کارگاه تفکر انتقادی (آموزش تفکر نقادانه) جلسهی اول — Transcript
Full transcript
- 0:08سلام روزتون بخیر
- 0:11ام مثل اینکه یه
- 0:18امروز یهکم مثل اینکه حالا این
- 0:22سیستم یه ایراداتی داشته انگار خب دارید
- 0:26الان همه صدا و
- 0:28تصویر رو خب سلام آقای دکتر بله صدا و
- 0:31تصویر داریم
- 0:33بسیار خیلی هم عالی خب قراره که در این
- 0:38دوره در این چند هفته
- 0:42آتی در رابطه با تفکر نقاد صحبت بکنیم که
- 0:46اساساً
- 0:48تفکر نقاد چگونه چیزیست چگونه شکل میگیره
- 0:53چگونه ایجاد میشه و در واقع بیایم
- 0:59بررسی بکنیم که ببینیم چیه. خب
- 1:04مسئله تفکر نقاط یکی از عواملیه که شاید
- 1:08خیلی در واقع شنیده باشید شاید خیلی به
- 1:12گوشتون خورده باشه و این غالباً این سؤال
- 1:16ایجاد میشه که خب چگونه ما میتونیم اصلاً
- 1:20یه تفکر نقاد داشته باشیم؟ این یه سؤاله
- 1:23یه سؤال دیگه هم اینه که اصلاً برای چی
- 1:24باید تفکر نقاد داشته باشیم؟ چه دلیلی
- 1:27داره که ما
- 1:29در واقع بخوایم یک تفکر نقادی رو داشته
- 1:32باشیم؟ خب خیلی از در واقع
- 1:39انسانها خیلی از در واقع آدما
- 1:43یک
- 1:46تفکری رو در واقع در رابطه با زمینههای
- 1:49مختلف دارن ولی در بسیاری از موارد ما
- 1:51آگاه نیستیم که اصلاً ما چه تفکری رو نسبت
- 1:53به مسائل مورد نظرمون یا مسائل
- 1:57پیرامونیمون داریم.
- 2:00خب پس
- 2:05غالباً این تفکر ما
- 2:09منجر به شکلگیری زندگی ما میشه. خیلی از
- 2:12متخصصین و فلاسفه اعتقاد دارن که اصلاً
- 2:15اساساً ما چیزی به جز تفکر نیستیم.
- 2:20ما اساساً
- 2:22چیزی به جز فکر کردن نیستیم. اگر قرار
- 2:26باشه این
- 2:30تفکر ما دچار مشکل بشه اساساً چیزی از ما
- 2:33باقی نمیمونه. به قول مولانا که میگها ای
- 2:36برادر تو همه اندیشهای مابقی خود استخوان
- 2:39و ریشهای گر گل است اندیشه تو گلشنی و
- 2:43بودخواری تو هیمه گلخنی. یعنی در واقع
- 2:46انگار که به جز این
- 2:50عرض کنم خدمتتون تفکره چیز دیگهای در ما
- 2:54وجود نداره. حالا ماجرا اینجاست که
- 2:58ما زمانی که نسبت به یک سری از پدیدهها
- 3:02تفکر میکنیم آیا واقف به این هستیم که از
- 3:06چه مجرایی داریم تفکر میکنیم؟ آیا
- 3:09میفهمیم که چگونه در واقع ما داریم تفکر
- 3:12میکنیم یا نه؟ آگاه نیستیم.
- 3:17بسیاری از متخصصین اعتقاد دارن که یک تفکر
- 3:19خوب یا یک تفکر نقاط مثل یک ماهیچه خوب
- 3:23نیازمند
- 3:24کار کردنه، نیازمند سرمایهگذاری کردنه.
- 3:29خیلی از
- 3:32موارد
- 3:34شاید اتفاق افتاده باشه که شما در رابطه
- 3:38با یک چیزی تفکر دارید میکنید. اما اون
- 3:41تفکری که دارید میکنید
- 3:44خودش به ذات دچار یک ایرادیه و در نتیجه
- 3:48خروجیی که تولید میکنه هیچ
- 3:51دستاوردی برای شما نداره. میتونه اصلاً
- 3:56آسیب بیشتری رو به شما بزنه.
- 3:59خب
- 4:02ما برای اینکه بخوایم
- 4:07ببینیم که تفکر نقاد چیه باید اول بررسی
- 4:12بکنیم که تفکر درست چیه خیلی از در واقع
- 4:17همون طور که بهتون گفتم متخصصین و فلاسفه
- 4:20و افرادی که در حیته شناخت کار میکنن
- 4:23اعتقاد دارن که این تفکر ما در هر موقعیتی
- 4:26میتونه باعث
- 4:28کامی یابی یا بدبختی ما بشه. ضعفهای ما
- 4:31اساساً در تفکر ما میتونه ریشه داشته
- 4:34باشه و نقاط قوت ما هم میتونه در تفکر ما
- 4:39ریشه داشته باشه. در بسیاری از موارد ما
- 4:42از ابتداییترین
- 4:45ابتداییترین چیزها
- 4:48تمامی ساختار رفتاری ما رو این تفکره داره
- 4:53تولید میکنه.
- 4:55خب
- 4:56هیچ در واقع شیوهای وجود نداره که ما
- 5:00بخوایم
- 5:02حقیقت محض رو پیدا بکنیم ولی ما میتونیم
- 5:07یه سری در واقع شیوهها رو به کار ببریم
- 5:11که شانس پیدا کردن
- 5:15اون واقعیت برامون بیشتر بشه.
- 5:19خب حالا همه چیزایی که تا حالا یاد
- 5:21گرفتینو تو ذهنتون مرور کنید.
- 5:24هر چیزی هر اعتقادی که دارید شما مسلماً
- 5:26الان به این سن که رسیدید یه اعتقادی در
- 5:28رابطه با ورزش دارید یه اعتقادی در رابطه
- 5:30با پول دارید یه اعتقادی در رابطه با خشم
- 5:33دارید دوستی دارید عشق نفرت در مورد هر
- 5:36چیزی شهری که توش زندگی میکنید در رابطه
- 5:38با نمیدونم طبیعت در رابطه با رفتارها و
- 5:42رسومی که دارید
- 5:44در مورد همه اینا شما الان یه سری اطلاعات
- 5:46دارید یه یادگیری به قول فلاسفه در محیط
- 5:52وجود داره
- 5:53شما چه بخوای چه نخوای اصلاً اجتناب
- 5:55نمیتونی بکنی از این یادگیری. همش در حال
- 5:58یاد گرفتنیه.
- 6:00بعضی از این شیوههای یادگیری خودبهخوده.
- 6:04یعنی شما چه بخوای چه نخواید در محیط
- 6:07اطراف شما طبیعتی که در کنار شما هست یه
- 6:11سری از پدیدهها رو به شما انتقال میده.
- 6:13اما بعضی از
- 6:16یادگیریها که از درون شما شکل میگیره،
- 6:20یادگیریهایی که از خودآگاهی در واقع نشت
- 6:23میگیره، اینکه طرز کار ذهن ما چگونهست،
- 6:26اینکه ما چهجوری فکر میکنیم، چرا فکر ما
- 6:28اینجوریست؟ این بدون ممارست و تلاش ایجاد
- 6:32نمیشه.
- 6:34خب حالا الان
- 6:38یه کاغذ قلمی داشته باشید که در مسیر یواش
- 6:41یواش
- 6:43این سؤلاتو در مورد خودتون پاسخ بدید.
- 6:47از اولین سؤال اینه که از نحوه کارکرد
- 6:51تفکر خودتون چقدر آگاهید؟ تا حالا اساساً
- 6:55اصلاً ارزیابی کردید که شما چهجوری
- 7:01فکر میکنید؟ یعنی نوع فکر کردن خودتون رو
- 7:06در رابطه با مسائل مختلف ارزیابی کردید.
- 7:10چقدر اطلاعات مختلف درباره ففرآیندهای
- 7:12عقلی در تفکر شما وجود داره؟
- 7:16تحلیل و بازسازی تفکر در شما چهجوری ایجاد
- 7:20میشه؟ اصلاً تفکر شما از کجا ریشه گرفته؟
- 7:23از کجا نشت گرفته چقدر از تفکر خودتونو
- 7:27مفید میدونید؟ چقدرش رو مضر میدونید؟
- 7:30چقدر تفکر شما منطقیه، چقدر خرافیه؟ چقدر
- 7:34تناقض داره درش؟ چقدر درسته؟ چقدر
- 7:36نادرسته؟
- 7:38اینها رو تا حالا بهش فکر کردید که در چه
- 7:41مواقعی میتونید بهتر فکر کنید، در چه
- 7:43مواقعی نمیتونید فکر کنید.
- 7:46خب حالا اگر قرار باشه شما
- 7:50در مورد یک موضوعی فکر کنید خیلی
- 7:53سادهتره. یعنی اگر من الان بیام به شما
- 7:54بگم که در مورد این فکر کنید که آیا مثلاً
- 7:56استقلال تیم خوبیه یا پرس پولیس تیم
- 7:59خوبیه؟ آیا مثلاً مهاجرت به آلمان خوبه یا
- 8:02مهاجرت به فرانسه یا مثلاً آیا ازدواج
- 8:05پدیده خوبیه یا نه؟ شما در رابطه با یک
- 8:08پدیده بیرونی خیلی راحتتر میتونید فکر
- 8:11کنید تا در رابطه با خود ساختار تفکرتون.
- 8:14حالا سؤال در اینجا اینه که اون سیستمی که
- 8:18شما باهاش دارید این پدیدههای بیرونی یا
- 8:21مسائل دیگری رو تفکر میکنید اون سیستم
- 8:25چگونه کار میکنه؟ یعنی تفکر در رابطه
- 8:29تفکر به تفکر فکر کردن اینکه شما چگونه در
- 8:34واقع فکر میکنید خب
- 8:37آیا در رابطه با این فکر کردید که در واقع
- 8:41شما
- 8:43تفکرتون اساساً چگونه چه ساختارهایی دارید
- 8:46وقتی شما الان دارید در مورد مهاجرت در
- 8:48مورد شهری که زندگی میکنید در مورد
- 8:50ازدواج در مورد خدا در مورد هر پدیدهای
- 8:52که دارید فکر میکنید چهجوری دارید دارید
- 8:57از چه سیستمی دارید استفاده میکنید؟
- 8:59ساختار تفکری شما چگونه در واقع داره کار
- 9:02میکنه؟ خب ما قراره که در این دوره بیایم
- 9:06این ساختار تفکر رو ارزیابی بکنیم که
- 9:08ببینیم شما ما انسانها چگونه داریم فکر
- 9:10میکنیم و چه ایراداتی در ساختار تفکر
- 9:14ماست. خب تفکر خوب همونطور که بهتون گفتم
- 9:19نیازمند تلاشه. ما باید یک فعالیت فکری
- 9:23بکنیم و این یه بهاییه که ما برای کسب
- 9:26مهارت پرداخت میکنیم. ما یه شبه مثلاً
- 9:28نمیتونیم یه فوتبالیست خوب بشیم. ما باید
- 9:31تلاش بکنیم تا بتونیم اون استعدادها رو
- 9:33ایجاد بکنیم. در رابطه با تفکرم همینه.
- 9:36تفکر محصول در واقع افزایش توانمندیهای
- 9:41شناختی شماست. اگر شما این توانمندیهای
- 9:43شناختی رو انجام ندین یعنی چرخهای تمرین
- 9:46و این کارا رو انجام ندید اساساً
- 9:48نمیتونید به اون تفکر برسین. درجه در این
- 9:50جلسات که در با هم خواهیم داشت یه سری
- 9:54تمرینات رو در واقع باید انجام بدید که
- 9:57بتونید اون تفکر نقاد رو در خودتون ایجاد
- 10:01بکنید. خب
- 10:03حالا یه مسئلهای اینجا وجود داره که شما
- 10:04وقتی مثلاً میخوای فوتبال بازی بکنی خب
- 10:07اون خیلی سادهست. یه توپی رو مثلاً میای
- 10:08بالاخره مشخصه که قراره چه ماهیچهای رو
- 10:11پرورش بدی. از نظر دیداری قابل رویته. اما
- 10:14در رابطه با تفکر اینجوری نیست. شما
- 10:16لحظهای که داری به یه پدیده فکر میکنی
- 10:19اصلاً به این فکر نمیکنی که آیا
- 10:23ساختمان فکر کردن من در مورد اون پدیده
- 10:26درسته یا نه. شما هی به خروجی فکرت
- 10:30چیز میکنی، نگاه میکنی. مثلاً شما
- 10:33مفاهیمی مثل عشق، مثل دوستی، مثل مثلاً
- 10:36آزادی، مثل دموکراسی اینا رو چهجوری
- 10:39ارزیابی میکنی توی ذهنت؟ مثلاً من الان
- 10:41از شما میپرسم آزادی یعنی چی؟ شما خروجی
- 10:45تفکرت رو میای بیان میکنی که آزادی به
- 10:47نظر من یعنی فلان. اما آیا اون چارچوبی که
- 10:50درش داری به آزادی فکر میکنی اون چارچوب
- 10:53اصلاً درسته؟ آیا اون ساختمان تفکر تو
- 10:57نقادانه هست یا نه؟ خب
- 11:01یه موقعیتی رو مثلاً تو ذهنتون فکر کنید
- 11:03که دچار سوستفاده شده باشید
- 11:05و
- 11:08یه دچار سوء استفاده شدید. یه آدبی مثلاً
- 11:12از شما سواستفاده کرده باشه یا شما از یک
- 11:16واژهای سواستفاده کرده باشید. مثلاً شده
- 11:18تا حالا مثلاً بیایم بگید که مثلاً
- 11:23فلانی از دوستی من سواستفاده میکنه از
- 11:26صداقت من سواستفاده میکنه از
- 11:31فلان پدیده من سواستفاده میکنه. این رو
- 11:35شاید خیلی استفاده کرده باشید. حالا چقدر
- 11:37شما یادتون میاد که خودتون در واقع از
- 11:41صداقت و احترام و نمیدونم این مسائلی که
- 11:45وجود داره سواستفاده کردید؟ این اولین گام
- 11:48در واقع ورود به تفکر نقاده یعنی منتقد
- 11:52تفکر خویشتن شدن ما غالباً تفکر خودمون رو
- 11:56نقد نمیکنیم یکی از کارهایی که ما باید
- 11:58اول شروع بکنیم اینه که اگر میخوایم یه
- 12:00تفکر نقاد داشته باشیم حالا در ادامه
- 12:02اجزای تفکر و نقاد رو با هم از ارزیابی
- 12:04میکنیم میفهمیم چیه اما اگر ما میخوایم
- 12:07یک تفکر نقاد داشته باشیم باید توانایی
- 12:11نقد تفکر خودمون رو داشته باشیم یعنی اگر
- 12:14من مثلاً طرفدار فلان جریان فکر فکری هستم
- 12:17باید بتونم از خودم این سؤال رو بپرسم که
- 12:20چه نقدهایی در این جریان فکری وجود داره؟
- 12:22آیا من میتونم تفکر خودم رو نقد بکنم یا
- 12:26نه؟ ما
- 12:30تفکر در واقع نقاد رو در اکثر موضع
- 12:34حوزهها استفاده میکنیم. از خلاقیت بگی،
- 12:36از تعلیم و تربیت بگی، از نمیدونم حرف
- 12:38زدن بگی، مطالعهای بگی، از حل مسئله بگی.
- 12:43خب پس ما ۲ تا سطح از تفکر رو داریم ازش
- 12:46یاد میکنیم. یکی تفکر مرتبه اوله که
- 12:50خودبهخود و بدون تأمله.
- 12:54یعنی شما بدون تحمل یه دفعه یه فکری
- 12:56میکنید. من مثلاً الان فرض کنید یکی داد
- 12:59میزنه توی فروشگاهی من بدون اینکه بخوام
- 13:02تحملی بکنم، تفکری بکنم، یه فکری تو ذهنم
- 13:04میاد که این فکر میتونه درست باشه،
- 13:06میتونه خطا باشه، میتونه تعصبی درش
- 13:08باشه، میتونه استدلالی درش باشه یا
- 13:10نباشه. یا مثلاً من الان تو خیابون میرم
- 13:12یه دختری رو میبینم یا یه پسری رو
- 13:14میبینم که مثلاً یه لباس عجیبی پوشیده من
- 13:17بلافاصله یه فکری تو ذهنم میاد این تفکر
- 13:19اولیهست تفکر مرتبه اوله تفکر مرتبه دوم
- 13:24ما این تفکر مرتبه اولو عموماً نمیتونیم
- 13:26چیز بکنیم درش و تصرف داشته باشیم چون این
- 13:29به صورت هیجانی یه دفعه ایجاد میشه مثلاً
- 13:31شما الان فرض کنید در خونه داری میری
- 13:33بیرون مثلاً یه فرض کنید
- 13:38پسر یا دختری رو میبینید
- 13:41که یک لباس عجیب غریبی پوشیده
- 13:44یه کار عجیبی داره میکنه خب شما بالاخفاظ
- 13:46یه چیزی در موردش فکر میکنی دیگه حالا
- 13:49تفکر مرتبه دوم یعنی تفکر سطح د درجه دوم
- 13:54تفکر درجه ۲ همون تفکر مرتبه اوله ولی این
- 13:59دفعه با بازسازی شدن با تحلیل کردن و با
- 14:02ارزیابی کردن یعنی درک آگاهانهای ما به
- 14:05تفکر اولیه میدیم یعنی به عنوان مثال من
- 14:08تو خیابون دارم رد میشم و مثلاً
- 14:11یک پسری رو میبینم که مثلاً یک کفش صورتی
- 14:16پاش کرده
- 14:18یه مثلاً
- 14:20تیشرت مثلاً بنفشی هم تنش کرده یه دامن
- 14:24کوتاهی هم پوشیده داره میره
- 14:26حالا شما شاید این صحنه رو خیلی نادرن
- 14:30ببینید ولی در این کشورهای دیگه مثلاً در
- 14:32کشورهای آزاد برین میبینید خیلیا هستن که
- 14:33اینجوری لباس میشه پسره ولی مثلاً دوست
- 14:35اینجوری لباس شد حالا من بار اولی که اینو
- 14:37میبینم یه تفکری توی ذهنم میاد یه چیزی
- 14:39میاد توی ذهنم
- 14:40این میشه تفکر اولیه من که عموماً نقادانه
- 14:42نیست. حالا من این تفکر اول رو اگر یک بار
- 14:47دیگه بازبینی بکنم و بیام استدلال،
- 14:52تحلیل و ارزیابیهای مشخص رو درش ایجاد
- 14:55بکنم حالا میتونم بگم که یواش یواش دارم
- 14:58به اون تفکر نقاد آشنا میشم. ا نزدیک
- 15:01میشم. یعنی خودم دارم تفکر خودم رو نقد
- 15:04میکنم. چقدر شما در روز تفکر خودتونو نقد
- 15:07میکنید؟ یعنی چقدر شده که مثلاً شما با
- 15:09خودتون فکر کنید که خب من این پسره که توی
- 15:12کفش صورتی پوشید مثلاً تو ذهنم این بود که
- 15:14مثلاً این چه لباس بیمعنی یا مسخرهایه
- 15:17که پوشیده. حالا چقدر من فکر میکنم با
- 15:19خودم که خب این فکر من چقدر درسته؟ چرا
- 15:22باید یه قانونی باشه که یه پسری مثلاً کفش
- 15:25صورتی نپوشه مثلاً اصلاً این فکر من درسته
- 15:28ریشه در چی داره از کجا داره میاد
- 15:31این در واقع میشه کاری که ما قراره انجام
- 15:34بدیم یعنی قراره اول بیایم افکار اولیه
- 15:39خودمون رو شناسایی بکنیم بعد اون افکار
- 15:42اولیه رو دوباره بازسازی بکنیم و ببینیم
- 15:44خطاهاش چیه که دچار تفکر نقاد بشیم
- 15:48خب خب
- 15:52حالا
- 15:54من الان چند تا سؤال ازتون میپرسم شما
- 15:56واسه خودتون اینا رو توی ذهنتون جواب بدید
- 15:58یا بنویسید
- 16:00با خودتون فکر کنید که در حال حاضر
- 16:03تفکرتون درباره
- 16:08عرصههای مختلف زندگی شما چیه؟ این
- 16:12عرصهها چی؟ مثلاً در رابطه با
- 16:16روابط فردی تفکرتون چیه؟ تو ذهنتون اینا
- 16:19رو پاسخ بدید یا بنویسید یه جا که داشته
- 16:20باشید
- 16:22در رابطه با مثلاً همجنس برخورد با
- 16:25همجنسها و یا برخورد با جنس مخالف
- 16:28تفکرتون چیه؟
- 16:35در رابطه با احساسات تفکرتون چیه؟ در
- 16:39رابطه با موقعیتهای مختلف ببینید الان
- 16:41تفکرتون چیه شما نظرتون در مورد احساسات
- 16:43چیه؟ احساساتو چگونه میبینید؟
- 16:46شما نظرتون در رابطه با دوستی
- 16:49همجنس با همجنس چیه؟ نظرتون در رابطه با
- 16:54دوستی همجنس با غیر همجنس چیه؟ نظرتون
- 16:57در رابطه با روابط فردی چیه؟ در رابطه با
- 16:59ورزش چیه؟ در رابطه با سیاست چیه؟ در مورد
- 17:03این چند حوزه الان ببینید نظرتون چیه و
- 17:05این نظرتون رو ثبت بکنید.
