توهمی به نام زمان | کتاب «نظم زمان» اثر «کارلو روولی» — Transcript
Full transcript
- 0:00فکر کنید تصوری که از زمان داریم از پایه
- 0:02اشتباه یا حداقل ناقص باشه. اینکه زمان با
- 0:06سرعت ثابتی نمیگذره. گذشته و آینده در
- 0:09بنیادیترین قوانین جهان تفاوتی با هم
- 0:12ندارن و چیزی به اسم همین الان [موسیقی]
- 0:16اصلاً وجود نداره. حتی شاید ما درون زمان
- 0:20زندگی نمیکنیم. شاید این زمانه که درون
- 0:23ما شکل میگیره. این افکار تصویر آشنای ما
- 0:27از زمان رو خراب میکنن و اینجاست که
- 0:30سؤالها [موسیقی]
- 0:31یکی یکی شروع میشن. ساعتی که روی دستمونه
- 0:35دقیقاً چی رو داره اندازه میگیره؟ اگه
- 0:37چیزی به اسم حال اصلاً وجود نداره پس
- 0:40دقیقاً چه چیزی الان واقعیه؟ چرا گذشته رو
- 0:45ما به یاد میاریم ولی آینده رو نه؟ چرا
- 0:48زمان همیشه رو به جلو میره و هیچوقت به
- 0:51عقب برنمیگرده و اصلاً وقتی میگیم زمان
- 0:55میگذره منظورمون [موسیقی] دقیقاً چیه؟
- 0:58این پادکست بر اساس کتاب نظم زمان اثر
- 1:01کارلو رولی تهیه شده. قراره قدم به قدم
- 1:05تصویر آشنایی رو که از زمان داریم فرو
- 1:08بریزیم و ببینیم چیزی که هر روز با ساعت
- 1:11اندازه میگیریم واقعاً چیه، از کجا میاد
- 1:15و چقدر از اون به خود ما بستگی داره. تا
- 1:19انتهای این پادکست با من همراه باشید.
- 1:29اگه اولین باره که کتاب فای رو میبینین
- 1:31من معینم. دکترای مهندسی پزشکیم رو از
- 1:34دانشگاه صنعتی دلف گرفتم و ۲ سال هم
- 1:36پژوهشگر پس و دکترا بودم. تو این کانال
- 1:38درباره کتابها، علم، فلسفه و ایدههایی
- 1:42صحبت میکنم که کمک میکنن عمیقتر فکر
- 1:45کنیم، همدیگه رو دوست داشته باشیم، درست
- 1:47زندگی کنیم و پیشرفت کنیم. واقعیت خیلی
- 1:51وقتا با چیزی که به نظر میرسه کاملاً
- 1:53متفاوته. زمین در ظاهر صاف به نظر میرسه
- 1:57ولی در واقع کرویه. خورشید هم انگار تو
- 2:00آسمون به دور ما میچرخه. در حالی که در
- 2:03واقع این ماییم که داریم میچرخیم. ساختار
- 2:05زمان هم اون چیزی نیست که در ظاهر به نظر
- 2:08میرسه. زمان یه جریان یکنواخ و جهانی
- 2:12نیست. یه سری شواهد زمان رو به رازهای
- 2:15بزرگ دیگهای وصل میکنن مثل ماهیت ذهن،
- 2:19منشأ جهان، سرنوشت سیاهچالهها و حتی خود
- 2:23نحوه کارکرد زندگی روی زمین. و البته یه
- 2:27سری سؤال بزرگ برامون به ارمقام میارن.
- 2:31چرا گذشته رو به یاد میاریم ولی آینده رو
- 2:33نه؟ آیا ما در زمان وجود داریم یا زمان در
- 2:37ما وجود داره؟ وقتی میگیم زمان میگذره
- 2:41واقعاً منظورمون چیه؟ برای جواب دادن به
- 2:43این سؤا بیاین با یه واقعیت ساده شروع
- 2:46کنیم. زمان تو کوهستان سریعتر از سطح
- 2:49دریا میگذره و این موضوع رو خب ما تو
- 2:51پادکستهای قبلیمون خیلی زیاد در رابطه
- 2:53باهاش صحبت کردیم. این تفاوت خیلی کمه ولی
- 2:56با ساعتهای فوق دقیقی که امروزه میشه با
- 2:59حالا چند هزار پوند از اینترنت خرید قابل
- 3:02اندازهگیریه. کندتر شدن زمان رو حتی میشه
- 3:05با ساعتهای دقیق آزمایشگاهی بین دو
- 3:08ارتفاعی که فقط حالا چند سانتیمتر توی
- 3:11آزمایشگاه با همدیگه فاصله داشته باشن هم
- 3:13اندازه گرفت و فقط خود ساعت نیست که کندتر
- 3:17میشه. در ارتفاع پایینتر همه فراآیندها
- 3:21کندتر اتفاق میافتن. فرض کنیم دو دوست از
- 3:25هم جدا میشن. یکی توی دشت میمونه اون یکی
- 3:27میره توی کوهستان زندگی بکنه. سالها بعد
- 3:31دوباره اینا همدیگه رو میبینن. کسی که
- 3:33پایین مونده کمتر زندگی کرده و کمتر پیر
- 3:37شده. زمان کمتری برای انجام کارها داشته.
- 3:42گیاههاش کمتر رشد کردن و فکراش فرصت
- 3:47کمتری برای شکل گرفتن و پیشرفتن داشتن.
- 3:51البته این اختلاف اونقدر کوچیکه که برای
- 4:03خب همون طور که دیدین یه اتفاقی توی
- 4:06بکگراند ما افتاد نینا خانم بودن در حال
- 4:09بازی و بالا رفتن از وسایل داخل
- 4:13استودیوهای ما حالا به هر حال اون پشت به
- 4:16هم ریخته بود دیگه مجبور شدم یک کاتی بدم
- 4:18و درستش کنم خب کجا بودیم؟
- 4:21البته این اختلاف اونقدر کوچیکه که ضد
- 4:24آفتاب راه عملیتری از اسبابکشی از
- 4:27کوهستان به دشته یا حالا سطح دریا حدود یه
- 4:30قرن پیش آلبرت انشتین این کند شدن زمانو
- 4:34فهمیده بود قبل از اینکه اصلاً ساعتهایی
- 4:36ما داشته باشیم که به اندازه کافی دقیق
- 4:39باشن تا بتونن این اثر رو در واقع اندازه
- 4:42بگیرن. ایشون از خودش پرسید که خورشید و
- 4:46زمین چطور میتونن بدون تماس با هم، بدون
- 4:49اینکه اصلاً چیزی بینشون باشه روی هم اثر
- 4:52بذارن و همدیگه رو حالا جذب بکنن؟ ایشون
- 4:55دنبال یه توضیح قابل قبول گشت و به این
- 4:57ایده رسید که خورشید و زمین مستقیماً
- 5:00همدیگه رو جذب نمیکنن، بلکه هر کدوم به
- 5:04تدریج روی چیزی که بینشون قرار داره اثر
- 5:07میذارن و چون بین اونها فقط فضا و زمان
- 5:11وجود داره، انیشین تصور کرد که خورشید و
- 5:14زمین هر کدوم فضا و زمان اطراف خودشون رو
- 5:18تغییر میدن. اگه حالا شما دوست دارین خیلی
- 5:20بیشتر در رابطه با انشتین بدونین ما
- 5:22اخیراً زندگینامه ایشون رو توی کتابف
- 5:25پادکست کردیم منتشر کردیم پیشنهاد میکنم
- 5:27حتماً نگاه بکنین زندگیشون به نظر من
- 5:29درسهای خیلی زیادی برامون داره حالا سؤال
- 5:32این میشه تغییر در ساختار زمان دقیقاً
- 5:35یعنی چی؟ یعنی دقیقاً همون کند شدن زمانی
- 5:39که یهکم قبلتر در رابطه باهاش صحبت
- 5:41کردیم. جرم زمان اطراف خودش رو کند
- 5:45میکنه. زمین جرم بزرگی داره و زمان رو در
- 5:49نزدیکی خودش کند میکنه و به همین دلیله
- 5:52که دوستی که در سطح دریا میمونه آهستهتر
- 5:56پیر میشه و همچنین اجسام سقوط میکنن. در
- 6:00فضای بین ستارهای جایی که زمان به طور
- 6:04یکنواخت میگذره اجسام سقوط نمیکنن و فقط
- 6:08شناور میمونن و همین کندتر بودن زمانه که
- 6:12باعث میشه ما بتونیم محکم در واقع روی
- 6:15زمین بایستیم. در واقع کل بدنمون به صورت
- 6:19طبیعی به سمتی متمایل میشه که زمان در اون
- 6:24کندتر میگذره و زمان برای پاهای ما کمی
- 6:28کندتر از سرمون میگذره. از زمان
- 6:31آناکسیماندر تا امروز نجوم و فیزیک با
- 6:34فهمیدن این پیشرفت کردن که پدیدهها چطور
- 6:38بر اساس نظم زمان اتفاق میفتن. در بیشتر
- 6:42معادلات طبق قرارداد زمان رو با حرف تی
- 6:46نشون میدن. این تی همون عددیه که یه ساعت
- 6:50در واقع اندازه میگیره. معادلات به ما
- 6:53میگن که چیزها چطور با گذشته زمانی که
- 6:57ساعت اندازه میگیره تغییر میکنن. اما خب
- 7:01اینجا یه سؤالی پیش میاد بر اساس چیزایی
- 7:03که حالا گفتیم اگه ساعتهای مختلف
- 7:06زمانهای متفاوتی رو هم نشون بدن وقتی اون
- 7:10دو دوست دوباره همدیگه رو میبینن یکی
- 7:13حالا بعد از زندگی در کوهستان و اون یکی
- 7:16هم در سطح دریا تی دقیقاً به کدوم یکی از
- 7:19این دو تا زمان اشاره میکنه؟ ساعتهای
- 7:22مچیشون زمانهای متفاوتی رو دارن نشون
- 7:24میدن. کدوم یکی تی هست؟ یعنی کدوم تی تی
- 7:29واقعیه؟ زمان واقعیه یکم حالا بخوام
- 7:32سادهترش بکنم توی آزمایشگاه فیزیک ساعتی
- 7:36که روی میز قرار داره و ساعتی که روی
- 7:39زمینه با سرعتهای متفاوتی کار میکنن.
- 7:43کدوم یکی زمان واقعی رو نشون میده؟ واقعاً
- 7:47سؤال جذابیه به نظر من. جواب اینه که این
- 7:51سؤال اصلاً معنی نداره. هیچ مقدار
- 7:54واقعیتر یا درستتری اصلاً وجود نداره و
- 7:58این حالا قراره بدترم بشه. فقط اصلاً دو
- 8:01زمان وجود نداره. زمانهای بیشماری وجود
- 8:04داره. برای هر نقطه از فضا یک زمان متفاوت
- 8:08وجود داره و به همین دلیل توی فیزیک زمانی
- 8:12که یه ساعت مشخص برای پدیده مشخص اندازه
- 8:16میگیره زمان ویژه نامیده میشه در واقع هر
- 8:20پدیده زمان ویژه و ریتم خودش رو داره
- 8:24[صدای خرناس] این انشتین بود که معادلاتی
- 8:26به ما داد که توضیح میدن این زمانهای
- 8:30ویژه چطور نسبت به هم تغییر میکنن
- 8:33معادلات ایشون
- 8:34یه زمان واحد ندارن بلکه بیشمار زمان در
- 8:38اونها وجود داره و اینجاست که [موسیقی]
- 8:41زمان اولین ویژگی یا لایه خودش رو از دست
- 8:45میده [موسیقی]
- 8:46وحدتش رو
- 8:56پرده دوم با یه سؤال شروع میشه [موسیقی]
- 8:58آیا زمان چیزیه که همیشه از گذشته به سمت
- 9:02آینده جریان داره؟ گذشته و آینده خب با هم
- 9:05فرق دارن. علت قبل از معلول اتفاق میفته.
