون توحید نبود که آقا مدیرعامل کی بذاریم چون من از پارسال همین موقع دیگه
  46. 4:21خیلی از علی بابا دور شده بودم و تمرکزم روی شرکت‌های دیگه بود، بیشتر اونا هم
  47. 4:26جوون‌تر بودن هیجان بیشتری برام اون داشتن مثل اینکه بچه ته تغاری هستی، تو همیشه یه
  48. 4:31جوری بیشتر دوست داری تمرکزم رو اونا بود و علی بابا واقعاً داشت آسیب می‌خورد. بعدم
  49. 4:38خودم می‌رفتم توی جلسه مثلاً یه جلسه کاری بود یا گیر می‌دادم به یه فونت که چرا این؟
  50. 4:43فونتو گذاشتی چی حالا می‌گفتم آقا بیخیال شو گفتم نه اصلاً نمیشه این چه؟
  51. 4:49وضشه من و علی بابا از دستم نجات پیدا کردیم. توحید می‌گوید: «من یک موقع بچه‌ها را…
  52. 4:54میخوام مثلاً اذیت کنم میگم اگه مثلاً خوب کار نکنین. من میرم، مجید میاد. مردم میگن نه.
  53. 5:00تو رو خدا بذارینم اینجوری بمونه ولی نکته‌ای که داری میگی که از بچه‌های
  54. 5:06خودتون که از قدیمیا بودن به مدیرعامیل به مدیرعاملیت منتقل شده؟ واقعاً یکی از
  55. 5:11نکته‌های قوته دیگه یعنی مثلاً مثلاً توی داستان‌هایی که مثلاً از استیو جابزم
  56. 5:18می‌شنیدیم بله این داستانی که مدیر از بیرون آوردن یکی از غلط‌ترین کارها را چند
  57. 5:23بار روش و یه ویدیو معروفی هم از استیو جابز هست که اصلاً میگه که بهترین مدیرا
  58. 5:30کسایین که هنزانن دارن کار می‌کنن علاقه‌ای هم به مدیریت ندارن. می‌دونی دیگه؟
  59. 5:37از سر اجبار و چون بهترین آدم برای مدیریتتان
  60. 5:41دارن مدیر میشن دست گلشم اون مدیرعامل پپسی بود. آره، آفرین، دقیقاً، دقیقاً.
  61. 5:47بنابراین این خیلی خیلی تجربه خوبیه که یه نفر آوردین. ولی این رو داشتم که تو راجع به
  62. 5:53فانت و اینا داری میگی من باهاش یه مقداری رابطه برقرار می‌کنم فکر می‌کنم منظورت
  63. 5:58اینه که کسب‌وکارتون توی اون اندازه و توی اون سایز باشه.
  64. 6:03وقتتو گذاشتی برای چه چیزای کوچیکی بله ولی از یه طرف دیگه هم قبول نداری
  65. 6:09که اصلا بازی اول از اینجا شروع شد یعنی مثلاً از طراحی محصول
  66. 6:16آی ولی بعد یه مدتی میبینی تمام چیز که برای من یه زمانی ارزش بود، یه زمانی این
  67. 6:23جزئیات برای من خیلی ارزش بود الان دارم میگم این چه کاریه که من دارم می‌کنم؟ چرا؟
  68. 6:27وقتمو گذاشتم اینجا و این اتفاق چند بار برای من اتفاق افتاد و من شخصاً احساس
  69. 6:32می‌کنم یکی از قسمتهای سخت زندگی من این که چند بار هم برای من اتفاق افتاده است.
  70. 6:38ترنزیشن از این چیزایی که یه زمانی برات ارزش بود و حالا داری میگی من دارم روی
  71. 6:43کارای بزرگ‌تری دارم کار می‌کنم نمونهش همین الان، تو همین بحث‌های این چند وقت بود؟
  72. 6:47که به من می‌گفتین سئل برو وقتتو بذار رو من اینجا که داشت. من پادکستر نیستم‌ها
  73. 6:51من پروداکتم می‌دونی ولی چون حالا ایمپکت کار داره بیشتر خودشو نشون می‌ده اینجا که
  74. 6:56خب وقتتو رو این بذاری ازش بیشتره ببین ب تو ذهن من ایده‌ای داشتی، حرفی زدی، این بچه اومد.
  75. 7:02که یه لباسی اندازهشه بعد من تجربه هم خودمم رایان پسرمه، حضور ذهن دارم، میگم.
  76. 7:08بابا اینو عوض کن ول نمی‌کنه هی اونو میگه نه، دوست عادت کرده؛ ولی این بزرگ شده لباسه.
  77. 7:14کوچیک شده در واقع لباس که کوچیک نمیشه این بزرگ شده. آن لباس مناسب او نیست.
  78. 7:18ممکنه بگیری بدی یه بچه دیگه فهم منم همینه. اگه وقتی کمپانی بزرگ می‌شه، تو همون
  79. 7:24لباسو بخوای بپوشی خب کار نمی‌کنه در واقع تو لازمه بری یه لباس دیگه بپوشی.
  80. 7:30اتفاقاً رشد اینجاست که تو بتونی خودت رو رشد بدی تو حین این فرآیند
  81. 7:37وقتی خودت رشد پیدا می‌کنی می‌تونی آدمای درجه یک بگیری یا آدم‌های درجه یک کنارت دربیایند
  82. 7:41واقع با هم رشد بکنی یا کنار تو رشد بکنن و اونا بیان کار رو بگیرن، کاری که خود اونا
  83. 7:48هم توش شکوفا میشن فوق‌الدگی کار استارتآپ اینه که تو تا بی اندازه می‌تونی رشد کنی
  84. 7:53و آدما این مسیر شغلیشونو این کریر پسشونو می‌بینه که من می‌تونم مدیرعامل بشم، یعنی
  85. 8:00نهایتی برام وجود نداره این شرکت به سمت بی‌نهایت داره می‌ره، واقعاً همین‌جوری به
  86. 8:05سمت بی‌نهایت داره میره و من می‌تونم توش هر چیزی رو برای خودم بسازم. مثلاً یه ایده…
  87. 8:09بیارم یه شرکت بزنم جدا بشه این خیلی فوق‌العاده است که پایانی در آن نیست، این مثل
  88. 8:15شرکتی سنتی نیست که تو تهیه کارو ببینی اون باید بمیره تا من برم جای اونو بگیرم
  89. 8:21ببین مجید همیشه داستان‌های شروع یکی از جذاب‌ترین‌هاست.
  90. 8:26داستاناست می‌دونم الان یه خیلی مدت زمان زیادی می‌گذره و اتفاقاً الان فکر کنم، پس
  91. 8:31تو یه دوره فلسفی هم هستی می‌دونی که مثلاً الان، خب، چیکار کنیم؟ این کار را هم کردیم.
  92. 8:36و اینا و دوست دارم سریع بهش برسم ولی بیا یکم برگردیم عقب، از روزهای اولش که برای
  93. 8:44منم همیشه جذابه که تو اصلاً با دنیای
  94. 8:49استارتآپ چطوری بود از چه بکگراندی میومدی یعنی بیشتر از سمت مارکتینگش وارد شدی؟ از
  95. 8:53سمت بیزنسش وارد شدی با پروداکتش وارد شدی ایدهٔ علی‌بابا از کجا آمد؟ انتخاب اسمش از
  96. 8:58کجا اومد؟ من یه ذره پس برگردم عقب‌تر، من متال‌هد
  97. 9:06۵۸م مامانم تاریخ تولدمو نمی‌دونه یعنی ما سه تا داداش دارم، همه‌مون شناسنامه‌مون ۲۵ شهریوره.
  98. 9:12تاریخ تولد هیچ کدوممونو نمی‌دونه میگم مامان تو چطوری تاریخ تولد ما رو یاد میگیری؟
  99. 9:16من اون موقع تند تند می‌زاییدم خیلی کاری نداشتم، چون ۱۲ سالش بود، ازدواج کرده بود.
  100. 9:22خواهرم ۱۳ ۱۴ سال اختلاف داره و ۲۳ ۴ سالگی پدرم فوت کرد، یعنی مادرم ۲۴
  101. 9:29سالش ش بود بابام ۳۵ سالش پدرم سکته کرد فوت کرد. حالا من یه داستانی هم دارم، من رو
  102. 9:35پای بابام بودم عروسی بوده عروسی تموم میشه بعد مثلاً من رو پا خوابیده بودم آخر؟
  103. 9:40شب بابام سکته می‌کنه می‌میره این خیلی خدام می‌گم دلم برای خودم می‌سوزه تازگیا.
  104. 9:46قبلاً نه، من پلی‌تکنیک قبول شدم، لیسانس فوق.
  105. 9:51لیسانس پلیتنیک خوندم همونجا ازدواج کردم بعد از پلی‌تکنیک، برادر بزرگ‌ترم کسب
  106. 9:55کار بازرگانی داشت تو چین اون موقع چین اصلاً می‌رفتی چین، چین دست می‌زد ببینه تو.
  107. 10:00واقعی هستی یا نه مثلاً سال ۲۰۰ ۲۰۱ خیلی چین نمیره. حالا، شانگهای شاید بود ولی یه
  108. 10:04ذره از شانگ‌های میومدی بیرون نبود اون منو برد تو دنیای بازرگانی، یه پونزده شونزده سال کسب
  109. 10:10و کار خیلی خیلی موفق بازرگانی داشتم درآمد خیلی خوبی ازش داشتم بعد از تحریم‌ها.
  110. 10:16اینا شروع شد یه ذره اون کار شل شد من از از اون کار اومدم بیرون.
  111. 10:22وقتی اومدم بیرون شروع کردم اپلای کردن برای خارج رفتن و این‌ها، همین دارم جاوی جان.
  112. 10:27میگم کارو قبلش اپلای کردم خلاصه اومدم بیرون وضع مالیم خیلی خوب بود، درگیر چند تا
  113. 10:33پرونده کلاهدهی شدم نه کلاهبرداری می‌دویدم کلام را بدهم به یکی، ال به قول این
  114. 10:40روان درمانگرم می‌گفت تو مرگ پدرتو دوباره تکرار کردی من وقتی علی‌بابا رو زدم، خونمو
  115. 10:46فروخته بودم ماشینمو فروخته بودم اجاره خونمو نمی‌تونستم بدم
  116. 10:50ولی می‌خواستم به دنیا نشون بدم می‌تونم من اگه بخوام خودمو تو یه جمله تعریف کنم
  117. 10:56می‌تونم بگم من مجید هستم می‌تونم بگم من نشونت می‌دم می‌تونم باشم، یعنی اصلاً بودنم
  118. 11:02اینه بعدم خب این دلیل اینم که یه ذره پس گفتی فلسفیه، مجبورم یه ذره برم تو فلسفه.
  119. 11:09اصلاً واقعاًم به نظر من زندگی ماها بیشتر فلسفه تو تک
  120. 11:13استارتآپ کامو یه داستانی داره در مورد افسانه‌ی سیزیف می‌گوید که خدایان او را در
  121. 11:19اثر اینکه خدای مرگو نمی‌دونم نمیاد گول می‌زنه، محکوم می‌کنن که این یه سنگ رو ببره.
  122. 11:24بالای کوه و از بالای کوه ول کنه بیاد پایین و این رو هی تکرار کنه، این ورژن.
  123. 11:30کاموئه ورژن من اینه که محکومیتش این بوده که فقط سنگو ببره بالا. تو اگه محکومیت این
  124. 11:35باشه سنگو ببری بالا وقتی می‌رسی قله چیکار می‌کنی؟ ناگزیری که ول کنی بیاد؟
  125. 11:40پایین و دوباره ببری بالا نمی‌تونی همشو ببری بالا، می‌رسی نوک قله و نمی‌تونی.
  126. 11:45محکومتو ادامه بدی پس باید هی اینو تکرار کنی، محکومیت من اینه که نشونت می‌دم.
  127. 11:51می‌تونم اگه همه باور کردن من می‌تونم من چیکار می‌کنم؟ سنگ را می‌اندازم پایین که
  128. 11:57دوباره نشون بدم می‌تونه میگه اه دیدی نتونست. بعد، اونجایی که من خونه رو فروختم،
  129. 12:01ماشینو فروختم، همه چیو فروختم اونجایی بود که همه گفتند: « دیدی شانسی بود این؟»
  130. 12:07کارش و اینا اون فرمول برنده شدن من تحریک شد، دوباره در واقع استارت خورد. من اونجا
  131. 12:14توی وسط اون دادگاه‌ها و پرونده‌های غذایی که تو تمام تهران، یکی از این قاضی‌ها بود.
  132. 12:19می‌گفت اینجا مجتمع شهید حسین نژاد ما همه برای تو کار می‌کنیم، انقدر پرونده قضایی؟
  133. 12:25داشتم نیما رو صدا کردیم با نیما علی بابا را استارت زدیم. یک دوست دیگر را صدا کردیم.
  134. 12:31علی تیماچی علی گفت من سه تمم میگیرم فقط چک کنم ببینم این میشه اصلا یا نمیشه چون
  135. 12:37اصلاً سایت آنلاین نبود راجع به چه سال داریم حرف می‌زنیم
  136. 12:41۹۲ من همونجا س۳ تومنو کارت به کارت کردم با اینکه واقعاً، مثلاً، میگم اجاره خونه هم
  137. 12:46به سختی می‌دادم ۳ تومن مارکت ریسرچ نمی اسم این که نمی‌دونستم تو
  138. 12:52می‌ذاری گفت من ۳ تومن می‌گیرم ببینم این میشه یا نمیشه توشو درآره؟ این اصلاً
  139. 12:56مجوزی میت نمی‌دونم نه نه فنی فنی که ببینم این ربات روی سایت آنلاین‌ها کار می‌کنه؟
  140. 13:03می‌کنه یا نمی‌کنه ایدهش این ایده از کجا اومد، یعنی مدلی دیده بودی؟ من سال‌ها کار
  141. 13:06بازرگانی می‌کردم تو چین سی تریپ وقتی داشت راه می‌افتاد ۲۰۰۱-۲۰۰۲ که من میگم تو
  142. 13:12فرودگاه‌ها اینا اینا کارت می‌دادن منو داداشم، می‌رفتیم با هم دنبال کارت‌ها
  143. 13:15شماره روند می‌گشتیم آقا میشه شماره رون مثلاً به ما می‌داد، چک می‌کردی. حالا مهم
  144. 13:19نیست این کردیت کارتت شمارهش رند باشه یا اون شماره عضویتت بازی بود دیگه، زودتر
  145. 13:24می‌رفتیم فرودگاه من سیتریپو می‌دیدم و خیلی تو ذهنم همیشه بود دیدی یه چیزی تو
  146. 13:30ذهن سیپ یه سایت بوکینگ عین علی عین اکسپدیاست. الان Trip.com مال Ctrip است. اون
  147. 13:36چاینا تریپ بود الان تیپ.comو خریده تو سطح جهانی تو مثل داستان «حس نمی‌رم ده‌ای».
  148. 13:41رفتی رفتی بیرون از ایران یه چیزی دیدی اومدی داخل، دیدی نیست. من اون تو ذهنم بود.
  149. 13:47موقعی که ورشکست شدم همه چی رو از دست داده بودم یه آش خوب داشتی، پول در
  150. 13:51میآوردی گفتم کلامو دادم دیگه آره کلامو دادم. خیلی خوب پول درآوردم. کلامو که دادم...
  151. 13:57توی اون موقعی که خیلی وضم خوب بود این آژانس مسافرتی دیدی؟ آدم پولدار میشه، میگه
  152. 14:01همه اون موقع تو ایران الان شاید اونقدر آژانس مسافرتی خیلی پاک کلاس بود اون موقع
  153. 14:05که میگم انگار من پیر مردم خیلی با کلاس بود مثلاً، داداش، یه آژانسی بزنیم مثلاً. خب؟
  154. 14:10همه این کسب و کار از بین رفت بعد از اینکه من، یعنی یه عالمه کسب‌وکار رانتی
  155. 14:14داشتم یه شرکت مشاوره تو این زمینه فکر می‌کردم. من راکفلرم مثلاً. خیلی توهم تو
  156. 14:20یه موفقیتی تو جوانی به دست میاری توهم می‌گیردت
  157. 14:24اسپانسر این قسمت از پادکست طبقه ۱۶ شرکت لیمو هاست، اونایی که تجربه خرید هاست و
  158. 14:29سرور دامنه دارن احتمالاً اسم لیموستو شنیدم یه چرخی توی توییتر زدم که ببینم
  159. 14:36ملت راجع بهشون چی میگن و دیدم که عمدتاً خیلی از شرکت لیموست و خدماتش راضی‌اند.
