اگه بفهمید این طوطی چیکار کرده 😨 دیگه اون آدم سابق نمیشید ❌️ مگه میشه اصلا ؟ — Transcript
Full transcript
- 0:00*در حال صحبت کردن *
- 0:05*زنگ خوردن تلفن *
- 0:10*بله ؟؟*
- 0:12* صدایی عجیب و شیطانی *
- 0:22سعید: جنایت
- 0:23* دستگاه ویدیویی *
- 0:28چیزی که تو این دنیا تمومی نداره
- 0:31!امکان داره منو شما حداقل یک بار توی زندگیمون از کنار یک جنایت رد شده باشیم
- 0:37بدون اینکه حتی متوجه اش بشیم
- 0:40و بعضی وقتا این جنایات حتی اگر کامل اثارش توسط مجرم پاک شده باشه
- 0:45!شک نکنید یه جایی سر نخش افتاده
- 1:13وبعضی وقت هام همینقدر واضح لحظه به لحظه یک جنایت ممکنه ضبط شده باشه
- 1:19اینا چی ان؟
- 1:21اینا سه تا پرونده جنایی هستن بروبچ که امشب قراره باهم برسیشون کنیم
- 1:26و هر چقدر بگم این پرونده ها عجیب ان واقعا کم گفتم
- 1:30بهم اجازه بدین نوار اول رو بزارم داخل دستگاه پشت
- 1:35* موسیقی مرموز *
- 1:41دستگاه اش واقعا خوشگله نه؟
- 1:43اینو من تازه خریدم .خب
- 1:45می خواستم خیر سرم پولامو سیو کنم پس انداز کنم چیزای عجیب غریب نخرم
- 1:50ولی خب از اونجایی که من عاشق اینم که چیزای عجیب غریب و قدیمی و این جور چیزا بخرم
- 1:56به محض اینکه این دستگاه رو دیدم - دیگه واقعا نتونستم جلوی خودمو بگیرمو سریع خریدمش
- 2:01ببینید چقدر باحاله
- 2:03اینو باز می کنیم - نوار جنایت اول رو داخلش میزاریمو برای پخشش باید این دکمه رو بزنیم
- 2:11*صدای روشن شدن نوار فیلم*
- 2:15* موسیقی دلهره آور *
- 2:21* موسیقی ملایم و رازآلود *
- 2:26سعید:7دسامبر سال 2000 بود
- 2:29!که دوربین های امنیتی یک اتفاق عجیب رود تونستن ضبط کنن
- 2:34مردی به اسم تر ور که تازه از یک مهمونی برگشته بود
- 2:37قصد داشت به محل کارش بره ساعت های 3 شب بود
- 2:40منطقی ای که در اون مهمونی برگزار شده بودو و تر ور به اونجا رفته بود
- 2:45محل اصلی و معروف جرم و جنایت
- 2:48تبهکار ها - خفت گیرا - و هر صفت منفی که فکرشو بکنید,بود
- 2:54و چون تر ور با ماشین رفیقش به این مکان اومد زیاد جو منفی این منطقه رو حس نکرد
- 3:00وسطای مهمونی رفیق تر ور بدون اینکه با خودش هماهنگ کنه مهمونی رو ترک کرد
- 3:06و با ماشینش رفت
- 3:08تر ور اون لحظه اصلا متوجه رفتن رفیقش نشد
- 3:12یک ساعت بعد
- 3:13وقتی تصمیم گرفت مهمونی رو ترک کنه و برگرده فهمید رفیقش نیست
- 3:18باهاش تماس گرفت و فهمید داستان از چه قراره
- 3:22رفیق ترور گفت :
- 3:29که تر ور در جواب گفت:
- 3:31تر ور: یک ساعت دیگه ! خیلی دیره من اگه پیاده برم نیم ساعت دیگه میرسم محل کارم نمیخواد بیای مرسی
- 3:39و موبایل رو قطع میکنه
- 3:41و همین تصمیم باعث شد که تر ور دیگه هرگز به خونه بر نگرده
- 3:58وقتی دوربین های امنیتی اطراف اون مهمونی رو بررسی کردن با یک سر نخ هایی مواجه شدن
- 4:05اولین تصویر نشون میده که در یک هوای بارونی شخصی با لباس سیاه میاد کنار محل کار تر ور یعنی بانک وایمیسته
- 4:13و بعد از دقایقی تر ور رو میبینیم که از کنار این مرد سیاه پوش رد میشه
- 4:35چیز عجیبی نیست - همه چی عادیه تا اینکه دوربین های بانک یک تصویر دیگه ای بهمون نشون میده
- 4:43ظاهرا تر ور واسه فرار از بارون قصد داشت بیاد توی بانک تا کارشو سریع تر شروع کنه
- 4:50بعد از دقایقی اون مرد سیاه پوش بهش نزدیک میشه و کمی باهم صحبت میکنن بعید میدونم همدیگر رو بشناسن
- 4:58ترور که یکم ترسیده بود بعد از اینکه در پشتی بانک رو باز کرد رفت داخل و زیاد باهاش گرم نگرفت
- 5:05و مرد سیاه پوش بعد از مدتی راه خودشو کج کرد و دیده نشد