- 9:10درد بعد از زخم میاد نه قبل از اون. قلب
- 9:14میشکنه و به ۱۰۰ تیکه تبدیل میشه ولی این
- 9:17تیکهها دوباره خودبهخود کنار هم جمع
- 9:21نمیشن تا همون قلب رو بسازن. ما نمیتونیم
- 9:24گذشته رو تغییر بدیم فقط میتونیم نسبت
- 9:28بهش حسرت، پشیمونی و خاطره داشته باشیم.
- 9:33اما آینده با عدم قطعیت، خواستن و اضطراب
- 9:37همراهه. یه فضای در واقع بازه. میتونیم
- 9:41به سمتش زندگی کنیم و شکلش بدیم چون هنوز
- 9:45اصلاً وجود نداره و هنوز همه چیز ممکنه.
- 9:49بنابراین زمان یه پیکانه که دو سرش با هم
- 9:54فرق دارن و در واقع چیزی که درباره زمان
- 9:58بیش از سرعت گذشتنش برای ما اهمیت داره
- 10:03همین جهتدار بودنشه بحثها به نظرم واقعاً
- 10:06بحثهای جذابیه و در ادامه پادکستم قراره
- 10:09بسیار جذابتر بشه یعنی من واقعاً پیشنهاد
- 10:12میکنم این پادکستو در حین رانندگی یا
- 10:14تمرین یا دوییدن و کارای دیگهای انجام
- 10:16ندین این پادکستو یعنی گوش ندین این
- 10:19پادکستو یعنی باید بشینین خیلی با دقت گوش
- 10:21کنین. حالا ما وقتی اینها رو در واقع این
- 10:24چیزایی که شنیدیم رو در نظر بگیریم یه سری
- 10:27سؤال دیگه پیش میاد. این جریان یا گذر
- 10:30زمان دقیقاً چیه؟ جای اون در ساختار و
- 10:33قواعد جهان کجاست؟ چرا برای ما گذشته
- 10:38اینقدر با آینده فرق داره؟ فیزیک قرن
- 10:41نوزدهم و بیستم با این پرسشها درگیر شد و
- 10:46به نتیجه غیرمنتظره رسید. در قوانین
- 10:50بنیادی که مکانیسم جهان رو توصیف میکنن،
- 10:54تفاوتی میان گذشته و آینده، علت و معلول،
- 11:00خاطره و امید وجود نداره. و مسئله دیگهای
- 11:04که حالا بهش رسیدن مسئله گرما بوده. گرما
- 11:08تنها قانون بنیادی فیزیکه که بین گذشته و
- 11:11آینده تفاوت قائل میشه. هیچکدوم از
- 11:15قوانین بنیادی این تفاوت رو ایجاد
- 11:17نمیکنن. نه قوانین نیوتون، نه معادلات
- 11:21ماکسول، نه گرانش نسبیتی انشتین و نه
- 11:24معادلات مکانیک کوانتومی. اگه یه دنباله
- 11:27از رویدادها طبق این معادلات ممکن باشه،
- 11:30همون دنباله در جهت معکوس هم ممکنه. پیکان
- 11:34زمان فقط جایی ظاهر میشه که گرما وجود
- 11:38داره. پس ارتباط بین زمان و گرما یه
- 11:42ارتباط بنیادیه.
- 11:44هر جا تفاوتی بین گذشته و آینده دیده میشه
- 11:48گرما هم در کاره. برای مثال اگه شما یه
- 11:51فیلمی رو از توپ در حال غلطیدن ببینین
- 11:56نمیتونین بفهمین که آقا این فیلم داره
- 11:58درست پخش میشه یا برعکس. اما اگه توپ کمکم
- 12:02متوقف بشه میفهمیم که فیلم در جهت درست
- 12:06داره پخش میشه. چون اگه برعکسش کنیم یه
- 12:09اتفاق خب غیرعادی میبینیم. توپی که
- 12:11خودبهخود شروع به حرکت میکنه. کم شدن
- 12:15سرعت توپ و در نهایت ایستادنش به خاطر
- 12:19استحکاکه و استحکاک گرما تولید میکنه.
- 12:23فکرها هم از گذشته به سمت آینده شکل
- 12:25میگیرن نه برعکس و در واقع خود فکر کردن
- 12:30هم در سر ما گرما تولید میکنه. اینجا
- 12:33باید بگم به به عجب بحثهای زیبایی.
- 12:36دانشمندا کمیتی معرفی کردن که این پیشروی
- 12:39برگشت ناپذیر گرما در فقط یه جهت رو
- 12:43اندازه میگیره. بهش میگن آنتروپی. این
- 12:46مقدار کمیتی قابل اندازهگیری و قابل
- 12:50محاسبه است که در یک فراآیند ایزوله یا
- 12:53افزایش پیدا میکنه یا ثابت میمونه اما
- 12:56هیچوقت کاهش پیدا نمیکنه. دلتا sیشتر
- 13:01یا مساوی صفره و به این اصل قانون دوم
- 13:04ترمودداینامیک میگیم. قانون اول
- 13:07ترمودینامیک هم مربوط به پایستگی انرژیه.
- 13:10نکته اصلی قانون دوم اینه که گرما فقط از
- 13:14جسم گرم به جسم سرد منتقل میشه و هیچوقت
- 13:18برعکس این اتفاق نمیفته. تفاوت بین گذشته
- 13:23و آینده در قوانین بنیادی حرکت نیست. این
- 13:28بینظمی یا آنتروپی طبیعی سیستمهاست که
- 13:32باعث میشه به تدریج از حالتهای خاصتر و
- 13:36ویژهتر به سمت حالتهای معمولتر برن. و
- 13:41حالا سؤال این میشه چرا در یکی از دو جهت
- 13:44زمان یعنی جهتی که حالا اسمش رو گذشته
- 13:47میذاریم چیزها منظمتر بودن؟ دلیلش چیه؟
- 13:51یا به عبارت دیگه چرا آنتروپی در گذشته
- 13:54کمتر بوده؟ اگه پدیدهای رو ببینیم که از
- 13:57حالتی با آنتروپی کمتر شروع میشه، واضحه
- 14:01که چرا آنتروپی افزایش پیدا میکنه. چون
- 14:03در روند به هم ریختن و بازارایی همه چیز
- 14:07نامنظمتر میشه. اما سؤال اینه که اصلاً
- 14:10چرا پدیدههایی که اطرافمون در کیهان
- 14:12میبینیم از ابتدا از حالتی با آنتروپی
- 14:17پایینتر شروع میکنن؟ آقای بولسمن نشون
- 14:20داد که آنتروپی به این دلیل وجود داره که
- 14:23ما جهانی رو به شکلی محو و تقریبی توصیف
- 14:28میکنیم. آنتروپی چیزی نیست جز تعداد
- 14:32حالتهای مایکروسکوپیکی که دید ناقص ما از
- 14:36جهان نمیتونه بینشون تفاوت قائل بشه.
- 14:40گرما، آنتروپی و پایینتر بودن آنتروپی در
- 14:44گذشته همگی مفاهیمی هستن که به توصیفی،
- 14:48تقریبی و آماری از طبیعت تعلق دارن. پس
- 14:51تفاوت بین گذشته و آینده عمیقاً به همین
- 14:55محو بودن دید ما آدما مربوط میشه و اینجا
- 14:58باید بگم که خودتونو برای جملههای بعدیم
- 15:01آماده کنین چون واقعاً قراره سنگین بشه به
- 15:04نظر خود من. اگه میتونستیم تمام جزئیات
- 15:09دقیق وضعیت مایکروسکوپیک جهان رو ببینیم و
- 15:13در نظر بگیریم یا اندازه بگیریم ویژگیهای
- 15:17اصلی جریان زمان از بین میرفتن و اینجاست
- 15:22که میفهمیم در دستور زبان بنیادی جهان
- 15:26هیچ تمایزی بین علت و معلول وجود نداره و
- 15:30زمان یکی دیگه از مؤلفای اساسی خودش رو از
- 15:33دست میده
- 15:35تفاوت ذاتی بین گذشته و آینده هیچ چیز
- 15:39ذاتی در جریان داشتن زمان وجود نداره.
- 15:43چیزی که ما به شکل این جریان میبینیم
- 15:46بازتاب محویته
- 15:49که جهان در نقطهای از گذشته در وضعیت
- 15:53بسیار نامحتمل [موسیقی]
- 15:55و با آنتروپی پایینتر قرار داشته. حس
- 15:58میکنم که چیزایی که در رابطه با زمان
- 16:00میدونستیم کلاً [موسیقی] داره زیر رو
- 16:01میشه.
- 16:11آقای انیشتتاین متوجه شده بود که سرعت
- 16:13باعث [موسیقی] کند شدن زمان میشه در رابطه
- 16:17باهاش تو پرده اول صحبت کردیم [موسیقی] به
- 16:19جای اینکه حالا مثل پرده اول دو دوست رو
- 16:21یکی حالا بفرستیم کوهستان یکی دیگه به دشت
- 16:25فرض کنیم یکی سر جاش بمونه و اون یکی مدام
- 16:28حرکت کنه زمان برای کسی که در حال حرکته
- 16:31آهستهتر میگذره
- 16:33این دو نفر مدت زمان متفاوتی رو تجربه
- 16:37میکنن. کسی که حرکت میکنه کندتر پیر
- 16:40میشه و ساعتش زمان کمتری رو نشون میده.
- 16:43زمان کمتری برای فکر کردن داره و همین طور
- 16:47برای بقیه فراآیندها. پس زمان ویژهای که
- 16:51توی پردههای قبل در رابطه باهاش صحبت
- 16:54کردیم هم به این بستگی داره که کجا هستی و
- 16:57چقدر به جرمها نزدیکی و هم به سرعتی که
- 17:01باهاش داری حرکت میکنی. پیامدهای این
- 17:04موضوع بسیار شگفتانگیز و به نظر من
- 17:07رادیکالن. برای مثال بیایم به این سؤال
- 17:09جواب بدیم. الان در یک جای دوردست چه
- 17:13اتفاقی داره میفته؟ مثلاً شما فرض کنین که
- 17:16دوستتون رفته پراکسیما بی سیارهای که
- 17:20تازه کشف شده و حدود ۴ سال نوری از ما
- 17:23فاصله داره. دوستتون الان روی پراکسیما بی
- 17:27داره چیکار میکنه؟ تنها جواب درست اینه
- 17:30که خود این سؤال معنایی نداره. این مثل
- 17:34این میمونه که وقتی تو ونیز هستیم بپرسیم
- 17:36الان اینجا در آمستردام چه خبره؟ یه نکته
- 17:39دیگه هم اینه که حتی اگه دوستتون کنارتون
- 17:43باشه و شما ببینینش و از خودتون بپرسین
- 17:46الان دوستمون داره چیکار میکنه باز هم
- 17:49این سؤال دقیق نیست چون نوری که از اون
- 17:53دوستتون و به چشم شما میرسه برای پیمودن
- 17:56فاصله اون دوستتون تا شما زمان نیاز داره
- 18:01فرض کنیم این زمان مثلاً چند نانو ثانیه
- 18:03باشه بنابراین چیزی که میبینین کاریه که
- 18:06دوستتون چند نانو ثانیه قبل انجام داده.