- 17:10این سؤال اول.
- 17:13سؤال دوم اینه که در چه حوزههایی خیلی
- 17:16خوب فکر میکنید؟ بیاین ببینید در به نظر
- 17:19شما در چه حوزههایی توانایی فکر کردن
- 17:21خیلی خوب رو دارید؟ یه دو سه تا حوزه رو
- 17:23که میتونید درش فکر کنید رو یادداشت
- 17:25بکنید.
- 17:29در چه حوزههایی تفکرتون معمولیه؟ یه دو
- 17:32سه تا حوزهای که تفکرتون در اون حوزهها
- 17:34معمولیه رو یادداشت بکنید. در چه
- 17:35حوزههایی هم تفکرتون خیلی ضعیفه.
- 17:52خب حالا اینا رو تو ذهنتون
- 17:58ارزیابی بکنید و ببینید که مثلاً حالا
- 18:05در مورد این حوزههای مختلف چه نظریاتی
- 18:08دارید؟ تو چه حوزههایی در واقع تصور
- 18:11میکنید؟
- 18:20اکثر آدما تصور میکنن که ما مثلاً
- 18:26سرشت ما اینجوریه که ما اکثر تفکرمون
- 18:28خودبهخودیه، سوگیرانه، جانبدارانهست شاید
- 18:32مثلاً پیشآوری داشته باشه
- 18:36اما به این مسئله باید دقت بکنیم که ما هر
- 18:39کیفیتی که در زندگی داریم به واسطه همون
- 18:41تفکرست دیگه. تفقر ماست که اصلاً اساساً
- 18:44باعث ایجاد کیفیت زندگی ما شده.
- 18:48خب
- 18:51اگر ما یک زندگی
- 18:55بیکفیتی رو داریم تجربه میکنیم میتونه
- 18:57احتمال ریشه در این داشته باشه که تفکرمون
- 19:00درست نیست.
- 19:02حالا الان وقتی ما این حال اینا رو که
- 19:04نوشتینو در مسیر با همدیگه بررسی میکنیم
- 19:08که ببینیم چیه؟ چهجوری بود؟ چه چیزایی رو
- 19:11شما الان ثبت کردید؟ اولین چیزی که در
- 19:15تفکر انتقادی در واقع مهمه یعنی تفکر
- 19:18انتقادی قوی و ضعیف خب تفکر انتقادی شامل
- 19:21مهارتهای ذهنی بنیادینه دیگه یه سری
- 19:23مهارتهای ذهنی داریم که اینا رو الان با
- 19:25همدیگه میخوایم یکی یکی ایجاد بکنیم و
- 19:26تولید بکنیم. این مهارتها با دو هدف
- 19:29میتونه استفاده بشه. یکی خودمحوری یکی با
- 19:32هدف منصفانه بودن انصافورزی.
- 19:36یعنی ما میتونیم تفکر انتقادی رو یاد
- 19:40بگیریم که خودمهحورانه ازش استفاده بکنیم.
- 19:43یعنی مثلاً ما بتونیم وقتی اشتباهات موجود
- 19:46در یک استدلالی رو یاد بگیریم بتونیم سفست
- 19:50گنیدن یعنی از این استدلالها استفاده
- 19:54بکنیم و اون اندیشه مخالف رو در واقع بد
- 19:58جلوه بدیم. تفکر رقیب رو بیاستدلال جلوه
- 20:01بدیم. در نتیجه خ شما میبینید که در خیلی
- 20:04از موارد اینو میبینید دیگه. مثلاً چپها
- 20:07تفکر راستها رو مثلاً بیمعنا میدونن.
- 20:09لیبراله محافظهکاره رو بیمعنا میدونن و
- 20:13در همه مسائل هست دیگه.
- 20:15مؤمن مثلاً اون تفکر آدم بیاعتقاد رو
- 20:18مثلاً میاد تحریفها و خطاهاش رو پیدا
- 20:20میکنه یا در هر زمینه دیگهای
- 20:24اینا در واقع متفین متفکرینی که انتقاد
- 20:28میکنن اما انتقادشون بر پایه در واقع
- 20:31خودمهحوریه یعنی استدلالهایی رو ایجاد
- 20:35میکنن که اون استدلالها قراره اندیشه
- 20:37خودشون رو فقط به کرسی برسونه صفطه میکنن
- 20:41اینا متفکران انتقادی ضعیفن
- 20:45که خب کسانی هستن که سوفیی بهشون میگن
- 20:48یعنی عموماً صفسته میکنن مشا هنرشون در
- 20:52مشاجره فقط اینه که اشتباهات رو پیدا بکنن
- 20:55مشکلات تفکر فرد رو با توجه به دانشی که
- 20:58دارن پیدا بکنن و بیستدلال بودن طرف رو
- 21:01نشون بدن اما اون کسی که تفکر انتقادی قوی
- 21:05داره کسیه که در واقع توانایی پیدا کردن
- 21:11استدلالهای ضعیف خودش رو هم داره داره
- 21:14یعنی منصفانه به تفکر نگاه میکنه میتونه
- 21:18به صورت
- 21:21منصفانه
- 21:23و مسئولانه فکر بکنه و ببینه که خیلی خب
- 21:25ما حالا تفکرمون
- 21:27تفکر خودمونم کجاها ایراد داره یعنی به
- 21:30جای اینکه بخواد در سدد پیدا کردن ایرادات
- 21:33طرف مقابل باشه در سدد تفک پیدا کردن
- 21:37ایرادات تفکر خودشم هست
- 21:41خب حالا ویژگیهای این یه متفکر انتقادی
- 21:45یه سری ویژگیهایی رو ذهنش باید شامل بشه.
- 21:48اینا رو ما میگیم عادتهای فکری. این
- 21:50عادتهای فکری چیه؟ ما تقریباً یه چیزی
- 21:53حدود هشت ۱ تا مثلاً ۹ تا تقریباً عادت
- 21:56فکری داریم که این عادتهای فکری پیش
- 21:59زمینه ساختن یک تفکر یک ذهن در واقع
- 22:06سالمه. یک ذهن در واقع به قول معروف
- 22:09انتقادانه و یا نقادانهست. یک تفکر
- 22:12نقادانهست. خب ببینید ویژگیها چیه؟ یکی
- 22:14یکی اینا رو بررسی بکنیم با همدیگه که
- 22:17چهجوری میتونیم حالا ایجادشون بکنیم و
- 22:19اینا اصلاً معنیش چیه. بعد شما ببینید که
- 22:21حالا در اون چیزایی که نوشتید الان در
- 22:23جواب اون سؤایی که نظرتونو نوشتین چقدر
- 22:25این ویژگیها وجود داره. ویژگیهای یک ذهن
- 22:29منضبط. یک ذهنی که در واقع توانمندی داره.
- 22:32یکیش در واقع گفتیم انصاف فکری. یکیش
- 22:37پشتکار فکری یکیش عدالتخواهی فکریه یکی
- 22:42تواضع فکری یکی صداقت فکریه یکی استقلال
- 22:48فکریه یکی همدلی فکریه یکی شهامت فکریه
- 22:52یکی هم اطمینان به عقله اینا این
- 22:54ویژگیهایی که یک ذهن منضبد باید داشته
- 22:57باشه حالا هر کدوم از اینا اگر نباشه اینا
- 23:00به سان یک صندلی هستن که اگر اینایی که
- 23:03الان من گفتم روش کسی ننشسته باشه نقطه
- 23:06متضاد میتونه روش بشینه. یعنی مثلاً
- 23:09درویی فکری، دنبالهروی فکری، خودمحوری
- 23:13فکری، بزدلی فکری، بیاطمینانی به عقل،
- 23:18بیانصافی فکری، تنبلی فکری، بیتوجهی
- 23:22فکری به عدالت و تکبر فکری.
- 23:27هرچقدر ذهن از اون ویژگیهای ذهن ذهن در
- 23:30واقع منضبط عاریتر باشه این نمودار
- 23:35متضاد فضایل فکری رو خواهد داشت. حالا
- 23:37ببینیم یکی یکی اینا چیه؟
- 23:40خب منصف بودن وقتی ما میگیم
- 23:44انصاف فکری
- 23:50منظورمون چیه؟ منظورمون اینه که ما سعی
- 23:52بکنیم هر دیدگاهی رو در مورد هر موضوعی به
- 23:56صورت غیرمتعسبانه و غیرجانبدارانه
- 24:00ببینیم. این یعنی منصف بودن که حالا باید
- 24:02تمرین انجام بدیم هر روز که بتونیم یواش
- 24:04یواش اینو انجام بدیم که یواش یواش در
- 24:06مسیر اون تمریناتو با هم انجام بدیم. یعنی
- 24:09اینکه ما به این
- 24:13حقیقت فکر بکنیم که ما به واسطه طبیعت
- 24:16خودمون، به واسطه محیطمون، به واسطه جایی
- 24:19که داریم زندگی میکنیم و به واسطه شیوه
- 24:21رشدمون همیشه د تا گروه رو در ذهنمون
- 24:25داریم. گروه مطلوب که موافق ماست، گروه
- 24:28نامطلوب که در واقع ناموافق ماست. پس
- 24:30اینچه ما اساساً به صورت ذهنی و درونی
- 24:34علاقه به این داریم که ارزش کمتری برای
- 24:38افرادی که در
- 24:40نقطه مقابل تفکر ما هستن قائل بشیم. یعنی
- 24:43ما عموماً عقاید مخالف رو زیاد
- 24:48براش ارزشی قائل نمیشیم. پس
- 24:53ما
- 24:55غالباً شما الان مثلاً صفحه اینستاگرام
- 24:58خودتونو ببینید. اگر شما یک فردی هستید که
- 25:02علاقهمند مثلاً به آتئیستید،
- 25:06یه شخصی هستید که مثلاً بیخدا هستید یا
- 25:09یه شخصی هستید که خدا باورید، خب احتمال
- 25:13اینکه صفحاتی رو دنبال بکنید که با ساختار
- 25:17ذهنی شما همخوانی داره خیلی بیشتره دیگه.
- 25:21یعنی شما مثلاً عموماً چیکار میکنی؟ شما
- 25:23عموماً اگر استقلالیه هستی احتمال اینکه
- 25:26بری صفحه پرس پولیسو دنبال کنی دیگه خیلی
- 25:28پایینه دیگه.
- 25:29بیشترمون تفکرات
- 25:32چیزایی که شما رو تأیید میکنه دنبال
- 25:35میکنه. بهخاطر همینه که یه مسئلهایستی
- 25:37هست که میگن این یکی از دلایلی که فضای
- 25:41مجازی یا تبلیغات و اون تلاشهایی که در
- 25:45سطح آگاهیرسانی در فضای مجازی داره میشه
- 25:48کماکان به قدری نیست که بتونه پیشی بگیره
- 25:50از مطالعه و کتاب بهخاطر اینه که آدما
- 25:53گزینشی میان انتخاب میکنن. یعنی اگر من
- 25:56الان مثلاً فرض کنید یه آدمی هستم که
- 25:58علاقهمند به خداباوری هستم و مثلاً فلان
- 26:03نوع مذهب رو دنبال میکنم، احتمالاً دایره
- 26:06افرادی که دارم دنبال میکنم، کسانی که
- 26:08تعقیب میکنم یا صفحاتی که دنبال میکنم
- 26:11بیشتر شبیه به تفکر منه. خب در نتیجه من
- 26:15شواهد مختلف رو با تفکر خودم جمعآوری
- 26:18میکنم. این خارج از انصافه و باعث میشه
- 26:22که اون شرط اولیه برای داشتن یک ذهن منضبط
- 26:25رو ما نداشته باشیم. پس ما ذاتاً دوست
- 26:28داریم چیزهایی رو در واقع
- 26:31دنبال بکنیم که با ذهن ما همخوانی داره.
- 26:34شواهدی رو جمع کنیم که همخوان با دلایل
- 26:37درونی ماست. نمونه بارزش فال حافظه دیگه.
- 26:40شما فال حافظ که میگیری اون حافظ که
- 26:42نیومده پیشبینی بکنه چیزی رو که شما داری
- 26:46با توجه به اندیشه درونی خودت معنا رو
- 26:50ایجاد میکنی مثلاً فرض کنید شما فال
- 26:52میگیری که اگر آنطور که شیرازی به دست
- 26:54دارد دل ما را به خال هندویش بخشم ثمرند و
- 26:58بخارا حالا شما شواهد درونی داری که مثلاً
- 27:02اون فردی که بهش علاقهمند هستی
- 27:05با شما همخوانی داره خب پس اینگونه ترجمه
- 27:09میکنی که بله بله آنطور که شیرازی به دست
- 27:11آورد دل ما نزدیکه
- 27:14ما به زودی با این آدم وارد رابطه میشیم
- 27:16حالا اگر شما امیدی نداشته باشید مثلاً
- 27:18فرض کنید
- 27:22فردی رو در مورد فردی فال گرفتید که در
- 27:25دسترس ارتباط با شما نیست شما میای
- 27:27اینگونه ترجمه میکنی که اگر به دستارت
- 27:30داد ما اصلاً همچین چیزی امکان نداره وجود
- 27:33نداره روی قسمت اگرش میای سرمایهگذاری
- 27:35میکنی پسر اینچه ما عموماً میل داریم
- 27:39چیزها هایی رو ارزیابی بکنیم که تأیید
- 27:41کننده افکار درونی خودمون باشه. خب
- 27:49خب پس منصف بودن در تفکر یعنی توانایی
- 27:53اینکه ما یک برخورد مساوی با همه نظرات
- 27:58داشته باشیم بدون اینکه به منافع فردی
- 28:02دوستی جامعه ملت قبیله یا گزارههایی که
- 28:06طرف ما هستند میل داشته باشیم
- 28:10این در واقع یکی از ویژگیهای
- 28:13خب ویژگی متضادش چی میشه؟ میشه همون
- 28:16بیعدالتی فکری.
- 28:18بیعدالتی فکری میبینی فرد ساختار تفکرش
- 28:23در
- 28:26شالوده تفکرش یک سوگیری به یک چیزی داره.
- 28:30خب پس اینچه شما میبینید که من به شما
- 28:34میگم که خب حالا چرا از نظر شما این شلوار
- 28:36صورتی برای این پسر مثلاً بده؟ شما میگی
- 28:39برای اینکه پسر نباید مثلاً شلوار صورتی
- 28:42بپوشه ساختار تفکرت میل به این داره که یک
- 28:46اندیشهای رو که در قبیله تو در فرهنگ تو
- 28:50یا در جایی که شما رشد کردی در واقع
- 28:52پرداخته شده رو هی بیاد
- 28:56سرمایهگذاری رو بکنه روش. خب پس اینجا
- 29:00نمیتونی فاقد دارای تفکر چیز بشه. پس یکی
- 29:03از گامهای اولیه حالا در آ ادامه میگیم
- 29:06که چهجوری حالا اینا رو ایجاد بکنیم. یکی
- 29:07از گامها اینه که ما این انصاف تفکر رو
- 29:10تفصفانه فکر کردن رو ایجاد بکنیم که
- 29:12بخوایم یک ذهن منضبط داشته باشیم ببینیم
- 29:15که گزارههایی که ما داریم تولید میکنیم
- 29:18آیا حاویه انصاف هست یا نه؟ این گزارهها
- 29:21به واسطه در واقع
- 29:24وابستگیهای درونی ما داره ایجاد میشه.
- 29:27دومی تواضع فکری بود. تواضع فکری به صورت
- 29:30خلاصه یعنی اطلاع از نادانی.
- 29:33یعنی ما
- 29:36بفهمیم که
- 29:38آگاهی ما یه سری محدودیتهایی داره. اگر
- 29:41ما این محدودیتها رو متوجه نشیم دچار
- 29:43خودمحوری میشیم، دچار خودفریبی میشیم.
- 29:47اگر ما آگاهی از گرایشهای خودمون، تعصبات
- 29:50خودمون، محدودیتهای در واقع فردی خودمون
- 29:54داشته باشیم، اون موقع میتونیم یه تفکر
- 29:57نقادانهتری داشته باشیم. بسیاری از در
- 30:00واقع گرفتاریهایی که بشر در طول زیست
- 30:04داشته بهخاطر همین ناتوانی از پیدا کردن
- 30:09مرزهای آگاهی خودش بوده.
- 30:12خب به عنوان مثال
- 30:15ویژگی متضاد این تواضع فکری اون تکبر
- 30:18فکریه دیگه. یعنی من از محدودیتهای خودم
- 30:21آگاه نیستم و علاوه بر اون تصور میکنم که
- 30:24واقعاً یه دانشی هم دارم. یه در این زمینه
- 30:26مثلاً یه چیزی هم میدونم.
- 30:30مثلاً فرض کنید یه آدمی میاد چی میگه؟
- 30:35میاد میگه که ما که چیزی نیستیم شما
- 30:37بزرگوارید هرچی شما بگیدم
- 30:40هرچی مثلاً حضرت آقا فرمودن هرچی مثلاً
- 30:43فلان فلانی گفت هرچی امام فلان گفت این
- 30:46یعنی چی؟ یعنی
- 30:50این افکاری که در واقع ما داریم ایجاد
- 30:54میکنیم مرزهای واقعی دانش ما رو ایجاد
- 30:58نمیکنه. پس اینجا من دارم یک تفکر کلی رو
- 31:03در اینجا ایجاد میکنم و این تفکر کلی رو
- 31:07در واقع تأمین میدم به بقیه مسائل. یعنی
- 31:10من اینجا از مرزهای آگاهی خودم آ به درستی
- 31:13شناخت ندارم.
- 31:16خیلی از آدما این باور غلط رو دارن این
- 31:20توهم رو دارن که در برابر مثلاً
- 31:27یک اندیشهای که حالا یک آدمی که ما اون
- 31:30رو در یک جایگاه بالاتر میدونیم دیگه
- 31:33مرزهای دانش خودمون باید نادیده گرفته
- 31:35بشه. ما باید کاملاً یا نه برعکس مرزهای
- 31:38دانش خودمون رو خیلی فراتر از اون چیزی که
- 31:41هست میدونیم و تصور میکنیم امکان نداره
- 31:43ما چیز اشتباهی رو در نظر بگیریم.