  160. 14:41علیالخصوص که دیدم خیلی تعریف می‌کنن از پشتیبانی و ساپورتش همون‌طور هم که
  161. 14:46می‌بینین خودشون خیلی اکتیون و به سؤا و منشن‌هات جواب می‌دن. جدیداً شرکت لیموهاست یه
  162. 14:52سرویسی رو لانچ کرده به اسم مقیاس یا همون احتمالاً «اسکیل»، که همان‌طور که از اسمش
  163. 14:58پیداست برای شرکتها و کمپینهایی که میره بالا و عمدتاً به خاطر ویزیت بالای سرویس
  164. 15:06دهان میشه که این اتفاق تو ایرانم کم پیش نمی‌آد این سرویس پاسخگوی این نیاز اگر
  165. 15:12شماهم یه همچین مسئله‌ای تو شرکتتون دارین حتماً با تیم پشتیبانی مریاس و شرکت.
  166. 15:18لیموغس تماس بگیرین باهاشون مشورت کنین و ببینید که آیا راهکارشون به دردتان می‌خورد
  167. 15:22می‌خوره یا نه دم شما گرم بریم سراغ پادکست. ولی جالبه تو این سفری که اینجا با
  168. 15:31هم بودیم چیزایی که من از اینور مشنم شنیدم که اتفاقاً بچگی سختی نسبتاً داشتی
  169. 15:37طوری که ولی داری تعریف می‌کنی اینجوری که همه چی انگار بلبِل بوده و خیلی هم اعتماد
  170. 15:41به نفسم بالا بوده و گفتم خیلی کسی که اعتماد به نفسش خیلی پایینه. نشون میده که
  171. 15:47اعتماد به نفسش خیلی بالاست یه جوریه یه تناقض استارت‌آپ زدنم، یه جنبه اثبات کردن…
  172. 15:53اینه که من می‌تونم این کارو بکن ببین من کودکیم، خب، دو سال همون داستان‌هایی که تعریف
  173. 15:57با خانم دعوا میشه تا مثلاً یه ذره صف می‌گیره. می‌گم: «ببین، من مجرم نیستم که...
  174. 16:02من بیمارم من د سالم بوده رو پای بابام مرده دلش می‌سوزه یه ذره داره نرم میشه
  175. 16:09آره خب من از همون جا که پدرم فوت کرد ما خب، مادرم خودش می‌گوید: «ما پنج تا بچه...
  176. 16:16بودیم با هم بزرگ شدیم فقط شما رفتین درس خوندین، من درس نخوندم، موندم شماها رو نگه دارم.
  177. 16:21دارم به هر حال طبیعتاً یه خانواده پرتنش من هم پدرم مال دههٔ کپه و مادرم مالِ
  178. 16:29دهاای بین قم و کاشونه و خب می‌تونم بگم از لحاظ خانوادگی
  179. 16:35ما یه خانواده نمی‌فهمم چه اسمی روش بذارم، به هر حال.
  180. 16:40پرتنش بودیم من یکی از داداشام با همدیگه غر نمی‌کردیم، آشی هم نمی‌کردیم، فقط همدیگه
  181. 16:45رو می‌زدیم مثلاً توق می‌زنی قر می‌کنی یه موقع می‌زنی، آشی می‌کنی؛ ولی اون خشمی که
  182. 16:51از نبود پدر بود و خب فامیلی که خیلی من نمی‌تونم بگم حمایتگر بودن یا خودشون درگیر
  183. 16:59مشکلات خودشون بودن به هر شکلی، اون توی خونه، تنشش دائم می‌زد بیرون،
  184. 17:05منم تحت آقا ی بودم کتکخوار بودم و خب مادر من همیشه
  185. 17:11یه فقر بالقوه‌ای داشتیم. خب، پدرم مرد. وضع
  186. 17:16مالیمون خوب بود ولی یه خونه داشتیم دو طبقه و یه زیرزمین. مامانم دو طبقه رو
  187. 17:21کرایه می‌داد ما رو می‌برد زیرزمین نگه می‌داد، چون همیشه از آینده، به هر حال، اونم
  188. 17:26فکر کن تو ۲۴ سالگی شوهرشو از دست داده از یه آینده‌ای که سیاهه، می‌ترسید هی پول جمع کنه؟
  189. 17:31می‌کرد هنوزم همین کارو می‌کنه هنوز منم وای، منم این داستان… خب، ما هم داریم. یعنی، یه
  190. 17:37ترسی از آینده دارم منم پدرم خب فوت کرده دیگه چه سنی؟ من، پدر من، اصلاً داستان برگشت...
  191. 17:43من به ایران که داشتیم الان با هم صحبت می‌کردیم. ۲۰۱۴ آمدم ایران. من اصلاً ۲۰۱۴
  192. 17:47اومدم ایران که همون حساب کردیم شد ۹۳ ۹۴ دیگه آره، آره، آره. من، بابام فوت کرد که من
  193. 17:53برای مراسم مثلاً اومدم ایران بعد یهو دیگه موندم و داستان ریحون و اینا شد حالا
  194. 17:58نمیخوام حرف تو رو قطع بکنم، ولی دقیقاً حالا من، الان مامانم…
  195. 18:03مثلاً پشت تلفن که باهاش ش حرف می‌زنم اصلاً دیدی مثلاً می‌گی الان مامان، مثلاً
  196. 18:09اومدن پنجره خونه رو عوض کردن ۲۵ میلیون گرفته میگن: «مای ول کن دیگه! دیگه حرص اینا...»
  197. 18:15رو دیگه الان من جوون چقدر باید بکنم دیگه تو نخور. مثلاً می‌دونی، خب اونا نسل جنگ.
  198. 18:19بودن می‌دونی یه ذره اون شرایطی که مثلاً قبلش خوب بوده اون سال‌های آخر قبل از
  199. 18:25انقلاب و بعد جنگ یهو داده اینکه همیشه یه ممکنه یه آینده‌ی سیاهی
  200. 18:32باشه آره ما بعد ما رو مثلاً جمعه صبح ماهان به ما صبحانه نمی‌داد.
  201. 18:38می‌گفت بریم مسجد دعای ندوه اونجا صابونه میدن. ولی خب، همینا برامون... یعنی ماها رو...
  202. 18:45ساخت دیگه به یه شکلی هممون خانواده مذهبی داشتین یا خود هستی مذهبی نبود؟ مادرم ولی
  203. 18:52مثلاً هنوز نماز روزه رو می‌خونه ولی به این شکلی که مذهبی باشه به ما بگه بخونید؟
  204. 18:56اصلاً نه کاری نداشت من خودمو مؤمن می‌دونم مذهبی هستید، نمی‌دونم این «مؤمن» در لغت...
  205. 19:04نه در اون اون معنی عرفی جامعه به یه چیزی آدم باید اعتقاد داشته باشه دیگه واقعاً
  206. 19:08قبول دارم من نمی‌تونم بگم واقعاً معتقدم به اون شکل، مؤمن تو لغت یعنی ذهنی امن.
  207. 19:17یعنی امنیت که چیز فیزیکی نیست چون هر لحظه ممکن است.
  208. 19:21بمیره خیلی پرانتز باز کردیم یادم نمیاد آره، تو اصلاً کلاً ماهیت این است. آره، این
  209. 19:28کودک سخت بود کودکی سخت بود نه من خیلی ولی موفقیتم این بود که در دانشگاه پلی‌تکنیک قبول شدم.
  210. 19:35شدم یعنی آدمه لنگه رو انداختم که من می‌خوام دانشگاه قبول شم و توی اقوام ما،
  211. 19:41مثلاً اصلاً درس خوندن مزیت نبود این نبود که توی دانشگاه قبول می‌شی، مثلاً این
  212. 19:46اتفاقاً چند وقت پیش پادکست رضا علیپورو گوش بودم. خیلی جالب بود. خیلی تجربهٔ مشابهی
  213. 19:51دارم من دانشگاه که قبول شدم اومدم به مامانم گفت مثلاً من پلی‌تکنیک قبول شدم.
  214. 19:54اینجوری بود که خب شدی که شدی دیگه مثلاً نه، اصلاً. بعد از یه مدت بیرون پرسیده بودن؟
  215. 20:01بچت کجا مثلاً دوستاش و اینا کجاست گفته بود اون دانشگاه، پرکال مثلاً، چهار کالج و
  216. 20:06ایناست گفتم پول تکنیک بود خونه مثلاً این اومد به من گفت: «مثل اینکه دانشگاه یه…».
  217. 20:12باقی شدی یه چیزی شدی یعنی اولش اصلاً خیلی ولیو نبود براش، از واکنش مردم مثلاً.
  218. 20:18متوجه شد که نه مثلاً ما یه دانشگاه خوب قبول شدیم؛ ولی خب، دانشگاه که قبول شدم...
  219. 20:25وارد دانشگاه شدم خیلی رشد کردم یعنی از یه خانواده‌ای که
  220. 20:31به یه شکلی بکگراندش روستایی بود و خودمان تحت تنش زیادی بودیم.
  221. 20:38وارد پولیکنیک شدن یهو انگار وارد دنیای آزاد شدن اصلاً اونجا. من واقعاً وقتی وارد
  222. 20:48شدم نسبت به بقیه بچه‌ها جزو اون کف هرم از لحاظ ذهنی و فکری، مثلاً بودم
  223. 20:54مدرسه ما ۳۰۰ تا شاگرد چهارم داشت من یه دوست
  224. 21:00نزدیکم پلیتکننیک قبول شدیم با هم گفتیم پلیمر امیرکبیر
  225. 21:05تقابانی همه بچه‌هایی که دانشگاه آزاد قبول شده بودن عکسشونو زده بود به دیوار
  226. 21:09عکس ما رو نزده بود رفتیم پرسیدیم که چرا نزدی؟ گم؟ اینجا هیچ‌وقت کسی قبول نشده اصلاً!
  227. 21:15ما باورمون نمیشه کسی رفته باشه. اون شروع در واقع رشد توی زندگی من بود.
  228. 21:22بود ولی پس تو موقعی که علی بابا رو شروع کردی، خیلی بک‌گراند تک و پروداکت و
  229. 21:29استارتاپچی و اینا نداشتی من اون اون موقع که شروع کردم اصلاً نمی‌دانستم استارت‌آپ چیست.
  230. 21:34چیه من یه سال بعد نیما اومد به من گفتش که مجید می‌دونی ما
  231. 21:39استارتآپیم؟ گفتم خب استارتآپ چیه؟ گفت میرن جذب سرمایه کن. گفتم خیلی خوبه که
  232. 21:43اصلاً من جمایی نمی‌دونستم یعنی چی؟ یه آدم یه دفعه اومد گفت: «مجید، ما باید پول…».
  233. 21:48میدن حاجی آره یه دفعه اومد گفت باید یو ایکس داشته باشیم. گفتم: «یو ایکس یعنی چی؟»
  234. 21:51گفت یوزر اکسپرینس فم چقدر یوزر تجربه وا این تجربه کاربر حتماً چیز خیلی مهمیه.
  235. 21:58بریم مثلاً یو ایکس بیاریم ما ما فهمیدیم که استارت‌آپم از یه جایی، خب ببین، این
  236. 22:03خیلی برای من سؤال برانگیه چون من با با خیلی‌ها صحبت کردم چون می‌خواستم بک‌گراندم یادآوری بشه.
  237. 22:08بازرگانی بود من ۵ ۶ سال کار سنتی بازرگانی انجام می‌دم. خب، برای من جالبش
  238. 22:14اینه که پس از کجا می‌دونستین یه همچین کارای خیلی بزرگیه چون مثلاً ما
  239. 22:18همچنان به آدما داریم سعی می‌کنیم مثلاً خیلی جاها توضیح بدیم که آقا چقدر،
  240. 22:23دنیا بر اساس تکنولوژی و کامپیوتر و اینا ما نمی‌دانستیم خیلی بزرگ است. اصلاً این‌جوری
  241. 22:29نبود که ما فکر کنیم چیزه من ورشکست بودم هیچی نداشتم. یه ایده بود که سی تریپ تو…
  242. 22:34می‌تونی یه کار اینجوری انجام بدی یادت باشه. تو از کجا می‌تونی سی تریپ چقدر؟
  243. 22:37سایزش گندهست مثلاً بزرگه میارزه این کارو بکنی وقتی تو هر فرودگاهی میری، هست، من کیم؟
  244. 22:43من نشونت میدم می‌تونمم کسی که می‌خواد نشونت می‌دم می‌تونم وقتی هم زمین خورده‌ام.
  245. 22:49لازمه یه کاری تو اون اون اسکیل بکنه پس می‌تونم بگم شاید آگاه نبودم که کار بزرگی‌ست.
  246. 22:54میشه ولی ناخودآگاه آن کارِ بزرگ، بود در من الان.
  247. 22:59دارم شاید اینو با تو کشف می‌کنم که وقتی من اینو استارت زدم، می‌خواستم به زنم، به
  248. 23:05مادرم خصوصاً زنای زندگی برا من خیلی مهمن بهشون ثابت کنم که نه، این اتفاقی نبوده.
  249. 23:11موفقیت قبلی من می‌تون نشونتون میدم که من می‌تونم بازم بگم، آره. حالا
  250. 23:17جالبه دو سه سال بعد از اینکه علیبا راه افتاد و توی جلسهٔ روان‌درمانی من موفق شد.
  251. 23:21به این رواندرمانگرم گفتم اگه علی بابا از به این روان‌درمانگرم گفتم اگه علی‌بابا از
  252. 23:27برای از بین رفتن علی بابا ها خیلی برام جالب بود. ما علی بابا... چند بار... من نمی‌تونم...
  253. 23:34بگم که ورشکست داش میشد ما چند بار ورشکست شدیم، ورشکستگی چه جوریه؟ تو پول مردم را
  254. 23:42نداری بدی به همه بدهکاری طلبکاره میاد داد می‌گه: «ورشکست به قولی یکی از بچه‌ها»
  255. 23:48میگه تو رفتی د کیلومتری شکست به ما گفتی بیاین بچه‌ها، خیلی باحاله. ما عقل کردیم.
  256. 23:53فقط نیامدیم، ولی چطور این کار را انجام دادیم؟
  257. 23:58یعنی من فهمم اینه که وقتی اون تحلیلای رواندرمان من، ۱۲، ۱۳ سال رواندرمانی می‌رم و
  258. 24:03این قابلیت خیلی مهمه که من شروع کردم خودآگاهی ورشکستگی رو مصنوعی ورشکستگی؟
  259. 24:12مصنوعی شما می‌تونی خیلی پرافیتبل باشی ولی اگر ورشکست باشی، چطور خانه خریدی؟
  260. 24:16ملک خریدی ساختمون خریدی حقوق کارمندا و بدهیاتو نمی‌تونی بدی. ما از یه جایی
  261. 24:21افتادیم تو خرید دارایی اتوبوس و مثلاً چیزهای دیگه، کالاهایی که tangible باشند
  262. 24:29اونجاها حالا کرونا هم شد کرونا هم خورد وقتی کرونا خورد، من به جای اینکه ترمز...
  263. 24:35بگیرم شروع کردم گاز دادن تو کسب و کارا تو جاباما و توی جاهای دیگه خیلی سرمایه‌گذاری کردی
  264. 24:41کردیم و یه جایی شد که ما پول مردمو نمی‌تونستیم
  265. 24:46بدیم حالا خیلی حرف تو حرف شد ولی جالبه من خیلی دلم می‌خواد اینو بگم، یه موقعی تو
  266. 24:52آرزو می‌کنی که بمیری یعنی دیدی آدم میگه کاش بمیرم، راحت بشم.
  267. 24:58اون موقعی که این اتفاق افتاد من سند ریحانه خانم را گرفته بودم گذاشته بودم تو
  268. 25:03رهن بانک سند مامانم گرفته بودم ریحانه سهام شرکتش را ۷۵٪ فروخته بود. آنها ارم پول
  269. 25:09قرض کرده بودم هرچی هر پول بود من گرفته بودم
  270. 25:14یه شب خوابم نمی‌برد قرص خواب خوردم بازم خوابم نمی‌برد. یادم می‌آید دو سه
  271. 25:22صبح آرزو می‌کردم که ای کاش به دنیا نمی‌دونم راه مردنی وجود داره؟
  272. 25:29نداشت من اگه می‌مردم تصور کن اون صحنه رو تو اگه بمیری
  273. 25:34چی میشه؟ همه فامیل رو با خودت میکشی پایین، راه مردنه؟
  274. 25:39وجود نداره و
  275. 25:43اونجا آرزو کردم کیکاش به دنیا نمیخوردم که این گندها را نمی‌زدم که الان توی این
  276. 25:48وضعیت باشم خیلی هم دور نبود موضوع مال دو سه سال
  277. 25:53پیشه و خیلی خیلی تجربه جالبی بود فقط یادم می‌اومد به خودم گفتم که مجید ادامه بده.
  278. 26:01کتابی داره سختیه کارای سخت اسمش یادم رفت آره
  279. 26:05هارتینز یه جمله داشت که می‌گفتش که وقتی نمی‌دونی فعلاً ادامه می‌دی، نمی‌دونی باید
  280. 26:10چیکار کنی ادامه میدی و ما ادامه دادیم یه اخلاقی هم که دارم، طلبکار که زنگ می‌زنه؟
  281. 26:16دومین زنگ جوابش نمیدم اولین یعنی اسمش می‌افته، برمی‌دارم. صدا می‌گفتم: «آقا ندارم!»