- 18:09اگه دوستتون روی پراکسیما بی باشه نور از
- 18:13اونجا حدود ۴ سال طول میکشه تا به ما
- 18:16برسه. بنابراین اگه از طریق حالا تلسکوپ
- 18:19ارتباط رادیویی یا هر روش دیگهای پیامی
- 18:22شما ازش دریافت کنین در واقع میفهمین ۴
- 18:26سال پیش ایشون چیکار کرده. دستشم درد نکنه
- 18:29نه اینکه همین الان داره چیکار
- 18:30[گلویش را صاف میکند] میکنه. پس اکنون
- 18:33در پراکسیما بی قطعاً همون چیزی نیست که
- 18:36از طریق تلسکوپ میبینین یا از طریق رادیو
- 18:40میشنوین. روی پراکسیما بی هیچ لحظه
- 18:43ویژهای وجود نداره که دقیقاً متناظره با
- 18:46اکنون اینجا و همین لحظه باشه. پرسیدن
- 18:50چنین سؤالی مثل اینی که بپرسیم کدوم تیم
- 18:53فوتبال قهرمان مسابقات بسکتبال شده؟ خب
- 18:56سؤال بیمعنیه اصلاً نکته این بحث حالا چی
- 18:59بوده؟ نکته اینه که اکنون ما در سراسر
- 19:02جهان امتداد پیدا نمیکنه. بیشتر شبیه یه
- 19:06حباب دور ماست. اینکه این حباب تا کجا
- 19:09ادامه داره بستگی به دقتی داره که باهاش
- 19:12زمان رو اندازه میگیریم. اگه دقتمون در
- 19:14حد نانوثانیه باشه اکنون فقط
- 19:17[گلویش را صاف میکند] در محدوده چند متر
- 19:18معنا داره؟ اگه دقت در حد میلی ثانیه باشه
- 19:22این محدوده به هزاران کیلومتر میرسه و از
- 19:25اونجایی که ما آدما حتی توانایی تشخیص دهم
- 19:29ثانیه رم حالا با سختی داریم میتونیم به
- 19:32راحتی کل سیاره زمین رو مثل یک حباب واحد
- 19:36در نظر بگیریم و درباره اکنون طوری حرف
- 19:40بزنیم که انگار یه لحظه مشترک بین همه
- 19:43ماست اما بیشتر از این دیگه نمیتونیم پیش
- 19:46بریم و این دقیقاً همون چیزیه که آقای
- 19:50انیشتن کشف کرد این تصویر که یک اکنون
- 19:54کاملاً مشخص در سراسر جهان وجود داره
- 19:57توهمه نوعی تعمیم نادرست از تجربه محلی ما
- 20:01[موسیقی] انسانهاست
- 20:11قبل از اینکه [موسیقی] انشتین به ما بگه
- 20:13زمان همه جا با یه سرعت نمیگذره اصلاً
- 20:17چطور به این فکر افتاده بودیم که زمان در
- 20:21همه جا با یه سرعت میگذره. یعنی کی اینو
- 20:23به ما گفته؟ چطوری ما یه همچین فرضی
- 20:26کردیم؟ این چطور رفته تو ذهنمون؟ ببینین
- 20:28ساعتهای شنی، ساعتهای آبی و ابزارهای
- 20:32مشابه از دوران باستان هم در منطقه
- 20:35مدیترانه و هم در چین وجود داشتن. اما اون
- 20:40زمان هنوز نقش تعیینکننده و حتی
- 20:43سختگیرانهای رو که امروزه حالا ساعتها
- 20:45در سازماندهی زندگی ما دارن نداشتن. فقط
- 20:49از قرن چهاردهم تو اروپا بود که زندگی
- 20:52مردم کمکم با ساعتهای مکانیکی تنظیم شد.
- 20:56فایده ساعتها ظاهراً اینه که یه زمان
- 21:00واحد رو نشون بدن. اما قرنها تا وقتی سفر
- 21:04با اسب پیاده یا حالا با کالسکه انجام
- 21:07میشده هیچ دلیلی برای دوستان اون زمان
- 21:10وجود نداشته که ساعتاشون با هم هماهنگ
- 21:12باشه. ظهر وقتیه که خورشید به بالاترین
- 21:17نقطه خودش تو آسمون میرسه. هر شهر و
- 21:19روستایی یه ساعت آفتابی داشته که لحظه
- 21:23رسیدن خورشید به نیمه مسیرش رو مشخص
- 21:26میکرده و با استفاده از اون ساعت برج
- 21:28تنظیم میشده تا همه بتونن که زمان رو
- 21:31ببینن. اما خورشید توی فلورانس، ونیس یا
- 21:35تورین تو یه لحظه به ظهر که نمیرسه. چون
- 21:37خورشید حالا از شرق به غرب حرکت میکنه
- 21:40دیگه. در عمل هر روستا و شهر کوچیکی ساعت
- 21:44مخصوص خودش رو داشت. این داستان حالا
- 21:46همینجور ادامه پیدا میکنه تا قرن نوزدهم
- 21:49با رعایت شدن تلگراف و معمولتر شدن سفر
- 21:53با قطار مشکل هماهنگ کردن ساعت بین شهرهای
- 21:56مختلف حالا جدی شده تنظیم برنامه حرکت
- 22:00قطارها سخت بوده وقتی که هر ایستگاه حالا
- 22:03زمان متفاوتی رو برای خودش در نظر
- 22:05میگرفته اولین تلاش جدی برای استاندارد
- 22:08کردن زمان توی امریکا انجام شده اوایل
- 22:11پیشنهاد شد یه ساعت جهانی برای کل دنیا
- 22:14تعیین بشه مثلاً لحظهای که توی لندن ظهره
- 22:18همه جا ساعت ۱۲ در نظر گرفته بشه طوری که
- 22:22ظهر در لندن ساعت ۱۲ باشه و در نیویورک
- 22:26مثلاً حدود ساعت ۱۸ اما خب این پیشنهاد
- 22:30استقبال خوبی نگرفت چون مردم به زمانهای
- 22:33محلی خودشون وابسته بودن تو سال ۱۸۸۳ یه
- 22:37راه حل حالا میانه پیدا شد تقسیم جهان به
- 22:41مناطق زمانی به این شکل زمان فقط داخل هر
- 22:45منطقه استاندارد میشد و اختلاف بین ساعت
- 22:49۱۲ و ظهر محلی حداکثر به حدود ۲۰ دقیقه
- 22:54میرسید. این پیشنهاد حالا کمکم تو بقیه
- 22:56دنیا هم پذیرفته شد و ساعتهای شهرهای
- 22:59مختلف شروع کردن با هم هماهنگ شدن و فقط
- 23:02چند سال بعد از اینکه ما روی هماهنگ کردن
- 23:04ساعتها توافق کردیم آقای انیشتتاین فهمید
- 23:07انجام دقیق این کار اساساً اصلاً غیرممکنه
- 23:10یعنی بشر تازه خیال کرده بود که پرونده
- 23:13ساعتها رو بسته که انشتن رسید و گفتنخیر
- 23:15تازه اول درسره ما به طور سنتی زمان رو با
- 23:20شمردن تغییرات چیزها درک کردیم همونطور که
- 23:23روزها ها سالها و فصلها رو میشماریم.
- 23:27ارسطو اولین فیلسوفی بود که از خودش پرسید
- 23:31که آقا زمان چیه و به این نتیجه رسید که
- 23:35زمان اندازهگیری تغییره. ایده خب قابل
- 23:38قبولی هم هست. وقتی میگیم ۳ روز دیگه
- 23:41برمیگردم یعنی بین رفتن و برگشتن من
- 23:45خورشید ۳ بار مسیر خودشو توی آسمون طی
- 23:48میکنه. به همین سالگی. اما خب نتیجه این
- 23:51ایده اینه که اگه هیچ چیزی تغییر نکنه و
- 23:55هیچ چیز حرکت نکنه زمان هم دیگه نمیگذره.
- 23:59ارسطو معتقد بود که همین طوره. ایشون
- 24:02مینویسه حالا من دارم کوت میکنم یعنی
- 24:05دقیقاً دارم چیزی که ایشون مینویسه رو
- 24:06میگم. اگه همه جا تاریک باشه و هیچ تجربه
- 24:10بدنی نداشته باشیم ولی توی ذهنمون تغییری
- 24:14در حال رخ دادن باشه فوراً فرض میکنیم که
- 24:17مقداری زمان هم گذشته. به عبارت دیگه حتی
- 24:22زمانی که حس میکنیم درون خودمون جریان
- 24:25داره در واقع اندازهگیری نوعی حرکته حرکت
- 24:29درونی جالبه که آقای نیوتون دقیقاً ایده
- 24:33مخالف ارسطو رو داشته نیوتون مینویسه
- 24:36مردم عادی زمان فضا مکان و حرکت رو فقط از
- 24:41طریق رابطهشون با چیزهایی که با حواس قابل
- 24:45درکن میشناسن و از همین جا یه سری پیش
- 24:48داوری به وجود میاد میاد. برای کنار زدن
- 24:51این پیشآوریها بهتره بین شکلهای مطلق و
- 24:54نسبی، حقیقی و ظاهری، ریاضی و معمولی این
- 24:59مفاهیم تفاوت قائل بشیم. نیوتون قبول داشت
- 25:03که یک نوع حالا وجود داره که روزها و
- 25:07حرکتها رو اندازه میگیره. همون زمانی که
- 25:09حالا ارسوهم در رابطه باهاش حرف میزد.
- 25:11یعنی زمان نسبی، ظاهری و معمولی. اما
- 25:16نیوتون معتقد بوده علاوه بر این باید یه
- 25:19زمان دیگهای هم وجود داشته باشه. یه
- 25:21زمانی که حقیقیه زمانی که مستقل از چیزها
- 25:25و تغییراتشون خودش به تنهایی اصلاً تیک و
- 25:28تاک میکنه و میگذره. از نظر نیوتون حتی
- 25:32اگر همه چیز کاملاً بیحرکت بمونه و حتی
- 25:35حرکت ذهن و روح ما هم متوقف بشه این زمان
- 25:39همچنان به گذشتن ادامه میده بدون اینکه
- 25:43تحت تأثیر چیزی قرار بگیره و همیشه با
- 25:46ریتمی یکسان هم ادامه میده و خب با شنیدن
- 25:50این داستان این سؤال به نظر من برای شما
- 25:53پیش میاد و برای منم پیش اومده بود که
- 25:55اوکی ما الان د تا تصویر مختلف از زمان رو
- 25:59در واقع دیدیم بالاخره کدوم یکی درسته این
- 26:04تصویری که آقای ارسطو میگه یا تصویری که
- 26:06آقای نیوتون میگه قبل از اینکه بخوام جواب
- 26:08این سؤال رو بدم یه چیز دیگهای رم باید
- 26:11بهتون بگم خیلی جالبه که آقای نیوتون و
- 26:14ارسطو درباره فضا هم با همدیگه توافق
- 26:17نداشتن ارسطو میگفت مکان هر چیز همون
- 26:21چیزیه که اون رو احاطه کرده اما از نظر
- 26:24نیوتون این ایده نسبی ظاهری و معمولی بود
- 26:28در مقابل نی نیوتون به فضای مطلق حقیقی و
- 26:32ریاضی اعتقاد داشت. فضایی که خودش به
- 26:34تنهایی اصلاً وجود داره حتی وقتی هیچ چیزی
- 26:38در اون نباشه. برای نیوتون بین دو چیز
- 26:41میتونه فضای خالی هم وجود داشته باشه.
- 26:44اما برای آقای ارسطو حرف زدن از فضای خالی
- 26:47کاملاً بیمعنی بوده. چون فضا چیزی جز نظم
- 26:51مکانی خود اشیا نیست. حالا بیایم برگردیم
- 26:55به سؤالمون. بالاخره کدوم یکی درست
- 26:57میگفتن؟ ارسطو یا نیوتون جواب اینه که هر
- 27:00دو و هیچکدام یه شخص سومی در واقع وارد
- 27:04داستان ما میشه آقای انشتین جواب اینه که
- 27:07زمان و فضایی که نیوتون وجودش رو فراتر از
- 27:10ماده ملموس حدس زده بود واقعاً وجود دارن
- 27:14و پدیدههای واقعی هستن اما به هیچ وجه
- 27:18مطلق نیستن از بقیه چیزهای جهان جدا و
- 27:21متفاوت نیستند مشخص شد که یه میدان گرانشی
- 27:25وجود داره و این میدان منش منش نیروی
- 27:28گرانشه اما در عین حال همون بافتیه که فضا
- 27:33و زمان نیوتون رو شکل میده. ساعتها هم در
- 27:37واقع ساز و کارهایی هستند که گستره این
- 27:41میدان رو دارن اندازه میگیرن. مترهایی که
- 27:45ما برای اندازهگیری طول داریم استفاده
- 27:47میکنیم تکههایی از مادهان که جنبه
- 27:51دیگهای از گستره همین میدان رو دارن
- 27:54اندازه میگیرن. پس در واقع فضا زمان همون
- 27:58میدار گرانشیه و برعکس آقای انیشتتاین
- 28:02فهمید که هر دوی این دوستان از یه جنبه
- 28:06درست میگفتن نیوتون درست حدس زده بود که
- 28:08واقعاً یک زمان حقیقی و ریاضی به معنای
- 28:12نیوتونی وجود داره و یک موجودیت واقعیه که
- 28:16میشه همون میدان گرانشی اما نیوتون اشتباه
- 28:19میکرد که فکر میکرد این زمان از چیزهای
- 28:22دیگه در واقع مستقله از طرف دیگه ارسطو
- 28:25درست درست میگفته که کی و کجا همیشه در
- 28:28نسبت با یه چیز دیگه معنا پیدا میکنن.