- 31:48خب
- 31:53مثلاً ما میبینیم که خیلی از آدما میان
- 31:56ادعا میکنن که ما از مش الهی باخبریم.
- 32:00ما میدونیم که در واقع
- 32:05خداوند مثلاً دوست داره که مثلاً فلان آدم
- 32:08رو شلاق بزنید چون اینگونه مثلاً رفتار
- 32:10کرده اینجا یعنی ما اومدیم
- 32:13یک آگاهی رو که امکان نداره ایجاد بشه
- 32:17مرزش رو به صورت غیرواقعی خیلی
- 32:21بزرگ تصور کردیم پس این دومین در واقع
- 32:26مسئلهایه که در واقع وجود داره
- 32:29که در اینجا یعنی تعصبات ما توی این دسته
- 32:33قرار میگیره. تعصباتی که ما داریم اومد
- 32:37تو این دسته قرار میگیره. اعتقاداتی که
- 32:39درباره کشور درباره مذهب در رابطه با
- 32:42خانواده خودمون در رابطه با این چیزا
- 32:45داریم
- 32:47و
- 32:48مرزهای آگاهی ما در اونجا فکر میکنیم ۱۰۰
- 32:51کامله. یعنی ما تصور میکنیم که مثلاً
- 32:55فرهنگ ما یا خانواده ما عاری از اشتباهه.
- 32:57ما تصور میکنیم که غذایی که در کشور ما
- 32:59تولید میشه بهترین نوع غذاست. اصلاً بقیه
- 33:03که آشغال میخورن فقط مثلاً همون غذای
- 33:05ایرانی درسته. هنر که اصلاً نزد ایرانیان
- 33:09است و بس. اصفهانم که نصف جهانه. آریایی
- 33:12هم که هستیم. سه ۴۰۰۰ سالم که مثلاً اینجا
- 33:15۱۰۰۰ سالم که تاریخ داریم. بقیه هم که همه
- 33:17دیگه گاو گوسفندن. خب ما یه همچین تفکری
- 33:20داریم. حالا یک آدمی که مثلاً در بریتانیا
- 33:22زندگی میکنه همین تفکرات رو بر یک ساختار
- 33:26دیگهای داره. پس تعصب مثلاً اون طرف تو
- 33:28بریتانیا این تفکرو داره که آره ما کل
- 33:31دنیا مثلاً امپراتوری ما مثلاً آفتابش
- 33:34غروب نمیکنه. درچه مرزهای
- 33:38آگاهی از نادانی خویشتن رو نداریم. ما
- 33:41نمیفهمیم که در چه حیتهای در چه حوزهای
- 33:45دانشمون مرزهاش چقدر.
- 33:48شاید تا حالا براتون پیش اومده که بدون
- 33:51داشتن شواهد کافی
- 33:53یه چیزی رو رد کردیم
- 33:56یا یه چیزی رو تأیید کردیم یه دیدگاهی رو
- 33:58پذیرفتیم به عنوان مثال به شما اومدن گفتن
- 34:01که آقا فلان خواننده مثلاً در فلان جا
- 34:04فالچ خوند یا مثلاً فلان بازیگر فلان
- 34:07رفتار رو انجام داد شاید به واسطه اینکه
- 34:11شما یه گرایش درونی به این آدم دارید
- 34:16سریعاً این نظر رو رد کردید اینجا یعنی
- 34:18چی؟ یعنی از نادانی خودتون مطلع نیستید
- 34:20یعنی شما از خودتون این سؤالو نپرسیدید که
- 34:22خب من از کجا میدونم که آیا واقعاً اون
- 34:23این کارو کرده یا نه؟ آیا من شواهدو بررسی
- 34:26کردم یا نه؟
- 34:29خب
- 34:32پس در نتیجه
- 34:36الان یکی از
- 34:39کارهایی که یکی از کارایی که الان انجام
- 34:41میدیم که ببینیم شما چقدر مثلاً این تواضع
- 34:44فکری یا اطلاع از نادانی خویشتن رو دارید
- 34:47یه فردی رو انتخاب بکنید
- 34:53یه آدمی رو الان هر کدوم تو ذهنتون انتخاب
- 34:55بکنید یه آدمی که تصور میکنید خیلی خوب
- 34:57میشناسینش
- 35:03یه آدمی رو الان تو ذهنشون انتخاب بکنید
- 35:05حالا هر کی هست عمه خاله دایی عموئه
- 35:09در ستون اول بیاین یه فهرستی رو تهیه کنین
- 35:13ستون اول بیایین تمامی چیزهایی که در
- 35:15رابطه با اون فرد مطمئن هستیدو بنویسید
- 35:18الان این تمرینو با همدیگه انجام بدیم تا
- 35:29تو سیزون اول شروع کنید الان نوشتن ببینیم
- 35:31شما چقدر الان تواضع فکریده چقدر در واقع
- 35:34آگاهید از مرزهای
- 35:37آگاهی خودتون
- 35:45هر چیزی که در مورد این آدم میدونیدو
- 35:47بنویسید
- 35:51مثلاً چه میدونم
- 35:54اگر مثلاً مادر بزرگتونو انتخاب کردید یا
- 35:56اگه مثلاً یه آدمی دوستید کسی رو انتخاب
- 35:59کردید هرچی دلتون میخواید اونچی بنویسین
- 36:01دیگه بنویسید که در مورد آدم چه اطلاعاتی
- 36:03دارید که مطمئنین درسته
- 36:07مثلاً شاید شما بنویسید که من مطمئنم که
- 36:09مثلاً
- 36:11مادربزرگ من زنه من مطمئنم که مثلاً عمه
- 36:15من آشپزی رو دوست داره. من مطمئنم که
- 36:19مثلاً
- 36:23هیچوقت
- 36:28مثلاً چه میدونم همه من رانندگی نکرده
- 36:31مثلاً این توان رانندگی نداشته رانندگی با
- 36:34قدیمی بوده مثلاً ماشین سواری بلد نبوده
- 36:36این چیزایی که در موردش میدونید رو مطمئن
- 36:39هستید رو دستتون اول بنویسید دارید انجام
- 36:41میدید دیگه
- 36:51بعد در ستون دوم چیزایی که در موردش
- 36:54نمیدونید رو بنویسید. چه چیزایی رو در
- 36:56موردش نمیدونید؟ اونا رو بنویسید.
- 37:08خب نوشتید الان
- 37:11حالا اسم اون افراد رو نمیخواید بگید که
- 37:13کیه چه نسبتی باهاتون داره ولی نوشتید
- 37:15الان
- 37:20یادتون نره دیگه کسی که خیلی خوب
- 37:21میشناسینش رو انتخاب کردید مثلا حالا
- 37:23دوستتونه همسرتونه نمیدونم
- 37:27دوست پسرتونه دوست دخترتونه هر کی هست
- 37:32که خیلی خوب میشناسیده ش در دو فهرست
- 37:35بیاین چیزهایی که در موردش مطمئن هستید رو
- 37:38بنویسید یعنی اصلاً مطمئنید که امکان
- 37:40نداره اشتباه باشه
- 38:13خب حالا الان یکی بگین که مثلاً از فرشته
- 38:15تو بگو که این حالا اسمون کس یا نسبتش مهم
- 38:19نیست بگو که چه چیزایی در مورد این آدم
- 38:22میدونی که مطمئن میدونی
- 38:28میدونم که عاشق ماشینه
- 38:30خب
- 38:31بعد
- 38:33دوست داره مهاجرت کنه
- 38:37بعد این فرد در واقع کسی که خوب میشناسیش
- 38:40دیگه
- 38:41جز افرادی که خوب میشناسی خب بعد میدونی
- 38:44که عاشق ماشینه میدونی که میخواد ماجرت
- 38:46خیلی دوست داره مهاجرت کنه دیگه
- 38:51دیگه
- 38:56مهربونه حالا
- 38:59کارشو خیلی دوست نداره ولی خب
- 39:03تا اونجا که بتونه انجام میده
- 39:05خ حالا چه چیزایی در موردش نمیدونی
- 39:11اینکه
- 39:13حالا به چه هنرایی دقیقاً مثلاً علاقه
- 39:17داره یا اینکه
- 39:21کارای مثلاً مثل آشپزی و اینجور چیزا رو
- 39:24چقدر دوست داره اینا نمیدونه خب حالا بگ
- 39:27درجه نزدیکی این آدم به تو چیه؟ چقدر
- 39:29نزدیکی به تو مثلاً جزء افراد درجه یکه
- 39:34بله
- 39:34میشناسی خیر حالا شما ایمان بگو چه
- 39:38فهرستی تهیه کردی از چیزهایی که در مورد
- 39:40اون فردی که به شما خیلی نزدیکه و
- 39:42میشناسیش چیا رو میدونی در موردش
- 39:45استاد چیزایی که من نوشتم نوشتم خب
- 39:47میدونم که مشکل پیشعالی داره
- 39:53فکر دیگران اصلاً براش مهم نیست
- 39:57مطمئنم که مهربان انه
- 40:01همینو نوشتم س۳ تا نوشتم
- 40:02خیلی عالی سه تا میدونی خیلیهم عالی محمد
- 40:05تو چی
- 40:08تو
- 40:11در مورد اون کسی که خوب میشناسیش
- 40:19خسته نباشید استاد
- 40:22اینکه
- 40:25یه آدمیه که استرسیه
- 40:28بعد ولی منتها با وژان کاری زیاد
- 40:33بعد زیاد به فکر بقیهست هی دو تا چار تا
- 40:37میکنه که مثلاً اتفاقی برای کسی نیفته
- 40:39کسی ضرر نکنه
- 40:42دوست داره همه چیز درست و مرتب و به موقع
- 40:45مثلاً انجام بده
- 40:49زیادی بیش از اندازه ریلکسه از ریلکس بودن
- 40:52آدم کلافه میشه سرشو بزنه تو دیواره انقدر
- 40:56ریلکسه این همین سابباندهست آره صاحب همین
- 41:00[خنده]
- 41:00چیز است که در واقع جنس میده این همونه یا
- 41:06آره خیلی طول میده میخواد یه جنس بده خیلی
- 41:10آلفس میکنه
- 41:11خب حالا این بسیار عالی پس همین سه چار تا
- 41:15چیز رو الان مطمئنی که اینا رو داره
- 41:18بله بله
- 41:19خیلی هم عالی خب نگار تو چی
- 41:26تو نوشتی
- 41:31خب نگار که انگار که نیست آزیتا تو چی تو
- 41:34نوشتی
- 41:38استاد
- 41:40الان خدمتشون
- 41:43عرض کنم
- 41:46صدات خیلی
- 41:48من در ارتباط با این شخصی که بهم خیلی
- 41:49نزدیکه نوشتم و
- 41:53احساس میکنم که شناختم ازش کافیه و خیلی
- 41:56به همدیگه نزدیکیم. خب چ از ویژگیهای
- 42:00ظاهریش تقریباً میشه گفت مطمئنم
- 42:03اصل نو سالش از اینکه چه تحصیلاتی داشته
- 42:07نوشیدنی مورد علاقهش چاییه
- 42:11از اینکه همیشه دوست داره آراسته باشه
- 42:14نشخار ذهنی داره عاشق رانندگیه عاشق شعر و
- 42:19کتابه موسیقی حالشو خوب میکنه
- 42:23و چیزایی که نمیدونم اینه که
- 42:28عمیقاً کی خوشحاله
- 42:30الان داره چیکار میکنه
- 42:33بعضی موقع احساساتش برام ملموس نیست یعنی
- 42:38به این فکر میکنم بعضی موقعها که کسی که
- 42:40خیلی هم میشناسمش میدونم الان شاده ولی
- 42:44جنس شادیش نمیفهمم که چقدر با جنس شادی که
- 42:48من تجربه میکنم یکیه یا چقدر تفاوت داره
- 42:53اضطرابهاش نمیدونم چیه
- 42:56بعد
- 42:58اینکه خودشو تو چه چیزایی دقیقاً ناتوان
- 43:01میدونه رو نمیدونم
- 43:04روابط شخصیش رو نمیدونم
- 43:08اینا
- 43:09خیلیهم عالی خب نگار تو چی
- 43:15خب نگار که
- 43:19نمیشنوه مهدیه تو چی تو نوشتی
- 43:23بله من نوشتم
- 43:24تو چی
- 43:26خب اون آدم
- 43:29بیشتر متوجه شدم وقتی خرید میکنه به خاطر
- 43:33دل خودش نیست بیشتر برای خودنمایی کردن
- 43:37کارایی که انجام میده میتونه با برنامه
- 43:40باشه تا به اون خواستهای که میخواد برسه
- 43:43یه جورایی سیاستمدارانه برخورد میکنه آدم
- 43:46خیلی مهربونیه ولی همونقدر که مهربونه
- 43:49میتونه آدم بیمی باشه
- 43:52واقعاً میتونه آدم خطرناک که باشه برای
- 43:55رسیدن به اون خواستهای که داره. بعد
- 43:58اینکه چه چیزایی خوشحالش میکنه، چه
- 44:01چیزایی به وجد میارتش،
- 44:04چی ناراحتش میکنه خب اینا رو همه رو در
- 44:07مورد اون آدم میدون.
- 44:09آها خیلی هم عالی اینا رو میدونی خب چیا
- 44:12رو نمیدونی؟
- 44:16تا چه اندازه میتونه عکسالعمل نشون بده
- 44:19برای رسیدن به خواستهش؟ یعنی انتها نداره.
- 44:24اون بیرمیش یا اون حتی اون محبتی که
- 44:28میتونه انجام بده نمیتونم براش تعیین
- 44:31کنم بگم یه سقفی داره
- 44:33اینا فکر کنم تو محمد زیر گروه یه رئیس
- 44:36مافیایی جفتتون [خنده]
- 44:40از یه
- 44:40شاقی مشترکه
- 44:43آرهم
- 44:45خیلی هم عالی خب ببینید یک چیزی رو الان
- 44:48متوجه شدید دیگه شما اینایی که الان
- 44:51نوشتید دارید در مورد کسی مینویسید که به
- 44:55ادعای خودتون جزو افرادیه که خوب
- 44:57میشناسیدش.
- 44:58اما
- 45:01در اینجا میبینید که هیچ اطلاعاتی ازش
- 45:03ندارید. همه این چیزایی که شما گفتید
- 45:05چیزای سطحیه. یعنی شما مثلاً میدونی که
- 45:08منظمه، میدونی که استرس داره، میدونی که
- 45:10مثلاً فرض کنید پیش فعاله. یکیتون میگه که
- 45:13مثلاً خیلی سر موقع این کارو میکنه، دوست
- 45:16داره خرید کنه، دوست داره فلان کنه به
- 45:17شغلش علاقه نداره یا علاقه داره. اینا همه
- 45:20عوامل بیرونیه.
- 45:22یعنی به واسطه در کنار اون فرد زیست کردن
- 45:27شانس دیدن اینا رو داشتید.
- 45:31کما اینکه من اگر مثلاً الان در کنار شما
- 45:33زیست بکنم شانس این رو دارم که مثلاً
- 45:35متوجه بشم که شما مثلاً چند تا پیراهن
- 45:38دارید که قرمزه
- 45:40اینا چیزهاییه که
- 45:43کشف شما از
- 45:45نگاه کردن شما بوده دیگه خب حالا آیا از
- 45:50افکار اون فرد آگاهی دارید آیا مثلاً
- 45:53میدونید که مثلاً این جهانبینیش چیه؟
- 45:56هیجاناتش فوبیاش چیه؟ از چی خوشش نمیاد؟
- 46:00از چی خوش ببین پس من میخوام به شما چی
- 46:02بگم؟ ببینید این تازه نزدیکترین کسیه که
- 46:04در زندگیشون جزو کسانیه که بهش نزدیک
- 46:06هستیم اما شاید بسیاری از دغدغههای درونی
- 46:10ذهنی یعنی اون هیتهای که به اشتراکگذاری
- 46:14افکار باشه ایجاد نشده. خب حالا شما فرض
- 46:18کنید که قرار باشه مثلاً در رابطه با
- 46:21پدیدههای پیچیدهتر بیاین الان فکر بکنید
- 46:25در رابطه با مثلاً پدیدههایی مثل آزادی،
- 46:28مثل عشق، مثل دوستی یا مسائل دیگه. خب در
- 46:32اونجا مرزهای نادانی ما چقده؟
- 46:37در اونجا ما چقدر بیاطلاعیم؟ پس ببینید
- 46:40یکی از در واقع عوامل اینه که ما وقتی
- 46:44میایم به پدیدههایی که خیلی خوب اتفاقاً
- 46:46میشناسیمشون
- 46:48فکر میکنیم میبینیم نهایتاً باز شناختی
- 46:50که ازشون داریم یک سری شناخت سطحیه که
- 46:55میتونه الان اگر این آدم آدم مهم زندگی
- 46:57یک نفر دیگهای باشه میتونه اون نفر یه
- 47:00جور دیگهش الان اینو ببینه
- 47:02یه نفر دیگه میتونه اینا رو مثلاً بیا
- 47:04بنویسه که مثلاً این خیلی مثلاً شما اگه
- 47:06گفتید مثلاً فلانی یکیتون گفت بیش فعاله
- 47:08یه نفر دیگه میتونید بدونست که این مثلاً
- 47:09خیلی آرامه مثلاً چون اون آدمی که در کنار
- 47:12شما بیش فعاله میتونه در کنار من به
- 47:15عنوان مثلاً فرض کنید همکارش، استادش یا
- 47:19مثلاً سابکارش یا مستعجرش میتونه یک نمود
- 47:23دیگهای رو نشون بده. میتونه خیلی آرام
- 47:26باشه. میتونه خیلی در واقع یعنی به د تا
- 47:29پدیده اینجا دقت بکنید. تمامی ویژگیهایی
- 47:33که شما گفتید در ارتباط با شما معنا داره.
- 47:36میتونه در جای دیگهای معنا رو نداشته
- 47:38باشه.