  282. 26:21بیا حالا صبر کن درست می‌کنی ما میدیم این دارایی‌ها رو داریم، اون رو داریم و یه کار
  283. 26:27دیگه‌ای هم کرد این تو زمان حتی یعنی اوج موفق حالا، اوجم شاید نه ولی تو موفقیت.
  284. 26:32علی بابا بود ولی یعنی بعد منج کردین پولتون رو با ۱۴۰۱ بد منج کردیم. خوب مریض؟
  285. 26:37کردیم رفتیم دارایی خریدیم پول مردمو نداشتیم بدیم. فقط خب، کم خریدی داداش؟ یا...
  286. 26:43بت کردی مثلاً برای آینده تایمینگش اشتباه بود تایمینگ زمان. آقا این می‌رسه، وام؟
  287. 26:50بانک تجارت سرفصل شد ما پول سر می‌دادیم از سرفصل‌های تجارت که درآمدیم، یهو گفت نه کل.
  288. 26:56ماه‌های قبلو باید بدین بعد اون موقع به دکتر ستاری، گفتم: «ستاری گفت: من زنگ می‌زنم.»
  289. 27:01هی این هی این یه گوله بزرگتر شد بعد وام که سر فصل میشه تو وامای بقیه وامات.
  290. 27:06نمی‌تونی بگیری بقیه واما رم نتونستیم بگیریم هی افتادیم، می‌دونی، توی این چیزها.
  291. 27:11هست که می‌زنی یه دونه رو یهو دومینوی همه چی
  292. 27:15می‌ریزه خیلی چالشهای درگیر یه سری پرونده‌های قضایی شدیم، خیلی چیزای مختلفی
  293. 27:23به هم خورد اون همه اینا یادت باشه از کجا شروع شد از اونجایی که من مرگ بابامو...
  294. 27:29تکرار می‌کنم هی این گفتم رواند درمانگرم گفتشو هی تکرار می‌کنی. داری به استقبال
  295. 27:37شکست علی‌بابا میری این یه جوری شکست مصنوعی بود، خیلی واقعی بود؛ ولی به جای
  296. 27:43اینکه کلامو بدم بره در واقع رفتم دارایی خریدم اما ورشکستگی رو ما تجربه کردیم
  297. 27:49یعنی بک بونشو داشتیم برای همینم بود که خب به هر حال خیلی قوی‌تر بلند شدیم یه
  298. 27:55پرانتزم اینجا باز کنم بگم چی شد که ما خب این‌جوری بودیم که بسوزون بره، رشد کن، دیدی؟
  299. 28:01که تو استارتآپا بسوزون تا اون اون سال این بودیم آقا، بسوزون بره فقط.
  300. 28:06اردر من یادمه از اول ۱۴۰ که آغاز بحران بود کسی میومد تو جلسه می‌گفت آقا ما
  301. 28:14سوزوندیم این پی سی و این پی سی تو این یعنی پرافیت کانتریبیوشن یکم اون سود یکه.
  302. 28:20مارجین میشه سود د بعد عملیات سود سه بعد بازرگانی، سود، چرو؟ من خودم درست کردم. بعد
  303. 28:25از کم کردن هزینه تکو پروداکت بعد می‌رسید به پی‌وی‌تی که سود قبل از مالیات بیاید
  304. 28:33اگر این پی‌ بیتیش منفی بود من مثل این کارتون‌ها هست، قرمز می‌شد، می‌آمد بالا، می‌گفتم
  305. 28:41که خب هر کیم که وقتی یه بودجه‌ای داده بودجه را نزده بود، بعد کلی دلیل
  306. 28:47داشت دلایل نه بهونه‌ها دلایل حرف حسابه می‌گفتم که خب دستت درد نکنه. من این
  307. 28:53دلایلتو می‌گیرم این بچه‌های دور میز حقوقم دیر می‌شد، ۲۰، ۳۰ روز دیر می‌شد.
  308. 28:58۲۰ روز دیر میشد می‌گفتم خب بچه‌ها حقوق جلساتم بین دهم تا بیستم بود. شانس اینا
  309. 29:03حقوق دیر شده بود جلسات دهم تا بیستم بود به بچه‌ها می‌گفتم: «خب بچه‌ها، تو الان می‌ری
  310. 29:09سر کوچه شیر بخری اون سوپریه تو خودت آدم باشه هستی؟ می‌فهمی این دلیلو؟ اون سوپری هم
  311. 29:17آدم باشیه اونم می‌فهمه اون دامدارم آدم باشه اونم می‌فهمه. مسئله ما یه گاوه
  312. 29:25بی‌شعوره برای اینکه شیر بده باید ینجه بگیر بابا، اینا رو بریز دور، فقط پی‌بیتی.
  313. 29:31باید جنریت کنین فقط باید سود تولید کنین که این گفت‌وگو یهو شرکت رو متحول کرد.
  314. 29:40چون خب سال‌ها هم به هر حال ما برای رشد هزینه کرده بودیم بچه‌ها هم چون می‌دیدن
  315. 29:46ما واقعاً داریم تلاش می‌کنیم من توی همه این ۱۰ سال ما یه بار سود تقسیم نکردیم
  316. 29:50هرچی درآوردیم تو کار هی ریختیم ما هی ادامه دادیم. این دیدیم ما یه روحیه‌ی حسینی
  317. 29:57هم داریم دیگه آقا دور کارو بگیر گیرختی دارید شکست می‌خورید. واقعاً شرکت همراهی
  318. 30:04کرد پای کار وایساد کارایی رو کردیم که تو سال‌ها نتوانستیم تک‌تک کسب‌وکارها را بررسی کنیم.
  319. 30:09لاینا سودده شدن یعنی پکیج اتفاقات اون ورشکستگی... همه این پرانتزها رو ببندم.
  320. 30:17برگردم به اونجایی که صحبتو شروع کردیم کجا بود صحبت رو شروع کردی؟ من نشونت می‌دم.
  321. 30:21می‌تونم من هی شکست را تکرار کردم و روان‌درمانگرم گفت
  322. 30:28مجید و داری دوباره به استقبال از بین رفتن علی‌بابا، ما علی‌بابا را از بین بردیم و
  323. 30:34دلش دوباره نشونت میدم می‌تونم اونجایی که مثلاً همه دیگه تک‌تک ناامید شده بودن
  324. 30:40بابا خونه رفت ماشین رفتم دوباره یهو تو اوج دراومدیم، بعد ۱۴۰۲ بهترین سال ما شد.
  325. 30:49پس راحت کوید و اینا رو رد کردی نسبتاً این‌جوری که گفتم رد کردی، اگه به این می‌گی.
  326. 30:54راحت میشه راحت آره عالی آخه یه چیزی هست ببخشید، می‌گه که سختی و آسانی یه ترجمه هست.
  327. 31:04میگه بعد هم میان یه ترجمه هست میگه با هم میان. مع میشه با هم؟ من یادمه همین تایم.
  328. 31:11۱۴۰۱ مهر و آبان و آذر یادته کی بود موقعی که سعید سرطان داشت
  329. 31:18من با سعید در ارتباط بودم خیلی جالبه خب سرطان خون می‌سوزونه. من یادم هی بهشون
  330. 31:25گفتم تو می‌سوزی اونجوری من اینجوری می‌سوزم و تو داری با اون سوختنت پاک؟
  331. 31:31می‌کنن دیگه یه جوری خونو حالا من خیلی تخصصی نیستم ولی اون فرایند پاک کردن و
  332. 31:36اصلاح کردنشه که می‌سوزونه خیلی دردآوره. گفتم جفتمون تو این سوختیم. هی پاک…
  333. 31:43میشیم یعنی من می‌دیدم که توی این رنج و سختی در من گشایش ایجاد می‌شود، واقعاً.
  334. 31:51احساسه برای سعید یادمه می‌نوشتم برات می‌فرستم بعداً پیام‌ها رو واتس‌اپ. احساس
  335. 31:57اینکه یک آهنم گذاشتن تو اون بوته هست که آهن را می‌گذارند، این می‌سوزد، بعد می‌آورند.
  336. 32:02واقعاً همچین احساسی داشتم احساس می‌کردم دارم می‌سوزم و این‌جوری روم می‌زنند.
  337. 32:08من طاقتشو ندارم ولی نتیجه اون فرایند پاک شدن، در واقع،
  338. 32:15اون ناپاکی‌های درون آهنه که منجر استیل آهن یا هر چیز دیگر، منجر به قوی‌تر شدن می‌شود و
  339. 32:22سخت‌تر شدنش میشه آره دیگه همون وزن مگر آره
  340. 32:28ولی تو توی این مدتی که پس علی بابا رو
  341. 32:33زدین تو نقش مدیرعاملی رو به عهده داشتی یا اوایلش که همه چی رو تو انجام می‌دادی، هم دربانی، هم صد کار دیگه.
  342. 32:43تا کار می‌کنی من تا شهریور مدیرعامل هم علی‌بابا بودم، هم‌گروه بودم، ولی تا دو سه
  343. 32:49سال پیش گروه معنیی نداشت یعنی ۹۰ ۹۵ بیزینس علی‌بابا بود، اما جاباما بزرگ شد.
  344. 32:56آروباس باس جابوا مال شماست بله جابا ما بزرگ شد
  345. 33:01این اسماشم باید ازت بپرسم علی بابا از کجا اومد جاباما؟ از کجا اومد آروباس؟ خیلی
  346. 33:06الان کار فوق‌العاده‌ایه اون کاری که تو حوزه رو در واقع ایرلاین می‌کنیم، اونم خیلی.
  347. 33:12کار عالییه هی شروع می‌کنیم اکوسیستمی که داریم می‌سازیم و بیشتر ساختن یک کاری توی
  348. 33:19حوزه در واقع ساخت بومگردی داریم می‌کنیم تازه همون قدمای اولشه با نیما
  349. 33:26نه نیما تو اون روز کامل برای خودش داره کار می‌کنه تو بهره‌برداری. ساخت ما جدا یه
  350. 33:32شبیه همه ولی نیما جدا برای خودش کامل کار می‌کنه اینم جزء دیتاهایی بود که گرفتین
  351. 33:39یعنی شما دیدید که توی علی بابا بوکینگ برای تو (در) جاباما، بوکینگ برای فضای خوب؟
  352. 33:45زیاد هست اگر باشه ولی فضای کافی به نیست ولی دیمند هست و خیلی جالبه، مردم کالا را
  353. 33:54با کیفیت رو می‌پسندند و بهترین اقامتگاه‌های ایران.
  354. 34:01الان بخوای برای زمستون تو قشن بگیری شاید جا نباشه، یعنی اول بهترین‌ها پر می‌شن. این‌طور؟
  355. 34:08نیست که اول اول متوسطا پر بشن بهترینا گران‌ترین‌ها هم هستند، طبیعتاً بهترین‌ها.
  356. 34:14گرون‌ترین هستن ولی لزوماً به معنی قیمت گران به معنیِ من گرون رو دوست دارم، لغتیه که
  357. 34:20وزن داره یعنی به معنی الکی بالا بودن نیست. نه بهترینن که قیمتشونم طبیعتاً
  358. 34:29گرانه و اونا اول در واقع پر میشن ما این داده رو دیدیم و دیدیم که از الان وقتی
  359. 34:36برای قشم تو ۱۰ تا ۱۵ تا خونه رو برای امسال بهمن و اسفند نمی‌تونی بگیری برای
  360. 34:41آخر هفته‌شو طبیعتاً اگر کسی بزنه، بازگشت
  361. 34:46سرمایه دو سه ساله داره دیتا هم همینو نشان می‌دهد خب، تو این حوزه هم وارد شدیم.
  362. 34:51این خیلی جالبه دیگه چون مثلاً شما یه دیتایی دارین که یه جورایی بیسیک می‌کنه.
  363. 34:55ولی مثلا من اگه میخواستم کار کنم باید با دوست دارد می‌گیرد ها، اگر توش مثلاً یک بمردی
  364. 34:59بزنی میگیره ها ولی شما راحت رفتین این کاراکتر خب، تمام. اگر کسب‌وکارها رو دقت کنی
  365. 35:04همش یه جوری مرتبط به خودمونه دیگه ما تو من تا حالا وارد کسب و کار غیرمرتبط نشدم.
  366. 35:09از علی بابا خرید نکردم آخه نبودم بکنم دیگه تو اون بازی زمانی رو
  367. 35:14اینا چیه علی بابا میری بلیت سینما نه شوخی می‌کنم. مثلاً میری بلیت اتوبوس، بلیت
  368. 35:21اتوبوس و تور و هتل و داخلی خارجی هم هر نوع بلیط حمل‌ونقل را می‌توانید در آن ب
  369. 35:28بلیت تور هتل تورم هست بله بله آره آره اصلاً علی‌بابا به تورِش، اصلاً تورِتون.
  370. 35:33معروفه بیلبورداتونم مال تورتونه بیشتر این سال‌های آخر تور، دو سه ساله، محصوره با
  371. 35:38چرا یه اون یه عکس هم گذاشتین علی بابا من اون برندینگتون رو توی بیلبوردها می‌دیدم، اون
  372. 35:43پسرای انیمیشنش که باحال‌تر نبود، تا بگه عکس آن.
  373. 35:47انیمیشن بعدش اومد دیگه اول اون بود منم من تو خیابون دیدم. علی بابا خوبیش اینه
  374. 35:52من تو مدرس داشتم می‌رفتم می‌دیدم ا تبلیغ علیس زدم کنار خیابون، این‌جوری که این از
  375. 36:00کجا اومد علی بابا خوبیش اینه که آدما واقعاً مستقل‌اند، انقدر که من تبلیغ رو تو
  376. 36:06خیابون دیدم یعنی ببینم ا تو ا در جریان بودی که مثلاً یه همچین ریبرندی بود یا فقط
  377. 36:12صرفاً برای یه تبلیغ بود ریبرندینگو انجام دادیم دوباره اگه یادت باشه لوگومون یه چشم داشت.
  378. 36:19و اینا الان یه ببین بچه‌ها به من میگن ولی تصمیم کامل توی خودشون گرفته می‌شه.
  379. 36:25میگم بیلبوردو من تو خیابون دیدم ب یه پسر خیلی خوشگلو گذاشته بود خیلی حاشیه داشت
  380. 36:31رو اون لزوماً ولی حاشیهش بد نبود خیلی یعنی اینکه خب، توجه جلب می‌کند دیگر. توجه
  381. 36:37منفی هم نبود خیلی کانتروورشیال بود یعنی بحث برانگیز
  382. 36:42بود روی همین حساب خوب بود من اگه برگردم اون راه رو دوباره میام، این‌طور نبود که
  383. 36:49منفی باشه برامون نه بحث برانگیز بود خب بحث‌برانگیز توجه جلب می‌کنه بعد
  384. 36:54آوردن کارتونش کردن قرارداد اون که تموم شد. بعدم که ریبرندینگ از اون لوگو که یه...
  385. 37:01چشمش هواپیما بود به این ا تغییر دادن واقعاً واقعاً من افتخار می‌کنم که این
  386. 37:10کارا تأیید اصلاً اینجوری نیست که مثلاً به من میگن: «آقا، اینجوریه.» اطلاع میدن، خیلی...
  387. 37:17موقعه هم اطلاع نمیدن یعنی اگه اطلاع بدن لطفاً
  388. 37:21می‌کنن روش مدیریت تو علی بابا رم من دلم می‌خواد بهش بپردازم. روش مدیریت علی‌بابا چیه؟
  389. 37:26خیلی خیلی دیکتاتوریه دیکتاتوری فحش که نیست؛ یعنی تو از بالا دیکته می‌کنی؟ ما
  390. 37:32هیچوقت رأی‌گیری نکردیم یعنی حداقل من یادم نمیاد
  391. 37:36اما یه یه یه چیزی داره دیکتاتوری مبتنی بر
  392. 37:40گفتگوئه یعنی چی؟ یعنی اون آدمی که می‌خواد تصمیم بگیره و نظر همه رو دیکته کنه.
  393. 37:47رو می‌گیره حالا خیلی جالبه تو اگه روش مدیریت رو دیکتاتوری کردی؟ خب، مدیر
  394. 37:52مارکتینگتم باید دیکتاتوری باشه دیگه همینطوره. تو اختیارت تا مدیر مارکتینگته.
  395. 37:57اختیارت تا مدیر اونجا به بعد دیگه اختیارمون رو داریم که این کارو بکنیم یا اون کارو.
  396. 38:01اخراج کنی اختیار نداری تو کارمون دخالت کنی؟ حالا ما دخالت می‌کنیم، به هر حال.