- 28:32اما خب اون چیز دیگه تو تعریف آقای ارسطو
- 28:35میتونه خود یک میدان هم باشه. همون
- 28:39موجودیت فضا زمانی که انشتین ارائه دادش.
- 28:43انیشتتاین تو سال ۱۹۱۵ معادلات میدان
- 28:46گرانشی رو نوشت اما فقط حدود ۱ سال بعد
- 28:50خودش متوجه شد که این نمیتونه حرف آخر
- 28:52درباره ماهیت فضا و زمان باشه چون مکانیک
- 28:57کوانتومی به وجود اومده بود یا حالا وجود
- 28:59داشت میدان گرانشی هم مثل هر چیز فیزیکی و
- 29:04بنیادی دیگهای باید الزاماً ویژگیهای
- 29:08کوانتومی داشته باشه. بریم سراغ پرده بعد
- 29:11در رابطه با این موضوع صحبت میکنیم.
- 29:22چیزایی که تا اینجا گفتیم وقتی کوانتومها
- 29:25و ویژگیهای کوانتومی فضا و زمان رو هم در
- 29:28نظر میگیریم خیلی عجیبتر میشن. شاخهای
- 29:32که این موضوعها رو بررسی میکنه گرانش
- 29:35کوانتومی نام داره. هنوز هیچ نظریهای
- 29:38برای گرانش کوانتومی وجود نداره که به طور
- 29:41رسمی و عمومی از طرف جامعه علمی پذیرفته
- 29:45شده باشه و هم حالا پشتیبانی تجربی به دست
- 29:48آورده باشه. اما خب یکی از راه حلهای
- 29:52ممکن برای این مسئله چیزیه به نام گرانش
- 29:55کوانتومی حلقهای یا حالا نظریه حلقه.
- 29:59اختلاف نظرها درباره ماهیت زمان تو چند
- 30:02سال اخیر خیلی کمتر شده و خیلی از
- 30:05نتیجهگیریها برای بیشتر فیزیکدانها
- 30:08روشنتر و قطعیتر شدن. چیزی [صدای خرناس]
- 30:11که مشخص شده اینه که وقتی کوانتومها رو
- 30:16هم وارد تصویر میکنیم اون یه کوچولو
- 30:19ساختار زمانی باقی مونده از نسبیت عام هم
- 30:22از بین میره. زمان جهانی به تعداد زیادی
- 30:27زمان ویژه شکسته شده. اما وقتی کوانتوم رو
- 30:31هم ما در نظر بگیریم باید بپذیریم که هر
- 30:35کدوم از این زمانها خودش نوسان میکنه و
- 30:39مثل یک ابر پخش و نامعین میشه. همچنین فقط
- 30:45میتونه بعضی مقدارهای مشخص رو داشته باشه
- 30:48و نه حالا هر مقداری که دلش میخواد رو.
- 30:50در نتیجه این زمانها دیگه نمیتونن اون
- 30:54بافت پیوسته فضازمانی که آقای انشتین
- 30:58ترسیم کرده بود رو تشکیل بدن. سه کشف
- 31:02بنیادی داریم که مکانیک کوانتومی بهشون
- 31:05رسیده. دونه دونه بودن یا حالا دانه دانه
- 31:09بودن عدم قطعیت و جنبه رابطهای متغیرهای
- 31:15فیزیکی. هر کدوم از اینها همون مقدار کمی
- 31:19رو که از تصویر قبلی ما درباره زمان باقی
- 31:22موندن بیشتر از بین میبرن. چون ما تا
- 31:25الان تو پردههایی که در واقع گذروندیم تو
- 31:29هر پرده یک ویژگی از زمان رو زدیم داغون
- 31:32کردیم. قراره حالا بیشترم داغونش بکنیم.
- 31:34بریم سراغشون یکی یکی ببینیم که هر کدوم
- 31:36چی میگن. از دونه دونه بودن شروع میکنیم.
- 31:39دونه دونه بودن یکی از مشخصترین
- 31:41ویژگیهای مکانیک کوانتومن و خود اسم
- 31:44اصلاً کوانتوم هم از همین کوانتومها یا
- 31:47دونههای بنیادی میاد. زمانی که ساعت
- 31:52اندازه میگیره کوانتید است. یعنی فقط
- 31:55میتونه بعضی مقدارهای مشخص رو داشته باشه
- 31:57نه هر مقداری رو که دلش میخواد و از
- 32:00اونجایی که برای همه پدیدهها یه مقیاس
- 32:04حداقلی وجود داره کمترین زمان ممکن هم
- 32:08زمان پلانک نام داره و مقدارش حدود ۱۰ ب
- 32:12توان منفی ۴۴ ثانیه است. تو این مقیاس
- 32:16فوقالعاده کوچیک اثرهای کوانتومی میتونن
- 32:19خودشونو نشون بدن و پایینتر از این مقیاس
- 32:22دیگه مفهوم زمان حتی در ابتداییترین
- 32:26معنای خودش هم وجود نداره و یادمون باشه
- 32:30که پیوستگی فقط یه ابزار ریاضیه برای
- 32:33تقریب زدن چیزها که حالا دونه بندی بسیار
- 32:37ریزی دارن جهان در لایههای عمیق خودش
- 32:41گسسته است نه پیوسته پیوستگیست یعنی ترفند
- 32:44ریاضیه
- 32:45مثلاً شما نور رو حالا در نظر بگیرین نور
- 32:48از فوتونها ساخته شده یعنی ذرات نور
- 32:51انرژی الکترونها در اتمها هم فقط
- 32:54میتونه بعضی مقدارهای مشخص رو داشته باشه
- 32:57نه هر مقداری رو در راستای این موضوع
- 32:59حتماً پیشنهاد میکنم پادکست کوانتوم در
- 33:03جستجو واقعیت رو نگاه بکنید دومین کشف
- 33:06مکانیک کوانتومی عدم قطعیته مثلاً نمیشه
- 33:09با دقت کامل پیشبینی کرد که فردا یک
- 33:13الکترون دقیقاً کجا ظاهر میشه؟ بین یک
- 33:17ظاهر شدن و ظاهر شدن بعدی الکترون موقعیت
- 33:21مشخص و دقیق نداره انگار داخل یه ابر پخش
- 33:26شده داخل یه ابر احتمال در اصطلاح
- 33:29فیزیکدانا میگیم الکترون در برهمنهی
- 33:32موقعیتها قرار داره فضا زمان هم یه جسم
- 33:35فیزیکی درست مثل الکترون و نوسان میکنه و
- 33:39میتونه در برهمنی پیکربندیهای مختلف
- 33:42قرار بگیره. حتی تمایز بین گذشته حال و
- 33:46آینده هم میتونه نوساندار و نامعین بشه.
- 33:51واقعاً دنیای عجیبیه. دقت کنین که نوسان
- 33:55داشتن به این معنا نیست که اتفاقا هیچوقت
- 33:58تعیین نمیشن. معنیش اینه که فقط در بعضی
- 34:02لحظهها و به شکلی پیشبینی ناپذیر تعیین
- 34:05میشن. همون لحظههایی که یه کمیت با چیز
- 34:09دیگهای برهمکنش داشته باشه. مثلاً در
- 34:11اثر برهمکنش الکترون به یه صفحه برخورد
- 34:15میکنه و توسط آشکارساز ذرات ثبت میشه یا
- 34:19با یه فوتون برخورد میکنه و در نتیجه
- 34:22موقعیت مشخصی پیدا میکنه و در واقع اینجا
- 34:26عینیت فقط در نسبت با یک سیستم فیزیکی شکل
- 34:29میگیره و این همون جنبه رابطهای
- 34:32متغیرهای فیزیکی هست. رادیکالترین کشف
- 34:36مکانیک کوانتومی پیشنهاد میکنم حتماً
- 34:40پادکست حالا حتماً که نه یعنی پیشنهاد
- 34:42میکنم پادکست فیزیک کوانتوم در جستجو
- 34:45واقعیت رو در این راستا نگاه بکنین.
- 34:48بحثهای بسیار بسیار جالبی اونجا مطرح
- 34:51میشه و اون پادکست رو هم باید در خونه
- 34:54بشینین خیلی ریلکس با تمرکز کامل نگاه
- 34:58بکنین تا اون اطلاعات رو بتونین در واقع
- 35:01دریافت بکنین و پروسس بکنین توی مغزتون.
- 35:04برای جمعبندی بخش اول یعنی پردههایی که
- 35:07تا اینجا ما گذروندیم و توسط این پردهها
- 35:10ما زدیم و زمان رو متلاشی کردیم باید بگیم
- 35:16زمان بسته به مکان و سرعته و با ریتمهای
- 35:20متفاوتی میگذره و بنابراین یک زمان واحد
- 35:24اصلاً وجود نداره. زمان جهت ذا ساتی
- 35:28نداره. تفاوت بین گذشته و آینده در
- 35:31معادلات بنیادی جهان وجود نداره. مفهوم
- 35:35حال وجود نداره. بستری که مدت زمان رو
- 35:39تعیین میکنه جنبهای از یک میدان پویاست.
- 35:43جهش میکنه. نوسان داره. فقط در اثر
- 35:47برهمکنش حالت مشخصی پیدا میکنه و
- 35:50پایینتر از یک مقدار حداقلی اصلاً نمیشه
- 35:53پیداش کرد یا به عبارتی وجود نداره. پس
- 35:56حالا همه این در واقع جمعبندی که من کردم
- 35:58براتون رو در نظر بگیریم واقعاً چه چیز
- 36:01دیگه از زمان باقی میمونه؟ [موسیقی]
- 36:03احتمالاً هیچی پس بریم وارد جهانی بشیم که
- 36:06در اون زمان وجود نداره. [موسیقی]
- 36:17جهان چیزی جز تغییر نیست و شبکهای از
- 36:20رویدادهاست. نبودن کمیتی به اسم زمان در
- 36:24معادلات بنیادی به این معنی نیست که جهان
- 36:27یخزده و یا بیحرکته. برعکس یعنی با
- 36:31جهانی مترفیم که تغییر در همه جاش وجود
- 36:35داره بدون اینکه پدر زمان این تغییرها رو
- 36:40مرتب کنه. بدون اینکه رویدادهای بیشمار
- 36:44لزوماً در یک نظم مشخص روی یک خط زمانی
- 36:48نیوتونی واحد یا بر اساس هندسه ظریف
- 36:52انشتین کیده شده باشن. معادلات بنیادی
- 36:56متغیر زمان رو ندارن اما متغیرهایی دارن
- 37:01که نسبت به هم تغییر میکنن. باید جهان رو
- 37:05بر این اساس ما مجموعهای از رویدادها،
- 37:08اتفاقها، فراآیندها و چیزهایی بدونیم که
- 37:12رخ میدن. این تنها شیوهایه که با نسبیت
- 37:15سازگاره. جهان مجموعهای از چیزها نیست.
- 37:19مجموعهای از رویدادهاست. تفاوت بین چیزها
- 37:22و رویدادها هم اینجا اینه که چیزها در طول
- 37:25زمان باقی میمونن اما رویدادها مدت زمان
- 37:29محدودی دارن. یک سنگ نمونه واضح یک چیزه.