- 47:39میتونه تغییر بکنه و دومین پدیده اینه که
- 47:41هیچکدوم از اینا به لایههای درونی
- 47:43نمیره. خب پس این یکی از عواملیه که آیا
- 47:46ما آگاهی داریم نسبت به موضوعاتی که داریم
- 47:49در موردش فکر میکنیم
- 47:51که این آدم مثلاً این موضوع چقدر در واقع
- 47:55دانشش یا اطلاعات واقعی در ما وجود داره؟
- 47:57این میشه تواضع فکری که ما همواره فکر
- 48:01بکنیم که آیا در واقع این پدیدهای که فکر
- 48:03میکنیم خوب میشناسیمش رو واقعاً خوب
- 48:05میشناسیم یا نه. خب عامل بعدی این سطح
- 48:10یادگیری ما رو نشون میده دیگه یادگیری ما
- 48:13عموماً سطحیه در مورد خیلی از پدیدههای
- 48:16مختلف من الان اگر از شما بپرسم مثلاً در
- 48:18مدرسه چه درسی رو خوب نمره میگرفتید شما
- 48:21مثلاً فرض کنید بگید تاریخ ادبیات خب من
- 48:24اگر از شما بپرسم هدف شما از مطالعه این
- 48:26درس چی بوده چه نوع سؤالاتی طرح میشده چه
- 48:30مسائلی رو در تاریخ باید حل بکنیم اصلاً
- 48:33چه اطلاعاتی رو باید گرداآوری بکنیم شاید
- 48:36ما نتونیم به این سؤلاات درست پاسخ بدیم
- 48:39اما خب شاید تاریخ رو هم ۲۰ گرفتیم تو
- 48:42مدرسه علی رغم اینکه ما نتونستیم تاریخ رو
- 48:44بشناسیم چهجوری تونستیم تاریخ رو ۲۰
- 48:46بگیریم
- 48:48برای اینکه اومدیم یه سری پدیدهها رو به
- 48:50صورت سطحی یاد گرفتیم حفظ کردیم و بعد ازش
- 48:53عبور کردیم
- 48:56الان در رابطه با
- 48:59خیلی موارد دیگه هم در زندگیمون این
- 49:02پدیدهست شما میتونید یک ماشینی داشته
- 49:04باشید که الان اگه من به شما بگم حالا به
- 49:06جای یک فرد مثلاً گفتیم یک فرد رو بیاین
- 49:09الان بگید بگیم مثلاً ماشینتونو بنویسید
- 49:11چه آگاهیای دارید ازش؟ شما برندش رو
- 49:13میدونید، شما سال تولیدش رو میدونید،
- 49:16شما مثلاً چقدر بنزین مصرف میکنه رو
- 49:17میدونید، اینا رو میدونید
- 49:20ولی حالا چقدر اطلاعات واقعی در مورد این
- 49:22ماشین دارید که مثلاً چند تا قطعه داره،
- 49:24هر قطعهش مثلاً چگونه کار میکنه؟ مکانیک
- 49:27این موتور چگونه است؟ گشت آوردش چگونه
- 49:30ایجاد میشه؟ چگونه چرخها به حرکت در
- 49:32میاد، بنزین چگونه مثلاً در این ماشین
- 49:34تبدیل به انرژی میشه، اینا رو دیگه ما
- 49:36نمیدونیم. ما اون شناخت سطحی که از
- 49:39پدیدهها داریم رو به اشتباه یک شناخت
- 49:42عمیق ارزیابی میکنیم و بعد وقتی در
- 49:45روابطمون با آدمها فرد یک رفتار متناقض
- 49:50یا متفاوتی رو ایجاد میکنه ما سوپرایز
- 49:52میشیم
- 49:53تصور میکنیم که این آدم چرا رفتاری کرد
- 49:56که من نتونستم پیشبینی بخونم در حالی که
- 49:57اساساً
- 50:00اون تصوری که من داشتم من یا آدمو
- 50:01میشناسم مثلاً یه تصور اشتباهی بوده خب
- 50:04خب
- 50:07عامل دیگه شهامت فکریه پس تا اینجا ما
- 50:09الان د تا عامل یکی تواضع فکری یعنی
- 50:11فهمیدیم که اینا حالا در ادامه وقتی
- 50:14میخوایم پدیدهها رو ارزیابی کنیم باید به
- 50:16اینا حواسمون باشه که یک موضوعی که مثلاً
- 50:19فرض کن داره و برای ما مطرح میشه ما با
- 50:21تفکر نقادانه باید یک یکی این ه۷ هشت ۱ تا
- 50:23موردو چک بکنیم که آیا ما همه اینا رو در
- 50:25مورد این پدیده در ذهنمون داریم یا نه؟
- 50:27اگه نداریم پس ما نمیتونیم تفکر نقادانه
- 50:29در مورد اون داشته باشیم. احتمالاً یه
- 50:31تفکر متأسبانه داریم. احتمالاً یه
- 50:33اندیشهای هست که از قبل هست مثلاً
- 50:36و ما اون اندیشه رو داریم دنباله میکنیم.
- 50:40تا الان یکی تواضع فکری رو اومدیم بررسی
- 50:44کردیم که گفتیم تواضع فکری یعنی اطلاع
- 50:46داشتن از مرزهای آگاهی یا نادان بودن
- 50:48خودمون. یکی هم منصف بودن که آیا ما انصاف
- 50:52رو در واقع داریم؟ یعنی وقتی داریم یک
- 50:54پدیدهای رو ارزیابی میکنیم فارغ از در
- 50:57واقع تعصبات، وابستگیهای ملی، مذهبی،
- 51:00فلان اینا ارزیابی میکنیم اینو یا نه؟
- 51:03یعنی اگر قراره ما بگیم که قرمه سبزی
- 51:05غذای خوشمزهایه یا نه، فارغ از تجربیات
- 51:08شخصی خودمون داریم این رو ارزیابی
- 51:10میکنیم، میایم ارزیابی میکنیم که مثلاً
- 51:12حجم سبزیش انقدر، نخودش اینجوریه، این
- 51:14ترکیب چه مزهای رو تولید میکنه؟ یا نه،
- 51:16درگیر نوسالژی مثلاً کودکی و فرهنگ و
- 51:19خاطرات خودمونیم که این رو بهترین غذای
- 51:21دنیا میبینیم. بعد اونوقت میبینیم که
- 51:23مثلاً در آمار جهانی وقتی به همه آدما
- 51:27مثلاً میایم قرمه سبزی رو میدیم که کره
- 51:29زمین میخوریم مثلاً رتبه اولو نمیگیره
- 51:30مثلاً میشه دهم مثلاً میشه پنجم بعد به
- 51:32این نتیجه میرسیم که خب پس این احتمالاً
- 51:34دلیل اینکه ما اینو خوشمزه ارزیابی کردیم
- 51:38یه بخشیش فراتر از مزه اینه یه بخشش اون
- 51:41اتفاقاتیه که در زندگی ما در مسیر
- 51:43فرهنگمون رش رخ داده خب این د تا رو بررسی
- 51:46کردیم سومی شهامت فکریه شهامت فکری یعنی
- 51:50آمادگی برای به چالش ش کشیدن باورها که
- 51:53حالا دوباره الان ارزیابی میکنیم که
- 51:54ببینیم ک چقدر داریم. پس ما تا الان
- 51:55فهمیدیم که تا اینجا ما الان دیدیم که ما
- 51:58نداریم این د تا را. د تای اولیه رو در
- 52:00تفکرون وجود نداره. یعنی ما آگاهی در
- 52:02رابطه با پدیدهها به صورت سطحی داریم و
- 52:05غالباً آگاهی که داریم یک آگاهی در واقع
- 52:10معطوف به یک سری جریاناته. مثل مثلاً همون
- 52:13که شما الان به عنوان مثال فرض کنید فردا
- 52:18مهمون بیاد خونتون مثلاً مثلاً فرض کنید
- 52:20الان تصور کنید باباتونو دعوت کردین
- 52:21خونهتون مادرتونو اگه در قید حیات هستن
- 52:24یا پدربزرزرگی مادربزرگی هر بعد مثلا این
- 52:26پدربزرگتون فرض کنید یا باباتون یه دامن
- 52:28کوتاهی پوشیده پاهاشم اپیلاسیون کرده
- 52:31ناخوناشم لاک زده مثلاً یه رژد قرمزی هم
- 52:33زده موهاشم مثلاً مشک کرده اومده همتون
- 52:36دارین میخندین الان چرا چون ما درگیر یک
- 52:41کلیشهای هستیم یم که اینجا ببینید این
- 52:44کدوم عامله اینجا دیگه عامل دوم که دانایی
- 52:48و یا داشتن اطلاعات از مرز آگاهی خودمون
- 52:51نیست این عامل اولیهست تفکر منصفانه
- 52:54نداریم یعنی ما یک گرایشی داریم که در
- 52:57مذهب در فرهنگ یا در باورهای ما این شیوه
- 53:01پوشش مختص به یک فکر خاصه
- 53:06حالا اگر من الان به شما بگم که حالا بیا
- 53:08ارزیابی بکن که این مردی که اومده این
- 53:10لباسا رو پوشیده آیا زیباست یا نه شما
- 53:13دیگه با توجه به معیارهای زیباییشناسی
- 53:16ارزیابی نمیکنید لباسشو با توجه به
- 53:19پیشفرضهای خودت داری ارزیابی میکنی
- 53:22در حالی که اگه قرار باشه با معیارهای
- 53:23زیبایی شناسانه مثلاً ارزیابی بکنی شاید
- 53:25باید توجه بکنی به رنگبندی لباسش به
- 53:27تناسبش به مثلاً نمیدونم پدیدههای دیگه
- 53:30اونا رو دیگه الان بهش ارزیابی نمیکنی
- 53:32دیگه این در واقع
- 53:37تفکر منصفانه از بین میره یا اگر مثلاً
- 53:40شما الان بچتون تون رو مثلاً فرض کنید یک
- 53:43بچه دیگهای کتک بزنه اینجا احتمال داره
- 53:46اون تفکر منصفانه در شما از بین بره شما
- 53:49دیگه ارزیابی میکنی که خب چون این بچه من
- 53:50بوده نباید کتک میخورده
- 53:52در این در حال حالا تو دیگه به این توجه
- 53:55نمیکنی که خب بچه تو مثلاً حمله کرده
- 53:56اونو مثلاً میخواسته بزنه اونم از خودش
- 53:58دفاع کرده حالا مثلاً زده یه اتفاق
- 54:01اینجوری افتاد از دایره انصاف به واسطه
- 54:03وابستگیهای عاطفی فرهنگی ملی یا هر چیز
- 54:06دیگهای میری بیرون این خیلی اتفاق میفته
- 54:08ببین مثلاً من الان به شما میام میگم که
- 54:10یک افغان یک هندی یا یک بنگلادشی مثلاً
- 54:16میخواد بیاد خانه شما رو اجاره بکنه یا
- 54:18با شما مثلاً همخانه بشه. شما احتمالاً
- 54:21اگر من الان به شما بگم یک
- 54:24همدانی یا یک شیرازی یا یک شمالی میخواد
- 54:27بیاد مثلاً همخانه شما بشه، اولین
- 54:30گزینهای که در ذهنتون بیاد این نباشه که
- 54:32آیا تمیزه یا نه.
- 54:35اصلاً بهش فکر نمیکنید آیا این آدم تمیزه
- 54:37یا نه؟ میگه خب میریم زندگی میکنیم میگه
- 54:38این آدم دیگه عادیه دیگه. ولی اون تصوری
- 54:42که شما از اون پاکستانی از اون افغان از
- 54:44اون هندی یا از اون مثلاً عرض کنم خدمتتون
- 54:46بنگلاشی بنگلادشی دارید که عموماً میتونه
- 54:49درستم نباشه به واسطه آموزههای غلطیه که
- 54:51در ذهن شما رخ داده اجازه نمیده که شما
- 54:54منصفانه تفکر بکنید پس این دومین مسئله شد
- 54:57حالا سومین پدیده در تفکر نقاد شها یعنی
- 55:01در الان کجاییم ما الان ما در زیرساختهای
- 55:05ذهن منضبطیم اگر این ذهن ما منضبط نباشه
- 55:07که اصلاً نمیتونیم تفکر و نقاد داشته
- 55:09باشیم سومی شهامت فکریه. شهامت فکری یعنی
- 55:13چی؟ شهامت فکری در انضباط ذهنی یعنی
- 55:18آمادگی برای به چالش کشیدن باورها. ما
- 55:20چقدر میتونیم باورهای خودمونو به چالش
- 55:22بکشیم؟ ما چقدر توانمندیم؟ خب ببینیم حالا
- 55:24شهامت فکری چیه؟ شهامت فکری یعنی اینکه ما
- 55:27میتونیم با ایدهها و باورهای خودمون و
- 55:31محیط پیرامونمون
- 55:33زمانی که گرایش منفی به این داریم مواجه
- 55:38بشیم.
- 55:39اگر یک ایده خطرناک یا یک ایده پوچ یا یک
- 55:42ایدهای که از نظر جامعه بیمعنیه یا بی
- 55:45در واقع
- 55:47مقبول نیست در برابر ما قرار بگیره آیا ما
- 55:51میتونیم اصلاً باهاش روبهرو بشیم یا نه؟
- 55:54خب
- 55:57آیا ما میتونیم ایدهای که مخالف تفکرات
- 56:01ماست رو بپذیریم؟
- 56:03آیا ما میتونیم اون تفکر منصفانهای که
- 56:06داریم رو حالا با شقامت در واقع
- 56:10باهاش روبهرو بشیم یا نه؟ نمیتونیم.
- 56:13خب ویژگی متضادی که این شهامت فکری داره
- 56:17بزدلی فکریه. یعنی خیلی از آدما میبینید
- 56:19در تفکر تفکرشون بزدل هستن. اینا
- 56:24ایده ترس از ایدههایی دارن که باهاشون
- 56:27هماهنگی نداره. مثلاً شما ما ما به مادرت
- 56:30میگی که ما من الان فردا میخوام کچل کنم
- 56:32حالا دخترم هستی مامان یه دفعه میزنی توش
- 56:34هی وای خاک پرسم نکنی این کار اصلاً
- 56:37توانایی روبهرویی با این ایده رو نداره
- 56:41فرا اینکه اصلاً تو نکردی و تو فقط داری
- 56:43مطرح میکنی که من میخوام یه همچین کاری
- 56:44بکنم این اصلا تویشو نداره تمامی
- 56:47ایدههایی که
- 56:50مقدس محورن یعنی
- 56:53شهامت محور نیستن
- 56:58وقتی شما یه چیزی رو مقدس میدونی یعنی
- 57:00توانایی روبهرو شدن با ضدشو نداری دیگه
- 57:02شهامتشو نداره شما اگر مثلاً فرض کنید
- 57:07اعتقاد به خدا رو مقدس میدونی یا
- 57:09بیاعتقادی به خدا رو مقدس میدونی
- 57:12سوسیالیسم رو مقدس میدونی نمیدونم
- 57:15لیبرالیسم رو مقدس میدونی هر چیزی رو که
- 57:17مقدس میدونی یعنی چی؟ یعنی طیف مقابلشو
- 57:19اصلاً نمیتونی باش روبهرو بشیم.
- 57:22وقتی شما میگی من استقلالی هستم
- 57:25مثلاً این یه جمله ابلهانهست دیگه آدما
- 57:27میگن من پرس پولیسیام من اب وقتی همین که
- 57:30یه همچین چیزی رو میگی که من استقلالیام
- 57:33من پرس پولیسی هستم یعنی فاقد در واقع
- 57:37شهامت فکری
- 57:39چرا چون وقتی شما استقلالی هستی نمیتونی
- 57:43در واقع پرس پولیس رو اگر خوب بازی کنه
- 57:46اصلاً تأیید کنی دیگه
- 57:49تو اون متضاد رو اصلاً نمیتونی تأیید
- 57:50بکنی
- 57:52پس جمله درستی که باید داشته باشی چیه؟
- 57:54اینه که من از بازی استقلال لذت میبرم
- 57:56مثلاً دوست دارم این تیم رو دوست دارم ولی
- 57:59شهامت این رو هم دارم که اگر این یه بار
- 58:01مثلاً رفت با پرس پولیس وارد بازی شد حالا
- 58:04پرس پولیس بهتر بازی کرد من اینو بپذیرم
- 58:07که آقا اون بهتر بازی کرد دیگه خب این
- 58:09ایراد داشت دیگه اونجا نیام بگم که آقا نه
- 58:12مثلاً داور سر ما رو برید اینجوری شد
- 58:14اونجوری شد هوا فلان بود نه دیگه خب
- 58:16واقعیتش اینه که اونا بهتر بازی کردن اونا
- 58:18قشنگتر بازی کردن استقلال قشنگتر بازی
- 58:20کرد یا مثلاً پرس پولیس قشنگتر بازی کرد
- 58:23ایمان تو فکر کنم اس چیزی استقلالی آره یا
- 58:26پرس پولیسی هستی
- 58:30ها صداتون نمیاد
- 58:37میکروفونتون بسته
- 58:43نه الانم صدات نمیاد
- 58:49الان صدام میاد درسته الان صدا میاد آره
- 58:51چون تو استقلالی
- 58:53ولی ولی به قرمز علاقه بیشتری دارم
- 58:55آ شما پرس م پرس پولیسی هستی البته خب
- 58:57میدونید که شما محمد تو چی تو استقلالی
- 59:03من بیطرفم
- 59:04آ بیطرف
- 59:05آقای دکتر شما میاد به آبی علاقه داشته
- 59:08باشین درسته
- 59:08من نه من اتفاقاً زیاد من بچه که بودم به
- 59:11چیز علاقه داشتم به پاس خیلی علاقه داشتم
- 59:15اون موقع که البته تو همدان نبود نمیدونم
- 59:18چراهم یه بخشش به خاطر این بود که تو
- 59:20مدرسه یه عدهای میگفتن استقلالی
- 59:22پرسپورسی برا اینکه کرد این جنگها فرار
- 59:24بکنم راحت بشم یه تیمی انتخاب کرده بودم
- 59:26که اینا با من کار نداشته باشن یه بخششم
- 59:28این بود که اون موقع نمیدونم یه بازیکنی
- 59:31داشت اونجا آرش بهان بحران برهانی بحرانی
- 59:33یه همچین اسمی اگه اشتباه نکنم
- 59:35آره من خیلی خوشم میومد از این بازی این
- 59:38خیلی شبیه مایکل اوون بازی میکرد که تو
- 59:40لیورپول بود طرف ولی خب حالا این پرس
- 59:44پولیسم که تو میگی
- 59:46پرس پولیس در واقع خیلی
- 59:50تیم قابل احترامیه
- 59:52به خاطر اینکه این سالهاست اصلا دیگه
- 59:54برای قهرمانی و جام
- 59:57تلاش نمیکنه برا همون روح ورزش در واقع
- 1:00:00تلاش میکنه و برای همون سالم بودن و در
- 1:00:03واقع به جایی بدن سالم داشتن در واقع تلاش
- 1:00:06میکنه بهخاطر اینکه من
- 1:00:07ترسم ترسم این بود که به همین جا برسه
- 1:00:10دیگه صحبتمون [خنده] آره
- 1:00:11قابل احترامه ولی خب حالا همین مثلاً مثال
- 1:00:15من یادمه که مثلاً بچه که بودم پرتونیس
- 1:00:18استقلال که بازی میکرد خب نگاه که
- 1:00:19میکردیم گاهی موقع مثلاً با خودم تصور
- 1:00:22میکردم که یه دوست نزدیکی من داشتم کنار
- 1:00:24من میشست و این پرس پولیسی بود. این هی
- 1:00:26میومد به من میگفت که آره مثلاً اینا
- 1:00:28بدشانسی آوردن. خب من مثلاً با خودم بهم
- 1:00:31میگفتم که خب تو این پنالتی رو زده بیرون
- 1:00:34دیگه بدشانسیشو بد بازی کرده دیگه. این
- 1:00:36براش پنالتی گرفتن پنالتی زده به تیرک
- 1:00:38مثلاً دروازه خالی رو زده بیرون. چه عاملی
- 1:00:41باعث میشه که تو اینو نمیبینی؟
- 1:00:44این در واقع همون شهامت هست. پس ببینید ما
- 1:00:47یادتون باشه تمامی ایدههایی که
- 1:00:49مقدسگرایانهست اگر یه نفر میاد میگه من
- 1:00:51لیبرالم، من دموکراتم
- 1:00:55تا زمانی که این لیبرال بودن مقدس نیست
- 1:00:58آره میتونه یک شیوه فکری باشه اما به محض
- 1:01:02اینکه مقدس میشه اونجا دیگه اون یکی از
- 1:01:05شاخصههای تفکر نقاد رو طرف از دست میده
- 1:01:09اصلاً نمیتونه طرف
- 1:01:13بپذیره که میتونم با یه چیزی مخالف
- 1:01:16روبهرو بشم در نیچه شما اصلاً نمیتونی
- 1:01:18بیای ببینی که آقا من الان تو در ذهنم
- 1:01:21اینه که مرد با زن ازدواج میکنه زن با
- 1:01:24مرد خب حالا اصلاً من نمیتونم بپذیرم که
- 1:01:26یه مرد با مرد ازدواج بکنه اصلاًهم چیزی
- 1:01:28نمیتونم بپذیرم
- 1:01:30اصلاً شهامت روبهرو شدن با نقطه مقابل
- 1:01:35تفکر خودم رو ندارم خب حالا این پاپ آخر
- 1:01:38که الان هست پاپ بنتیک
- 1:01:42۱۶ه دیگه
- 1:01:44پاپ بنتیک ۱۶ ۱
- 1:01:49درسته دیگه الان اسمشو درست گفتم فکر کنم
- 1:01:52دیگه این پاپ آخر
- 1:01:54حالا شاید اسمشو اشتباه گفته باشه ولی این
- 1:01:57پاپ آخر در واقع
- 1:02:00یکی از پاپهاییه که خیلی در واقع تأیید
- 1:02:04شده این شهامتشو خب چون این مثلاً
- 1:02:09عرض کنم خدمتتون که میاد در اندیشههای
- 1:02:13های
- 1:02:15عرض کنم خدمتتون
- 1:02:17مخالف خودش هم توان چیزو داره توان در
- 1:02:22واقع
- 1:02:23پذیرش رو داره در واقع مثلاً با
- 1:02:30اندیشهای مثل اینکه آیا همجنس گرایان
- 1:02:33باید مورد پذیرش قرار بگیرن یا نه هم توان
- 1:02:37روبهرو شدن رو داره یعنی اومده سعی کرده
- 1:02:40که بتونه تعدیل بکنه اون شهامته رو در
- 1:02:42واقع داره
- 1:02:45حالا پاپ الان پاپ فرانسیسه در واقع پاپ
- 1:02:49اون بنیک قبلی بود این پاپ فرانسیس در
- 1:02:51واقع جزء پاپهاییه که خیلی میگن چیزه دیگه
- 1:02:56خیلی در واقع
- 1:02:58نقادانه همه چیز رو میپذیره میشه مطرح
- 1:03:01کرد که آقا مثلاً اینم میشه اینم میاد
- 1:03:03مثلاً سعی میکنه که یه جوری بپذیره یعنی
- 1:03:06در واقع اون رویکرد کلیسای مثلاً فرض کنید
- 1:03:09۴۰۰ سال پیش رو نداره داره که بگه نه
- 1:03:13اصلاً ما این باید اعدامش بکنیم حالا فرای
- 1:03:16اینکه یه قدرت اجراییشم ندارهها درسته که
- 1:03:20قدرتشم نداره اما در حیته پذیرش توانشو
- 1:03:24داره خب حالا بریم ببینیم که شما چقدر
- 1:03:26شهامت فکری دارید یکی از گروههایی که
- 1:03:29عضوش هستید رو الان بکنید تو ذهن بالاخره
- 1:03:32شما عضو یه گروهی هستید حالا یا یه گروه
- 1:03:35ورزشیه یا یه گروه مذهبیه یا یه گروه
- 1:03:37سیاسیه یا یه گروه یه عقیده یه عضو یه
- 1:03:40چیزی هستید
- 1:03:47حالا یک این گروه رو اول بهش فکر بکنید
- 1:03:50حالا بیاین یکی از باورهای اصلی که مشترک
- 1:03:54بین اعضای این گروه رو بهش فکر کنید
- 1:03:58باور اصلی که بین اعضای این گروه مشترکه
- 1:04:01چیه شما چه جز گروهی هستید مثلاً ممکنه
- 1:04:03شما مسلمان باشید جزو گروه اسلام باشید
- 1:04:06شما ممکنه شیعه باشید شما ممکنه مسیحی
- 1:04:08باشید یهودی باشید شما ممکنه مثلاً عضو
- 1:04:10عضو حزب فلان باشید، عضو حزب جمهوریخواه
- 1:04:13باشید. شما چه گروهی؟ چه باورهای مرکزی
- 1:04:18شما میل به چه گروهی داره؟ شما ممکنه
- 1:04:20ملیگرا باشید. شما ممکنه
- 1:04:24جزو کسانی باشید که اعتقاد دارید ایران
- 1:04:27باید مثلاً به عنوان یک کشور
- 1:04:31واحد و یکپارچه مثلاً رشد بکنه.