  397. 38:07دیکتاتور که ول نمی‌شینه قبول نمی‌کنن آدم‌ها و فرهنگ فوق‌العاده‌ای که ما داریم
  398. 38:13اینه که آدم‌هایی دوم میارن
  399. 38:19که شنونده خیلی این فاکتور خیلی خیلی خیلی مهمه شنونده، یعنی حرف به جونش.
  400. 38:28بشینه بعد ببینه موافق یا مخالفه نه اینکه حرف شما به من داره میاد این وسطش؟
  401. 38:35تحریف بشه حرف به جونش بشینه بعد بگه مخالفم یا موافقم؟ این خیلی مهمه. این...
  402. 38:41نداشتهش باشی نمی‌تونی تو علیبا کار کنی و دوم شخصیت مستقل داشته باشه یعنی چی؟ یعنی
  403. 38:46تحت فشار دیکتاتورای بالا دست این نشکنه اگر بخواهد بشکند، تو علی‌بابا دوم نمی‌آورد این.
  404. 38:54دو تا با هم خیلی خیلی چالشا می تو ظاهرش ساده‌ست شنونده بودن، که طبیعتاً نادره حالا.
  405. 39:02اگه شنونده باشی مستقلاً بخوای باشی خیلی باید اعتماد به نفس و
  406. 39:07یه لغتی داره سلیمانفس باشی تا این کارو بتونی دربیاری، اونم تحت فشار آدم‌ها؟
  407. 39:18بهتره نگم بعداً ترس آدمایی مثل ما ببین ولی خیلی جالبه اینو میگیا حالا وقتی داری
  408. 39:24میگی که آدم باید خیلی دیکتاتور باشه اولش که شاید یه مقداری، همون اول که آدم
  409. 39:32به گوشش می‌خوره اینجوری باشه که یهکم کانتر اینتوییتیو یعنی اینکه
  410. 39:35اتفاقاً مگه نباید بشینی صحبت بکنی اینا ولی الان من خودم که دیکتاتور اعظمم خب
  411. 39:43ولی بعدها ها دیدم که تو مصاحبه‌ها و تو کتاب‌هام هم خوندم که اصلاً یکی از بهترین
  412. 39:50راه‌ها که درصد موفقیت و و دلیل موفقیت بالایی داره چون روزهای اول
  413. 39:57تو می‌دونی چیکار می‌خوای بکنی تو روششو می‌دونی تو می‌خوای سریع اجرا کنی، حوصله
  414. 40:02نداری وقت بذاری قبول دارم توضیح باید بدی که شیرم بشن ملت، ولی واقعاً
  415. 40:11شیرفمم نشدن آدم کارشو می‌کنن آفرین آره نکته‌ش اینه یه تمایزی داره که تو حرفِ اونا
  416. 40:16رو بشنوی این اگه حرفو نشنوی به نظر من حتماً؟ یعنی من دیکتاتوری تصمیم می‌گیرم؟
  417. 40:22اما حرف مخالفینو می‌شنوم من یادم نیما یه جلسه‌ای گذاشت، می‌خواستیم اپ را لانچ کنیم.
  418. 40:27اپ علی بابا رو بعد همه تو جلسه مخالف بودیم، نیما گفت: «خب، مرسی.» خیلی ممنونم، ما
  419. 40:33اپو فردا لانچ می‌کنیم بهش گفتم که فلان‌فلان‌شده، تو اگر می‌خواستی کار را
  420. 40:39بکنی خب چرا ما رو جمع کردی گفت نه من می‌خواستم ببینم آیا چیزی هست که
  421. 40:43ندیده باشم دیدم همه حرفای شما رو خودم دیدم و تصمیمم این است که این خیلی مهم است که
  422. 40:50حرفو شنید گفت خب نه همه اینا رو من دیدم ولی همچنان تصمیمم اینه که این شنیدنه.
  423. 40:56مهمه و تو گیر مواضع خودت میفتی تو دیدگاه‌های خودت قفل می‌شی یه موقع هم.
  424. 41:01توضیح میدی آدما قانع نمیشن اصلاً شیرفهمم نمی‌شن اصلاً. می‌گن ما نفهمیدیم تو چی گفتی؟
  425. 41:07اشکال نداره من من میرم کار خودم. آره، آره، آره. درستم می‌گی، من هنوز
  426. 41:12هنوز که هنوزه مثلاً با یه سری از دوستای قدیمی که توی زمان ریحون با همدیگه داشتیم
  427. 41:16صحبت می‌کردیم که حالا تو پوزیشنی مثلاً فروش و اینا بودن و خیلی
  428. 41:22جاها با نظرشون موافق نبودم و بعد کار خودمو گم کردم و هنوز بعد از ده سال،
  429. 41:29مثلاً میان به ولی من اینو به تو گفتم گفتم داداش تو فقط یه زاویه قضیه رو داری
  430. 41:34می‌دیدی من داشتم ۱۰ تا من قضیه تو رم دیدم تو همونو دیدی. فکر می‌کنی چه تأثیری
  431. 41:38ساده‌ای بوده چرا من اون کارو کردم من آن را که نه تنها دیدم، ۱۰ چیز دیگر هم دیدم.
  432. 41:42دیدم تازه وزن کردم گفتم باز این کار میچ که این کار رو بکنم، فکر نکن از یه ور دیدی؟
  433. 41:47فکر می‌کنی خیلی می‌فهمی من نفهمیدم میدونی این داستان رو همیشه داشت یاد یه چیزی می‌انداخت.
  434. 41:51خاطره‌ای افتادم من یک بار تو علیبا جلسه رو ترک کردم. یعنی مثلاً با ناراحتی
  435. 41:58پانزده اسفند ۹۹ اگه یادت بیاد اسفند کرونا تو ایران یک اسفند ۹۹، شرع شد
  436. 42:05پروازا همه خوابیدن همه چی قفل شد یه سری چارتر کننده بودن که می‌رفتن از پرواز چارتر
  437. 42:10می‌کردن این اینا گذاشته بودن زمین اون مدیرانی به من زنگ زدند که مثلاً ۱۴ اسفند ۹۹
  438. 42:15بیا من بهت پرواز چارتری بدم منم رفتم گرفتم. اومدم شرکت و جلسه گذاشتیم بچه‌ها گفتم.
  439. 42:22بابا این چه کاریه گفتم خب این همه سال ما می‌خواستیم به اون بدن، نمی‌دادن. الان دادن.
  440. 42:26گفتم مگه خب یارو شوت الان داده کسی هواپیما سوار نمیشه. به تو داده؟ من یه چیزی
  441. 42:33بهم می‌گفت مجید این کارو باید بکنی اما این دهنمو می‌بینی؟ اصلاً می‌گم بسته بود.
  442. 42:40جلسه گذاشتی داشتی مسعود طباطبایی اون موقع علی‌بابا بود. هی
  443. 42:44می‌خندید می‌گفت بابا حرفاشم درست بود همش نمی‌تونستم جواب بدم، انقدر عصبانی بودم.
  444. 42:52شدم آنلاین بود جلسه در لپتاب وصاب اومدم بیرون یعنی اصلاً دیدم من نمی‌تونم چیزی
  445. 42:58بگ حرفا درست بود و همه داشتن حرف درستی می‌زدن ولی
  446. 43:04انقدر قفل بودم مغزم می‌گفت آقا برو ولی همه حرف‌ها درست بود. شاید بگم، دلم
  447. 43:12می‌گفت برو همه حرفا درست بود ولی خب همون قرارداد را ما سود کردیم و از دل همان این
  448. 43:18کاری که تو صنعت هوایی داریم می‌کنیم یواش یواش رفتیم موتور هواپیما را درآوردیم. یواشش
  449. 43:22رفتیم هی قطعات بیشتری آوردیم از دل همون این کار درآمد. اینم، این، اینم باز دوباره.
  450. 43:27جزو از همون نکته‌هاست من هم من خودم خیلی آدم به اصطلاح شهودی هستم.
  451. 43:34هستم حالا اصطلاح فارسی اینتویتی شهودی هستم. آفرین!
  452. 43:40و همینوری یلخی خیلی کارا رو هرچی احساست بهت گفته.
  453. 43:45حالا اتفاقاً ولی خیلی یعنی خیلی یاد گرفتم کنترلش کنم، بدنمو بشناسم و اینا.
  454. 43:51بعد از اینکه تو یه مقداری بالغ‌تر میشی اینطوری که خب باید یهکم گوش کنی دیگه
  455. 43:55احساس می‌کنی حتی باید کنترل کنی هر چنبهی هر احساسی هم بهت میگه که نباید این‌جوری باشی.
  456. 43:58بپذیری که می‌دونی تا دوباره الان فهمیدم که نه داداش، باید واقعاً تراست کنی و به
  457. 44:04قول خودت به شهودت تراست آره و به قول خودت بعضی موقع‌ها هم قابل دفاع نیستی.
  458. 44:09منم تو اون موقعیت خیلی بودم که اینجوری بودم که این‌جوری که آقا مثلاً حتی الان که
  459. 44:14با محسن بیزنس پارتنرمش خب محسن قشنگ از اونور خیلی آدم لاجیکال و
  460. 44:19منطقیه و همیشه منو راضی می‌کنه یعنی می‌تونه منو راضی کنه، بگم آقا بریم این؟
  461. 44:24کارو بکنیم و اینا محسن منو می‌تونه بازی راضی کنه که نکنیم و بعد، چون من راضی می‌شم
  462. 44:28بعد همیشه هم آلموست اوری تایم یعنی همیشه هر بار من درست بودم. حالا یعنی اینجوری که
  463. 44:34ای بابا گفتم بهت محس باد این کارو می‌کردی. بعد الان جدیداً دیگه با مسکن
  464. 44:37این‌جورم که منو قانع نکنیا میگه اصلاً نمی‌خوام باهات حرف بزنم چون می‌دونم منو
  465. 44:41قانع می‌کنی و بعد دوباره فهمیدم که و بعد دوباره هم خوندی؟ یعنی خیلی جالبه. یه سری ت
  466. 44:46یه مقاله درراومد چند وقتشون اسم نویسندهش یادم نمی‌اومد حسام توییت کرد، منم ریتوییت کردم.
  467. 44:50کردم فاندر مود آها آره مال ایر بی ام بی برانچ‌های آی‌بی‌ام، آره، اینا که می‌گن
  468. 44:55بابا تو بیا مدیر بگیر اینا بابا فاندر مود یه چیزیه که اصلاً این…
  469. 45:02قابل نیست که یکی دیگه بیاد اون کارو بکنه یه جاییه که تو یه شهودی داری. آفرین، توضیحش بده.
  470. 45:09نمیتونی بدی جواب نداری براش حرف همه درسته؛ ولی تو میگی اینو بری، ممکنه اشتباه باشه.
  471. 45:15باشه ببین من ی یه چیزی دارم خیلی میگم همیشه می‌گم بزرگ‌ترین آسیب‌ها رو به شرکت اول
  472. 45:21من زدم بعد توحید زده بعد احمد زده بعد نمی‌دانم سعید زده، بعد یعنی ماها که؟
  473. 45:28مدیرای اصلی علی بابا هستیم ما بزرگترین آسیبا رو به Alibaba زدیم. خب، چرا هستیم؟
  474. 45:35اونجا چون منافع بیشتری ساختیم خب پس یعنی چی؟ آسیب زدم؟ آقا، تو که بیشترین تصمیم‌هاتو
  475. 45:41می‌گیری نه تعدادی از لحاظ اهمیتی معلومه که از یه عالمه‌اش اشتباه است، همین ساختمون؟
  476. 45:49گرفتیم آقا رفتیم توش مثلاً ساخت وساز انجام دادیم، دو سه ساختمان اجاره‌ای، دو سه…
  477. 45:53میلیون دلار پولو ریختیم دور کاش که یه چیز درست؟
  478. 45:56می‌ساختیم من کردم آقا اون رفته تبلیغ کرده اشتباه. خب، مگه میشه اشتباه نکرد؟
  479. 46:04تو ۱۰ تا تصمیم می‌گیری ۵ تاش اشتباهست پش درسته ولی اونا رو جبران می‌کنی مهم اینه
  480. 46:08که از اشتباهه زود یاد بگیری تکرارش نکنی و اون درسته رو هی روش وایسی و در واقعِ
  481. 46:14قدرت بدی این پولتم تموم نشه نه پولتم تموم نشه. این نتیجه‌ی اون شنیدن‌هاست که داشتیم.
  482. 46:19با هم گفتگو می‌کردیم اون ۲ سالی که تو نبودی. اگر بودی، امروز به نظر من ریحون، چون
  483. 46:24اون فاندر موده می‌دونی اون باید تو دل کار باشه. آره، حالا کسایی که داستان…
  484. 46:30فوندرریز مودو نمی‌دونن امیدوارم حتماً سر نخشو بگیرن، راجعش نگاه بکنن، سرچ کنن در
  485. 46:36میاد آره ولی نکته اینم این بود که توی همین دوره کرونا، ایر بی‌ان‌بی که همین
  486. 46:40سایت می‌تونن خونه ملت ازش برن بگیرن و اینا اونم بیزینسش خوابید دیگه و اصلاً پسر
  487. 46:45حاجی می‌گفت من در عرض یه روز یه بیزنس بیلیون دلاری گنده‌ای که دارم، فرداش
  488. 46:50فهمیدم شاید فردا فیل کنم آره یعنی اصلاً یکی از بزرگ‌ترین تغییرات را انجام داد.
  489. 46:55ریاستراکچر کرد تیما رو کوچیک‌تر کرد اصلاً مدل کسب‌وکارم عوض کرد؛ یعنی گفتش که
  490. 47:00اصلاً رفت تو یه مدل دیگه یعنی مثلاً کرونا برای خودش که یه چالش بود، گشایش.
  491. 47:04آفرین دقیقاً حالا جالبه برای علی بابا هم کرونا یک اتفاق بیرونی‌ایه، خوب و بد نداره.
  492. 47:10منم که چهجوری یا بهش میگم مشکل که باید حلش کنم یا میگم چالش که ازش گشایش بسازم
  493. 47:15یادت بیاد کرونا ما تعدیلمون خیلی سرا صدا کرد کرونا تو اوج تبلیغات ما اتفاق افتاد.
  494. 47:22ما ۳۰۰ نفرو همین مثلاً سیزدهم چهاردهم و اسفند همین حدودا بود، ۳۰۰ نفر را تعدیل کردیم.
  495. 47:30که خیلی سر صدا کرد کلی مردم و اینا در موردش حرف زدن؟
  496. 47:35اشتمامون این بود که بیانه رو تو توییتر گذاشتیم به جای اینکه بریم یه جا مصاحبه
  497. 47:39کنیم ولی کرونا ما رو نجات داد اگه کرونا نمی‌شد. می‌توانم بگویم ما از بین می‌رفتیم.
  498. 47:46اون تعدیله اون همدلی که بعدش ایجاد میشه یه دونه هم یه کتابی داره، این کسی که رو
  499. 47:53سریال کار میکنه آمریکایی اسمش چیه اچ بیو نه، اون یکی که نتفلیکس. یه کتابی داره که
  500. 48:00میگه آقا تعدیل ما کردیم بهرهوری رفت بالا بهره‌وری ما ۳۰۰ نفر کم شد، نه به‌خاطر اینکه
  501. 48:04اونا بد بودن نه اونا آدمای درجه یکی بودن ما اشتباه کرده بودیم. آره، تو وقتی آدمی... من
  502. 48:11تو یه آدم درجه یکو بیار بذار وسط یه کاری که نیازی نیست، بدتر میشه کار. چرا؟ چون آدم
  503. 48:16درجه یکه کار نداره باید کار انجام بده خب به یه شکلی نمیاد کار بیشتر به هم می‌ریزه
  504. 48:21شرکت واقعاً خیلی بهره‌وریش رفت بالاتر
  505. 48:26زیرساختامونو درست کردیم جاباما فرصت گرفت خودش را دوباره از اول نوشت، آن موقع
  506. 48:31ما پنجم بازار بودیم الان ما ۷۰ درد سهم بازار آنلاین رو داریم، توی در واقع جوابمون.
  507. 48:37می‌خوام بگم که اون چالشش همش از فاندر مود درمی‌اومد یه جایی.
  508. 48:42یهو گشایش میشه برات ب منم با خیلی‌ها کار کردم که بعداً مجبور شدم ازشون جدا شم.
  509. 48:50یعنی احساس کنم آدمی که از من دلش پر باشه زیاده توی حوزه
  510. 48:57کاریم و احساسم می‌کنم از دید اونا این‌جوریه که حالا مثلاً اخراجشون کردی و
  511. 49:03احساس می‌کنم مثلاً من اینجوری نشستم گفتم اخراجشون کردم و اینا تو دلشون ولی همیشه.