- 37:33میتونیم از خودمون بپرسیم که فردا مثلاً
- 37:35این چیز این سنگ کجا خواهد بود؟ اما یک
- 37:38بوسه یک رویداده اینکه بپرسیم فردا اون
- 37:42بوسه کجا خواهد بود خب اصلاً معنایی
- 37:44نداره. در واقع جهان بیشتر از شبکهای از
- 37:47بوسهها ساخته شده تا از سنگها حالا
- 37:50بخوام یه مقدار رمانتیک و شاعرانه بگمش.
- 37:53اگه حالا دقیقترم نگاه بکنیم حتی چیزهایی
- 37:56که خیلی شبیه چیز به نظر میرسن هم در
- 38:00واقع چیزی جز رویدادهای طولانی نیستن. حتی
- 38:04سختترین سنگ هم در واقع مجموعهای پیچیده
- 38:08از ارتعاشهای میدانهای کوانتومی برهمکنش
- 38:13موقتی نیروها و فراآیندیه که برای مدتی
- 38:17کوتاه موفق میشه شکل خودش رو حفظ بکنه و
- 38:19در تعادل بمونه تا اینکه دوباره از هم
- 38:23بپاشه و به غبار تبدیل بشه. ابری که شما
- 38:26بالای کوه میبینین هم یک چیز نیست. نتیجه
- 38:31متراکم شدن رطوبت هواست که باد اون رو روی
- 38:35کوه میبره و خب اینجا احتمالاً یه سؤال
- 38:38پیش میاد یه سؤال قشنگم پیش میاد آقا
- 38:41انسان چی اون هم قطعاً یک چیز نیست درست
- 38:44مثل ابری که بالای کوه شکل میگیره درست
- 38:47مثل همون ابر و درست مثل همون سنگ انسان
- 38:50هم یک فراآینده یک فراآیند پیچیده که غذا
- 38:55اطلاعات نور کلمات و چیزهای دیگه واردش
- 38:58میشن و ازش ش خارج میشن. فیزیک و نجومی که
- 39:02از بتلمیوس تا گالیله و از نیوتون تا
- 39:05شروودینگر شکل گرفتن در واقع توصیفهای
- 39:08ریاضی این بودن که چیزها چطور تغییر
- 39:11میکنن. نه اینکه چی هستن. یعنی درباره
- 39:15رویدادها بودن نه اون چیزها. حتی ساختار
- 39:19اتمها هم در نهایت فقط با حل معادلات
- 39:22شیرونینگر فهمیده شد. معادلاتی که توضیح
- 39:25میدن الکترونهای
- 39:28داخل اتم چطور حرکت میکنن و باز هم این
- 39:31یه رویداده نه یک چیز و این نگاه فقط به
- 39:35فیزیک هم محدود نمیشه. یعنی شما زیستشناسی
- 39:38رو اگه بری نگاه بکنیم میبینیم که
- 39:40زیستشناسی رو ما با بررسی این میفهمیم که
- 39:44موجودات زنده چطور تکامل پیدا میکنن و
- 39:47زندگی میکنن. به عبارتی روانشناسی هم
- 39:50همینه. روانشناسی رو ما با بررسی این
- 39:52میفهمیم که چطور با هم تعامل داریم و
- 39:55چطور فکر میکنیم. چیزها در واقع فقط
- 39:59رویدادهایی هستند که برای مدتی یکنواخت و
- 40:03پایدار به نظر میرسن تا قبل از اینکه
- 40:06دوباره به غبار برگردن. دیر یا زود
- 40:09طبیعتاً همه چیز به غبار برمیگرده.
- 40:21ما معمولاً چیزهایی رو واقعی میدونیم که
- 40:24همین [موسیقی] الان در زمان حال وجود
- 40:27دارن. نه چیزهایی که زمانی حالا در گذشته
- 40:30وجود داشتن یا حالا ممکنه در آینده وجود
- 40:34داشته باشن. درباره گذشته میگیم واقعی بود
- 40:39و درباره آینده میگیم واقعی خواهد بود.
- 40:42فیلسوفها به این دیدگاه حالگرایی میگن.
- 40:46یعنی این ایده که فقط زمان حال واقعیه،
- 40:50گذشته و آینده واقعی نیستن و واقعیت از یک
- 40:54حال به حال بعدی به صورت پی در پی حرکت
- 40:59میکنه. اما این شیوه فکر کردن دیگه جواب
- 41:02نمیده. چون فیزیک قرن ۲۰ میگه چیزی به اسم
- 41:06حال به صورت مطلق وجود نداره و خب اینجا
- 41:11این سؤال پیش میاد خب اگه حال وجود نداره
- 41:15دقیقاً چه چیزی الان واقعیه؟ اصلاً همین
- 41:18الان که شما دارین به این پادکست گوش
- 41:19میدین یا داره اینو میبینین چه چیزی الان
- 41:22واقعیه؟
- 41:23نهایت چیزی که میتونیم دربارش حرف بزنیم
- 41:26حالیه که نسبت به یک ناظر در حال حرکت
- 41:29تعریف میشه و در این صورت چیزی که برای من
- 41:34واقعیه میتونه با چیزی که برای شما
- 41:38واقعیه فرق داشته باشه. بنابراین دیدگاه
- 41:42حالگرایی خیلی دیدگاه جالبی نیست و نباید
- 41:45جهان رو به صورت دنبالهای از حالهای پشت
- 41:48سر هم تصور کنیم و خب احتمالاً اینجا شما
- 41:51میپرسین که خب آقا مرسی که اینو گفتی
- 41:54فهمیدیم گزینههای دیگهای هم ما مگه
- 41:56داریم؟ بله ایدههایی وجود دارن که میگه
- 41:59جریان و تغییر توهمن بهش میگن ابدیتگرایی
- 42:04و جهانی که تعریف میکنه به جهان بلوکی
- 42:07معروف شده. در این دیدگاه حال گذشته و
- 42:11آینده همگی به یک اندازه واقعیان و به یه
- 42:15اندازه وجود دارن و چیزی واقعاً تغییر
- 42:19نمیکنه یا جریان نداره و اینجا دوباره
- 42:22شما میتونین بگین خب آقا یعنی پس همین
- 42:24یعنی هیچ چیزی تغییر نمیکنه و همه چیز
- 42:27بیحرکته تغییر فقط یه توهمه همین تموم شد
- 42:30آقای کارلو رولی اینطور فکر نمیکنه از
- 42:34نظر ایشون حالا اینم باید بگم که ایشون
- 42:36نویسنده این کتابه دیگه از نظر ایشون شون
- 42:39ساختار زمانی جهان خیلی پیچیدهتر از یه
- 42:43دنباله ساده و خطی از لحظههاست. اما این
- 42:46به این معنی نیست که زمان وجود نداره یا
- 42:49فقط یه توهمه. تفاوت بین گذشته، حال و
- 42:53آینده توهم نیست بلکه بخشی از ساختار
- 42:58زمانی جهانه. چه چیزی واقعیه؟ چه چیزی
- 43:01وجود داره؟ جواب اینه که این سؤال اصلاً
- 43:04مشکل داره آقا. چون صفت واقعی اصلاً مبهمه
- 43:08و هزار جور معنی داره. فعل وجود داشتن حتی
- 43:12از اون هم معانی بیشتری داره. مثلاً شما
- 43:16اگه مثلاً اگه بپرسیم آیا عروسکی که وقتی
- 43:20دروغ میگه دماغش دراز میشه وجود داره یا
- 43:24نه؟ میشه جواب داد بله معلومه که وجود
- 43:26داره اسمش پینوکیوئه یا میشه گفت نهخیر
- 43:29وجود نداره فقط بخشی از یک خیال و
- 43:32داستانیه که در واقع نوشته شده هر دو جواب
- 43:36درستن چون هر کدوم دارن از معنای متفاوتی
- 43:39برای واژه وجود داشتن استفاده میکنن پس
- 43:42اینکه به طور کلی از خودمون بپرسیم چه
- 43:45چیزی وجود داره یا چه چیزی واقعیه در
- 43:48نهایت یعنی داریم میپرسیم که دوست داریم
- 43:50فعل وجود داشتن و صفت واقعی رو چطور به
- 43:55کار ببریم؟ این بیشتره یه سؤال دستور
- 43:58زبانه دوستان نه سؤالی در رابطه با جهان.
- 44:00دستور زبان خیلی از زبانهای مدرن فعلها
- 44:04رو در زمان حال گذشته و آینده صرف میکنه.
- 44:08اما این ساختار زبانی برای حرف زدن درباره
- 44:11ساختار واقعی زمان در جهان مناسب نیست.
- 44:15چون واقعیت زمانی جهان پیچیدهتر از این
- 44:17حرفاست. در اصل [گلویش را صاف میکند] این
- 44:20دستور زبان از تجربه محدود ما شکل گرفته.
- 44:24قبل از اینکه بفهمیم برای درک ساختار
- 44:27غنیتر جهان این شیوه بیان چقدر نادقه.
- 44:32ماجرا همینقدر سادهست اصلاً پیچیده نیست.
- 44:34در جهان تغییر وجود داره و بین رویدادها
- 44:38ساختاری زمانی از رابطهها وجود داره که
- 44:42به هیچ وجه توهم [موسیقی] نیست. اما این
- 44:44ساختار یه اتفاق جهانی و واحد نیست
- 44:48[موسیقی]
- 44:48محلی و پیچیده است.
- 44:59این پرده باعث سؤال شروع میشه چطور میشه
- 45:02جهانی رو توصیف کرد که توش همه چیز اتفاق
- 45:05میفته ولی متغیری به اسم زمان وجود نداره؟
- 45:09برای توصیف جهان در واقع ما به یه متغیر
- 45:12زمان اصلاً نیازی نداریم. چیزی که نیاز
- 45:15داریم متغیرهاییه که خود جهان رو توصیف
- 45:19میکنن. کمیتهایی که میتونیم درکشون
- 45:22کنیم، مشاهدهشون کنیم، در نهایت اندازه
- 45:26بگیریمشون. طول یک جاده مثلاً ارتفاع یک
- 45:30درخت، وزن یه تیکه نان. ما جهان رو با
- 45:34همین کمیتها و ویژگیها توصیف میکنیم.
- 45:37چیزایی که مدام در حال تغییرن و در میان
- 45:40این تغییرها یه سری نظم و قاعده وجود
- 45:43داره. یه سنگ سریعتر از یک پر سقوط
- 45:46میکنه یا وقتی میگیم فردا وقتی ساعت ۳ و
- 45:51مثلاً ۳۵ رو نشون داد میبینمت اگه تعداد
- 45:55کافی از متغیرها رو پیدا کنیم که نسبت به
- 45:58هم به اندازه کافی هماهنگ باقی بمونن
- 46:02میتونیم از اونها برای صحبت کردن درباره
- 46:04چه زمانی استفاده کنیم. بنابراین نیازی به
- 46:08یه متغیر خاص نداریم که اسمش رو زمان
- 46:11بذاریم. نظریه بنیادی جهان هم باید به
- 46:15همین شکل ساخته بشه. باید رابطه بین
- 46:18متغیرها رو بشناسیم و جالبه که معادلات
- 46:22بنیادی گرانش کوانتومی هم به همین شکل
- 46:25فرمولبندی میشن. متغیر زمان ندارن و جهان
- 46:30رو با نشون دادن رابطههای ممکن بین
- 46:33کمیتهای متغیر توصیف میکنند. تو سال
- 46:37۱۹۶۷
- 46:39برای اولین بار معادلهای برای گرانش
- 46:42کوانتومی نوشته شد که هیچ متغیر زمانی
- 46:45نداشت. در ابتدا کسی اصلاً نمیتونست
- 46:48اهمیت این معادلات رو در واقع درک بکنه.