- 5:10ترور وقتی رفت توی بانک فهمید که خیلی زود اومده سر کارش و کار اصلیش سه الی چهار ساعته دیگه شروع میشه
- 5:18بخاطر همین از سر کارش خارج شد و تصمیم گرفت به خونه اش بره
- 5:23که تقریبا یک 20 دقیقه ای فاصله داشت
- 5:25و در این تصویر شما میبینید تر ور اومد بیرون - در حال باز کردن چترشه و میخواد برگرده سمت خونه اش
- 5:49که 10 دقیقه ی بعد تر ور در حالی که با چتر توی دستش داره راه میره
- 6:04اون مرد سیاه پوش رو میبینیم که داره تعقیب اش میکنه
- 6:08و یک کمی داره اوضاع خطری میشه - اون مرد سیاه پوش تمام این مدت منتظر تر ور بود
- 6:15واضح داره تعقیب اش می کنه و همین صحنه ای که الان دیدیداخرین باری بود که ترور در اون زنده بود
- 6:22و بعد از اون
- 6:26سالها گذشت و در سال 2017 شخصی پیش پلیس رفت و ادعا کرد که میدونه چه بلایی سر تر ور اومده
- 6:35اون ادعا داشت شخصی که اون لحظه سمتش اومد عضو یک باند تبهکار بود که از تر ور درخواست کرد
- 6:47تر ور جدیش نگرفت
- 6:49چون نه سلاح خواستی داشت نه لحن تهدید امیزی داشت و نه هیچی
- 6:54که وقتی تر ور از بانک برگشت این مرد سیاه پوش دنبالش کرد
- 7:00و در نهایت کش**تش
- 7:02و پلیس هنوز که هنوزه هیچ اطلاعاتی راجب محل مرگ تر ور ,جسدش ,قاتلش و اینکه دقیقا چه اتفاقی اون شب افتاده به دستش نرسید !
- 7:13پرونده ی عجیبی بود اما پرونده ی دوم بنظر من خیلی عجیب تره و بعید میدونم تاحالا مثل اینو دیده باشید !
- 7:22و کلا دلیل معروفیت این پرونده - بخاطر یک پرنده است
- 7:32*اواز خواندن کاسکو*
- 7:39در سال 2016 زنی به اسم کریستینا - یک پست شدیدا جنجالی عجیب غریب و غیر عادی و منتشر کرد
- 7:48که طوطیش درست مثل یک انسان - اما غیرعادی داره صحبت میکنه
- 7:54*صدای کاسکو*
- 7:59در نگاه اول ممکنه بگید که خب این الان چی بود دقیقا ؟؟؟
- 8:04یک پرنده است که داره حرف میزنه و اتفاقا خیلی هم بامزه است
- 8:08باشه
- 8:10اما بزارید اینو بگم یک سال پیش در همین منطقه ای که کریستینا زندگی میکرد یک زن و شوهری زندگی میکردن که بعد از چند وقت یک اتفاق عجیبی واسشون افتاد !
- 8:22زنی به اسم کاتی - که همسایه این زوج بود بار ها صدای دعوای این زوج رو میشنید
- 8:28ولی عادت کرده بود که بعد از چند وقت کاتی فهمید هیچ صداییی از این زوج نمیاد
- 8:34بهشون زنگ میزنه - ولی جوابی نمیدن
- 8:38نگران میشه میره سمت خونشون - اما نه تنها هر چقدر در میزنه جواب نمیدن بلکه تمام در ها قفله
- 8:47تمام اطراف خونه رو میگرده که میبینه خیلی از پنجره ها بازه و پرده ی اتاق با وزش باد داره تکون میخوره - از طریق پنجره وارد میشه
- 8:57و به محض وارد شدن پی میبره این خونه زیادی بهم ریخته است با ترس و گام هایی اهسته تمام نقاط خونه رو میگرده تا میرسه به اتاق خواب که وقتی واردش میشه
- 9:11می بینه ج*سد این زوج در حالی که با شلیک گلوله کشته شدن روی تخت افتاده
- 9:17فریاد میکشه سریعا بیرون میره و وقتی با پلیس تماس میگیره - پلیس بعد از چند دقیقه میرسه بعد از بررسی کردن صحنه ی جرم
- 9:27فرض رو بر این میگیرن که احتمالا سرقتی چیزی انجام شده یا کسی با این زوج مشکل داشته و اونارو به قتل رسونده - نزدیک اج*ساد می شن
- 9:37اما یهو میبینن زنی که تیر خورده بود داره نفس میکشه - زنده است
- 9:44می برنش بیمارستانو به طرز معجزه واری زنده میمونه بعد از مراحل درمانی که روش انجام میدن به مرور زمان بهبود پیدا میکنه
- 9:54اما متاسفانه شوهرش که اسمش مارتی بود نتونست زنده بمونه - چون 5 گلوله بهش شلیک شده بود!