  512. 49:09مثلاً با خودم اینطوری بودم که به قول تو دقیقاً یه فیلیره برای تو
  513. 49:15دیگه یا استخدامت درست نبوده پس از اول یعنی کار اولت استخدامت درست نبوده یا؟
  514. 49:21نتونستی شرایطیو فراهم بیاری که این آدم توش رشد بکنه یا نتونستی اون توجه رو بهش
  515. 49:25بدی در آخر هرجوری حساب بکنی اشتباه من بوده واسه همین تمام دوستانی که صدای منو
  516. 49:31می‌شنون من شرمن یعنی آخرش واقعاً اشتباه من یه تحصیلدار داشتم به اسم سهراب.
  517. 49:36قنبری بود مال اون کسب‌وکار سنتی، دعوامون شد، هر
  518. 49:41دفعه با این دعوامون میشد من بدرفتاری می‌کردم. اون موقع ۵۰ هزار تومن می‌ذاشتم رو
  519. 49:45حقوقش یه بار بهم گفت بخوره تو سرت این ۵۰ هزار تا هم درست با من رفتار کن، اصلاً دلیل
  520. 49:49انقدر این حرف تحقیر آمیز بود من رفتم رواندرمانی از اینجا شروع شد گفتم آقا من
  521. 49:56عصبانی میشم روق یاروهم می‌ذارم یارو هنوز شاکیه خلاصه از من شد. گفت من میرم یه کسب
  522. 50:04و کار می‌زنم این در کسب و کار تو رو می‌بندم
  523. 50:09چند سال بعد سوار چیز لکسوس بود. لکسوس نه، لندکروز بود؛ یعنی، ه
  524. 50:16سال طول کشید ولی وضش خیلی خوب شد و برا من این بود که بابا، اگه آدم اشتباه رو آدم
  525. 50:23درستو جای اشتباه بذاری هم به خودت خیانت کردی هم به اون، اصلاً این نبود که من
  526. 50:28اشتباه کردم اون رفت نه من کار درستی کردم اون رفت برای
  527. 50:33اینکه جا آدم درست جای اشتباه بود همین حرفی که تو می‌زنی یعنی استخدام اشتباه
  528. 50:39جای درست نذاری نتونی ازش استفاده کنی میره بیرون، طرف شکوفا میشه. خیلی از پیش ما
  529. 50:45رفتن به نظر من همچنان امروز به درستی رفتن و بیرون رفتن خیلی موفقن
  530. 50:52من خوشحالم چون جاش اصلاً پیش ما نبود اون که رفت بیرون، شکوفا شد. اگر پیش ما
  531. 50:58می‌موندم تو سر کله همدیگه می‌زدیم کانادا یه برنامه‌ای داشت. ما وقتی بترمودو تو
  532. 51:02کاناداون اول زده بودیم که پول بهت میداد کارآموز بگیری
  533. 51:07و ما اینترن می‌گرفتیم خب اینجوری ب پول که داریم می‌دهیم. یه سری هم
  534. 51:11جوون تازه نفس میخوان بیان چرا که نه و تجربه خوبی نبود، به خاطر اینکه اینترن
  535. 51:19داشتنم برنامه میخواد پروگرم میخواد منتور باید بالای سر یارو یه نفر بذاری.
  536. 51:24داشته باشی بتونه اینا رو کنترل کنه و اونجا بود که مثلاً من دیگه حتی خیلی
  537. 51:29مثلاً من ایمیل می‌گیرم آقا سهل اگه میشه من حتی مجانی هم میام برای شما کار می‌کنم
  538. 51:34دوست دارم تجربه پیدا کنم آفر خوبیه؛ ولی من فهمیدم، آقا نه، من فرصت…
  539. 51:39چی تو به هر حال برای من کار ایجاد میشه دیگه حالا باید کمکت کنم، باید با چکینگ
  540. 51:42کنم باید هواتو داشته باشم نه نمیشه یوز این‌جوری آقا چی؟ من می‌آم، می‌آیم دارم کار…
  541. 51:47می‌کنم مامانم می‌گفت مال خودت نیست کادون که مال خودته. ولی یه موردی رو می‌خوام جدی…
  542. 51:54باهات بحث بکنم به خاطر اینکه ما اینا رو می‌شینیم راجع بهش حرف می‌زنیم ولی واقعاً
  543. 51:59داینامیک اتفاق زمانی که داره میفته با این حالتی که داریم راجعش حرف می‌زنیم
  544. 52:02متفاوته ببین مثلاً داریم راجع به این حرف می‌زنیم که
  545. 52:09رفتی مارکتینگ گرفتی، انگولک کارش نکن. حرف درستی هم هست.
  546. 52:15از همهم از بیرون دارن بعد بعضی موقع‌ها خب، این‌جوریه. خب، چرا می‌کنیم؟ یعنی مثلاً من
  547. 52:19تو این و من تو این شرایط خیلی زیادم یعنی که حرفام باهات، هر دوتاش درسته. ببین من
  548. 52:24نیمای حرفی در مورد من می‌زنه میگه مجید مدیر می‌آره؛ یعنی داشت برای اینکه توضیح
  549. 52:29می‌داد من داشتم می‌شنیدم می‌گفت مجید تو میای یه هفته بعد، مثلاً میای ۵ تا آجر؟
  550. 52:35می‌چینی رو هم یه هفته باید میاد یه لگد بهش می‌زنه اگه ریخت که دهنت سرویسه، میاد.
  551. 52:39تا ته تو کارت دخالت می‌کنه بعدم مثلاً باعث جدایی.
  552. 52:44میشه اگر نریخت میره ۶ ماه بعد میاد یه لگد محکم‌تری می‌زند، اگر ریخت هم، همان داستان.
  553. 52:52قبلی اگه نریخت میره تا چند سال بعد نمیاد ببین خب تو آخرش اینه که یا طرفو می‌ذاری
  554. 52:58یعنی یکیو استخدام می‌کنی بعد می‌بینی که این خروجی داره یا نداره؟ دیگه داره خروجی.
  555. 53:05ی میده که دستشم من می‌بوسم کسی به من می‌گه شما فرمودین دود از کلام بلند می‌شه، می‌گم این
  556. 53:11حرفا چیه تو نتیجه بده بیاد هر کاری دلت می‌خواد بکن، احترام به همدیگه.
  557. 53:19تو نتایجه من هرچی به تو احترام بذارم ولی حق و حقوق تو رو ضایع کنم، تو هر چی به من
  558. 53:25احترام بذاری خروجی ندی که کار نمی‌کنه در واقعاً اگه طرف داره خروجی می‌ده، هرجوری دلش…
  559. 53:32میخواد انجام میده اما اگه خروجی نمیده یعنی چی؟ ولش کن، ببخشید، کسب و کار از بین
  560. 53:37میره این شانس من این بود. من نشونت می‌دم که می‌تونم در واقع
  561. 53:45علی بابا دستاورد من نیست علی بابا این سوسک میگم زندگی سوسکی، این سوسکست، می‌زنی رو
  562. 53:50میز اونجا نشسته پا میشه می‌پره این هارد وایرد تو مغزش این.
  563. 53:55سیمکشی شده سخته تو مغزش طبیعیه من وقتی بهت نشون می‌دم می‌تونم معطوف به نتیجه باشم.
  564. 54:04برای همین با آدماهم من از چی کار کنم اگه بخوام یه جمله بگم بچه‌هایی که دارن
  565. 54:08استارتآپ می‌زن آقا معیار فقط یه چیزه از خدا، کمال و اینا... شروع کن، هم اونا رو.
  566. 54:15اولین چیز نتیجه آقا خروجی داره یا نداره تنها چیزی که ارزش داره چیه؟
  567. 54:21ارزشه امام می‌گفت دانشگاهی که دانشگاه بابا خیلی حرف درستی بود. دانشگاه باید دانشگاه
  568. 54:27باشد آقا چیز ارزشی که ارزش نیست ارزش وقتی ارزشه که ارزشه، بابا.
  569. 54:34اگه خلق میشه تمام همه چی باقیش همه چی میاد من تو زندگیم چیزی به ارزش خلق ندیدم.
  570. 54:41کنه من نتونم یه کسی ارزش خلق کنه من نتونم باهاش کار کنم؟ آره، به قول تو حتی
  571. 54:45اگرم خلاف سلیقم باشه اگه داره کار می‌کنه دیگه موافقم. می‌دونی نکته‌ای که وجود
  572. 54:50داره اشتباهی که آدما فکر کنن ببین من دیدی به قول ناوال، می‌گفت همهٔ آدم‌ها به هر
  573. 54:57حال یه روزی فیلسوف میشن تو هر کاری رو ۱۰ ۱۰۰٬۰۰۰ ساعت، ۱۰۰۰ ساعت بکنی، بالاخره
  574. 55:02فیلسوف میشی ی می‌دونی یعنی هر کاری یعنی تو کفاش هم باشی، فیلسوف می‌شی و
  575. 55:09من با اون شهودی که راجع بهش حرف زدی، من تاچ‌های خیلی عجیب‌وغریبی که شاید، یعنی این
  576. 55:18همه کتابا رو خوندی خودتم تجربه تجربهش کردی. بعد یه تاچ‌هایی یا یه سرنخ‌هایی پیدا کردی
  577. 55:24کردی که اینو کمتر راجع بهش حرف زدم من خیلی تو اون قضیه دارم سعی می‌کنم فکرم یه
  578. 55:30کتابی آخر از شاید مثلاً این پادکستایی که تا حالا شده آخر ازش یه کتاب دربیارم که بگم؟
  579. 55:35آقا این چیزی بود که من آخرش متوجه شدم و نکته‌ای که تو راجع به همین آدم‌ها داریم،
  580. 55:42میگیم آدما فکر می‌کنن میگن تو یارو رو استخدامش کن، بهش کاری نداشته باش، در صورتی
  581. 55:46که نکتهش این‌طوریه که اتفاقاً اعتماد چیزی نیست که اصلاً به آن
  582. 55:51میگن دیگه میگن تراست از می‌دونی تراستو به‌دست می‌آری، نه اینکه می‌گی به من اعتماد.
  583. 55:57کن کا کاری نداشته باش ما دست به گریبانیم با همدیگه یعنی چی؟ کاری نداشته باش تو.
  584. 56:05هاش من وارد نمیشم اسمشو می‌ذارم ما تو نتایج که وارد می‌شم، اگه نتایج نیومد، یه
  585. 56:10کوچولو میرم هی دست و پنجه نرم می‌کنم ببینم توها میشه؟ بعد چون من تک بلد نیستم.
  586. 56:16نه بازاریابی بلدم دیدی پرسیدی دیتا چند تا اول گفتم: «من نمی‌دونم.» چند؟ من چیکار…
  587. 56:21دارم چند تا من فقط باهاش خروجی رو چک می‌کنم یه چیز دیگه‌ای هم خیلی دلم میخواد
  588. 56:28بازش کنم تو کسب و کار ما تو علی بابا ببین، من دوازده سالم بود از اون پسر موتور سوار.
  589. 56:35به من گفتش بخوره تو سرت سر من داد نزن رفتم
  590. 56:40رواندرمانی ببین رواندرمانی و توسعه فردی قابلیت محوری ماست، اصلاً توی
  591. 56:46علی بابایی می‌بینید میگن اصلاً یه ادبیات خاص داره میگه. فهم من اینه، من اینجوری
  592. 56:50می‌فهمم یا نظر من اینه نمیگه اینطوریه میگه مدل فکری من اینه، ما سال‌ها روی این
  593. 56:57موضوع کار کردیم یه جلسه رواندرمانی گروهی همه بچه‌های شرکت روان‌درمانگر بودند.
  594. 57:05همه بچه‌های شرکت و خیلی تجربه فوق‌العاده‌ای بود. من هم پول نمی‌دادم به هرکس.
  595. 57:11پول خودت میداد اصلاً یه پروژه دو سه ساله بود. من با دو روان‌درمانگرم پیش بردم که گفت
  596. 57:16اگه بچه شرکت انقدر به تعداد کافی باشن به من اعتماد کنم، میشه این کار رو کرد؟ همه‌شونَم
  597. 57:20هنوز میرن خیلیاشون از شرکت اصلاً اون گروه از بین رفت، به‌خاطر اینکه خیلی‌هاشون
  598. 57:23از شرکت رفتن ولی ولی هنوز همشون میرن روان‌درمانی و جدا از آن را توسعه سه
  599. 57:30فردی رو ادبیات در واقع پیشوای یا لیدرشیپ خیلی کار کردیم. پیشوایی یعنی پیشوایی من؟
  600. 57:36بر خودم یه جوری می‌ترسم کتک بخورم، ولی نمی‌تونم اینو
  601. 57:43نگم این سرو خوب تکون دادی یه جوری ما شبیه فرقه‌ایم. تو می‌آی تو علی‌بابا، اگر بگی
  602. 57:51اینطوریه یو هم بذار مثال ساده‌تر بذارم می‌گید مثلاً فلانی عصبانیم کرد، آقا؟
  603. 57:57عصبانیم کرد یعنی چی؟ عصبانی شدم؟ کی مگه تو اون همون کارو انجام داد؟ من
  604. 58:03عصبانی نشد، چرا تو نه دیدی؟ توهین کرد؟ آره، اون
  605. 58:08توهین کرد تو چرا عصبانی شدی آقا معلومه هر کی بهت توهین می‌کنه از کجا آوردی؟ معلومه.
  606. 58:13برکت خیلی آدما بهشون توهین میشه عصبانی نمیشه، میره از حق خودش دفاع می‌کنه یا
  607. 58:18اصلاً اهمیتی نمیده این خیلی مهمه که توی علی‌بابا، مدل فکرمون... من نمی‌گم این
  608. 58:24حقیقته مدل فکریمون ما میگیم مدل سابجکتیو یا درون‌گرا هست، ترجمه ما می‌کنیم درون‌گرا.
  609. 58:29یعنی چی؟ چی یعنی نگو ایمیل ندادی بگو ایمیل
  610. 58:34نگرفتم نگو اینو گفتی بگو اینطور شنیدم و بین چیزی که تو می‌گویی و چیزی که من
  611. 58:41آنیشم فرق می‌کنه چون تقصیرو داری می‌اندازی خیلی فرق می‌کنه. من اگه گفتم تو
  612. 58:46گفتی تو گفتی با هویت من یکی شد هر چیزی خلاف آن چیزی که من گفتم، تو گفتی و هر
  613. 58:53شاهدی حمله به هویت منه تو مغز همون کاریو می‌کنه که تو با چاقو انگار داری به من
  614. 58:58حمله می‌کنی کنی برای همین این باعث میشه گفتگو نرم بشه، تو علی‌بابا تنش خیلی بالاست.
  615. 59:05بالاست ولی نه تنش از جنس تنش من با تو برم با خودم فکر کنم چرا سهیل اینو گفت؟ چرا
  616. 59:12جوابشو ندادم نه تو وقتی نتیجه‌گرا شدی تو گفتگوی قبلی گفتم فقط نتیجه مهمه. پس دیگه
  617. 59:19حرف حسابو نمی‌خری؟ آقا طرف میاد حرف، بهونه... نه، من...
  618. 59:25گفتم بهونه نگفتم توجی حرف حساب آقا حرف حرف حساب می‌زنه. تو هر آدم منطقی، هر آدم
  619. 59:33حسابی بشینه دور میز میگه بابا خب این چقدر آدم بیشعوری هستین! داره حرف حساب
  620. 59:39می‌زنه میگم آخ من ایشون نیست که حرف حساب یا ناحساب می‌زنه، بره با ناحسابی. من چیکار؟
  621. 59:45دارم نتیجه دادی یا ندادی اگه نتیجه دادی دستت را می‌بوسم. اگر نتیجه ندادی، بیا اینجا.
  622. 59:50بشینی ببینیم چه وضشه اونم بعد میاد می‌نشیند می‌گوید خب این‌ها دلایلی است که می‌گویم نه.
  623. 59:55دلایل که به درد نمی‌خوره همون قصه گاوه آقا، می‌خوای اینا رو ببری بدی گاوه که شیر؟
  624. 1:00:01نمیده با اینا گاوه آخر یه اونجه می‌خواد این نتیجه‌گرایی، خیلی چالش ایجاد می‌کند.
  625. 1:00:07می‌کنه و اگر تو خودتو به شور و بساب نکنی، به نظر من اون
  626. 1:00:14رواندرمانگریه اون توسعه فردیه نمی‌دونم مدیتیشن، یوگا، اعتکاف، همه اینا به شُرب‌ساب؟
  627. 1:00:21در واقع سیغلی کردن تیزی‌های شخصیته اون تجلی نور اون آدمی که هست، بزنه بیرون به
  628. 1:00:29جای اینکه اون تیزیشو گل و لایش بزنه بیرون این خیلی قابلیت‌محوره و علی‌بابا
  629. 1:00:35من مدعی اینم میگم هر کسی بالاتر از ۱ سال در آن لایه مدیریت
  630. 1:00:43ارشد علی بابا تو اون لایه دیوسالارای علی‌بابا کار کرده، کیفیت زندگی‌اش با همسرش...