- 1:04:33ملیگرایانه. فکر میکنید. شاید جزو یه
- 1:04:35گروه سوسیالیست باشید که اعتقاد دارید مرز
- 1:04:38اهمیتی نداره.
- 1:04:40آدما همه باید همه جا با همدیگه زندگی کنن
- 1:04:42خاک من و تو نداره شاید جزو یه گروهی
- 1:04:45باشید که اعتقاد دارید که زبان فارسی باید
- 1:04:47زبان اصلی ایران باشه شاید جزو گروهی
- 1:04:49باشید که اعتقاد دارید که نه اهمیتی نداره
- 1:04:51که ما میخوایم بام صحبت کنیم حالا ژاپنی
- 1:04:53هم صحبت کنیم چه امنیتی داره همینقدر که
- 1:04:54بتونیم با هم ارتباط برقرار کنیم کفایت
- 1:04:56میکنه در واقع ببینید باورهای شما در این
- 1:04:59هیتهایی که الان مثلاً من چند تا مثال
- 1:05:00براتون زدم کدوم یکی از این هیتها به
- 1:05:04کدوم یکی از اینها شما میتونی بگی که من
- 1:05:06این باورم
- 1:05:08جزو فلان گروهه اینو فکر کنید باهاش بعد
- 1:05:11ببینید
- 1:05:13باور اصلی اون گروهی که شما الانضوش هستید
- 1:05:15چیه
- 1:05:25بعد
- 1:05:27حالا وقتی این گروه رو دیدید که اوضاع چه
- 1:05:30گروهی هستید چه باوری در این گروه مثلاً
- 1:05:33فرض کنید یک باور مرکزیه
- 1:05:37حالا از خودتون بپرسید که آیا این باور
- 1:05:38مرکزی رو در این گروه میتونید به چالش
- 1:05:40بکشید یا نه؟
- 1:05:43آیا میتونید به این گروه بگید که مثلاً
- 1:05:45این باور مشکلاتی داره؟ آیا میتونید با
- 1:05:48اعضای این گروه مخالفت بکنید یا نه؟
- 1:05:55مثلاً شاید شما بگید که من یک مسلمان شیعه
- 1:06:00۱۲ امامی هستم و در این گروهی که من هستم
- 1:06:03مثلاً عضو مسجد فلان جامزی
- 1:06:07اینا اینه که امام زمان ظهور میکنه. حالا
- 1:06:10خب حالا آیا میتونید این باوررو شما به
- 1:06:11چالش بکشید؟ یعنی آیا شما در این گروه تا
- 1:06:14حالا تجربهای داشتید که این باور رو به
- 1:06:16چالش بکشید؟ بیایم بگید که آقا مثلاً به
- 1:06:18نظر من حالا این خیلی هم دیر کرده. این
- 1:06:20شاید مثلاً دیگه زور نکنه مثلاً
- 1:06:23این خیلی دیر شد مثلاً ۱۰۰ سال ۲۰۰۰ سال
- 1:06:25شد دیگه این احتمال داره که مثلاً دیگه
- 1:06:27حالا سورم نکنه آیا میتونید این باور رو
- 1:06:30بگید یا نه؟ آیا اصلاً در ذهنتون یه همچین
- 1:06:32تجربهای دارید یا اگر در یک جایی کار
- 1:06:35میکنید یا در یک جایی مثلاً
- 1:06:39زندگی میکنید در یک محیط کاریه هستید
- 1:06:41باور مرکزی اون گروه چیه؟ آیا تونستید
- 1:06:45باهاش مخالفت بکنید؟ آیا توان به چالش
- 1:06:47کشیدنشو دارید یا نه؟
- 1:06:54دارید از هم چیزی به یاد میارید همچین
- 1:06:56کاری کرده باشید تو عمرتون
- 1:07:00دارید یا نه باید ببینید نگاه اینجا باید
- 1:07:02میبینید که چقدر مثلاً شما توانایی
- 1:07:04روبهرویی شدن باورها حالا وقتی اینو انجام
- 1:07:08دادید حالا نقطه متضادش رو فکر کنید حالا
- 1:07:11ببینید چقدر یادتون میاد که یک آدمی اومده
- 1:07:15باشه به شما گفته باشه مثلاً ایمان شما
- 1:07:17مثلاً یهودی هستی شما مثلاً پرسپولیسی
- 1:07:20هستی شما شیعه مثلاً ۱۲ امامی هستی من
- 1:07:23مثلاً با این اندیشه شما که یه امام زمانی
- 1:07:26هست ظهور میکنه مثلاً مخالفم یا با این
- 1:07:28اندیشه شما که مثلاً یهود مثلاً موسی
- 1:07:32مثلاً
- 1:07:34پیغمبری بوده که اومده این کارا رو کرده
- 1:07:35مخالفن من جزو اون دسته از متفکرانی هستم
- 1:07:38که اعتقاد به اندیشه فروید در رابطه با
- 1:07:41موسی دارم که یه دونه موسی نبود فروید
- 1:07:43میگه د تا موسی بوده دیگه فروید میگه د تا
- 1:07:46موسی در واقع د تا پیغمبر پنبر بودن به
- 1:07:49نام موسی. اون اولی رو کشتن. دومی مثلاً
- 1:07:51اومده و این آنالیزم میکنه که آقا این
- 1:07:54این کتاب توراتی هم که این نوشته معلومه
- 1:07:57از ۲ نفر نوشته شده ۲ نفر فلان کردن این
- 1:08:00ذهن یه نفر نیست و من جزو اونام. حالا شما
- 1:08:04به عنوان کسی که باور مرکزی دچار تنش شده
- 1:08:07آیا خاطرهای داری که تونسته باشی روبهرو
- 1:08:10بشی با این یا نه؟ اصلاً فکر کردم بهشم
- 1:08:14آزارتون میده.
- 1:08:20یه در واقع
- 1:08:25مجموعه طنزی بود که توی همین یکی از این
- 1:08:29شبکههای نتفلیکس بود نمیدونم یکی از
- 1:08:31اینجاها پخش میکرد یه پدری رو نشون میداد
- 1:08:34که یه پسر نوجوانی داشت که پسر مثلاً ۱۶
- 1:08:37۱۷ سالش بوده ۱۷ سالش اینا بود و خیلی هم
- 1:08:39مثلاً اینا با هم مشکل داشتن
- 1:08:42و پدر بالاخره میره پیش یه مشاوری و
- 1:08:45روانشناسی و اینا مشاور بهش میگه که آقا
- 1:08:47تو با این پسره یهکم بیشتر چیز کن یهکم
- 1:08:49بیشتر مثلاً بپذیر حالا این بالاخره دنیاش
- 1:08:51با تو متفاوته میاد یه چیزی رو میگه در
- 1:08:53مورد دوست دخترش میخواد با تو صحبت کنه
- 1:08:55بپذیر پدر مثلاً تو این فیلم سریالی که
- 1:08:57اینا درست کرده بودن از این مهاجرینی بودن
- 1:09:00که مثلاً از
- 1:09:02یه کشور شرقی مهاجرت کرده بودن به امریکا
- 1:09:05و چالشهای اینا رو نشون میداد در قالب
- 1:09:07طنز اونا مثلاً خب نمیپذیرفت این پدر
- 1:09:09خیلی از چیزها رو خب ولی اون پسره اونجا
- 1:09:12تو اون محیط بزرگ شده بود اونجا رشد کرده
- 1:09:13بود مثلاً این نمیپذیرفت که این با یه
- 1:09:15دختری دوست بشه ولی خب اون پسره دوست میشد
- 1:09:18این نمیپذیرفت که مثلاً دخترش بره استقر
- 1:09:21با دوستاش که مردا ببیننش ولی خب تو اون
- 1:09:23جامعه نمیشد در نتیجه به خاطر کتکشم
- 1:09:25نمیتونست بزنه پلیس میومد اینا رو
- 1:09:27میگرفت میفرستاد نشون مشاور و سریالم
- 1:09:30نشون میداد که مثلاً حالا اینا روابطشون
- 1:09:32چه شده بالاخره این پدره یه روز تصمیم
- 1:09:34میگیره که آره من بیام با این پسره
- 1:09:37بالاخره چیز بشم میاد یه چند روزی با این
- 1:09:39مثلاً پسره میگه که آره مثلاً امروز بابا
- 1:09:41سیگار کشیدیم فلان میگه خب باشه بیا از
- 1:09:43تجربت برا من تعریف کن و یهکم مثلاً سعی
- 1:09:45میکنه به نزدیک میشه تا اینکه یه روز بعد
- 1:09:48از یه مدت پسره میبینه نه انگار این
- 1:09:49مشاوره رفته مثلاً تغییر کرده پدره داره
- 1:09:53میپذیره فلان یه روز میاد خونه و میگه
- 1:09:55بابا من اولین زندگیمو داشتم با کسی
- 1:10:00که دوستش داشتم بالاخره مثلاً اولین
- 1:10:02زندگیمو داشتم و بعد این تصویر نشون
- 1:10:05میداد که این پدر مچشو دستشو داره محکم
- 1:10:08فشار میده و اعصابش منتظره که بلند شه بره
- 1:10:12اینه کتک بزنه ولی تو ذهنشم یه صدایی رو
- 1:10:14هی نشون میداد که یه صدایی هم تکرار میشد
- 1:10:16صدای اون روانشناسه که بپذیر اکسپتنس
- 1:10:19داشته باش با طرف مثلاً بپ بچتو بپذیر
- 1:10:21نذار مثلاً بذار اینم خودشو کنترل میکنه
- 1:10:24و میگه خب باشه بیا مثلاً حالا در موردش
- 1:10:28با هم صحبت بکنیم این دختره کی بود مثلاً
- 1:10:31از کجا باهاش آشنا شدی کجا رفتیم با هم
- 1:10:34داشتیم بعد پسره میگه که نه بابا الان
- 1:10:37که نمیتونم صحبت کنم باسنم خیلی درد
- 1:10:39میکنه اونم دختر نبود من گیم
- 1:10:42اینو میگه و بعد پدره دیگه دیگه اینجا توی
- 1:10:46ذهنش نمیتونه مقاومت کنه. بلند میشه. یه
- 1:10:49کتک مفصلی بچه رو میزنه و یه فحشی هم به
- 1:10:52روانشناسه میده که آره این باعث شد که ما
- 1:10:54به اینجا برسیم. جلوشو اگه میگرفتیم
- 1:10:57اینجوری نمیشد. خب این میشه ناتوانی از
- 1:11:01مقابله با یعنی اون شهامت فکری رو نداره
- 1:11:04دیگه. اون
- 1:11:06انضباط فکری اون چیزهایی که در واقع ذهن
- 1:11:11منزبط که یکی از فاکتورها شمات فکریه رو
- 1:11:13نداره. با طیف مقابل تفکر خودش نمیتونه
- 1:11:16مواجه بشه. یکی از جاهایی که شما میتونید
- 1:11:19درش به صورت بسیار عجیب این شهامت فکری رو
- 1:11:22ببینید هندوستانه.
- 1:11:24من زمانی که هندوستان رفته بودم در یه
- 1:11:27شهری بود اونجا به نام پونا
- 1:11:30یک محلهای بود به نام لاکشیمیرود
- 1:11:33که این محله لاکشیمیرود اصلاً یه چیز
- 1:11:35عجیبی بود. محله لاکشیمیرود یه عالم قصبی
- 1:11:38بود که ما میرفتیم گوش میخریدیم. قصابی
- 1:11:41بود و اینا مثلاً مسلمانها اونجا قصبی
- 1:11:43داشتن. و بعد جالب بود که در روبهروی این
- 1:11:46قصابیها با فاصله مثلاً ۱۰ متر، ۲۰ متر
- 1:11:49معابدی وجود داشت که هندوها در اون معابد
- 1:11:53گاو رو مقدس میدونستن و در یک فاصله ۱۰
- 1:11:56متری اینورتر اینا مثلاً
- 1:11:59گاو رو میفروختن، میکشتن و مثلاً یک
- 1:12:02تناقض در واقع فکری اونجا وجود داشت ولی
- 1:12:05میپذیرفتن، یاد گرفته بودن که زندگی بکنن
- 1:12:08در کنار. یعنی یک نقطه اوجی در شهامت فکری
- 1:12:12رو میدیدید که مثلاً من میتونستم به
- 1:12:14دوستان هندوم یا دوستانی که بودایی بودن و
- 1:12:16اصلاً گوش نمیخوردن و حتی این کار رو
- 1:12:19شاید تأییدم نمیکردن اینا رو دعوت
- 1:12:22میکردیم خونهشون خونهمون اینا میومدن
- 1:12:24خونه ما ما کباب درست میکردیم این بنده
- 1:12:26خدا غذای گیاهی خودشونو میخوردن اعتراضی
- 1:12:29هم به ما نمیکردن که شما چرا مثلاً دارید
- 1:12:31این کارو میکنید یعنی توانایی روبهرو با
- 1:12:35نقطه مقابل تفکر خویشتن رو داشتن خب این
- 1:12:37نکته چی نکته بعدی که یعنی اون عامل بعدی
- 1:12:40همدلی فکری بود گفتیم همدلی فکری یعنی
- 1:12:44چی؟ همدلی فکری یعنی نگریستن از دیدگاه
- 1:12:48مخالف یعنی حالا علاوه بر اینکه ما
- 1:12:51تونستیم بپذیریم تفکر مقابل رو بشنویم آیا
- 1:12:54توانا اینو داریم که از یه دیدگاه دیگهای
- 1:12:57اصلاً روبهرو بشیم؟ یعنی آیا شما میتونی
- 1:12:59خودت رو بذاری جای اون
- 1:13:02خواهر، برادر یا جای اون در واقع دوستت و
- 1:13:06جای دیگری و از زاویه دید اون بیای دنیا
- 1:13:09رو ببینی یا نه؟ خب حالا ویژگیهای
- 1:13:13یکی دیگه از ویژگیهای ذهنی که ما نیاز
- 1:13:15داریم تا تفکر نقاد داشته باشیم اینا اگه
- 1:13:17نباشه اصلاً نمیتونیم تفکر نقاد داشته
- 1:13:18باشیم همدلی فکریه. همدلی فکری یعنی
- 1:13:21توانایی قرار دادن خودمون تو کفش دیگران.
- 1:13:25یعنی ما بتونیم دیدگاهها، دلایل، مفروضات
- 1:13:29و اون شیوه تفکر دیگری رو تجربه بکنیم.
- 1:13:34خودمونو بذاریم جای اون یکی. خب
- 1:13:39در حالی که غالباً نیازهای دیگ ما در
- 1:13:42برابر نیازهای دیگران برای خودمون
- 1:13:44مهمتره. ما غالباً نمیتونیم بیایم
- 1:13:46خودمون رو در قالب دیگری بذاریم. علاقهای
- 1:13:49به این نداریم که مثلاً بیایم به این فکر
- 1:13:50کنیم که اون ترک اون عرب اون ترکمن اون
- 1:13:56بلوچ اون عرض کنم خدمتتون کسی که در ایران
- 1:14:00زندگی میکنه و به زبانی به غیر از زبان
- 1:14:02مادری خودش مجبور به درس خوندنه چه حالی
- 1:14:06داره؟
- 1:14:08ما اینو نمیخوایم بپذیریم.