- 10:02پلیس کل خونه این زوج رو بررسی کرد
- 10:05و با چند سر نخ عجیب رو به رو شد
- 10:07یکی هفت تیری بود که توی اتاق خواب قرار داشت و این هفت تیر همون سلاحی بود که باهاش به سمت این زوج شلیک شد
- 10:14و سر تا سر خونه پر از فشنگ های سالم بود
- 10:18اما دو مدرک خیلی پلیس رو به شک انداخت وقتی موبایل
- 10:22وقتی موبایل گلن رو بررسی کردن فهمیدن قبل از این حادثه به مادرش پیام داده که :مامان دوستت دارم ببخش منو
- 10:32و سرنخ دوم سرچی بود که گلن توی اینترنت انجام داد و اون سرچ مربوط به خرید هفت تیر بود
- 10:40وقتی پلیس از گلن بازجویی کرد و مدارک رو بهش نشون داد - گلن تمام اونهارو انکار کرد و ادعا داشت که هیچ ربطی بهش نداره
- 10:50و خب پلیس چون مدرک اونقدر محکمی نداشت و خیال میکرد ممکنه این اثار توسط اون قاتل اینجا چیده شده باشه که پلیس رو گمراه کنه بخاطر همین کاری با گلن نداشتن
- 11:01و اصلا دستگیرش نکردن
- 11:03گلن بر میگرده خونه اش و تمام حیوانات خونه گیشو به همسایه ها اهدا میکنه گربه رو میده به یکی سگ رو میده به یکی و طوطی سخنگوشو میده به یک همسایه به اسم کریستینا
- 11:17که چیزی نگذشت - کریستینا فهمید این طوطی که طبیعتا باید یک تن صدا رو تقلید کنه و با یک تن صدا حرف بزنه داره با دو صدا حرف میزنه
- 11:29یعنی دو تن صدای متفاوت رو داره تقلید میکنه انگار دو نفر دارن باهم بحث میکنن
- 12:18بله بروبچ این طوطی داشت مکالمات قبل از اون جنایت رو واضح بازگو میکرد با اینکه من زیاد حیوان شناس نیستم اما طوطی های خاکستری که بهشون میگن کاسکو واقعا باهوش اند و میتونن جمله های بیشتری , طولانی تری و دقیق تری رو نسبت به طوطی های عادی تر تقلید کنن و صحبت کنن
- 12:40اون طوطی مال مارتی بود که همسرش بعد از مرگش اونو اهدا کرد به همسایه ها
- 12:45اما بازم حرفای طوطی مدرکی نبود که بشه گلن رو دستگیر کنن - بلکه تنها باعث شد اعتماد به نفس پلیس برای تحقیقات بیشتر بشه
- 12:55که بعد از چند هفته و با انجام یسری ازمایشات - اثر انگشت گلن رو روی تفنگ پیدا کردن که همین مدرک باعث شد دستگیرش کنن و وقتی اعتراف گرفتن ازش که چرا شوهرتو کشتی همچین جوابی داد :
- 13:38که تصمیم گرفتم اول اونو بک*شم - بعد خودمو
- 13:44خب اینم واقعا عجیب بود اگه این طوطی نبود نمیگم امکان نداشت - ولی ممکن بود پلیس اون اعتماد به نفس بیشتر رو بدست نیاره
- 13:56که بخواد راجب گلن تحقیقات بیشتری انجام بده - و در کل واقعا پرونده ی عجیبی بود و میبینید توی یک جنایت یچیزایی که اصلا ادم فکرشو نمیکنه ممکنه کلید حل یک معما باشه و این بود از پرونده ی دوم
- 14:18* نوار بعدی را در دستگاه قرار میدهم *
- 14:42خب داستان بعدی که میخوام راجبش حرف بزنیم پرونده نیست بروبچ بیشتر مربوط به یک ادمیه که زندگی ,گذشته و اسرار عجیبی پشت خودش داشته !