  631. 1:00:52با مادرش با فرزندش با خانواده‌اش نه بهتر شده، از متفاوت شده یه
  632. 1:00:59چیز دیگه شده یه دنیای دیگه شده تو اگه از اگر از من بپرسی مجید دستاورد تو چیه، می‌گم
  633. 1:01:07علی بابا که نتیجه‌ای نشونت میدم می‌تونمه چه این دستاورد من نیست، من آن اتفاق افتاد؟
  634. 1:01:12به یه دلیلی این شد من شدم نشونت میدم میتونم این بخشی از اون کار بود. میگی خب؟
  635. 1:01:17پس دستاورد چیه میگم اون چیزی که قرار قرار نبود اتفاق بیفته، دستاورد منه چی؟
  636. 1:01:23نبود اتفاق بیفته اینکه من رابطه فوق‌العاده‌ای با همسر، فرزندان، مادرم و
  637. 1:01:29خانواده و همکارام داشته باشه این اون قابلیت محوری ما تو علی‌بابا است که
  638. 1:01:35می‌تونیم با همدیگه تو اوج تنش کاری گفتگو کنیم با همدیگه.
  639. 1:01:43کنیم از چالش‌ها گشایش بسازیم این خیلی کلیدی و محوریه تو مجموعه ما
  640. 1:01:51اصلاً میگن حرفه‌ای‌گری یا حرفه‌ای
  641. 1:01:56بودن معنیش اینه که اس پرسنال شخصی نیست آقا، حتی داریم دعوا هم می‌کنیم.
  642. 1:02:04می‌کنیم کلکلم ولی خب سخته اینو واقعاً به اون مرحله که برسیم، من مدعیم ما تو علی بابا هستیم.
  643. 1:02:09به این رسیدیم من مدعیم که توی اون لایه در
  644. 1:02:17واقع لیدرشیپ شرکت لایه پیشوای رهبری شرکت ما اینو داریم
  645. 1:02:24که تنش خیلی بالاست ما یه مدیری از بیرون اومد توی جلسه، اولین بار بود تو جلسه شرکت می‌کرد.
  646. 1:02:31کرد راحت از جلسه بابا گفتش که آقا چرا انقدر دعوا شد، گفتم دعوا دعوا ند. آره منم.
  647. 1:02:39این تجارو زیاد دارم گفتش که دعوا نکردی خیلی جلسه پرتنشی بود. گفتم: «خیلی جلسه خوبی بود.»
  648. 1:02:45بود خیلی خوش گذشت ببین ۲ هفته بعد رفت گفتین چیزی که شما بهش می‌گین، خیلی جلسه؟
  649. 1:02:52خوب از نظر من دعوای تو منم محسن بعضی یه سری داستانو تعریف می‌کنه برا من میگه
  650. 1:02:57یارو مثلاً پسره اومد گفت سهیل اوکیه بعد می‌گفت: «سهیل؟ آره بابا، سهل! خوشحالم هست.»
  651. 1:03:03بشکرم داره الان می‌زنه ولی از دید اونا ولی خب جالبه داری اینو میگی یعنی توی
  652. 1:03:08علی بابا بیشتر به خاطر اینکه فرستنده رو تغییر بدید، یعنی بگید: «آقا، تنوع درست کن!»
  653. 1:03:14درست‌تر حرف بزن که حالا شاید حالا در داخل ترایپ بشه روی بقیه آدما نمیشه گیرنده؟
  654. 1:03:20و کسی که داره این قضیه رو دریافت می‌کنه روش خودش بیشتر کار کرده یعنی نرفتید بگید
  655. 1:03:25آقا حالا آرو حالا اونم میگه آقا بکن دمت گرم، ولی من مسئول احساسات خودمم. من محصول
  656. 1:03:31مسئول شنیدن خودمم تو بیا به من تندی کن من میگم منقبض کننده‌ی تو رو، من می‌تونم
  657. 1:03:38منبسط کننده بشنومم آیا این به این معنیه که ما تندی یا بی‌ادبی هر کسی رو نه حتماً
  658. 1:03:43به اون رسیدگی می‌کنیم ولی اونو جدا به این رسیدگی می‌کنیم، ولی این جدا نیست که آقا
  659. 1:03:47را راست میگی بله من هم من هم حرفونو بی‌ادبی شنیدم، نه اینکه بی‌ادبی کرد حتی.
  660. 1:03:55من هم اینطور شنیدم بقیه هم این‌طور شنیدن این درون یافته شد، برون یافته، سوبژکتیو شد.
  661. 1:03:59آبجکتیو درست میگی اما تو همون نشسته بودیم، چه عصبانی شدی! بیا عصبانیتت را بپرداز.
  662. 1:04:05ببین چی شنیدی به کجای تو خورد بعد جدا به اونم رسیدگی می‌کنیم، حتماً به اونم رسیدگی می‌کنیم.
  663. 1:04:13می‌کنیم اون هم در واقع باید رو خودش کار کنه دیگه. یعنی آخرش این نمیشه. همه باید رو
  664. 1:04:17خودشون کار کنن و من حتی این نگاه تو رو سر میز ناهار هم دیدم، یعنی تو حتی این‌جوری؟
  665. 1:04:24بودی که آقا نگید هی این ایرانه آره چی گفت: «ایران خراب شده. ایران خاک بر سر.»
  666. 1:04:30ما تو کلام آره آره این خب خیلی اون بیرون که ایران یا بیرونی آباد وجود نداره
  667. 1:04:38دیدی که خیلی ک خیلی کانتروورشیاله من نمی‌دونم فارسی خوبه، ولی یه لغت بحث...
  668. 1:04:44برانگیزه خیلی محل گفتگوئه که آقا آقا این آباده این ویرانه، این میری با یه جا؟
  669. 1:04:49مقایسه ب یه چیزاش خیلی بهتره یه چیزاشیش این خیلی بدتره.
  670. 1:04:53سابجکتیوه من می‌تونم تو تهران راه برم تهرانو این‌طور ببینم که آقا ما اینجا رو
  671. 1:04:59می‌سازیم چقدر اینجا خوشگل میشه دماوند این‌جوری باید دیده بشه. هواشو پاک می‌کنیم.
  672. 1:05:04می‌تونم تو درامه بگم خاک بر سر میمون ما این هوا گرمه، نمی‌تونیم درست
  673. 1:05:09کنیم لطف به خودمه که اولین به حالت اول ببینم، لطف به خودم همین الان همین جاست، ست.
  674. 1:05:16من نگفتم که تو حالت اول ببین این مثبت‌اندیشی نیست، ها! تو مثبت‌اندیشی می‌گن
  675. 1:05:22لیوه پر لیوانو ببین من نمیگم نیمه پر لیوانو ببین، اصلاً این حرفو نمی‌زنم.
  676. 1:05:27خالیه رو می‌بینی ولی از اینکه خالیه فرصت می‌بینی چجوری پرش کنم تو پر کردن این؟
  677. 1:05:32چه منفعتی برای من و خانوادم و جامعهم و اطرافیانم هست، کتاب‌های ۲۰۰ سال اخیر که تو
  678. 1:05:38ایران نوشته شده عمومش دلایل عقبموندگیه من مدعی‌ام همون کتاب رو با همون متن میشه.
  679. 1:05:48توی بافتمان این نوشت که را با این عنوان راهکارهای توسعه
  680. 1:05:53همون دلایل عقاب‌ماندگیه من می‌تونم به همکارم، بگم آشغال بخوری چاق می‌شی؟ خوب، دقت…
  681. 1:06:00کن هی بهش بگم آشغال بخوری چاق میشی آشغال بخور بابا! چرا آشغال می‌خوری؟ می‌تونم هی
  682. 1:06:04بهش بگم بابا غذای سالم بخوریم تندرست می‌شویم. بیا غذای سالم بخوریم.
  683. 1:06:09تندرستی میاره اینا هیچ‌کدوم مثل تو، اولی نگفتم که؟
  684. 1:06:15آقا آشغالی و چاقی تو دومی هم نگفتم تندرستی و سلامتی تو هر دو داره به یه
  685. 1:06:20مسئله اشاره می‌کنه تو یکیش میگه آشغال بخوری، چاق میشی. تو یکیش میگه غذای سِ تو؟
  686. 1:06:25کدومو تو ذهنش می‌خوای بکاری تو کدوم لغت تکرارش تو مغزش می‌مونه، غذای سالم و
  687. 1:06:30تندرستی یا آشغال و چاقی من مدعیا من اگر بگم غذای سالم بخوری، تندرست
  688. 1:06:38می‌مونی به خودم دارم لطف می‌کنم نه به اون قضای سالم و تندرستی در من تو اولین
  689. 1:06:44ولی می‌بینی یه حالت منقبض کن این لغت منقبض‌کننده و منوسط‌کننده را من خیلی
  690. 1:06:49دوست دارم یه حالت منقبضی توشه من از خونه میام بیرون میگم
  691. 1:06:53اه هوا هم اینجوریه خاک تو سرشون یه هوا رو هم نمی‌تونن درست…
  692. 1:06:59کنن من از خونه میام بیرون می‌گویید هوا یک روزی درست می‌شود و ما
  693. 1:07:06یه روزی دماوندو می‌بینیم این به معنی مثبت این به معنی ندیدن آلودگی هوا نیست
  694. 1:07:13پذیرش ش اینه و میگم آقا من امروز نمی‌خوام به این بپردازم. من نمی‌خوام تعهد...
  695. 1:07:19هوای پاکو بردارم ولی یه روزی یه آدمی برمی‌داره همون طور که تو طول تاریخ ما از
  696. 1:07:25پس هر چالشی بروراومدیم ببین ما تو کلام ما، به عنوان ایرانی، من، خودمو میگم.
  697. 1:07:34دیروز یه جا نشسته بودیم بحث می‌کردیم پشت سر یکی دیگه از بچه اکوسیستم حرف می‌زنه
  698. 1:07:38میگه من گفتم فقط ما خوبیم من دیدم هر جمعی می‌شینم پشت سر همه حرف می‌زنم
  699. 1:07:43نتیجهش اینه که فقط ما خوبیم نه ما خوبیم وقتی تو ۵ تا جنبه، آدمای متفاوتی‌ان؛ یعنی فقط
  700. 1:07:47من خوبم من خودمو میگم من با کلامم ایران رو خاک بر سر می‌کنم.
  701. 1:07:54همین الانم که دارم میگم باید ایرانو توانمند بکنیم. می‌گم خاک بر سرتون که در
  702. 1:07:58مورد ایران خاک برسری حرف می‌زنیم آقا، آدم چی این مملکت درست نمیشه؟ ناخ
  703. 1:08:05انقدر این در من ریشه داره من ایران خاک بر سر هستم. من جهان‌سومی هستم. این نیست که
  704. 1:08:11من جهان سومی شدم آقا من جهان سوم سومی وقتی به دنیا آمدم این رو من بودم.
  705. 1:08:18مدعیام من مدعم من در مورد ایران منبسط کننده حرف بزنم؟ مثبت نه‌ها. تو رو خدا، آدما!
  706. 1:08:26اینو مثبت‌اندیشی می‌شنون نه منبسط کننده حرف بزنم به جای اینکه بگم این مشکل را حل
  707. 1:08:32کن بگم از این چالش گشایش بساز من اگر در مورد ایران، در مورد خودم، در مورد همسرم، در
  708. 1:08:38مورد فرزندم در مورد شرکتم بس کنن حرف بزنم. من قول می‌دهم.
  709. 1:08:44قول نمیدم ایران آباد میشه من قول نمیدم قول نمیدم ایران آباد میشه. من قول میدم که منبسط
  710. 1:08:51کننده حرف می‌زنم در هر موقعیت در مورد این مسئله پرقدرت عمل
  711. 1:08:58می‌کنم یه بار دیگه میگم چون خیلی تریکیه من در مورد هر مسئله‌ای منصفم.
  712. 1:09:04کننده حرف بزنم من قول میدم قول نمیدم اون یارو سالم و تندرست می‌شه، قول می‌دم خودم.
  713. 1:09:11شخصاً در مورد اون مسئله با قدرت و آرامش عمل می‌کنم. خیلی قول بُز. خیلی امتحانش کنین.
  714. 1:09:18ببین لذت اومد اصلاً ذوقش اومد امتحانش کنین این حرفا رو بریزین دور تو گود.
  715. 1:09:23امتحانش کنین ببینین تو گود تو عمل چی در میاد تو عمل. نه اینکه من، آره راست. نه، بریم.
  716. 1:09:31تو با زنم با همسرم با فر همین الان همین الان که پادکستو می‌شنوی یه تست بکن با
  717. 1:09:37یکی ما ببین حال خودت چطوره؟ این لطف به خودمه. نه لطف به همسرم، نه لطف به فرزندم.
  718. 1:09:44لطف به شرکتم نه لطف به جامعه و ایران نه خودم خوب می‌شه. اصلاً نکته‌ای که داری می‌گی
  719. 1:09:50چون بعضی موقع‌ها من حتی بحثم اینه که یا این را هم بعداً یاد گرفتم، حتی
  720. 1:09:57اگر حرفی که آدم داره می‌زنه چون بعضی موقع احساس می‌کنی خیلی
  721. 1:10:03آدم واقع‌گرا و ریالیستیکی هستی که داری اینجوری به مسئله نگاه می‌کنی
  722. 1:10:08ی و داری مثلاً میگی که آقا واقعاً مثلاً اگر هوا بد باشد یا مثلاً اینجا این مشکل وجود دارد، چون
  723. 1:10:14منم همونم منم اون آدم غرغروئم خب و بعضی موقعِ به خودم
  724. 1:10:20خیلی اعتبار و کردیتم می‌دادم که تو اتفاقاً چقدر واقع بینانه بدون هیچ
  725. 1:10:27فیلتری بدون یه کم اینو دورش مثلاینیه دورچینی بذاری، داری درست میگی. مهم اینه که
  726. 1:10:33چهجوری میگی ولی هیچ سودی هم ببین یعنی من ضرر می‌کنی. همینو می‌خوام بگم. آفرین اصلاً!
  727. 1:10:38متضرر میشی یعنی من حتی اینجورم که آقا بذار فیکشو بکنیم، چون فیکش حداقل یه چیزیه.
  728. 1:10:42داره این چه اصلاً گیرم داری واقع بینانم نگاه می‌کنی چی از توش درمی‌آد، هر دوش؟
  729. 1:10:47واقعینانهست اون واقعینانه در بستر منقبض کننده این واقعه در بستر و بافتمان
  730. 1:10:52منبسط کننده هر دو واقعینانهست تو تو داری درست می‌بینی، تو یکی‌ش هستی، قربانی هستی.
  731. 1:10:58یکیش تو منشأ میشی تو یکیش تو قربانی حکومت، قربانی هوای آلوده، قربانی
  732. 1:11:06فسادی تو یکی دیگهش تو منشأ اتفاقاتی، حتی اگر به
  733. 1:11:11یه موضوع نخواهی این خیلی د تا جفتش تو داری واقعی‌ش می‌کنی. یه اعتمادبه‌نفس بالایی
  734. 1:11:16هم از اینکه تو می‌تونی عامل تغییر باشی باید تو خودت داشته باشی. خیلی‌ها مثل
  735. 1:11:20مرغ و تخممرغه اول تو اینو داری بعد اعتمادبه‌نفس به دست بیاری یا اول اعتماد؟
  736. 1:11:26مثل مرغ و تاخ مرغ اول مرغ بود یا اول تاخ مرغ، آره. یه کاری باید بکنی اعتماد به نفست [بالا بره/زیاد بشه/...]
  737. 1:11:30بیاد نمی‌تونی بگی من اعتماد به نفس ندارم اگر می‌خواهی کاری بکنی، باید قربانی بدهی.
  738. 1:11:33نباشی و اگه بخوای یه کاری بکنی باید قربانی نباشی و من میگم امتحانش کنین.
  739. 1:11:38درش قدرت هست ببین خیلی دلم می‌خواد ای داشتیم حرف می‌زدیم به ناهار اشاره کردی
  740. 1:11:43دلم می‌خواد از دانش دن وحدت یه یادی بکنم که این این سه روز واقعاً تأثیر عمیقی رو
  741. 1:11:50من گذاشت درود به شرف سعید و چقدر حیف که ما هنوز از سعید در ایران محرومیم. ان‌شاءالله
  742. 1:11:56فرصتی باشید رحمانی آره سعید رحمانی، این که بحثی رو که راه انداخت، آقا
  743. 1:12:02ما باید ه تریلیون دلار نه باید ما ما ۳ تریلیون
  744. 1:12:08دلار تولید ناخالص ملیمون خواهد بود ببین من آنقدر قدرت گرفتم، اصلاً آنقدر فضای
  745. 1:12:16ذهنم هیچی نشد من اومدم دبی هیچ اتفاقی تو تهران افتاده چیزی. حالا البته تو این دوره
  746. 1:12:21مذاکرات انجام شده حالا یه اتفاقی واقعاً افتاده ولی آندرگراوند، که چیزی نشده ولی...