- 1:14:10یعنی شما نمیتونی خودتو جاون بذاری که
- 1:14:12بابا این بنده خدا از صفر سالگی که به
- 1:14:14دنیا اومده کردی مثلاً باهاش صحبت شده تا
- 1:14:16۷ سالگی حالا یه دفعه تو اینو ورش میداری
- 1:14:18میبرش توی سیستم آموزشی بعد اونجا بهش
- 1:14:21میگی بیا مثلاً فارسی بخون
- 1:14:24بعد اونوقت این بنده خدا با یک چالشی
- 1:14:26روبهرو میشه در این چالش عملکردهای
- 1:14:30تحصیلیش افت میکنه و بعد تو نتیجهگیری
- 1:14:32میکنی که فارسها باهوشن
- 1:14:35نتیجهگیری میکنی که اینا خردا خنگن عربا
- 1:14:38احمقن ترکها خر چون ریاضیشون نمرهش پایینه
- 1:14:42چون جغرافیشون تاریخون اینو بیا امتحان کن
- 1:14:45این فارسه رو الان ۷ سالگی ببرش ازش
- 1:14:48امتحان ترکی بگی ببین این چقدر باهوشه
- 1:14:51چقدر طول میکشه تا بتونه جغرافیا و علوم
- 1:14:53و ریاضی و تاریخ و اون مباحث رو بتونه به
- 1:14:56یه زبان دیگهای آموزش ببینه پس اینجا
- 1:15:00یعنی چی؟ یعنی اینکه ما این توانایی رو
- 1:15:02آیا داریم که خودمونو بذاریم جای شما الان
- 1:15:05مثلاً در همین کشور ترکیه که من زندگی
- 1:15:07میکنم خب شما الان به عنوان یه ایرانی
- 1:15:11اصلاً اینجا
- 1:15:13میخوای بری گواهینامه هم بگیری مجبورت
- 1:15:15نمیکنه به زبان ترکی گواهینامه بده بهت
- 1:15:17میگه بیا برو فارسی ازت ابتها بگیر
- 1:15:20کسانی که اینجا زندگی کنن میدونن شما
- 1:15:22میتونی بری به دولت ترکیه اینجا بگی که
- 1:15:24آقا من نمیخوام ترکیه امتحان بدم
- 1:15:27و خیلی جالبه نه اینکه انگلیسیا بگی فارسی
- 1:15:29اون موظفه که از امتحان فارسی بگیره ازم
- 1:15:31میگیره
- 1:15:33ازم میگیره یعنی من کلی دوست و آشنا و
- 1:15:35مراجع و دانشجوی ایرانی اینجا دارم که
- 1:15:37رفتن امتحان ران رانندگی دادن اینجا به
- 1:15:39فارسی رفتن آییننامه رو اون دولت بدبخت
- 1:15:42یه مترجم میگیره میاره ترجمه میکنه سؤال
- 1:15:44برای این یه نفر برای این یه دونه سؤال طر
- 1:15:46میکنه ازش میگیره نمرهشم به فارسی بهش
- 1:15:49میده
- 1:15:51امتحان آییننامهشم فارسی ازش میگیره
- 1:15:53رانندگیم فارسی همیشه فارسی ازش میگیره
- 1:15:55میره هزینه میخونه پدرش در میاد یه قرو
- 1:15:57اضافه هم از این نمیگیره یعنی اگه قراره
- 1:15:58از اون ترکه یه لیر بگیره از اینم همون یه
- 1:16:00دلارشو میگیره یه لیرشو میگیره نمیاد
- 1:16:02بگه تو چون ما اومدیم هزینه کردیم
- 1:16:04اضافهتر بده بعد تازه این یارو ایرانیه
- 1:16:07مقیمم نیست اینجا مسافره مثلاً توریسته
- 1:16:10اومده مثلاً دلش میخواد که اینجا حالا یه
- 1:16:11گواینامه مثلاً ترکیه هم بگیره اینا میگن
- 1:16:13خب باشه بیا ما ازت میگیم خب این یعنی چی؟
- 1:16:16این یعنی توانایی پذیرش این در واقع
- 1:16:22همدلی رو داره. اون میفهمه که آقا این
- 1:16:24بنده خدا نمیتونه به یه زبان دیگه بیاد
- 1:16:26این علائم رو یه دفعه امتحان بده که باید
- 1:16:29زبان خودش امتحان بگیره. خب حالا ببین که
- 1:16:31شما آیا این همدلیه رو دارید یا نه؟ یه
- 1:16:35تمرین دیگه برای همدلیه تا اینجا که خب
- 1:16:36الحمدالله همه رو نداشتیم تا اینجا که
- 1:16:38تمام این مسائل رو ما دیدیم که سخته این
- 1:16:43ازواط فکری و در نتیجه ظرف تفکرمون بهخاطر
- 1:16:47همین دچار تنش میشه ما وقتی میایم به یک
- 1:16:50پدیدهای فکر میکنیم یعنی الان مثلاً من
- 1:16:51میام به شما میگم که آقا بیایم رأیگیری
- 1:16:54بکنیم در رابطه با اینکه آیا
- 1:16:59مثلاً
- 1:17:00در کشور ما زبان فارسی باید زبان ملی باشد
- 1:17:05یا نه؟ خب شما اگر اینا رو نداشته باشی که
- 1:17:08با توجه به عقبه
- 1:17:12فرهنگی خودت رأی میدی دیگه تو دیگه
- 1:17:13نمیتونی خودتو بذاری جای دیگران
- 1:17:16تو دیگه نمیتونی بگی که آقا نه مثلاً من
- 1:17:19اون کرده بدبخت اون بلوچ بدبخت مثلاً اون
- 1:17:22ترک بدبخت اونا برای چی نباید بتونن به
- 1:17:24زبان چرا باید منابع این کشوری که همه ما
- 1:17:27با هم شریکیم
- 1:17:30در اختیار یک قشر قرار بگیره شما مگه
- 1:17:33میتونی بگی که اون کسی که تو اصفهان
- 1:17:35زندگی کرده سهمش بیشتر از کسیه که در
- 1:17:39سیستان داره در این مملکت زندگی میکنه
- 1:17:41مگه همچین حرفی میتونی بذاری خب اونم تو
- 1:17:42این خاک بدون چون اصلاً معیار شما برای
- 1:17:44اینکه یک نفررو ایرانی بدونی چیه
- 1:17:48آیا معیار تولد در خاکه خب اونم به دنیا
- 1:17:52آیا معیار جغرافیه که خب این تو معیارت
- 1:17:55چیه تو چه معیاری داری برای اینکه یک نفر
- 1:17:57رو ایرانی بدونی آیا معیرات فارسیه پس
- 1:18:00یعنی من امین حسینم اگر در ۵۰۰ سال پیش در
- 1:18:03این مملکت به دنیا میومدم که مثلاً زبان
- 1:18:05فارسی به گنیه دیگهای ت تکلم میشد. پس
- 1:18:08منم خارج از این ماجرا بودم دیگه. یعنی
- 1:18:11۲۰۰ سال بعدم باز عوض میشه ماجرای تو
- 1:18:14دیگه. تو هی معیارت متغیره دیگه. پس اینچه
- 1:18:18اینجا
- 1:18:20میبینیم که ما اینا رو نداشتیم. حالا این
- 1:18:21همدلی فکری رو چهجوری میتونیم الان
- 1:18:23ارزوی بکنیم؟ با خودتون الان دوباره یه
- 1:18:25آزمایشی کنید. فکر کنید آخرین دعوا و
- 1:18:27مشاجرهای که کردین کی بوده. ماشاالله
- 1:18:29خوب.
- 1:18:31زیادم احتمالاً پیش میاد دیگه در
- 1:18:35زندگی که این اتفاق بیفته ببینید که شما
- 1:18:39با دوستتون با والدینتون با رئیستون با
- 1:18:41اطراف نزدیکتون با هر همسایهتون با هر
- 1:18:44آدمایی که باهاش در ارتباطین بالاخره
- 1:18:46آخرین باری که با اینها دچار تنش شدید کی
- 1:18:50بودید
- 1:18:56حالا وقتی اینو الان یادتون اومد این
- 1:18:58داستان رو از زاویه دید خودتون که
- 1:19:00میدونید چه اتفاقی افتاده؟ حالا ببینید
- 1:19:02آیا میتونید از زاویه دید اون ببینید؟
- 1:19:05اصلاً توانشو دارید که از زاویه دید اون
- 1:19:07ببینید اون چگونه میبینه
- 1:19:10یا نه؟ اساساً این توانو نداریم. مثل من
- 1:19:13یه
- 1:19:16مراجعهای داشتم که این یه بار خوابشو برا
- 1:19:19من تعریف میکرد که من خواب دیدم که مثلاً
- 1:19:21خیلی میلیاردرم فراری خریدم. بعد من
- 1:19:24میگفت آقا دیتور من خواب دیدم فراری
- 1:19:25خریدم ولی توش مثل پژو ۲۶ بود.
- 1:19:29بعد بهش میکنم برای چی میگفت این از توش
- 1:19:31ذهنیتی نداشت بنده خدا که این فراری رو تا
- 1:19:34حالا توش ننشسته بود که مغزش از توش
- 1:19:36ذهنیتی نداشت توشو مثل پژی۶ درآورده بود
- 1:19:39براش ولی بیرونش مثل مثلاً فراری بود دیگه
- 1:19:43بیرون از بیرون دیده بود عکسشو بعد داشت
- 1:19:45برا من تعریف میکرد میگفت من تو خواب
- 1:19:46همش با خودم تنتنشم این بود که آقا ما
- 1:19:50پولدار شدیم ولی هنوز احمقیم اینو به ما
- 1:19:52انداختن ما مثلاً این فراری رو به ما
- 1:19:55انداختن تو خواب میگفت استرس بود بعد
- 1:19:57وقتی ما با هم صحبت میکردیم بهش میگفتم
- 1:19:59که خب تو ذهنت ذهنیتی نداشته تصویررو
- 1:20:02چهجوری میخواستی بسازه شما یه از بیرون
- 1:20:04یه ماشینی رو دیدی آ منم تا حالا نشستم
- 1:20:06توی مثلاً فرض کنید اگر منم الان چشامو
- 1:20:09ببندن وارد لامبورگینیمینیم بکنن یا
- 1:20:10فرارین بکنن اون آرمشو نشون ندن منم
- 1:20:13نمیتونم بفهمم بگه این یکی کدوم یکیه
- 1:20:14دیگه ننشستم توش پس
- 1:20:17توانایی ببینید ذهن ما اینگونهست که
- 1:20:21اصلاً گاهی موقعها توانایی بازسازی اون
- 1:20:23اتفاق نداره شما اصلاً نمیتونید ببینی که
- 1:20:25اون طرف مقابل چی فکر میکرده اون با خودش
- 1:20:27چه فکری داشته
- 1:20:29ببینید الان امتحان بکنید آخرین تنش
- 1:20:32خودتون رو به یاد بیارید سعی کنید نظر طرف
- 1:20:35مقابل رو تحریف نکنید ببینید نظر طرف
- 1:20:38مقابل چیه توی ذهنتون
- 1:20:46بعد وقتی این کارو کردید دیدگاه خودتون رو
- 1:20:48توضیح بدید بگید دیدگاه من اینچنین بود
- 1:20:50دیدگاه او اینچنین بود ببینید اصلاً
- 1:20:52میتونید دیدگاه اونو بنویسید یا نه اصلاً
- 1:20:55نمیتونیم بنویسیم
- 1:20:58اصلاً توانشو ندارید که بنویسید
- 1:21:00نمیتونید عین همون ماجرای فراریه اصلاً
- 1:21:02هیچ ذهنیتی ندارید که دیدگاهون چی بود اگر
- 1:21:05نتونید الان اینو بنویسید یعنی اگر آخرین
- 1:21:07تنشتون رو آخرین دعواتون رو به یاد آوردید
- 1:21:10دیدگاه خودتون رو الان تونستید تو این
- 1:21:12تمرین بنویسید
- 1:21:14ولی دیدگاه اونو نتونستید بنویسید یعنی
- 1:21:16این همدلیه رو ندارید
- 1:21:19همدلی فکری در شما وجود نداره شما
- 1:21:22نتونستید خودتون جا ببین اصلاً ما بحثمون
- 1:21:24سریع نیست که اون آیا حد گمانه
- 1:21:27اشکال نداره
- 1:21:29ایرایی نداره
- 1:21:31میتونه بر پایه حدس و گمان باشه که او
- 1:21:34چگونه فکر میکرده حالا بعد باید ببینید
- 1:21:36که آیا این حدس شما دوباره از ظرف تفکر
- 1:21:40شما خروج پیدا کرده مثلاً شما دارید میگه
- 1:21:42آتلاً خسته بوده اینجوری کرده یعنی اصلاً
- 1:21:45درش
- 1:21:47بازم همدلی نیست که اون شاید شما رو ابله
- 1:21:49دیده مثلاً در اون لحظه شما اینو
- 1:21:50نمینویسی مثلاً من الان فرض کنید با
- 1:21:52ایمان دعوا کردم به ایمان گفتم م که ایمان
- 1:21:55مثلاً تو این چ۴ار صفحه رو مثلاً تا فردا
- 1:21:58تایپ کن ایمان مثلاً تایپ کرده برا من
- 1:22:01آورده من باهاش دعار کردم که آره تو دقت
- 1:22:04نکردی منظم نبودی فلان نبودی برامد نبودی
- 1:22:07حالا در ذهن من چیه در ذهن من اینه که این
- 1:22:09آدم منظم نیست مثلاً صفحب بندیا رو درست
- 1:22:11نکرده فلان نکرده بمدان نکرده اینجوری
- 1:22:13نکرده اونجوری نکرده حالا وقتی میخوام از
- 1:22:16دید ایمان الان بیام ماجرا رو بنویسم چی
- 1:22:19مینویسم میام مینویسم که خب شاید خسته
- 1:22:21بوده
- 1:22:23شاید مثلاً
- 1:22:25شلوغ بوده سرش شاید کار داشته شاید وقت
- 1:22:27نکرده شاید مثلاً بلد نبوده مثلاً زبان
- 1:22:30فارسیش خوب نبوده نتونسته درست جملهبندی
- 1:22:33بکنه اینا دوباره حدسیاتیه که من دارم
- 1:22:36توجی یعنی کماکان اعتقاد دارم اون اشتباه
- 1:22:38کرده دنبال توجیهم
- 1:22:41کماکان من اعتقاد دارم که اون یه ایرادی
- 1:22:44داره حالا من به جای اینکه این ایراد رو
- 1:22:47بدجنسی و حماقت و نمیدونم عدم هوشش بدونم
- 1:22:51دارم تفکر نقاد میکنم و یه سری چیزهای
- 1:22:53های دم دستیتر و در واقع قابل پذیرشتری
- 1:22:57رو بهش نسبت میدم.
- 1:23:00خب این در واقع تفکر همدلی نیست که همدلی
- 1:23:03یعنی که من خودمو که جای ایمان بذارم حالا
- 1:23:05ببینم ایمان از زاویه ایمان چگونه دیده
- 1:23:07میشه. ایمان مثلاً شاید اینگونه فکر کنه
- 1:23:09که این امین اصلاً برای چی فکر کرده من
- 1:23:10باید تایپ کنم. من اصلاً شغلم اینجا تایپ
- 1:23:13کردن نیست. من شغلم اینجا مثلاً مثلاً
- 1:23:14مسئول فلان چیزم اصلاً بیخود کردهم.
- 1:23:17همینم سرش زیاد بوده.
- 1:23:19یعنی در جایگاه ایمان که بشینم حالا من در
- 1:23:23مضان اتهامم
- 1:23:27آیا میتونی اینو ایجاد بکنی پیدا بکنی یا
- 1:23:29نه ببین آیا این توانو داری یا نه یکی از
- 1:23:31شیوهها اینه که بخوای ببینی همدلی و اینا
- 1:23:33پس یکی از شیوه اینه که به افراد حالا اگه
- 1:23:35در آینده خواستید با هر کسی این رو ایجاد
- 1:23:37بکنید باید بهش بگید آخرین تنشت رو به یاد
- 1:23:40بیار بعد تنش رو بنویس که چی شده حالا شما
- 1:23:44میتونید اینا رو انجام بدید تنشو بنویس
- 1:23:45که مثلاً من به ایمان گفتم فلان کن به
- 1:23:47محمد کن ایمان امام مثلاً این حکایت رو من
- 1:23:49دارم از زاویه دید خودم مینویسم. خب حالا
- 1:23:52بعد میگی شماره یک دیدگاه شما چیه؟ من
- 1:23:55دیدگاهو توضیح میدم که آقا این ایمان
- 1:23:57مثلاً آدم
- 1:23:59بینظمیه دقت نمیکنه گوش نمیده فلانه.
- 1:24:02حالا بیا بگو دیدگاه ایمان چی بود؟ ببین
- 1:24:05میتونی بنویسی یا نه؟
- 1:24:07اگر دیدگاه طرف مقابل رو نوشتی و دیدی
- 1:24:10دیدگاه طرف مقابل یک نگاه توجیهگرایانهست
- 1:24:14که بخوای تقصیر طرف مقابل رو یهکم کمتر
- 1:24:18کنی یعنی دیدگاه چون اون در ذهن خودش
- 1:24:20خودشو مقصر نمیدونه که
- 1:24:23اون تو رو مقصر میدونه
- 1:24:27تو فقط در اینجا اومدی یه مقدار تعدیل
- 1:24:29کردی نگاه خودتو اونجا یعنی این همدیلیه
- 1:24:32وجود نداره باید روش کار کنی
- 1:24:47خب
- 1:24:53بسیار
- 1:24:56این پس عامل دیگه بود عامل دیگه صداقت
- 1:24:59فکریه یعنی یکی دیگه از خصوصیات یک ذهن
- 1:25:02منضبط
- 1:25:03صداقت فکری صداقت فکری یعنی رعایت کردن
- 1:25:08همون معیارهایی که ما از دیگران انتظار
- 1:25:10داریم
- 1:25:12ما یک سری معیارها رو از دیگران انتظار
- 1:25:14داریم و همونها رو آیا میتونیم خودمون
- 1:25:17هم
- 1:25:20در واقع رعایت بکنیم یا نه؟
- 1:25:27خب در اینجا
- 1:25:29یعنی ما میتونیم استانداردهایی رو که
- 1:25:32داریم
- 1:25:34این استانداردها رو به درستی آیا واقعاً
- 1:25:36ایجاد میکنیم یا نه برا بقیه میدونیم.
- 1:25:38یعنی مثلاً فرض کنید که شما الان
- 1:25:43پشت چراغ قرمز ایستادید
- 1:25:47و یه نفر رد میشه.