- 14:57با اینکه مردم ی زمانی خیلی بهش میخندیدن و اونو یک دیونه میدونستن - اما بنظرمم اگه یکمی عمیق به داستانش نگاه کنیم شاید واقعا بتونه ی چیزایی رو بهمون بفهمونه
- 15:10این مرد واقعا زندگی عجیب و مرموزی داشت
- 15:14و تازگیا زیاد داستان زندگیشو توی اینستا میبینم - امکان داره خیلی از شمام دیده باشید ولی اصلا داستان این مرد رو ندونید بخاطر همین گفتم بیام اینجا و یک توضیح راجب زندگیش بدم
- 15:50اما نه از نوع خفیفش
- 15:52بلکه از نوع بسیار شدیدش
- 15:55توی بعضی از ویدیو هاش ادعا میکرد داره با خدا حرف میزنه خدا بهش دستور میده و توی زندگیش در حال جنگیدن با شیطانه
- 16:03و ادعا می کرد خدا بهش دستور داده یسری وبسایت ها و یسری سیستم عامل ها بسازه مثلا یک سیستم عامل ساخته بود - که وقتی مردم واردش می شدند پر از اعداد تصادفی بود و ادعا داشت این اعداد تصادفی صحبت های خداست !ا
- 16:19مردم واقعا مسخره اش میکردند - چون حرفای عجیبی میزد توی لایو هاش همیشه ادعا داشت که صدا هایی دارن باهاش صحبت میکننن
- 16:28بعضی وقت ها یک شماره ی ناشناس باهاش تماس میگرفت و وقتی جواب میداد هیچ صدایی نمی اومد و این مرد به حدی وضعیتش وخیم شده بود که فکر میکرد این تماس ها - از سمت فرشته ها میاد !ا
- 16:41توی لایو هاش همیشه بحث های مذهبی میکرد - ویدیو های مذهبی رو تحلیل میکرد و یک زمانی حسابی اسمش سر زبونا افتاد
- 16:49اما لقب و چیزی که این مرد بهش معروف شده بود - تماس هایی بود که باهاش میگرفتن اونم در حین لایو و پخش زنده
- 16:58وقتی این مرد توی لایو صحبت میکرد - یهو یک شماره ناشناس باهاش تماس میگرفت
- 17:04و وقتی جواب میداد - بعضی وقتا صدایی نمیومد - بعضی وقتا صدای عجیبی میومد و کلا اگه لایو هاشو ببینید - حس غیرعادی بودن بهتون دست میده
- 17:17*زنگ خوردن موبایل *
- 17:23*صدای نامفهموم*
- 17:52* موزیک آرامش بخش *
- 17:55روز به روز رفتارش عجیب تر میشد - توی لایو ف*حش میداد
- 17:59راجب خدا حرف میزد و بدتر از همه اینکه توهمش به حدی بد شده بود که همش به طرفداراش میگفت یک چندتا ادم کت و شلواری میخوان بیان منو ببرن
- 18:09ادم فضایی ها دنبالمن ,سی ای ای دنبالمه و کلا وضعیتش روز به روز بدتر می شد - اون یک سیستم عامل طراحی کرد که ادعا داشت
- 18:25اسم سیستم عاملش الان روی صفحه میاد واستون
- 18:28که وقتی مردم واردش شدن - فهمیدن واقعا اون یک نابغه است و ساختن همچین چیزی در اون زمان واقعا فقط از یک نابغه برمیاد
- 18:39من خودم وارد سیستم عاملش شدم و اونو ریختم توی سیستمم - خب وقتی واردش شدم هیچی ازش نفهمیدم بروبچ
- 18:49انقدر اعداد تصادفی صحبت های پیغام دار و یک چیزایی داخلش نوشته شده بود که نمیدونم دقیقا داشت با کی حرف میزد
- 18:58و به ادعای خودش این اعدا و این چیزای تصادفی صحبت های خودش با خداست و من تنها چیزی که تو سیستم عاملش فهمیدم فقط اون بازی های بی کیفیتی بود که داشت جز اون هیچی نفهمیدم
- 19:11حالا ممکنه خیلیا بگن که اصلا سعید چرا داری راجب این مرد حرف میزنی این چه داستان عجیبی داره ببینید عه راستش واسه ی من یگمی عجیب غریبه همچین ادم نابغه ای خب که اگر بدونید کیه واقعا پی میبرید نابغه است
- 19:28چرا و به چه دلیل باید به مرور زمان دچار فرو پاشی روانی بشه؟
- 19:34و این اختلال اسکیزوفرنیش روز به روز ,ماه به ماه و سال به سال بدتر بشه
- 19:59اما در سال 2018 ج*سد این مرد کنار ریل قطار پیدا شد خیلیا نمیدونن که ایا اون عمدان خودشو بخاطر بیماریش و فشار هایی که روش بود کشته یا یک حادثه بوده !ا