  747. 1:12:28رو روی زمین چیزی نشده می‌ترسم انگلیسی حرف بزنم. خب بابا، ببین چیکار می‌کنین؟
  748. 1:12:33اصلاً خب دوربین من کدومه بگو چیکار می‌کنی ببین، آخه جالبه دیگه. من آخه ببین
  749. 1:12:39اول بذار حالا این اصلاً نمیخوام قضیه رو عوض کنم، ولی آخه آدم‌ها فکر می‌کنن داری از
  750. 1:12:44قص کلمه انگلیسی حرف می‌زنی نکتهش اینه که اتفاقاً من ال بعضی مثلاً از قصد داری؟
  751. 1:12:48فارسی صحبت می‌کنی خب این کلمه‌ای که داریم توی خوبه فارسی بگوییم. حالا من که
  752. 1:12:53خیلی آرش مثلا چند روز داشتیم بگی فکر می‌کردیم این چقدر انگلیسی صحبت می‌کند؟
  753. 1:12:57بابا این کلمه روزمرمونه اینجا به زور داریم خودمونو عوض می‌کنیم برای اینکه خب
  754. 1:13:01ما توی تکنولوژی لازمه خیلی جلو بیفتیم تا فارسی لغات رو ما بسازیم. یه جمله می‌گم.
  755. 1:13:07بعد به دن می‌رسم چند وقت پیش داشتم یه زمان انقلاب رو می‌خوندم، دیدم می‌گفت: «همافرا»
  756. 1:13:12این شدن همافرا اون شدن یه لحظه گفتم همافر، اصلاً چشم‌هام گرد شد، کف کردم!
  757. 1:13:20این اسمو چهجوری ساختن فرعون، فره ایزدی‌ها، اون شکوه، اون
  758. 1:13:26عظمت همافر بابا تو به یارو گفتی همافر این میره کارو درمیاره. لازم نیست کاری
  759. 1:13:32بکنی یا مثلاً لغت خبرنگارو دقت کن بعضی چیزا برای ما خیلی بدیه، اون‌ور رِپورتر بوده؟
  760. 1:13:38اینور خبرنگاره اصلاً اونجا من انگلیسیم اونقدر خوب نیست، ولی AI است داره.
  761. 1:13:45آخرش یا ایآر مثلاً میگه پلیر ولی ما پلیر را یک جا می‌گوییم بازیکن، یک جا می‌گوییم
  762. 1:13:49بازیگر فوتبال ببین چقدر جا داره میگیم پیشوا نانوا اصلاً فارسی فوق‌العاده است
  763. 1:13:55من خودم خیلی دوست دارم استفاده کنم پرانتز رو ببندم، برگردم به
  764. 1:14:00دن این گفتگویی که شد مغز منو باز کرد ۳ تریلیون دلار، یعنی ۸ برابر، ۷ برابر چی؟
  765. 1:14:09دی پی فعلی اصلاً احساس قدرت کردم احساس کردم که بابا این میگه: «آقا من هستم. بیا بیا!»
  766. 1:14:15کنار هم ما کار ما و ماهاست ما الان به قول یه استاد می‌گفت منهاییم، ما کنار
  767. 1:14:23همدیگه با بچه‌های که کار فرهنگی می‌کنن کار نویسندگی می‌کنن، کار سلبریتی‌این به این
  768. 1:14:28شکل تو که تأثیرگذاری ماها شروع کنیم روایت رو از اینکه این مملکت خاک بر...
  769. 1:14:37سر عوض بکنیم به اون چیزی که به نظر من برون‌اخته است اینکه بابا، این مملکت تویِ
  770. 1:14:43چند هزار سال گذشته از پس هر چالشی بومده از
  771. 1:14:48افغان‌ها برومده از نمی‌دونم مفل ها از هر چالشی اومده، ما برودیم و ازش عبور کردیم.
  772. 1:14:55ازش گشایش و شکوه ساختیم آقا، ما
  773. 1:15:00می‌تونیم این روایت باید برگرده این روایتی که به نظر من آمد، یه سری
  774. 1:15:07رسانه‌ها پول خرج میشه روی روایت ویرانی پول خرج میشه رو روایت خاک‌برسری داری؟
  775. 1:15:15اتفاقی نیست هرچند که از قبلم بوده از قبل از انقلابم بوده، چون روایت ۲۳۰۰ سال…
  776. 1:15:20میگم شما هر کتاب روشن‌فکریی رو که باز کن به نیت خیر، درود به شرفشون. خیلیاشونم خدمت…
  777. 1:15:27کردن من میگم اگر روایتو قالب کنیم که آقا ما از پس هر چالشی گشایش می‌کنیم.
  778. 1:15:32می‌سازیم لطف به خودمونه دقت کن من اول به خودم لطف می‌کنم، چون وقتی این شکلی نگاه
  779. 1:15:40می‌کنم از تو دیدی یه ماشین می‌خری یه رنگش مثلاً قرمز، یه چیزی تو خیابون
  780. 1:15:46شبیه ماشین خودتو زیاد می‌بینی تو اگه باورت این باشه که این میگه پیشگویی خود؟
  781. 1:15:52محقق کننده همه فاسدند. توی اداره می‌روی، ۵ تا آدم
  782. 1:15:58فاسده یه سالمه تو کدومو می‌بینی فاسدها رو می‌بینی؟ چون باورت اینه.
  783. 1:16:03که همه فاسدان اصلاً سالمه هی میگه بیا پیش من میگی پدرسوخته، می‌خواد این؟
  784. 1:16:08می‌خواد بیاد از من رشوه بگیره چون باورت اینه این این پیشگویی خود محقق کننده میشه
  785. 1:16:15اما اگه باورت این باشه که آدم‌های سالم، آدم‌های شریف و توانمند
  786. 1:16:21هم هستند. تجربه من می‌گوید آنها را پیدا می‌کنی.
  787. 1:16:25اصلاً میری اونو می‌بینی مثل اینکه تو ماشین خودتو یهو می‌بینی یه
  788. 1:16:30جایی مغز اینطوری کار می‌کنه این حالا من اون کاری که تو حوزه خودشناسی و تو سفری
  789. 1:16:36۱۰ ۱۲ سال کردم نمیتونم بگم حرفه‌ای آماتور کردم. بهم اینو میگه که مغز این شکلی کار
  790. 1:16:42میکنه مغز تجربیات یاتی که نگه می‌داره و باورهایی که نگه می‌داره برای پیش‌بینی
  791. 1:16:46آیندهست و اگر من باور و مغ این بود که آقا، این‌جوری نمی‌شه اینجا کار کرد، طبیعتاً.
  792. 1:16:53این منجر به این میشه که خودشو موقفق کنه همه حرفم اینه: درود به شرفت! من واقعاً
  793. 1:17:02پادکست دانوش درود به شرف آره آره رفتم دیدم با تو ۱۱۹ قسمتش را دانلود کردم حتماً.
  794. 1:17:08تو راه برگشت گوش میدم اما من می‌خوام اینجا قول میدم من پای این کار هستم.
  795. 1:17:16تحقق جی دی پی ۳ تریلیون دلاری و ما وایسادیم این کار رو بکنیم. این کار هم از پس
  796. 1:17:24آدم‌ها و مدیرها برنمیاد کار دیوهاست اون دیوهایی که به
  797. 1:17:28جمشید خوندن و نوشتنو یاد دادن معماری رو یاد دادن حساب و ریاضی که اونجا.
  798. 1:17:35وزارتخونه‌ها شدن دیوان و اون مدیراشون شدند
  799. 1:17:40دیوسالار منم یه موقع به بچه‌ها میگم میگم که ما
  800. 1:17:45دیوسالارانیم ما ما باید این کار آدم‌هایی که آدم حسابی نیست، کار یک کتگوری از
  801. 1:17:52آدماست دیو یک موجودی شبیه انسان ولی مهیب‌تر؛ در واقع باید خودمونو ورز بدیم.
  802. 1:17:58زبانمونو بدیم تا اینو محقق بکنیم و این احتیاج به یک جمع کوچک متعصب داره که پای
  803. 1:18:07کار وایسن تئوریهای سیاسی زیادی هم هست که آقا میگن یه اقلیت متعصب؛ پس دیگه اکثریت؟
  804. 1:18:13متشد برمیاد باید پای کار وایسیم و من دیدم تو تجربه‌م که هی آدم‌های دیگه می‌آن.
  805. 1:18:21همراه میشن چون منافعشون تو اینه منافع هر ایرانی هر جای دنیا در که تو ایران نیست؟
  806. 1:18:27شرکت بیلیون دلاری در واقع، فاندر و
  807. 1:18:31بنیانگذارشه منافعش تو اینه منافع اونی که توی غرب هر کاری داره می‌کنه، تو شرق توی
  808. 1:18:38دبی منافع تکتک کساییه که به هر شکلی لی به زبان فارسی اصلاً تو اینه که این اتفاق بیفته؟
  809. 1:18:45بیفته اسمشو میشه گذاشت چپتر تو می‌دونی آره، چون مثلاً اون دوره، اول چپتر یک بود.
  810. 1:18:51الان چپتر دوئه می‌دونی من از صحبت کردم با
  811. 1:18:57شما که به واسطه استارتآپ بود. یعنی من پادکست طبقه ۱۶ رو مثلاً حالا
  812. 1:19:06اس اسوشیتش می‌کنم با استارت‌آپ، ولی من راجع به استارت‌آپ حرف
  813. 1:19:11نمی‌زنم می‌دونی استارتاپه ولی بهانه‌ای شد، وسیله ای شد، باعث و بانی شد که ببینی تو
  814. 1:19:19واقعاً به مسائل درونی می‌رسی یعنی چهجوری با آدم‌ها صحبت کردن، با آدم‌ها چه‌جوری راه بیایی؟
  815. 1:19:24اومدن، بعد حتی پروژه‌ها در مینینگ پیدا کردن، معنا پیدا کردن در اسکیل کشورت حرف
  816. 1:19:32زدن مثل دکتر ایمانی یه حرفی می‌زد استاد من بودم، آدم خیلی درجه یکی که می‌گفت: «تو اگه
  817. 1:19:37میخوای شرکتتو بزرگ کنی راهی نداره جز که خودتو بزرگ کنی چرا دین می‌مونه؟ آره، تو.
  818. 1:19:42خودتو تو خودتو اسکیل می‌کنی رو خودت کار می‌کنی وقتی خودکار کردی، آدم‌های توانمندتری
  819. 1:19:47میان با تو کار می‌کنن من اگه همون آدمی بودم که داد و بیداد می‌کردم. اون تحصیل دارم؟
  820. 1:19:51با من کار نکرد طبیعتاً من رو ۱۲ سال رو خودم کار کردم، نمیگم خیلی بهتر شدم، ولی بهتر
  821. 1:19:58شدم ولی اون ۵ گشایش عمیقی تو کیفیت زندگیم گذاشته و واقعاً همین است استارت‌آپ.
  822. 1:20:05فوق‌العادهگیش اینه که تو خودت رشد می‌کنی، خودت اون…
  823. 1:20:11برمی‌گردم به اونجایی که سختی بود گفتم آهن می‌زنن تو خودت، پاک میشی. حالا من، من
  824. 1:20:16مدی پاک شدن نیستم همون ۵ درصد، ۵ درصد عظیم تحول من، من مدعی اینم که تو کار استارت‌آپی هستم.
  825. 1:20:26چون کاریه که رانت توش نیست کاریه که تو توش باید با آدم‌ها کار بکنی، با آدم‌های درجه.
  826. 1:20:31یک کار بکنی تو تو کار استارتآپی خودت شخصاً ناگزیری از اینکه شخصاً رشد کنی و
  827. 1:20:39متحول بشی آره آره این استارتآپ واقعاً همینه برای همینم هست که من یادم میاد
  828. 1:20:45استیو جابز توی سخنریش می‌شنیدم خیلی جالب بود می‌گفت ما بزرگ‌ترین استارت‌آپ دنیاییم.
  829. 1:20:49چون ۸ نفر جمع میشیم دوره هم کارو تقسیم می‌کنیم. هر کی می‌ره سراغ کار خودش تو نحوه
  830. 1:20:54کار کردن است و دارایی تو شرکت و کارخونه و نمی‌دونم زمین نیست، آدم‌هایی که دور میز...
  831. 1:21:02نشستن براش جالبی بود از اون حرف من می‌دونم کدوم قسمتو میگم اونجا می‌گفت
  832. 1:21:06می‌پرسید می‌دونید ما تو اپل چند تا کامیتی داریم، گفت یه هیچ زیرو رو می‌دونی؟
  833. 1:21:11گفت We're the biggest startup in the world و راستم میگی یعنی
  834. 1:21:16یه جنبه یعنی اینجوری گفتی یه برداشت دیگه‌ای هم من از اون حرف، دوباره الان
  835. 1:21:21کردم و میگم حالا استارتآپ لزوماً میگم اصلاً راجع به کد و AI و این‌ها نیست.
  836. 1:21:29اصلاً من خب خیلی حالا همه یونیکن من از این زاویه یونیکم که من نه تک بلد هستم نه
  837. 1:21:36پروداکت بلدم نه مارکتینگ بلدم من من فقط همون نشونت میدم می‌تونمم یه دفعه با چند
  838. 1:21:42تا از بچه‌ها رفتیم پیش حمید ما می‌رفتیم همیشه از حمید مشورت می‌گرفتیم و حمید هم
  839. 1:21:47دمش گرم همیشه با روی خوش حمید محمدی مدیران دیجی‌کالا ما را می‌پذیرفتند، شایان.
  840. 1:21:53گفتش که به حمید که آقا تو چرا اینقدر همه چیو می‌فهمی؟ این هیچی نمی‌دونه. بعد حمید؟
  841. 1:22:02یهو جا خورد که بابا این چه حرفیه تو زدین بعد خیلی خوب جمعش کرد گفتش که خب هر کسی
  842. 1:22:08به روش خودش مدیریت می‌کنه من دیدم بعضی بچه‌ها واقعاً خودشون کارشناس ارشدن و
  843. 1:22:13تونستن از اونجا اسکیل کنن بیان بالا ولی من از اول اون حاجیه بودم، حاجی بازاریه که
  844. 1:22:20دنبال کسب و کار بود و خب منم مثل بقیه تونستم در واقع خودم را رشد بدهم و از آن گشایش…
  845. 1:22:27بسازم الان مشغول کاری هستی؟ من که خب الان مدیرعامل گروهم هستم، ولی خب از
  846. 1:22:33وقتی از علی بابا اومدم حجم کارم خیلی کم صبح‌ها میرم باشگاه. از همون روزی که
  847. 1:22:39درراومدم صبح میرم باشگاه خیلی باشگاه تجربه جالبیه‌، که به‌طور خلاصه این رو هم بگم، ببینم تجربه…
  848. 1:22:46جالب باشگاه اینه که من می‌رفتم یه مربی خیلی باحالی دارم، این هی پوش می‌کنه، می‌رسونه.
  849. 1:22:52به اونجایی که اسمش حمیده می‌رسونه حمید مهاجر می‌رسونه به اونجایی که مطمئن می‌شه
  850. 1:22:58شه من دیگه نمی‌تونم. از اونجا می‌گه ۲۰ تا دیگه.
  851. 1:23:03بزن خب فشار میومد منم خیلی تو زندگیم باشگاه نرفته بودم، نمی‌دانستم هوای عصبانی
  852. 1:23:09می‌شدمش گفتم آخی داری آسیب می‌زنی اینا گفت: «آره، خب ما داریم آسیب می‌بینیم.» یعنی چی؟
  853. 1:23:15داری آسیب می‌زنی گفت ببین تو برای اینکه عضلاتت شکل بگیره، باید فشار بیاد به این.
  854. 1:23:20مویرگا پاره میشه خب این طبیعتاً آسیب به بدنه ولی در
  855. 1:23:25مقابلش عضلات بزرگتری و رگهای بیشتری شکل شکل می‌گیره و این یه جور آسیب خوردنه.
  856. 1:23:30طبیعتاً ولی آسیبیه که تو داری برای قوی‌تر شدن انجام می‌دی، بعد من هی که
  857. 1:23:36می‌رفتم دم باشگاه می‌دیدم دلم نمی‌خواد برم تو این چرا باید برم تو؟ مثلاً باید التماس کنم؟
  858. 1:23:41کنم بیام بیرون چیزی که دیدم، متوجه شدم حالا کشف…
  859. 1:23:46منه خیلی تجربه اول شخصه ممکنه هر کس تجربه دیگری داشته باشد، دیدم تو
  860. 1:23:50نمی‌تونی رشد کنی مگر اینکه فشار زیاد رو اونجایی که عضله از اونجایی ساخته میشه که
  861. 1:23:58تو دیگه نمی‌تونی یادته؟ ۱۴۰۱، اون شب رو تعریف کن.