- 1:25:49چه جملهای میگید بهش؟ احتمالاً بهش میگید
- 1:25:52که
- 1:25:54مرتیکه مثلاً عجب آدم بین نگاه کن مثلاً
- 1:25:58مردم مثلاً حالا اگه وضعشم خوب باشه یه
- 1:26:00ماشین خوبی هم داشته باشه که خب حالا
- 1:26:02مثلاً میگه که مثلاً ببین پول شعور نمیاره
- 1:26:04مثلاً این از چراغ قمز رد شد یا سرعتش
- 1:26:05خیلی مرد این کمربندر نبست شاید این اتفاق
- 1:26:08براتون افتاده تو رانندگی طرف مثلاً
- 1:26:10راهنما میزنه فلان میکنه خیلی از کارا
- 1:26:11رو که بکنه شما یه انتقاد اینگونهای بهش
- 1:26:14بکنید حالا
- 1:26:17آیا خودتون این کارو کردید تا حالا از چرا
- 1:26:20قمز رد شید فلان بشید بعد به محض اینکه رد
- 1:26:22شدید به خودتونم گفتید که عجب آدم گاوی
- 1:26:24هستم ببین دیدید پولم مثلاً شعور برا من
- 1:26:26نمیاره یا نه در اونجا مثلاً به خودتون
- 1:26:28گفتید که خب نه دیگه الان که شب و حالا
- 1:26:31مثلاً بالاخره من که کار دارم و حالا
- 1:26:33میخوام برم و مثلاً
- 1:26:35اون همسایه مثلاً فلان و این یعنی من این
- 1:26:41ما ماهیت رو ندارم دیگه من این صداقت فکری
- 1:26:44رو ندارم افکار من در واقع یک افکار
- 1:26:47متناقصه ما خیلی میبینیم در مدیا اینو
- 1:26:50خیلی در سوشال مدیا و این فعال مسائل
- 1:26:52اجتماعی و اخبار خیلی میبینیم دیگه مثلاً
- 1:26:54طرف الان جدیداً مثلاً میاد چی میگه میگه
- 1:26:56آقا این دانشجوها رو تو امریکا زدم
- 1:26:58پدرشونو درآوردم
- 1:27:00این یعنی صداقت فکری نداره یعنی یه معیار
- 1:27:02دوگانه رو داره سیستم نشون میده میگه خب
- 1:27:04خب تو هم که همین کارو کردی که حالا تو
- 1:27:06اگه سوئیس بودی این کارو نکرده بودی
- 1:27:08میتونستی اینو بگی
- 1:27:10آقا تو خودتم که همین کارو کردی که
- 1:27:14در نتیجه تو که نمیدونی بیای رتب خورده
- 1:27:18کی منع رتب خونت
- 1:27:19تو نمیتونی بگی همچین این صداقت فکری در
- 1:27:21تو وجود نداره دیگه خب پس الان چه
- 1:27:25یا مثلاً شما همین در همین فوتبال میبینی
- 1:27:27که مربی مثلاً میاد میگه که آقا داور به
- 1:27:29نفع ما نگرفت اینا مثلاً به نفع اونا شد
- 1:27:32پنالتی خب حالا وقتی میری سوابق این تیمو
- 1:27:35درمیاری میبینی اون زمانهایی که مثلاً
- 1:27:37داور اومده به اشتباه برای اینا پنالتی
- 1:27:39گرفته این مربی نمیاد بگه بله داور یه
- 1:27:41پنالتی غلط برا ما گرفت ما بردیم میاد
- 1:27:43میگه نه خب حقمونم بود حالا بالاخره ما
- 1:27:45بیشترم دوییدیم بیشترم فلان کردیم ما
- 1:27:48مثلاً علت اینکه این پنالتی برا ما گرفته
- 1:27:50شده بود چی بود؟ من یه بار یه مصاحبهای
- 1:27:51میدیدم بعد این گزارشگری بهش میگفتش که
- 1:27:55آقا این پنالتی شما بردی یکیش یه پنالتی
- 1:27:57اشعا برات گرفت بعد این نمیگفت بله
- 1:27:59میگفتش که خب بله چرا پنالتی اشعو برا ما
- 1:28:02گرفت چون ما تو محوت جریمهشون بودیم اینا
- 1:28:05اصلاً نمیرسیدن به محوت جریمه ما که ما
- 1:28:08اونجا بودیم که بالاخره ما رفتیم حمله
- 1:28:10کردیم اونجا بودیم ایناهم حمله میکردن خب
- 1:28:12برای اینا هم شاید میگیرن یعنی باز
- 1:28:14دوباره در ذهنش اعتقاد داره که ما تیممون
- 1:28:16خوب عمل کرده اعتقاد نداره که مثلاً این
- 1:28:18گل بیخودی بوده ما نباید مثلاً میخوردیم
- 1:28:22این رو یا میزدیم اینو. پس نچه این میشه
- 1:28:24در واقع نمونههای عدم صداقت. خب حالا
- 1:28:26بیایم الان دوباره یه تمرین دیگه حا این
- 1:28:28تمرینا رو حتماً انجام بدید خودتون با
- 1:28:30خودتون دیگه یه تمرین دیگه الان بنویسید
- 1:28:32یه مقطعی از زندگی خودتون مینویسین که
- 1:28:34دچار تناقض بودین.
- 1:28:38ببینید یادتون میاد مقطعی رو که معیارهایی
- 1:28:40رو که از دیگران رعایت رو توقع
- 1:28:45دارید خودتون انجام نمیداد.
- 1:28:48مثلاً شما شاید اعتقاد داشته باشید که
- 1:28:52من
- 1:28:53همسایه نباید سرصدا بکنه ولی خب شما شب
- 1:28:56تولد خود تولد گرفتی اونجا مثلاً اعتقاد
- 1:28:59داری که خ سال یه باره دیگه
- 1:29:02مثلاً یا مثلاً فرض کنید شما دوستت مثلاً
- 1:29:07بهت زنگ زده و بهت گفته که مثلاً من فردا
- 1:29:11مثلاً دارم میرم فلان جا میام دیگه سر
- 1:29:14خونه تو مثلاً تو مثلاً شاید اونجا به
- 1:29:16خودت فکر کردی که خب این برای چی مثلاً
- 1:29:20رعایت حال منو نکرده؟ حالا ببینید از این
- 1:29:21تناقضا مقطعی بوده در زندگی خودتون که این
- 1:29:23تناقض رو داشتید؟
- 1:29:26به یاد بیارید ببینید چه چیزهایی چه
- 1:29:29معیارهایی در شما وجود داره که این
- 1:29:32معیارها از نظر شما درسته باید انجام بشه
- 1:29:35ولی دیگران باید انجامش بدن خودتون مثلاً
- 1:29:39این کارو انجام نمید
- 1:29:42مثلاً شما اعتقاد دارید که انسانها باید
- 1:29:45به همدیگه کمک بکنن
- 1:29:47ما باید به همدیگه کمک بکنیم
- 1:29:51مثلاً حالا شما یه همچین اتقایی داری خب
- 1:29:53حالا همون بپرسم که آخرین باری که مثلاً
- 1:29:55شما در خانه مثلاً کمک کردید مثلاً به
- 1:29:57همسرتون یا کمک کردید مثلاً به فردی که
- 1:30:00بای زندگی میکنید کی بوده؟ این شاید
- 1:30:02مثلاً به این راحتی پیدا نشه مثلاً
- 1:30:05تاریخشون
- 1:30:07این برخلاف در واقع معیارهای شماست شد شما
- 1:30:10مثلاً اعتقاد دارید که من اگر قراره
- 1:30:13دوست من یا همکار من یا پدر من مادر من
- 1:30:17باید چیزهایی که در ذهنش هست رو به من بگه
- 1:30:20اینا عموماً با ایما اشاره به ما مثلاً
- 1:30:22نمیگن افکارشون حالا ببین که آقا آخرین
- 1:30:23بار خودتون کی گفتین
- 1:30:26کی شده که مثلاً شما قرار بوده مثلاً فرض
- 1:30:29کنید من با برادرم قرار بوده که مثلاً با
- 1:30:33پسرخالم با فلان قرار بوده بریم مثلاً
- 1:30:35سینما من ساعت ۵ و مثلاً ۴۵ دقیقه به این
- 1:30:38زنگ زدم که آره فلانی راستی ما داریم
- 1:30:39میریم سینما
- 1:30:42به این گفتم ولی خودم معیارم اینه که
- 1:30:44حتماً باید از یه روز قبل به من بگن من
- 1:30:45چهجوری میتونم نیم ساعت قبل مثلاً
- 1:30:47برنامهزی بکنم
- 1:30:50پس یکی از کارهای دیگه اینه که بیاین
- 1:30:52ببینید که رفتارهایی که دیگران دارن با
- 1:30:55شما میکنن و شما رو آزار میده آخرین بار
- 1:30:57خودتون کی اون رفتار کردید
- 1:31:01اساساً اگر آزارتون میده یه رفتاری یعنی
- 1:31:03خودتونم به اون رفتار اشراف دارید وگرنه
- 1:31:07قاعدتاً نباید آزارتون بده دیگه اگه آگاهی
- 1:31:09نداشته باشین از این
- 1:31:14در واقع رفتار پس این میشه
- 1:31:17عامل بعدی صداقتی که ما باید در تفکر نقاد
- 1:31:20داشته باشیم عامل دیگه پشت کار فکریه پشت
- 1:31:24کار فکری یعنی حل پیچیدگیها و ناکامیها
- 1:31:27ما چقدر توانایی اینو داریم که پیچیدگیها
- 1:31:30و ناکامیها رو
- 1:31:35حل بکنیم.
- 1:31:37پشت کار فکری یعنی تمایل به ادامه دادن
- 1:31:41راه علیرغم اینکه ما یک پیچیدگی فکری
- 1:31:44داریم علیرغم اینکه ما ناکامی داریم اما
- 1:31:47ادامه میدیم مسیر رو
- 1:31:51ناامید نمیشیم یه پشت کاری داریم اینو
- 1:31:53ادامه میدیم
- 1:31:57خب ویژگی متضاد پشتکار فکری چیه؟ تنبلی
- 1:32:00فکریه
- 1:32:02شما یه تنبلی فکری که داشته باشی پشت
- 1:32:04مثلاً علاقه به تسلیم شدن داری
- 1:32:10علاقه به این داری که در واقع
- 1:32:15تسلیم بشی زودتر
- 1:32:19خب
- 1:32:21ما برای اینکه بخوایم حالا این چرا مهمه
- 1:32:23چون ما برای اینکه بخوایم دیدگاههای
- 1:32:25دیگران رو بفهمیم باید این فعالیت فکری رو
- 1:32:27بتونیم انجام بدیم
- 1:32:29اگر شما یک
- 1:32:32مسیحی یا مسلمان یا یهودیی هستید که خیلی
- 1:32:34مؤمنین و حالا یه آدمی ملحده میاد مثلاً
- 1:32:37به شما میگه که آقا ما هیچ اعتقادی نداریم
- 1:32:43خوا تا زمانی که شما استدلال این ملحدان
- 1:32:45رو آگاهی نداشته باشید نشناسینشون که خب
- 1:32:48اصلاً این چیز نمیکنه که این اصلاً
- 1:32:54منجر به این نمیشه که در واقع شما بتونید
- 1:32:56اصلاً
- 1:32:59تغییری در اندیشه دیگری ایجاد ایجاد بکنید
- 1:33:04باید میتونید این چالشهای فکری رو حل
- 1:33:05بکنید
- 1:33:07من یادمه که
- 1:33:10یه برههای رو که در هند تحصیل میکردم
- 1:33:15یه گروهی اونجا یه دوستی ما داشتیم این
- 1:33:17بهایی بود بهایی بوده ایرانی هم نبودا
- 1:33:21بهایی از این بهاییا مثلاً بعد با من وقتی
- 1:33:25آشنا شد به من گفتش که تو ایرانی گفتم آره
- 1:33:27گفت ا تو پس بهاالله رو میشناسی گفت آره
- 1:33:29مثلاً من حالا بالاخره خودم مطالعه کردم
- 1:33:31میشناسم ولی بهایی نیستم من بعد زمانی که
- 1:33:35در واقع صحبت میکرد دیگه ما با هم دوست
- 1:33:37شدیم دوست شدیم و نزدیک شدیم و فلان و
- 1:33:39اینا این یه روز به من گفت ما داریم میریم
- 1:33:41یه روستایی تبلیغ کنیم اینا میرفتن این
- 1:33:44روستاهای اطراف این هندیهای بدبختی
- 1:33:46میگرفتن که بیا بهاییشون براشون توضیح
- 1:33:48میدادن که آقا تو چقدر چه نشستی که بابا
- 1:33:52موسی بوده مسیحی بوده محمدی بوده همه رم
- 1:33:55ولش کن جهیشی بیا یه دفعه بهایی شو این
- 1:33:57هندی بدبختم مثلاً
- 1:34:00میشستن این هندیا هم خب میرفتن خونههای
- 1:34:02مردم مختلف مثلاً این یه چیزی داشتن یه
- 1:34:05انجمنی داشتن اونجا انجمن بهاییان اینا
- 1:34:07میرفتن دیگه از این شهر به اون شهر و
- 1:34:09فلان و اینا من به به من گفت که آقا فلان
- 1:34:12روز تعطیلو میای من گفتم آ باشه بریم
- 1:34:14دیدیم که اینا میرن در گروههای مختلف و
- 1:34:16در این اطراف یه شهری بود به نام پونا
- 1:34:18میرفتیم مثلاً در روستاهای اطرافش اینا
- 1:34:20هر کدومشون یه بهایی درجه درجهداری هم با
- 1:34:23اینا بود مثلاً یه کسی که مثلاً در رتبه
- 1:34:24توی بالاتر بود با این بهاییاهای جدیدی که
- 1:34:26تازه ایمان آورده بودن میرفتن برای تبلیغ
- 1:34:28یاد بگیرن چون اینا در بهاییا در دینشون
- 1:34:30مثلاً مثل بقیه دیگه مثلا شما همینجا تو
- 1:34:33استانبول مثلاً
- 1:34:35گاهی موقعها مثلاً
- 1:34:38عرض کنم من راه میرم توی بعضی از این
- 1:34:41خیابوناش موقع مثلا یه دختری پسری میاد
- 1:34:43مثلا به من یه برچست یه م بعضی موق میان
- 1:34:46یه چیزی میدن مثلا یه انجیلی میدن یه
- 1:34:48مثلاً فرض کن یه چیزی میدن که آره بیا
- 1:34:51مثلاً تبلیغ کنیم اینجا تو ترکیه هم خیلی
- 1:34:53میکنن که بیا تبلیغت بکنیم که مثلاً تو
- 1:34:56بیا مسیحی شو بعد مثلاً حالا یه شگردایی
- 1:34:58هم دارن مثلاً بهت میگن که این ببین یه
- 1:35:01نشانهست
- 1:35:03آخرین باری که من رد میشدم از یه خیابون
- 1:35:05یه دختری مثلاً جوون یه دختری ۱۹ ۲۰ ساله
- 1:35:08اومد به من گفت که آقا بیا مثلاً این عکس
- 1:35:09ما عکسا گرفتم عکس عیسی مسیح و فلان بعد
- 1:35:12گفتش که آره بیا این انجیلی بهت بدم و
- 1:35:14اینا بیا اینجا راهنماییت کنیم که ارشاد
- 1:35:16بشی تو مسیحی بشی بعد من گفت که ببین این
- 1:35:19یه نشانهست که تو از اینجا رد میشدی این
- 1:35:24یه نشانهست. یعنی این بعد من به دوخت
- 1:35:26گفتم که یعنی اینکه من الان در این خیابون
- 1:35:28کار دارم اینجا این بیمارستان دارم میرم
- 1:35:30مریض ویزیت کنم تمام دیگه این فاکتورها
- 1:35:32هیچ اثری نداره اینکه من هر روز دارم میرم
- 1:35:34این اینکه تو الان اومدی علت اینکه من
- 1:35:37اینجا رد شدم اینه که تو میخواستی منو
- 1:35:39تبلیغ کنی این آره اینجور نشانهست بیا
- 1:35:42مثلاً تبلیغات کن همین ماجرا رو اینا با
- 1:35:44بهاییا داشتیم اونجا بعد من میرفتم میم
- 1:35:46در میزدن و این بدبخت هندیه میاد حالا
- 1:35:48این هندی مثلاً د سه هزار تا خدا داره و
- 1:35:50مثلاً فلان هیچکدومشونم نبودن که قبول
- 1:35:52نکنن من ندیدم یه چنین دیگه که بگه نه بعد
- 1:35:55اینا تو اون روز من خیلی برا خود عجیب بود
- 1:35:58که چه جالب اینا در میزنن هندی اینجوری
- 1:36:00درو باز میکردن و میگفت بفرما هندم
- 1:36:02بدبخت خیلی آدمای مهماننواز و هم شرقی
- 1:36:05دیگه اون فاکتورهای شرقی رو سر اینا رو
- 1:36:07دعوت میکردن بیچاره روستایی حالا یه شیری
- 1:36:09میآورده یه چیزی میآوردن گفت حالا ما
- 1:36:10میخوایم در مورد یه پیغمبری با شما صحبت
- 1:36:12بکنیم بعد این هند میگفت خب باشه بفهمید
- 1:36:15میگفتش که آره اینجوریه فلانه بمدانو
- 1:36:17توضیح میده بعد اینام گوش میکرد میگفت
- 1:36:18حالا خوبم میگه حرفا قشنگی هم میزنه بدم
- 1:36:21نمیگه گفت اینا بعدم م نمیگه بعد میگفتن
- 1:36:24که این عکسه رو مثلاً بیایم بهتون بدیم
- 1:36:26میخوایم میگفت آره بده عکسا میگرفت
- 1:36:28هندی میزد به همون تاقچش و فلان اینا
- 1:36:31اینا میگفتن پس شما الان بش میکن آره
- 1:36:33مشکل نگه کتابای هندی داشتن به زبان
- 1:36:35خودشون به اینا میدادن میگن حالا بر چیهم
- 1:36:36نه حرفای بدی نمیزن ما میپذیریم باشه
- 1:36:39بعد من هی در تموم روز داشتم با خودم فکر
- 1:36:42میکردم که آ این یه جای کار ایراد داره
- 1:36:44اینا یعنی نباید یکی از این خانوادهها
- 1:36:47بگن که نه آقا ما مثلاً هندوییم من مثلاً
- 1:36:49طرفدار مذهب شیوام من طرفدار گامپاتیام
- 1:36:52اونا خداهای خودشون این چهجوریه که بعد
- 1:36:56گفتم که بذار دفعه بعد که اینا رفتن من از
- 1:36:58این بپرسم با اینا که رفته بودم خونه بعدی
- 1:37:00این تبلیغشونو کردن یا خود بهاییا هم فکر
- 1:37:02میکردن که این نور مثلاً حضرت بهاالله
- 1:37:05دیگه نور زئون مثلاً الید دیه که دیگه
- 1:37:08اصلاً همین که به یکی میگی اونا رو سریع
- 1:37:09میگیره اینا سریع مثلاً میان میپذیرن
- 1:37:13و رو قابل خودشون تصور میکردن رفتیم تو
- 1:37:17یه خونهای و این بنده خدا هندیه اومد و
- 1:37:22صحبت کردن و اینا رو پرزنت کردن به قول
- 1:37:24خودشونو اونا هم سریع ایمان آوردن و تموم
- 1:37:26شد و بعد من گفتم که گفتم پس ما بریم من
- 1:37:30گفتم شما برین من یه پ دقیقه دیگه میام من
- 1:37:31میخوام حالا که اومدم یه سری سؤالات روان
- 1:37:33پزشی و روانشناسا هم بکنم واسه همین رشته
- 1:37:36خودمم مثلاً یه سری تحقیقاتی هم بکنم
- 1:37:37اینام رفت به این مرده گفتم که آقا تو چی
- 1:37:41شد انقدر شلمذهبین شما یعنی این در ۲
- 1:37:44دقیقه مثلاً [خنده]
- 1:37:46گفتش که مگه چه اشکال داره گفت خب من این
- 1:37:49الان ۲۰۰۰ تا خدا داریم حالا اینم روش چه
- 1:37:51اشکال داره اینم باشه گفت بعد من بعداً من