- 20:15اینو هیچکس نمیدونه - اما طبق گفته ی بعضیا توی کامنت ها که نمیدونم درسته یا نه ادعا دارن این مرد در یک بازه زمانی کوتاه دچار فروپاشی روانی شد و به حدی اوضاعش خراب شد که یک سال بعد جنازشو پیدا کردن
- 20:31حالا این فروپاشی روانی دقیقا از کجا شروع شد ببینید بعضیا ادعا دارن وقتی این مرد داشت توی لایو حرف میزد و این شماره ی ناشناس که بارها باهاش تماس گرفته بود تماس میگرفت
- 20:45وقتی جواب میداد :
- 20:46فقط صدای ناله میشنید
- 20:49یه صداهایی میشنید که چون اسکیزوفرنی داشت - ترس و توهمش هزار برابر میشد
- 20:56و خیال میکرد لابد این صدا از سمت خداست - لابد این صدا از سمت یک اشخاصیه که میخوان بیان بکشنش
- 21:05و خیلی این تماس هارو جدی میگرفت
- 21:08برای مثال در این ویدیو که 9 ساعت زمانشه
- 21:11و دیوید داره تو لایو حرف میزنه - تقریبا بعد 5 ساعت
- 21:15همون شماره باهاش تماس میگیره و دیوید جواب میده
- 21:25* تلفن زنگ میخوره *
- 21:30* صدایی عجیب و شیطانی *
- 21:42خودش اوایل خیال میکرد شاید یکی داره سربه سرش میزاره - و زیاد جدیش نمیگرفت
- 21:48حتی طرفداراشم به شوخی میگفتن سی آی ای داره سربه سرت میزاره
- 21:52اما به باور بعضیا همین تماس که معلوم نبود از سمت کیه - به مرور زمان باعث فروپاشی این مرد شد
- 22:03بعضیام معتقدن که نه - این تماس ها ربطی به فروپاشی روانیش نداره و صرفا
- 22:11یچیزی بود که بخاطر بیماریش سال به سال بدتر میشد
- 22:15و بخاطر همین تصمیم گرفتم راجب این مرد یه توضیحی بدم - چون یک چندباری توی اینستا دیدمش
- 22:28و این بود بروبچ از 3 تا پرونده ای که بررسی کردیم - واقعا پرونده های عجیبی بودن
- 22:35انصافا هرکدوم از این پرونده ها جذابیت خاص خودشونو داشتن و اصلا نمیشه بین اونا انتخاب کرد که کدوم یکی از همه بهتره و کدوم یکی بدتر
- 22:44ولی بازم از بین این 3 تا پرونده هرکدوم ذهن شمارو بیشتر درگیر کرد حتما توی کامنتا راجبش بنویسید و اگه دوست داشتید بهشون نمره بدید ( از 1 تا 10 )
- 22:53خلاصه عشق منید - مرسی که فیلمو تا اینجا تماشا کردید
- 22:55برای حمایت از من کافیه این ویدیو رو لایک کنید - سابسکرایب کنید و گه کامنتی دارید این زیر بنویسید
- 23:01خلاصه عشق منیدو تا ویدیوهای بعدی - خدانگهدار
About this transcript
This page contains the full transcript of اگه بفهمید این طوطی چیکار کرده 😨 دیگه اون آدم سابق نمیشید ❌️ مگه میشه اصلا ؟ by walkover, generated from the public captions YouTube serves with the video. The transcript has 2,655 words across 166 segments, with the original timestamps preserved so you can click any line to jump to that moment in the embedded player.
What you can do with it
Use the transcript to take notes, quote the speaker, build a study guide, generate a summary with ChatGPT or Claude via the YouTube Summary tool, or export it as a timed subtitle file with YouTube to SRT. You can also re-open it in the transcriber to translate the transcript into 100+ languages.
Free YouTube transcript tool
YouTube2Text is a free YouTube transcript generator — no signup, no daily limit. Paste any YouTube link and get the full transcript instantly, with timestamps, click-to-jump, translation to 100+ languages, AI prompts for ChatGPT, Claude, and Gemini, and exports to TXT, SRT, VTT, or Markdown.