  862. 1:24:02کردم من خوب مسائلو باهم پیوند میدم شبی که
  863. 1:24:06گفتم حرف این کتاب سختی کارای ساخت که اونجایی که دیگه نمی‌تونی باید ادامه بدی
  864. 1:24:12دیدم اتفاقاً فوق‌الدگی استارتآپ اینه که تو اونجا عضلات مغزت رشد کنه. اونجا تو
  865. 1:24:20ورای اون باورهات میری اونجایی گشایش اونجا پاک میشی، دیدم این...
  866. 1:24:27د تا چقدر با هم مچن چقدر یکین، این ورزش بدنهٔ اون ورزش، مغزه‌ اصلاً. خیلی یهو انگار
  867. 1:24:36یه کشی گفتم این همون کاریه که من می‌کردم بعد خب، حمید به یه شکلی خشونت اعمال کرد.
  868. 1:24:41می‌کنه اگه من ۲۰ تا رو نزنم می‌کنمتش ۲۵ تا ۲۶ تا. بعد یه چند تایی هم مشت. خلاصه هوارو...
  869. 1:24:49میده من از ترس می‌زنم اونو دیدم که این خشونت هم می‌خواد؛ یعنی
  870. 1:24:56تو اگه میخوای یه مربی هستی کوچی می‌خوای یکی رو بکشی بالا، خشونت لازمه؟ خشونت نه.
  871. 1:25:02لزوماً اون خشونت فیزیکی نه لزوماً خشونت کلامی شما، اگر این سطح این میز رو من یه
  872. 1:25:08سوهان به من بدی من بسابم اصلاً خشن خشن میگن سطحش خشنه. این ویژگی اعمال خشونت
  873. 1:25:15داره تو اگه می‌خوای یه آدمی رو بیاری این آدم که اسکیل کنه، حتماً نیاز به خشونت داره
  874. 1:25:21خشونت به معنی فیزیکی و کلامی نیست به معنی سخت‌گیری‌ای است که آن به جایی برسد که
  875. 1:25:28بگه دیگه نمی‌تونم آقا دیگه این حرف حرف ما اصلاً من این‌ها رو قبول ندارم. اونجا تاب
  876. 1:25:33بیاره این همون گفتگویه که تو خیلی از چیزاست؟ می‌گه
  877. 1:25:37تابآوری برگردم پرانتزو ببندم پرسیدی که الان چیکار می‌کنی؟ باشگاه می‌رم. خیلی برام
  878. 1:25:43تجربه فوق‌العاده‌ایه خیلی زیاد از بابت ذهنیش حالا. من خب کار لیدرشیپو در واقع یه
  879. 1:25:50کاری تو حوزه توسعه فردی می‌کنیم دوره
  880. 1:25:55پیشوایی اینم می‌دونه من این کارو می‌کنم هی به من میگه تو مغز تیراد داره، من باید
  881. 1:25:59رو مغزتو کار کنم و واقعاً میگن جیم ورزش مغز سوارکاری رو خیلی دوست دارم.
  882. 1:26:06دوست دارم استادم مازیار واقعاً آدم درجه یکی هومن، دوتا استاد دارم، هر دوشون خیلی...
  883. 1:26:11با سوارکاری حال می‌کنم پرش الان ۱۲۵ ۱۱۵ تا ۱۲.۲۵ می‌پرم امسال، ان‌شاءالله تا آخر
  884. 1:26:18سال به ۱۳۵ می‌رسم که خیلی کار بزرگیه یعنی کار سلا این حرفا رو مازیار رو بشنوه؟
  885. 1:26:23میگه کی گفت تو می‌رسی؟ کی آقا به تو چنین اجازه‌ای داد، ولی خب، آرزو بر جوانان عیب نیست.
  886. 1:26:29عیب نیست این د تا رو خیلی وقت می‌ذارم. خب، کار گروه هست. اونجا هم به هر
  887. 1:26:35حال همین شرکتهایی که داریم میزیم استارت‌آپ‌های کوچک راه می‌اندازیم. خوبی کار
  888. 1:26:39استارتآپ اینه که تو لازم نیست بری یه ساختمون بسازی ببینی این درست کار می‌کنه؟
  889. 1:26:42یا نمیک‌کنی یا یه کارخونه بزنی ببینی بازار می‌گیری یا نه، از یه جمع کوچیک چهار نفره.
  890. 1:26:46پ نفره شروع می‌کنی اگه گرفت من یه دیتایی درآوردیم، دیدیم کل شکست‌های ما، کلِ
  891. 1:26:53بیزینس‌های شکست خوردهمون یه عالمه بود ۳۰۰، ۴۰۰ هزار دلار کلاً برایمان در تمام این
  892. 1:26:58سالا هزینه داشته عدد بزرگیه ولی نسبت به علی‌بابا خیلی کوچیکه؛ برای همین این کارا.
  893. 1:27:03رو بیشتر علاقه دارم
  894. 1:27:08ببینم چون میخوام نپرسیدیید ازت اینو ولت نکنم موقعی که علی‌بابا رو درستش کردین؟ کی
  895. 1:27:15جذب سرمایه کردین و الان سرمایه‌گذاراتون کیان؟
  896. 1:27:19ما ۹۳ که سایت اومد بالا اولین راندو از صندوق تأسیس فناوری را زرین‌خیال گرفتیم.
  897. 1:27:26نزدیک اون موقع مثلاً یک و نیم میلیون ۲ میلیون دلار بود، فکر می‌کنم به نرخ اون
  898. 1:27:33موقع راند بعدی رو از سراوا گرفتیم ۹۶ و ۹۷/۹۷ در واقع شد که خورد به آن افزایش سرمایه.
  899. 1:27:42نرخ دلار نصف سرمایه گذاریشون انجام شد البته اونا وقتی پولو به ما دادن که دلار
  900. 1:27:47افزایش پیدا که واقعاً دمشون گرم ولی اومدیم توافق کردیم که یه بخشیشو در واقع
  901. 1:27:52انجام بدن اونم خیلی فوق‌العاده بود اصلاً اومدن تو این
  902. 1:27:57اکوسیستم سراوا برا من خیلی تجربه عالیی بود که هنوزم ادامه داره یعنی
  903. 1:28:02هنوز با سعید بودن واقعاً برا من یادگیر سعید واقعاً برای من استاد و مربی بود و واقعاً
  904. 1:28:07قدرشو می‌دونم خیلی آدم درجه یکیه ما هم این دو جا را جذب سرمایه کردیم و همیشه
  905. 1:28:13تو طول این سالا در حال جذاب سرمایه بودیم ولی هیچوقت اتفاق نیفتاد دیگه
  906. 1:28:18و تو برنامه IPO و اینا اصلاً دارین؟
  907. 1:28:22احتمالاً علی بابا رو می‌خواستیم یه دو سه سالش رفتیم ولی علی‌بابا خیلی صندوقه، من
  908. 1:28:28باهاش همه این کارا رو از علی بابا کردم هرچند که توحید دستامو قطع کرده، ولی شاید
  909. 1:28:33دیگه تصمیم توحیده ولی جابوا ما رو خیلی دوست دارم ببریم توی بورس ولی فکر می‌کنم
  910. 1:28:37اگه بخوایم این کار بکنیم دو سه ساله دیگه عجله‌ای نداره. الان سایز جاباما چقدره؟
  911. 1:28:41فرق داره با سایز علی بابا جابا ما الان از از لحاظ ارزش و پی سی، یعنی اون
  912. 1:28:48مارجین سودی که میده می‌تونم بگم بین ۵۰ تا ۷۰٪ علی‌باباست اصلاً. چقدر اگر بخوای
  913. 1:28:55دلاری بگی به نظرت ولیوشن الان چقدر ارزش‌گذاریه اصلاً به نظرت الان علی‌بابا؟
  914. 1:29:00چقدر می‌رزه جاب ما چقدر می‌ارزه حدودی ببین، من گروه رو اگه بخوام...
  915. 1:29:06بگم من ما خودمون بخوایم بفروشیم ۲۰۰ میلیون دلار ولی نمی‌فروشیم
  916. 1:29:14من واقعاً امروز جایی نیستم که اصلاً کسی بیاد به من، من فروشنده‌ام، من خریدار سهامم.
  917. 1:29:18توی برای همین واقعیت اینه که می‌خوام ارزشو پایین بذارم، یعنی قبلاً دنبال این
  918. 1:29:24بودیم بالا بذاریم چون می‌خواست جز الان دنبال اینیم که از بقیه بخریم و ۱۰ تا…
  919. 1:29:29خریدیم از مثل حسام که خرید از بقیه ما هم ۱۰
  920. 1:29:34خریدیم شرکت رو دونه دونه بخوام بگم مثلا علی بابا، میشه نزدیک ۵۰ میلیون دلار حدوداً.
  921. 1:29:42جاباما مثلا ۳۵ تا ۴۰ میلیون دلار اتوبوس، ایرلاین و این‌ها همین‌طور مثلاً
  922. 1:29:50حالا ارلاین خیلی جدیده ولی من فکر می‌کنم با پولی که توش گذاشتیم همون سرمایه که
  923. 1:29:54آوردیم من فکر می‌کنم ۲۰ ۲۵ میلیون دلارون میشه توی ما ۴۰ تا اتوبوس داریم، یه تعدادی
  924. 1:29:59هم تو راه خریدیم آوردیم اتوبوس اصلا ما واردش شدیم برای مدل فلیکس.
  925. 1:30:04باس اونم تصورم اینه که ولیو خود همون هست و
  926. 1:30:10بیزینس مدل و اینو بخوای بذاری زیر چهل پنجاه میلیون دلار نیست؛ احساست نسبت به این عددا
  927. 1:30:16چیه؟ حالا می‌دونم کسی که داره گوش می‌کنه مثلاً می‌گوید: «وای! ۲۰۰ میلیون دلار کمپانی‌شون!»
  928. 1:30:19می‌رزه ولی به حالا راجع به دن صحبت کردیم یه چیزای دیگه نگفتم. این دن فقط ۲۰۰ میلیون
  929. 1:30:24جئب سرمایه کرده می‌دونی به من می‌گم ما روز اولیم، دفترم اسمش روز...
  930. 1:30:30اوله دیگه اگه بخوام احساسمو بگم میگم اصلاً ما انگار تازه، جالبه، ما اولین
  931. 1:30:34جلسامون بعد ازید با بچه‌ها جمع شدیم گفتیم ما تازه انگار آماده شدیم برای کار
  932. 1:30:39کردن یعنی احساسم اینه که روز اوله واقعاً احساسم اینه که خداروشکر هم تجربه به
  933. 1:30:44دست آوردیم همین یه ذره رو خودمون کار کردیم، اخلاقمون بهتر شده. هم تیم، تازه تیمه.
  934. 1:30:49به قول احمد میگه ما همجوشی هسته‌ای داریم من و احمد و شایان
  935. 1:30:53و سعید و توحید و سپهر و این بچه‌هایی که دور هم می‌نشینیم دورِ آن میزِ هم‌جوشی.
  936. 1:30:59هسته‌ای داریم واقعاً خیلی با همدیگه
  937. 1:31:06چفتیم احساسم این عددا که واقعاً عدده دیگه احساس یه عدده. من فکر می‌کنم ما
  938. 1:31:11روز اولیم و هنوز هیچ کاری نکردیم. این باور
  939. 1:31:18عمیقمه ها تو این اگه من قراره کاری بکنم باید تو زندگی تک‌تک آدم‌های ایران در...
  940. 1:31:26واقع انجام بشه یه کار فوق‌العاده‌ای هم یه باهات حرف زدم توی حوزه یه استارت‌آپ
  941. 1:31:31اجتماعی داریم رامونا یه کار فوق‌العاده‌ای هم اونجا داریم
  942. 1:31:35می‌کنیم که اگه فرصت شد یه دفعه دیگه با فاطمه با همدیگه در موردش گفتگو کنیم.
  943. 1:31:42کنیم اونم کار بی اندازه عظیمیه و از اساس پرورشگاه و شیرخوارگاه را توی ایران حذف کنیم.
  944. 1:31:50می‌کنه با کمک بهزیستی و در واقع اونا این کارو انجام می‌دیم، اونم کار خیلی خیلی
  945. 1:31:57فوق‌العاده‌ایه امروز اگه کسی بره شیرخوارگ آمنه میشه گفت تقریباً خالیه
  946. 1:32:02تحریم که تحقیقاً خالیه مثلاً ۴۰۰ و خورده‌ای بچه بوده الان ۳۰ ۴۰ تاش که اون
  947. 1:32:07۳۴۰ تا نوزادن که اون ۳۴۰ تا مال مثلاً یکی دو ماه اخیر که اومدن، اونم خیلی زود.
  948. 1:32:12خالی میشن نه فقط اینجا جاهای دیگه اونم یه کار خیلی فوق‌العاده‌ایه که
  949. 1:32:17می‌کنی چقدر قشنگه ولی یعنی وقتی مثلاً
  950. 1:32:22یه خروجی یا به خروج هم حالا نه به یک شرایط پایداری اصلاً می‌رسی که بعد تازه
  951. 1:32:30بتونی یه سری کارای باحال بکنی ما اینو از هفت سال پیش شروع کردیم، مثلاً اون اول
  952. 1:32:34می‌تونم بگم ۷ سال پیش از ۹۷ با هم قبل نه قبل از ۹۶، از اوج شروع کردیم و تو...
  953. 1:32:41کرونا همه این چیزا رو که زدیم اینا رو نگه داشتیم. یه رویا داشتیم که اون رویا
  954. 1:32:46رو به یه شکلی در واقع ادامه دادیم آره از اونجایی که دیر هر دومون رسیدیم اینجا نیم.
  955. 1:32:55ساعت تایمونو زدیم ولی ازش تایم می‌گیرم ولی دمت گرم! خیلی تجربه عالی بود. نه بابا!
  956. 1:33:01خیلی حال میده حالا باید بشینیم بازم باید بیشتر با هم بشینیم صحبت کنیم و به نظر من
  957. 1:33:05حتی این سفرم من یه چیزی هم که خیلی برام جالب بود حالا مخصوصاً
  958. 1:33:12امروز که حالا اسمشو گذاشتیم چپتر دو حالا الان من، یعنی گفتم این داستان اینه.
  959. 1:33:18که چقدر مثلاً این بار رفلکشن داشتیم می‌دونی نسبت به اینکه چه اشتباه‌هایی رو
  960. 1:33:24اون سری کردیم پشت هم نبودیم یا همدیگه رو مثلاً حمایت نکردیم یا با هم اونقدر شاید نبودیم.
  961. 1:33:30حالا مثلاً رفیق نبودیم می‌دونیم و بیترش برا سعیده، به نظر
  962. 1:33:35من اون چپتر دو مال سعیده یعنی احساس می‌کنم همش از خود سعید میاد ما یه جوری
  963. 1:33:42بازتاب سعیدیم و واقعاً دمش گرم ماها رو اینجا بچه‌ها رو جمع کرد و علی‌رضا رو آورد.
  964. 1:33:47عیقی رو آورد دنوشو آورد خیلی برای من تجربه فوق‌العاده‌ای بود.
  965. 1:33:55انرژی گرفتم اصلاً مغزم بزرگتر شد اصلا با احمد که با هم حرف می‌زدیم اینجوری بود که
  966. 1:34:00احمد می‌گفتین دانوش واقعاً دمش گرم خیلی خیلی حال داد
  967. 1:34:08دمت گرم خیلی مشسی تو همینو داری میری فرودگاه. آره، آره. من برمی‌گردم.
  968. 1:34:14منم می‌دونی که منم پروازم امشب بود دیگه منم پروازم الان با محسن امشب بود.
  969. 1:34:17برمی‌گشتم کانادا ولی تا حالا نشده من یه جا سفر برم با همان بلیتی که رزرو کردم
  970. 1:34:23برگردم حتماً باید انگولش کنم حاجی منم همینطوری استثناست
  971. 1:34:28مجید دمت گم خیلی حال خیلی دمت گرم مرسی خیلی حال کردم! قربونت برم، هستی

About this transcript

This page contains the full transcript of EP 174 - Majid Hosseini Nejad, Founder of Alibaba Group | مسیر 200 میلیون دلاری علی بابا by طبقه 16, generated from the public captions YouTube serves with the video. The transcript has 14,622 words across 971 segments, with the original timestamps preserved so you can click any line to jump to that moment in the embedded player.

What you can do with it

Use the transcript to take notes, quote the speaker, build a study guide, generate a summary with ChatGPT or Claude via the YouTube Summary tool, or export it as a timed subtitle file with YouTube to SRT. You can also re-open it in the transcriber to translate the transcript into 100+ languages.

Free YouTube transcript tool

YouTube2Text is a free YouTube transcript generator — no signup, no daily limit. Paste any YouTube link and get the full transcript instantly, with timestamps, click-to-jump, translation to 100+ languages, AI prompts for ChatGPT, Claude, and Gemini, and exports to TXT, SRT, VTT, or Markdown.