- 46:51معادلاتی که بدون متغیر زمان هستن. اما
- 46:55نبود زمان در معادلات بنیادی گرانش
- 46:58کوانتومی هیچ چیز اسرار آمیزی نداره. این
- 47:01فقط نتیجه این واقعیته که در سطح بنیادی
- 47:06هیچ متغیر ویژه و ممتازی وجود نداره. به
- 47:09جاش این نظریه توضیح میده که چیزها نسبت
- 47:13به هم چطور تغییر میکنن و رویدادهای جهان
- 47:17چطور در رابطه با هم اتفاق میفتن. ماجرا
- 47:21همینقدر ساده است. حالا من میگم ساده ولی
- 47:24خب ساده نیست دیگه باید بشینی به اینا فکر
- 47:25بکنیم. شاید حالا بعد از فکر کردن ساده
- 47:27بشه. نمیدونم. معادلات گرانش کوانتومی
- 47:30حلقهای در واقع نسخه مدرن همون نظریهای
- 47:34هستند که تو سال ۱۹۶۷ برای گرانش کوانتومی
- 47:38نوشته شد. نظریهای که در معادلاتش متغیر
- 47:42زمان وجود نداشت. متغیرهای این نظریه
- 47:46میدانهایی رو توصیف میکنن که ماده رو
- 47:49میسازن. فوتونها، الکترونها، بقیه
- 47:52اجزای اتم و همین طور میدان گرانشی. این
- 47:56دانههای بنیادی داخل فضا قرار نگرفتن
- 48:00بلکه خودشون فضا رو میسازن. فضایی بودن
- 48:03جهان از شبکه برهمکنشهای بین اونها شکل
- 48:07میگیره. اونا داخل زمان هم زندگی
- 48:10نمیکنن. مدام با هم برهمکنش دارن و در
- 48:13واقع فقط در قالب همین برگهمکنشهای
- 48:17پیوسته وجود دارن. همین برهمکنشها
- 48:21همون اتفاق افتادن جهان هستند. این
- 48:25ابتداییترین و بنیادیترین شکل زمانه.
- 48:29زمانی که نه جهت داره نه خطیه. خیلی سعی
- 48:33کردم که در واقع این مفاهیم رو بتونم به
- 48:36صورت ساده بیان بکنم. امیدوارم که در این
- 48:39راستا موفق بوده باشم. تو کامنتها برام
- 48:41بنویسین که [موسیقی] در واقع موفق بودم یا
- 48:44نه.
- 48:54بریم سراغ بخش سوم این پادکست که پنج پرده
- 48:57هست. قراره در رابطه با منبع زمان صحبت
- 49:00کنیم. [موسیقی] تو این پرده میخوایم
- 49:02بفهمیم این چیزی که ما انسانها بهش میگیم
- 49:04زمان اصلاً چیه و اصلاً از کجا میاد. ساعت
- 49:08ماه دقیقاً چی رو داره اندازه میگیره؟
- 49:10اون چیزی که همیشه رو به جلو میره و
- 49:13هیچوقت به عقب برنمیگرده چیه؟ و اصلاً
- 49:16چرا اینطوریه؟ اوکی گفتیم زمان بخشی از
- 49:19دستور زبان بنیادی جهان نیست اما بالاخره
- 49:22یه چیزی هست دیگه درسته اون چیه؟ ببینید
- 49:26چیزای زیادی شبیه این داستان وجود دارن
- 49:28مثلاً گربه حالا نینا خانم رو شما که
- 49:31باهاش آشنا هم شدین در ارتباط در اوایل
- 49:34این پادکست در نظر بگیرین نینا خانم یکی
- 49:37از اجزای بنیادی جهان نیست یه چیز
- 49:41پیچیدهست وجود داره تو سیاره ما یا حالا
- 49:44هر روز ما میبینیم که آسمون انگار دور ما
- 49:47داره میچرخه اما در واقع این ماییم که
- 49:50حالا داریم میچرخیم آیا این منظره روزانه
- 49:54چرخی جهان یا نینا خانم توهمه نه واقعیه
- 50:01دیدین دیگه انداخت وسایلو واقعیه
- 50:09اما فقط به خود کیهان مربوط نمیشه به
- 50:13رابطه ما با خورشید و ستارهها و گربهها
- 50:17مربوط میشه در مورد زمان چطور باید بریم
- 50:21به دنیای مولکولها در جنب جوش دیوانهوار
- 50:24و حرارتی مولکولها
- 50:27همه [صدای خرناس] متغیرهایی که میتونن
- 50:29تغییر کنن در حال تغییرن اما یک چیزی
- 50:32تغییر نمیکنه. مقدار کل انرژی در هر
- 50:35سیستم ایزوله. بین انرژی و زمان یه پیوند
- 50:39نزدیک هم وجود داره مثل مکان و سرعت و
- 50:42دونستن انرژی یک سیستم و اینکه چطور به
- 50:47متغیرهای
- 50:48دیگه مربوط میشه در واقع معادل دونستن
- 50:51اینه که زمان چطور جریان پیدا میکنه. چون
- 50:54معادلات تحول در زمان از شکل انرژی سیستم
- 50:59به دست میان. خب تا اینجا همه چی اوکیه.
- 51:02برای اینکه حالت ماکروسکوپیک یک سیستم رو
- 51:06بدونیم یا حالا تعریفش بکنیم اول باید
- 51:08انرژی رو بشناسیم و برای تعریف انرژی هم
- 51:11باید اول بدونیم زمان چیه. تو این منطق
- 51:14زمان در نقطه شروع قرار میگیره و مستقل
- 51:17از بقیه چیزها در نظر گرفته میشه. اما
- 51:21میشه همین رابطه رو از جهت برعکس هم نگاه
- 51:24کرد. یعنی میتونیم بگیم یک حالت
- 51:27ماکروسکوپیک که در واقع همون تصویر محو و
- 51:31تقریبی ما و ناقص ما حالا از جهانه
- 51:33میتونه به شکل ترکیبی از حالتها تفسیر
- 51:37بشه که یک انرژی مشخص رو حفظ میکنن و
- 51:41همین انرژی به نوبه خودش زمان رو به وجود
- 51:44میاره. یه حالت مایکروسکوپیک که جزئیات یک
- 51:48سیستم رو نادیده میگیره. یک متغیر خاص رو
- 51:52انتخاب میکنه که بعضی از ویژگیهای زمان
- 51:55رو داره. به عبارت دیگه زمان صرفاً به
- 51:59عنوان نتیجه همین محو شدن و نادیده گرفتن
- 52:03جزئیات تعیین میشه و بهش میگن زمان
- 52:07حرارتی. و جالبه که از دیدگاه
- 52:10مایکروسکوپیک هیچ چیز خاصی دربارش وجود
- 52:13نداره. فقط یه متغیره مثل بقیه متغییر.
- 52:16این زمان حرارتی همون متغیریه که رفتارش
- 52:20بیشتر از همه به چیزی شبیه که معمولاً ما
- 52:24آدما اسمش رو زمان میذاریم. اما این زمان
- 52:28یه زمان جهانی نیست. زمان حرارتی همون طور
- 52:32که گفتیم توسط حالت ماکروسکوپیک تعیین
- 52:35میشه. یعنی از همون محو بودن دید ما و
- 52:39ناقص بودن توصیفمون از جهان به وجود میاد.
- 52:42تو فصل بعد درباره منشأ این محو بودن صحبت
- 52:45میکنیم اما قبل از اون باید
- 52:48[صدای خرناس]
- 52:48یه قدم دیگه برداریم و مکانیک کوانتومی رم
- 52:50وارد این داستان جذابمون بکنیم باید
- 52:53درباره زمان کوانتومی صحبت کنیم ما عدم
- 52:56قطعیت ذاتی کوانتومی چیزها خودش نوعی
- 53:00اصلاً محو شدگی ایجاد میکنه و باعث میشه
- 53:03پیشبینی ناپذیری جهان حتی در صورتی که
- 53:07بتونیم همه چیز رو خیلی درست و دقیق و
- 53:10ایدال ایدآل اندازهگیری بکنیم توسط حالا
- 53:14دستگاههای فوقالعاده دقیقمون کماکن باقی
- 53:17میمونه. بنابراین دو منبع اصلی محوگی یا
- 53:22تصویر ناقص ما از جهان یعنی عدم قطعیت
- 53:25کوانتومی و این واقعیت که سیستمهای
- 53:28فیزیکی از تعداد بسیار زیادی مولکول تشکیل
- 53:31شدن در قلب مفهوم زمان قرار دارن. زمان
- 53:35عمیقاً به همین محو شدگی وابسته است و
- 53:38بیانگر ناآگاهی ما از جهانه. زمان
- 53:42ناآگاهیه. [موسیقی]
- 53:52تمام تفاوت بین گذشته و آینده رو میشه فقط
- 53:56به این نسبت داد که آنتروپی جهان در گذشته
- 54:00پایین بوده. سؤال اینجا این میشه چرا
- 54:03آنتروپی در گذشته پایین بوده؟ ما انسانها
- 54:06ببینید خودمون بخشی از طبیعتیم. بین ما و
- 54:09بقیه جهان برهمکنشهای فیزیکی وجود داره
- 54:13اما فقط بخش خیلی کوچیکی از همه متغیرهای
- 54:16جهان با ما برهمکنش دارن و بیشترشون اصلاً
- 54:19هیچ برهمکنش اصلاً باون ندارن. بنابراین
- 54:22برهمکنش فیزیکی بین من و یه لیوان آب که
- 54:26هر دو بخشهایی از یک جهانیم به حرکت
- 54:30تکتک مولکولهای آب با وسه نیست.
- 54:34بنابراین دید ما از جهان محوه چون
- 54:37برهمکنشهای فیزیکی بین بخشی از جهان که
- 54:41ما بهش تعلق داریم و بقیه جهان نسبت به
- 54:45خیلی از متغیرها اصلاً کورن [صدای خرناس]
- 54:47و مفاهیم گرما و آنتروپی از همین محو
- 54:51شدگیه به وجود میان و همون طور که در
- 54:53موردش صحبت کردیم توی پردههای قبل اینها
- 54:56به پدیدههایی وصلن که جریان زمان رو مشخص
- 55:01میکنن با در نظر گرفتن اینکه آنتروپی یک
- 55:04کمیت دلبخواهی یا ذهنی نیست بلکه نسبیه
- 55:09درست مثل سرعت یه راه حل جذاب برای معمای
- 55:13پیکان زمان باز میشه آنتروپی جهان نه تنها
- 55:16به پیکربندی خود جهان بستگی داره بلکه به
- 55:20نحوهای که ما جهانو مشاهده میکنیم هم
- 55:23بستگی داره و این هم به این بستگی داره که
- 55:27با کدوم متغیرهای جهان برهمکنش داریم به
- 55:31عبارت دیگه آنتروپی پایین پایین اولیه
- 55:34جهان و در نتیجه پیکان زمان شاید بیشتر به
- 55:38ما و دید محو یا محدود یا ناقص ما مربوط
- 55:42باشه تا به خود جهان. فکر کنم باید این
- 55:45مطالب رو چند بار گوش بدیم. من خودم دو
- 55:48بار کتابو خوندم. یه بارم که داشتم متنش
- 55:51متن این پادکستو در واقع آماده میکردم
- 55:52شده سه بار. یه بارم موقع ادیت احتمالاً
- 55:55این کل چیزا رو باید بشنوم میشه چار بار.
- 55:57یه بارم که الان اصلاً دارم میگم اینها
- 55:59رو میشه ۵ بار. بیایم مطالب دو پرده اخیر
- 56:01رو خیلی ساده حالا کنار هم بذاریم. در سطح
- 56:04بنیادی جهان مجموعهای از رویدادهاست که
- 56:08در زمان مرتب نشدن. این رویدادها
- 56:11رابطههایی بین متغیرهای فیزیکی رو نشون
- 56:13میدن. هر بخشی از جهان فقط با بخش خیلی
- 56:17کوچیکی از همه متغیرهای جهان بره همکنش
- 56:20داره و مقدار همین متغیرهای محدود هستند
- 56:23که حالت جهان رو نسبت به اون زیرسیستم خاص
- 56:28تعیین میکنن. یک سیستم کوچیک مثل S رو
- 56:31حالا شما در نظر بگیرین این S جزئیات بقیه
- 56:35جهان رو از هم تشخیص بده مثل ما آدما چون
- 56:38فقط با تعداد کمی از متغیرهای باقی جهان
- 56:42برهمکنش داره جهان نسبت به اسم معمولاً در
- 56:46یه پیکربندی با آنتروپی بالا ظاهر میشه
- 56:49چون حالتهای ماکروسکوپی دارای آنتروپی
- 56:52بالا تعداد بیشتری دارن و در نتیجه احتمال
- 56:55اینکه جهان در یکی از اون ریز حالت ها
- 56:59قرار گرفته باشه بیشتره. با پیکربندیهای
- 57:02آنتروپی بالا یه جریان همراهه و پارامتر
- 57:05این جریان همون زمان حرارتیه. در بین
- 57:09بیشمار سیستم کوچیک S که در این جهان
- 57:12فوقالعاده وسیعی که ما توش زندگی میکنیم
- 57:14وجود دارن چند سیستم خاص هم پیدا میشن که
- 57:18نوسانهای آنتروپیشون طوری اتفاق افتاده
- 57:21که در یکی از دو انتهای جریان زمان حرارتی
- 57:26آنتروپی پایین باشه. برای سیستمهای خاص S
- 57:29آنتروپی افزایش پیدا میکنه. همین افزایش
- 57:32آنتروپیه که ما به صورت جریان زمان تجربهش
- 57:35میکنیم. پس چیزی که خواسته حالت جهان
- 57:39اولیه نیست. همون سیستم کوچیک اسیه که ما
- 57:43بخشی از اون هستیم.
- 57:53توی مدرسه به ما گفته بودن که این انرژیه
- 57:56که جهان رو میچرخونه. [موسیقی]
- 57:58انرژی باعث کار کردن سیستمهامون میشه. به
- 58:01گیاهها کمک میکنه رشد کنن و باعث میشه
- 58:04که هر صبح با انرژی و سرزندگی از خواب
- 58:07بیدار بشیم. اما خب یه چیزی اصلاً جور
- 58:09درنمیاد. انرژی پایسته است. نه به وجود
- 58:13میاد نه از بین میره. اگه انرژی حفظ میشه
- 58:16پس چرا باید دائماً دوباره تأمینش کنیم؟
- 58:19چرا نمیتونیم همون انرژی رو بارها و
- 58:22بارها استفاده کنیم؟ واقعیت اینه که انرژی
- 58:25به مقدار فراوان وجود داره و مصرف هم
- 58:29نمیشه. چیزی که جهان برای ادامه دادن بهش
- 58:33نیاز داره انرژی نیست. آنتروپیه آنتروپی
- 58:37پایین و در واقع این آنتروپیه نه انرژی که
- 58:40جهانو به حرکت درمیاره یعنی بدون آنتروپی
- 58:44پایین دیگه هیچ تفاوتی بین گذشته و آینده
- 58:47وجود نداشت و هیچ اتفاقی هم نمیافتاد
- 58:51خلاص در نزدیکی زمین یه منبع غنی از
- 58:54آنتروپی پایین ما داریم خورشید خورشید
- 58:57فوتونهای داغ رو به سمت ما میفرسته بعد
- 59:01زمین گرما رو به سمت آسمون سیاه تابش
- 59:04میکنه کنه و فوتونهای سردتری منتشر
- 59:08میکنه. انرژی که وارد میشه تقریباً با
- 59:10انرژی که حالا خارج میشه برابره اما در
- 59:13برابر هر فوتون داغی که به زمین میرسه
- 59:17زمین حدود ۱۰ تا فوتون سرد منتشر میکنه و
- 59:20یه فوتون داغ آنتروپی کمتری نسبت به ۱۰
- 59:24فوتون سرد داره. بنابراین خورشید برای ما
- 59:27یه منبع دائمی و غنی از آنتروپی پایینه.
- 59:31ما مقدار زیادی آنتروپی پایین در اختیار
- 59:33داریم. و همین چیزیه که به گیاهها و
- 59:37حیوانها اجازه رشد میده. به ما امکان
- 59:41میده موتور و شهر بسازیم. سوار قایق بشیم
- 59:45و پادکست بسازیم. حرف بزنیم و پادکست گوش
- 59:50بدیم. حالا سؤال اینه که این آنتروپی
- 59:53پایین خورشید آقا از کجا میاد؟ چهجوری که
- 59:56اینجوریه؟ از این واقعیت که خود خورشید هم
- 59:59از پیکربندی به وجود اومده که آنتروپی حتی
- 1:00:03پایینتری داشته. ابر اولیهای که منظومه
- 1:00:06شمسی ازش شکل گرفت آنتروپی پایینتری داشت
- 1:00:10و همین طور اگه به گذشته برگردیم در نهایت
- 1:00:13میرسیم به همون آنتروپی اولیه بسیار
- 1:00:16پایین جهان. رشد همین آنتروپیه که داستان
- 1:00:21بزرگ کیهان رو پیش میبره و این رو هم
- 1:00:25خوبه بدونیم به نظر من که جلوی افزایش
- 1:00:28آنتروپی موانع و درهای بسیار زیادی وجود
- 1:00:31داره یعنی مسیرهایی هستن که عبور ازشون و
- 1:00:34افزایش آنتروپی فقط با سختی بسیار زیاد
- 1:00:38اتفاق میفته مثلاً شما یه توده چوب رو اگه
- 1:00:41به حال خودش رها بکنین خب میتونه مدت
- 1:00:44زیادی همونجوری بمونه دیگه این توده در
- 1:00:47حالت حالت بیشنه آنتروپی نیست چون عناصری
- 1:00:50که ازشون ساخته شده مثل کربن و هیدروژن به
- 1:00:54شکل خیلی خاص و منظمی با هم ترکیب شدن تا
- 1:00:57ساختار چوب رو به وجود بیارن اگه این
- 1:01:00ترکیبهای خاص شکسته بشن آنتروپی افزایش
- 1:01:03پیدا میکنه و این دقیقاً همون چیزیه که
- 1:01:06وقتی چوب میسوزه اتفاق میفته عناصر تشکیل
- 1:01:09دهنده چوب از اون ساختار خاصی که چوب رو
- 1:01:13ساخته جدا میشن و آنتروپی به شدت افزایش
- 1:01:17پیدا میشه میکنه اما چوب که خودش به خودی
- 1:01:20خود که شروع نمیکنه به سوختن. یه چیزی
- 1:01:22باید راهو باز کنه دیگه و اجازه بده به
- 1:01:24حالتی با آنتروپی بالاتر بره. مثلاً اون
- 1:01:28چیز میتونه یک کبریت باشه که شعله رو
- 1:01:31روشن میکنه و خب این داستان برای موجودات
- 1:01:34زنده هم صدق میکنه. موجودات زنده از
- 1:01:36مجموعهای از فراآیندهای درهم تنیده مشابه
- 1:01:39ساخته شدن. فوتوسنتز آنتروپی پایین
- 1:01:43دریافتی از خورشید رو تو گیاهها ذخیره
- 1:01:45میکنه و حیوانها با خوردن از این
- 1:01:48آنتروپی پایین تغذیه میکنن. داخل هر سلول
- 1:01:51زنده شبکه پیچیدهای از ففرآیندهای
- 1:01:54شیمیایی وجود داره که مثل مجموعه از درها
- 1:01:57عمل میکنه. درهایی که باز و بسته میشن و
- 1:02:01از طریق اونها آنتروپی پایین میتونه
- 1:02:04افزایش پیدا کنه. افزایش آنتروپی در تکتک
- 1:02:07این فراآیندهاست که باعث میشه کل سیستم
- 1:02:11کار کنه. زندگی همین شبکه فراآیندهای
- 1:02:15افزایش آنتروپیه و جالب اینه که آنتروپی
- 1:02:18در گذشته پایین بوده به یه واقعیت دیگه هم
- 1:02:21منجر میشه. واقعیتی که همه جا دیده میشه و
- 1:02:24برای تفاوت بین گذشته و آینده خیلی مهمه.
- 1:02:27گذشته از خودش در زمان حال رد به جا
- 1:02:31میذاره. ردههای گذشته همه جا هستن.
- 1:02:35فسیلها شکل موجودات زنده خیلی دور رو به
- 1:02:39ما نشون میدن. تلسکوپها نشون میدن
- 1:02:42کهکشانهای دور در گذشته چه وضعیتی داشتن
- 1:02:46و اینجا این سؤال پیش میاد آقا ردهای
- 1:02:50گذشته وجود دارن اما چرا ما ردی از آینده
- 1:02:54نداریم؟ این داستانش چیه؟ چون آنتروپی در
- 1:02:56گذشته پایین بوده. دلیل دیگهای وجود
- 1:02:59نداره. تنها منبع تفاوت بین گذشته و آینده
- 1:03:03آنتروپی پایین گذشته است. وجود ردههای
- 1:03:07فراوون از گذشته باعث میشه این حس آشنا رو
- 1:03:10داشته باشیم که گذشته تعیین شده است. در
- 1:03:13مقابل نبود هر نوع رد مشابهی از آینده
- 1:03:17باعث میشه آینده رو باز و نامطمئن حس
- 1:03:20کنیم. وجود همین ردهها به مغز ما اجازه
- 1:03:24میده نقشههای گستردهای از گذشته بسازه.
- 1:03:27اما برای آینده در واقع هیچ چیز مشابهی
- 1:03:30نداشته باشه. سازوکار عظیم مغز در طول
- 1:03:34فرایند تکامل طوری شکل گرفته که بتونه
- 1:03:37درباره آینده محاسبه و پیشبینی انجام
- 1:03:41بده. همون چیزی که ما بهش میگیم
- 1:03:43تصمیمگیری. [موسیقی]
- 1:03:53توی این پرده میخوایم برگردیم به خودمون
- 1:03:56و به نقشی که [موسیقی] در رابطه با ماهیت
- 1:03:59زمان داریم. یه چند تا سؤال داریم اینجا.
- 1:04:02بذارین بپرسم یهکم در واقع ذهنمون رو این
- 1:04:06آخر پادکستی بیشتر غلقلک بدیم. اگرچه من
- 1:04:09خودم به شخصه فکر میکنم دیگه کار از
- 1:04:11غلقلک گذشته با این چیزایی که ما تو
- 1:04:13پردههای قبل گفتیم. ولی حالا بذارین
- 1:04:15بپرسم ما انسانها دقیقاً چی هستیم؟
- 1:04:18موجودات یا چیزهای مستقل خب اما جهان
- 1:04:21اصلاً از چیزها ساخته نشده که جهان از
- 1:04:24رویدادهایی ساخته شده که با هم ترکیب میشن
- 1:04:27پس ما فراآیندیم رویدادهایی مرکب و محدود
- 1:04:32در فضا و زمان و خب با این جواب سؤال
- 1:04:37غلقلک دهنده بعدی پیش میاد اگه ما یه
- 1:04:41موجود منفرد و مستقل نیستیم پس چی هویت و
- 1:04:45یکپارچگی ما رو میسازه؟ چی باعث میشه من
- 1:04:50معین باشم و موهام، ناخنهام و پاهام بخشی
- 1:04:55از من به حساب بیان. همون طور که خشم،
- 1:04:59رویاهام و دلشکستگیم
- 1:05:02هم بخشی از من هستن. برای جواب دادن به
- 1:05:05این سؤال باید بریم سراغ عناصر مختلفی که
- 1:05:08با هم ترکیب میشن و هویت ما رو میسازن.
- 1:05:12س۳ تاشون خیلی مهمن. اول اینکه هر کدوم از
- 1:05:15ما خودمون رو با یک زاویه دید مشخص در
- 1:05:19جهان تعریف میکنیم. جهان در هر کدوم از
- 1:05:22ما از طریق شبکه گستردهای از ارتباطها و
- 1:05:26همبستگیها بازتاب پیدا میکنه.
- 1:05:29ارتباطهایی که برای زنده موندن ضرور.
- 1:05:34دومین عنصری که هویت ما بر اساس شکل
- 1:05:37میگیره اینه که ما برای فهم جهان اون رو
- 1:05:41تا جایی که میتونیم گروهبندی و بخشبندی
- 1:05:44میکنیم و از دل فراآیندهای پیوسته
- 1:05:49چیزهایی نسبتاً یکدست و پایدار میسازیم
- 1:05:52تا بتونیم اصلاً راحتتر باهاشون تعامل
- 1:05:54بکنیم. هر کدوم از ما مفهومی از خودم
- 1:05:59داریم چون در یه مقطعی یاد میگیریم ایده
- 1:06:02انسان بودن رو روی خودمون هم اعمال کنیم.
- 1:06:06قابلیتی که تکامل طی هزاران سال در ما شکل
- 1:06:10داده تا بتونیم با همدیگه یعنی با اعضای
- 1:06:12دیگه گروهمون تعامل داشته باشیم. ما تا حد
- 1:06:16زیادی بازتاب تصویری هستیم که دیگران شبیه
- 1:06:20خودمون از ما به خودمون برمیگردونن.
- 1:06:24اگرچه من به شخص عقیده دارم بعضیا اصلاً
- 1:06:26بویی از انسانیت نبردن این توی کتاب نبود
- 1:06:30از خودم بود و اما سومین عنصری که پایه
- 1:06:33هویت ما رو میسازه و احتمالاً
- 1:06:35مهمترینشون حافظه دقیقاً همین باعث میشه
- 1:06:38این بحث ظریف درست وسط صحبت ما درباره
- 1:06:42زمان قرار بگیره ما مجموعهای از
- 1:06:44فراآیندهای مستقل در لحظههای جدا از هم
- 1:06:47نیستیم هر لحظه از وجودمون با رشتهای خاص
- 1:06:51و چند لایه به گذشتمون وصل شده هم به
- 1:06:54گذشته نزدیک و هم به گذشته دور و این
- 1:06:58اتصال از طریق حافظه شکل میگیره. ما
- 1:07:02داستانهای خودمونیم. ما افکار خودمونیم.
- 1:07:05افکاری که پر از ردههای گذشتن. ما همون
- 1:07:09فقدانهامونیم. همون لحظههای ناامیدیمون،
- 1:07:13دوستیهامون، دلشکستگیهامون، چیزهایی که
- 1:07:16مینویسیم و چیزهایی که میشنویم. این
- 1:07:20حافظهست که فرایندهای پراکنده در طول زمان
- 1:07:23رو که ما از اونها ساخته شدیم به هم وصل
- 1:07:27میکنه. از این نظر ما در زمان وجود
- 1:07:30داریم. به همین دلیله که امروز همون آدمی
- 1:07:33هستیم که دیروز بودیم. مغز به شکلهای
- 1:07:37مختلف با گذر زمان درگیره و بین گذشته حال
- 1:07:41و آینده پل میزنه. تا حد زیادی مغز ساز
- 1:07:46وکاریه برای جمع کردن خاطرههای گذشته تا
- 1:07:49از اونها به طور مداوم برای پیشبینی
- 1:07:52آینده استفاده کنه. توانایی پیشبینی
- 1:07:55اتفاقهای آینده مشخصاً شانس زنده موندن
- 1:07:59ما رو بیشتر میکنه و به همین دلیل
- 1:08:02فراآیند تکامل ساختارهای عصبی رو انتخاب
- 1:08:07کرده که این امکان رو فراهم میکنن و ما
- 1:08:11نتیجه همین انتخابهایم. این قرار گرفتن
- 1:08:14بین رویدادهای گذشته و آینده بخش مرکزی
- 1:08:20ساختار ذهنی ماست و همین چیزیه که ما به
- 1:08:24عنوان جریان زمان تجربهش میکنیم. جریان
- 1:08:27زمان بخشی جدای ناپذیر از ذهن ماست. از
- 1:08:31ردههایی میاد که گذشته در مغز ما به جا
- 1:08:34گذاشته. توضیح سنت آگوستین درباره این
- 1:08:37ایده خیلی زیبائه و بر تجربه ما از موسیقی
- 1:08:42بنا شده. یعنی وقتی به یک سرود گوش میدیم،
- 1:08:47به یک موسیقی گوش میدیم، معنای اون چیزی
- 1:08:50که میشنویم به بخشهایی بستگی داره که
- 1:08:53قبل و بعد از اون میاد. ولی خب موسیقی که
- 1:08:56میتونه فقط در طول زمان اتفاق بیفته و ما
- 1:08:59هم که همیشه در لحظه حال هستیم. پس چطوریه
- 1:09:01که میتونیم موسیقی رو بشنویم؟ این سؤال
- 1:09:03مهمیه. این امکان وجود داره چون آگاهی ما
- 1:09:07بر حافظه و انتظار از آینده بنا شده. یه
- 1:09:11سرود یا یه آهنگ به شکل یکپارچه در ذهن ما
- 1:09:14حضور داره و چیزی اجزای مختلفش رو به هم
- 1:09:18وصل میکنه. همون چیزی که ما به عنوان
- 1:09:20زمان تجربهش میکنیم. پس زمان همینه چیزی
- 1:09:24که کاملاً در زمان حال و در ذهن ما وجود
- 1:09:27داره به شکل حافظه گذشته و انتظار آینده.
- 1:09:41ما بحث رو با تصویری از زمان شروع کردیم
- 1:09:44که برامون آشناست. [موسیقی] چیزی که به
- 1:09:46شکل یکنواخت و با ریتمی یکسان در سراسر
- 1:09:49جهان جریان داره و همه اتفاقها در طول
- 1:09:53همین جریان رخ میدن. ما کار رو با این
- 1:09:57ایده شروع کردیم که در سراسر کیهان یک حال
- 1:10:01یا اکنون وجود داره که واقعیت رو تشکیل
- 1:10:05میده. واقعیتی که از گذشته از دل زمان حال
- 1:10:09به سمت آینده جریان پیدا میکنه. این همون
- 1:10:13تصویریه که معمولاً به عنوان ساختار
- 1:10:16بنیادی جهان در نظر میگیریم. اما در واقع
- 1:10:20یه حال مشترک که در سراسر جهان و کل
- 1:10:24کیهاان وجود داشته باشه اصلاً وجود نداره.
- 1:10:27یک حال در نزدیکی ما وجود داره. حال یه
- 1:10:31پدیده محلیه نه جهانی. تفاوت بین گذشته و
- 1:10:35آینده هم در معادلات بنیادی که رویدادهای
- 1:10:38جهان رو کنترل میکنن اصلاً وجود نداره.
- 1:10:42این تفاوت فقط از این واقعیت به وجود میاد
- 1:10:45که جهان در گذشته در حالتی قرار داشته که
- 1:10:49از نگاه محو و ناقص ما حالتی خاص به نظر
- 1:10:54میرسه. زمان هم در مکانهای مختلف با
- 1:10:57سرعتهای متفاوتی میگذره و این به این
- 1:11:00بستگی داره که کجا هستیم و خودمون با چه
- 1:11:04سرعتی حرکت میکنیم. با در نظر گرفتن همه
- 1:11:08اینها و جهانی کوانتومی حتی این تصویر
- 1:11:13ژلهای و پیوسته از فضا زمان هم فقط یک
- 1:11:16تقریب به حساب میاد. در دستور زبان بنیاد
- 1:11:20جهان نه فضا وجود داره و نه زمان. فقط
- 1:11:24فراآیندهایی وجود دارن که کمیتهای فیزیکی
- 1:11:27رو از حالتی به حالت دیگه تبدیل میکنن و
- 1:11:30از روی اونها میشه احتمالها و رابطهها
- 1:11:34رو محاسبه کرد. برهمکنش ما یعنی موجوداتی
- 1:11:37که فقط بخش خیلی کوچیکی از جهانو تشکیل
- 1:11:41میدیم با جهان فقط جزئیه و به همین دلیل
- 1:11:44جهان رو به شکل محو و ناقص میبینیم. به
- 1:11:48این محو شدگی عدم قطعیت کوانتومی هم اضاف
- 1:11:51میشه و ناآگاهیی که از این وضعیت به وجود
- 1:11:56میاد وجود یک متغیر خاص به اسم زمان
- 1:11:59حرارتی رو تعیین میکنه و همچنین آنتروپی
- 1:12:02رو که میزان عدم قضعیت ما راه اندازه
- 1:12:05میگیره. افزایش آنتروپی برای ما گذشته رو
- 1:12:09از آینده متمایز میکنه و باعث میشه
- 1:12:12داستان کیهان پیش بره. همین افزایش آنتوپی
- 1:12:17وجود ردهها، باقیماندهها و خاطرههای
- 1:12:20گذشته رو هم ممکن میکنه. به جای اینکه
- 1:12:24درباره زمانهای متعدد و متفاوت حرف
- 1:12:27بزنیم، در نهایت در تجربه روزمرمون
- 1:12:30میتونیم فقط از یک زمان صحبت کنیم. همون
- 1:12:33زمانی که برای ما یکنواخت، جهانی و مرتب
- 1:12:37به نظر میرسه. این زمان در واقع تقریبی
- 1:12:41از یک تقریب برای توصیف جهانه. توصیفی که
- 1:12:46از زاویه دید خاص ما انسانها شکل گرفته.
- 1:12:49انسانهایی که به افزایش آنتروپی
- 1:12:51وابستهایم و به جریان زمان گره خوردیم.
- 1:13:03زمانی که ما هر روز تجربهش میکنیم اون
- 1:13:06رودخونه یک نواخت و جهانی نیست که مستقل
- 1:13:09[موسیقی] از ما در سراسر کیهان جریان
- 1:13:12داشته باشه. چیزی که ما بهش میگیم زمان
- 1:13:15تقریبی از یک تقریب [موسیقی] از یک تقریبه
- 1:13:18تصویری که از نگاه محدود ما به جهان از
- 1:13:21افزایش آنتروپی از ردهایی که گسش در
- 1:13:24ذهنمون باقی گذاشته و از خاطراتی که هویت
- 1:13:28[موسیقی] ما رو میسازن شکل گرفتن شاید به
- 1:13:30همین دلیله که زمان برای ما تا این اندازه
- 1:13:34واقعیه و در عین حال تا این اندازه اسرار
- 1:13:37[موسیقی] آمیز چون ما فقط در زمان زندگی
- 1:13:40نمیکنیم بلکه بخشی از از این جریان رو
- 1:13:43خودمون میسازیم. اگه این پادکست [موسیقی]
- 1:13:45باعث شد برای چند لحظه به ساعت روی دیوار
- 1:13:48با شک و تردید نگاه کنین، حتماً نظرتونو
- 1:13:51برام بنویسین. به نظر من پادکست [موسیقی]
- 1:13:54سنگینی بوده. امیدوارم که در راستای
- 1:13:56سادهسازی مطالب موفق بوده باشن. در رابطه
- 1:13:58با این هم برا من بنویسین و میتونین هم
- 1:14:02ویدیو رو برای کسی بفرستین که همیشه میگه
- 1:14:04وقت ندارم. شاید بعد از دیدنش بفهمه که
- 1:14:07اصلاً چیزی که نداره وقت نیست. یه چیز
- 1:14:09دیگهست. مرسی از اینکه تو این پادکست
- 1:14:11همراه من بودین. تا پادکست بعدی بیشتر از
- 1:14:14[موسیقی] زمان پلانک به خودتون و آدمهای
- 1:14:16اطرافتون فرصت بدین و عشق بورزین و مواظب
- 1:14:20خودتون باشین. روز روزگارتون خوش باشه
- 1:14:22تنتون سلامت. Yeah.
About this transcript
This page contains the full transcript of توهمی به نام زمان | کتاب «نظم زمان» اثر «کارلو روولی» by Ketabify, generated from the public captions YouTube serves with the video. The transcript has 9,687 words across 1,292 segments, with the original timestamps preserved so you can click any line to jump to that moment in the embedded player.
What you can do with it
Use the transcript to take notes, quote the speaker, build a study guide, generate a summary with ChatGPT or Claude via the YouTube Summary tool, or export it as a timed subtitle file with YouTube to SRT. You can also re-open it in the transcriber to translate the transcript into 100+ languages.
Free YouTube transcript tool
YouTube2Text is a free YouTube transcript generator — no signup, no daily limit. Paste any YouTube link and get the full transcript instantly, with timestamps, click-to-jump, translation to 100+ languages, AI prompts for ChatGPT, Claude, and Gemini, and exports to TXT, SRT, VTT, or Markdown.