- 1:37:55متوجه شدم که نه اینا دینشونو عوض نمیکنن
- 1:37:59اینم اضافه میکنن سوار اتوبوس خودشون
- 1:38:01میکنن اینا اونجوری نیستن که [خنده]
- 1:38:04دین عوض بکنن اینا این مثلاً خیلی مرده
- 1:38:09برگشت به من گفت که خب پسرم منم خب اون
- 1:38:10موقع جواب بده گفت خب پسرم چه ایراد داره
- 1:38:12الان نگاه این گامپاتیه این شیوائه این
- 1:38:14یکی فلانه ۳۰۰ ۴۰۰ حالا این یکی خدا
- 1:38:16ایناهم باش جا ما جا بقیه خداها رو تعیین
- 1:38:18نمیکنه که اینم باشه اینا میگفت این به
- 1:38:21حال خدا ایناهم م اسمش حالا هرچی هست
- 1:38:23پیغمبر اینا هم باشه اینم بازی چه اشکال
- 1:38:25داره اینم بیاد شکلی نداره که اینم یه حرف
- 1:38:28خوبی زده اینم لابد یه چار تا دعا رو در
- 1:38:30بالاخره اجابت میکنه د تا بیماریهم این
- 1:38:32شفا میده اینم باشه تیم بو کامل میشه
- 1:38:36بعداً من متوجه شدم که ای چه جالب این
- 1:38:40تفکر چند خدایی که سالیان سال در این خطه
- 1:38:45بوده باعث شده خب اینا اصلاً چیز ندارن
- 1:38:48بیچاره اصلاً گاردی ندارن میپذیرن اینم
- 1:38:52به عنوان یه خیلی میپذیره میگه اینم باشه
- 1:38:53ولی این از فردا با کار خودشو میکنه بعد
- 1:38:56من رفتم به این دوست بهایی میگفتم که آقا
- 1:38:58شما در جریان که اینا از غرب بهایی نشدهن
- 1:39:01اینا هنوز خدای خودشونو دارنا اینا ببین
- 1:39:05میگفت نه دیگه ما نمیریم چک کنیم دیگه
- 1:39:06بعدش دیگه اینا همین که پذیرفتن و فلان
- 1:39:08اینا اومدن خوبه دیگه چیکارشون داریم خب
- 1:39:11این الان این تو در جریستی که این هنوز
- 1:39:13گامپاتی رو میپرسته فلانه میگفت آره
- 1:39:15میدونیم اینا روم میگفت آخ بچهها
- 1:39:17نمیگیم میگفت آقا این دیگه آمار ما کم
- 1:39:18میشه اینا رو دیگه ما نگاه نمیکنیم اینا
- 1:39:20رو دیگه ما کار یعنی اینم باز به این فکر
- 1:39:23نبود که اینم به این فکر بود که آمار
- 1:39:25مثلاً همون مرکز مذهبی خودش بره بالا در
- 1:39:29نتیجه اینم مثلاً اینا هم خودشون تو این
- 1:39:32فکر نبودن که اونو واقعاً پرزنت بکنن این
- 1:39:34هدفش این بود که حالا این کلیساشون این
- 1:39:36مثلاً مکان مقدسشون دیروز ۲۰۰۰ تا بوده
- 1:39:39الان شده مثلاً یه روستا شده ۳۷۰۰ تا دیگه
- 1:39:41اینا اصلاً فکر نمیکنن که آقا خب این
- 1:39:43اصلاً بهایی نشده این عکس اینم اضافه کرده
- 1:39:47اینم گذاشته اون بغل اینم اومده اضافه شده
- 1:39:50این در واقع یعنی اون پشت کار
- 1:39:55فکریه
- 1:39:57در این طرف اصلاً وجود نداره دیگه چرا
- 1:40:00وجود نداره برای اینکه خب من اون موقع که
- 1:40:02رفتم تو این روستایی این باعث شد که من
- 1:40:04رفتم مبانی مذهب هندو رو اونجا شروع کردم
- 1:40:07مطالعه کردن رفتم تو این معابدشون مثلاً
- 1:40:09کتاباشونو خوندم اون قوانین اصولی که در
- 1:40:12واقع داشتن گامپاتی چیه شیوا چیه اینا
- 1:40:15شروع کردم مطالعه کردن و به این دوست
- 1:40:17بهایی میگفتم که آقا تو باید بری اینا رو
- 1:40:18بخون تو اگه میخوای بری این رو مجاب بکنی
- 1:40:21که تو اگر یک مسیحیی هستی که میخوای مجاب
- 1:40:24بکنی یک مثلاً یه مسلمان رو که آقا تو بیا
- 1:40:29از دینت دست بکش خب تو باید اندیشه اونو
- 1:40:32بدونی دیگه تو چهجوری میتونی پشت کار
- 1:40:33فکری نداشته باشی اندیشه اونو ندونستی
- 1:40:35باشی بعد اینو دعوت میکنی مثلاً به
- 1:40:39اندیشه خودت خب این عدم پشت کار فکری تو
- 1:40:43باعث میشه که تو ناتوان میشی در رابط
- 1:40:45رابطه بغل کردن با اون حالا همین ماجرا در
- 1:40:49بقیه جنبههای زندگی هم هست. یعنی الان یه
- 1:40:51آدمی اگر بیاد به شما بگه که آقا من مثلاً
- 1:40:54فرض کنید میخوام گی باشم خب شما چقدر
- 1:40:57اطلاعات دارید در رابطه با روابط عاطفی
- 1:41:01بین کسانی که همجنس هستن یا اگر یه نفر
- 1:41:04میاد به شما میگه که فارسی بهترین زبان
- 1:41:06مثلاً دنیاست من خیلی اینو شنیدم
- 1:41:10من اوایلی که هیچ زبانی به جز فارسی بلد
- 1:41:12نبودم همین تصورو داشتم که آقا این فارسی
- 1:41:15چقدر جذابه چقدر قشنگ ما توش میتونیم جوک
- 1:41:18بگیریم چقدر قشنگ ما میتونیم توش ضرائف
- 1:41:20رو بیان بکنیم کنیم حافظ بخونیم خب بعدها
- 1:41:23که من در واقع مهاجرت کردم و درس خوندم به
- 1:41:27انگلیسی و انگلیسی یاد گرفتم و زبان
- 1:41:29انگلیسیم دیگه شد به مساویه با زبان
- 1:41:32فارسیم دیگه مثلاً ۱۰ ۱۵ سال درس خونده
- 1:41:34بودم و هی کتاب بخون و به انگلیسی تدریس
- 1:41:37بکنه و اینا بعد ادبیات انگلیسی رو که
- 1:41:39میخوندم میدیدم ان نه چه جای مثلاً این
- 1:41:41کی همچین حرفی زده که مثلاً اینا هم خیلی
- 1:41:44شعرهای قشنگ دارن اینا هم خیلی نقاط
- 1:41:46نکتههای نقض دارن یا همین ترکی رو که
- 1:41:48بعدها یاد گرفتم دیدم ندار در زبان ترکی
- 1:41:51هم کلی توانمندی وجود داره. پس حالا این
- 1:41:55مسئله که شما میای میگی زبان کردی مثلاً
- 1:41:58درش شاهنامه گفته نشده در زبان عربی مثلاً
- 1:42:01فلان شعر گفته نشده در زبان فارسی فقط هست
- 1:42:03خب بهخاطر اینی که شما بودجه رو همش دادی
- 1:42:05به اون دیگه تو اجازه ندادی اون یکی رشد
- 1:42:08کنه که خب تو اجازه بده اون یکی به زبان
- 1:42:10خودش کتاب بنویسه اون یکی یعنی چهجوری شما
- 1:42:12متصور هستی که یک زبانی مثل کردی یا یک
- 1:42:15زبانی مثل مثلاً فرض کنید عربی یا یک
- 1:42:17زبانی مثل ترکی فاقد توانمیایی تنازی و
- 1:42:21انتقال مفهوم و عرض کنم م مثلاً دلبری و
- 1:42:25لوندی و شعر محوریه اصلاً چیزی میکنه ن
- 1:42:28اونم داره دیگه خب تو اجازه ندادی اون رشد
- 1:42:30کنه حالا تصورت اینه که برو یاد بگیر برو
- 1:42:33اون کردی رو بخون برو اون ترکی رو بخون
- 1:42:35برو اون عربی رو بخون میبینی که اونم
- 1:42:37ساختارهای در واقع مناسب خودشو داره این
- 1:42:41میشه پشت کار فکر یعنی در واقع این باعث
- 1:42:43میشه که ما نتونیم یک پشت کار فکری داشته
- 1:42:47باشیم که شما در کسانی که خرافات رو
- 1:42:49میپرستن خیلی میبینی یعنی مثلاً میبینی
- 1:42:51طرف میاد میگه قانون جذب
- 1:42:54مثلاً میگه شما فکر کن مثلاً به یک پدیده
- 1:42:56این اتفاق میفته یا مثلاً نمیدونم فلان
- 1:42:59کوانتومی شفای کوانتومی خب شما حالا اگه
- 1:43:03از ایشون بپرسید که این کوانتوم یعنی چی؟
- 1:43:05این اصلاً نمیدونه کوانتوم یعنی چی. یا
- 1:43:07مثلاً به شما میاد میگه که فرکانسهای
- 1:43:09مغزت مثلاً
- 1:43:12این فرکانستو بیار مثلاً ببر با همفرکانس
- 1:43:15اگر بشی مثلاً با جنیفر لوپز، جنیفر لوپز
- 1:43:18دیگه توانایی نگفتن به تو نداره. این
- 1:43:20میگرده تو رو پیدا میکنه میاد دنبالش.
- 1:43:22تو باید همفکر فرکانس بشی با خواست
- 1:43:25خواستههات. خب حالا اگر از ایشون بپرسی
- 1:43:28که از نظر علم فیزیک اصلاً فرکانس یعنی
- 1:43:31چی؟ این اصلاً بنده خدا نمیدونه. اصلاً
- 1:43:33نمیدونه فرکانسی یعنی چی.
- 1:43:35اصلاً نمیدونه فرکانس چه نوعهایی داره،
- 1:43:37چه انواعی داره. داره از یک واژهای
- 1:43:40استفاده میکنه که معناشم بلد نیست. این
- 1:43:43پشتکار فکری رو نداره. ذهنش منضبط نیست که
- 1:43:46بره یاد بگیره اینا رو. چرا؟ چون اگه بره
- 1:43:47اینا رو یاد بگیره که دیگه به این مزخرفات
- 1:43:49اعتقاد نداره که یه کسی که فیزیک خونده
- 1:43:51میتونه اینو بفهمه که این فرکانس در
- 1:43:54چهارچوبی که ایشون داره میگه اصلاً کار
- 1:43:56نمیکنه. یا وقتی شما داری میگی انرژی
- 1:43:59مثبت انرژی مثلاً منفی
- 1:44:02خب اصلاً شما کسی که فیزیک خونده باشه
- 1:44:04قوانین ترمودینامیک رو خونده باشه کسی که
- 1:44:06مکانیک رو بلد باشه اصلاً متوجه میشه که
- 1:44:08این عواملی که شما دارید به انرژی ربط
- 1:44:11میدید اصلاً انرژی فاقد این
- 1:44:15متعلقاته در نتیجه این میشه پشتار ف فکری
- 1:44:18خب سخته دیگه تو باید این مطالعه بکنی
- 1:44:20خیلی چیز پیچیدهایه پس نتیجه خیلی
- 1:44:23راحتتره که ما این کارو نکنیم خب
- 1:44:27بیشتر آدمها به جای پشت کار فکری حالا
- 1:44:31بعضیا پشت کار فیزیکی هم ندارن ولی خب
- 1:44:33خیلیا پشت کار فیزیکی دارن
- 1:44:37به جای پشت کار فکری یعنی مثلاً شما اصلاً
- 1:44:40در ادبیات ما ببین نابرد رنج گنج میسر
- 1:44:44نمیشود مزدعان گرفت جان برادر که کار کرد
- 1:44:49یعنی ما داریم از یک فعالیت فیزیکی صحبت
- 1:44:52میکنیم که آقا شما پشتار فیزیکی داری
- 1:44:55داشته باشه زمانی که یک فرد با مشکل فکری
- 1:44:59روبهرو میشه
- 1:45:02در نتیجه بلافاصله تسلیم میشه
- 1:45:06خب مثلاً فرد مثلاً
- 1:45:10میخواد
- 1:45:13یک پدیدهای رو یاد بگیره
- 1:45:16و
- 1:45:18من یه دانشجویی داشتم به من میگفت استاد
- 1:45:19من این
- 1:45:21مثلاً جزوه رو خوندم اصلاً نفهمیدم این
- 1:45:24مبحث این بیمار ماریهای مثلاً نمیدونم
- 1:45:26فلان خیلی سخته
- 1:45:28گفت چیکار کنم؟
- 1:45:31به شما یه بار دیگه بخون،
- 1:45:34دو بار بخون، ۳ بار بخون، ۴ار بار بخون،
- 1:45:37جوابش خیلی ساده میخواه جواب سادهای
- 1:45:40داره دیگه. شما الان از اینجا حرکت کردید
- 1:45:41میخواید از تهران برید مشهد حالا فرض
- 1:45:43کنید ۲۰۰ کیلومتر رفتید یه دفعه ماشینو
- 1:45:45میذارید کنار و من به شما میگم که آقا ما
- 1:45:47۲۰۰ کیلومتر و نرسیدیم. شما چی میگی؟ میگی
- 1:45:49آقا برو دیگه برو تا برسی. در نتیجه اون
- 1:45:52میشه پشتار فکر. یعنی خیلی از آدما تصور
- 1:45:55میکنن که ولی در مسئله فیزیکی اینجوری
- 1:45:57نیستا. شما ببینید اگر به عنوان مثال الان
- 1:46:00مثلاً یک صندلی داشته باشید تو خونهتون که
- 1:46:03اینو بخواین ببرین تو بالکن بالاخره شما
- 1:46:06اگر پایههاش رد نشه از در به ۱۰۰ نوع
- 1:46:10مختلف تلاش میکنید تا بتونید اینو ردش
- 1:46:13بکنید اون پشت کار فیزیکی بیشتر انگار
- 1:46:15ایجاد میشه اما در رابطه با پشتار فکری نه
- 1:46:17حالا الان بیاین دوباره در پشت کار فکری
- 1:46:19این تمرین رو انجام بدید ببینید چه کار
- 1:46:22فکری بوده که شما قرار بوده انجام بدید و
- 1:46:27وسطش اینو رها کرد. مثلاً شما قرار بوده
- 1:46:29بری ریاضی یاد بگیری
- 1:46:33یا مثلاً قرار بوده بری زبان مثلاً فرانسه
- 1:46:35یاد بگیری.
- 1:46:37بعد مثلاً جلسه پنجم ششم دیدید که آقا ما
- 1:46:40یاد نمیگیریم.
- 1:46:42من مثلاً ۶ بار میخونم
- 1:46:45لغتا یادم میره. مثلاً من یه
- 1:46:49دوستی دارم این جدیداً مهاجرت کرده به
- 1:46:51استرالیا. بعد به من زنگ میزد میگفت
- 1:46:53همین من یه مشکلی به عنوان مشکلی میگفت
- 1:46:56آقا من انگار ذهنم انگار مثلاً ۱۰۰ تا
- 1:46:58کلمه بیشتر نمیتونه یاد بگیره ۱۱ رو یاد
- 1:47:01میگیره ولی از اون ۱۰ تا یکی رو حذف
- 1:47:02میکنه یکی رو یادم میره این اینجوریه
- 1:47:05مثلاً من الان در اینجا تیبل رو یاد گرفتم
- 1:47:08دو رو دیگه باید یادم بره دیگه مغزم دیگه
- 1:47:10اون به یادش نمیاد
- 1:47:13خب
- 1:47:15بعد من بهش میگم که خیلی خب تو این
- 1:47:18پشت کار فکری تو به کجا رسید تو چیککار
- 1:47:21کردی بعدش میگفت دیگه هیچی دیگه دیگه
- 1:47:22همین در حد همین که بالاخره اینجا توی
- 1:47:24استرالیا کار بکنم اینا دیگه به این فکر
- 1:47:26نمیکنم که برم
- 1:47:28بیشتر تلاش بکنم.
- 1:47:30من یادمه که جوون که بودم توی دانشگاه یه
- 1:47:35استادیو داشتیم این دکترای فلس استاد
- 1:47:37فلسفه بود. بعد
- 1:47:40یه دانشجویی که حالا من نمیشنامش از کلاس
- 1:47:44ما نبود اومد و من داشتم کنار این استاد
- 1:47:46صحبت میکردم باهاش. اومد گفت استاد من یه
- 1:47:48سؤالی دارم مثلاً خودم. گفت من از نظر
- 1:47:50فلسفی خیلی بدبختم.
- 1:47:52دست به هرچی میزنم این دست به طلا میزنم
- 1:47:55خاکستر میشه چرا بعد این استادم گفت یعنی
- 1:47:58چی یه مثال بزن گفت مثلاً من بقالی باز
- 1:48:01کردم ورشکست شدم نمیدونم نتونستم پولدار
- 1:48:05بشم فلان کارو کردم مثلا گ مثلاً همینجور
- 1:48:08داشت توضیح میداد که هر کاری ما کردیم
- 1:48:09نشد
- 1:48:12ما
- 1:48:13هرچه رشتیم پنبه شد اینجوری داشت میکن
- 1:48:17بعد این استادمون گفت خب مثلاً چیکار کردی
- 1:48:20آخرین باری که مثلا چیکار کردی گفت مثلاً
- 1:48:22من رفتم یه دونه ساندویچی باز کردم و سال
- 1:48:27مثلاً فرض کنید ۲۰۰ یه ساندویچی باز کردم
- 1:48:29بعد مثلاً اون سالی که ما
- 1:48:32این آدم داشت این سؤال رو میپرسید سال
- 1:48:34۲۰۰ و مثلاً ۳ بود بعد استاد ما گفتش که
- 1:48:37سال ۲۰۰ ساندوژی باز کرد گفت آره گفت خ
- 1:48:38سال ۲۰۱ جا کردی
- 1:48:42گفت مثلاً رفتم کفشی باز کردم گفت خب همون
- 1:48:45دیگه شما سال ۲۰۱ ساندویژی رو ادامه ندادی
- 1:48:49سال ۲۰۲ ادامه ندادی دادی سال ۲۰۳ ادامه
- 1:48:52ندادی یکی از سؤالی که شما باید از خودت
- 1:48:55بپرسی اینه که من چرا اونو ادامه نمیدم
- 1:48:57چرا اون پشت کاره رو ندارم
- 1:49:02همه کسانی که در واقع میان و در یک پدیده
- 1:49:05ذهنی ادعا میکنن که من نتونستم رشد کنم
- 1:49:08شما میبینید که اون پشت کاره رو نداره
- 1:49:09مثلاً طرف همین دوست من که میگم استرالیا
- 1:49:12مهاجرت کرده من ازش وقتی میپرسیدم که
- 1:49:15فلانی تو مثلاً آخرین باری که زبان خوندی
- 1:49:18کی بود؟ میگفت مثلاً ۴ ساعت پیش میبینی
- 1:49:19پراکنده مثلاً این قانونی نداره که من هر
- 1:49:22روز روزی ۱ ساعت ۴ تا ۵ مثلاً بشم زبان
- 1:49:25انگلیسی اونجا توصلی بخونم مثلاً اگر شما
- 1:49:28هر روز این کار رو بکنی این منجر به این
- 1:49:31میشه که عرض کنم خدمتتون که پشت کار فکریه
- 1:49:35منجر به یک دستاورد میشه حالا الان در
- 1:49:37زندگی خودتون ببینید کدوم آموزه فکری رو
- 1:49:40میخواستی بری یاد بگیری
- 1:49:43و این آموزه فکری رو نتونستی ادامه بدی
- 1:49:46ببین آیا دیسیپلین در ادامه ادامه داشتن
- 1:49:49در ادامه دادن درش وجود داشته یا نه؟ آیا
- 1:49:52شما تونستید مثلاً به مدت یک بازه چند
- 1:49:55ماهه رأس یک ساعت یا هر روز یه کاری رو
- 1:49:58انجام بدید در راستای رشد فکرتون یا نه؟
- 1:50:02اگر نه اینجا این گزینه رو باید روش کار
- 1:50:04بکنید.
- 1:50:06بسیار عالی. عامل بعدی
- 1:50:10در واقع تا اینجا الان ما این
- 1:50:14در واقع عوامل رو ارزیابی کردیم. عامل
- 1:50:16بعدی اطمینان به عقله. یعنی تشخیص اینکه
- 1:50:19استدلال خوب
- 1:50:23یک استدلال درست ارزش و درستی خودش رو
- 1:50:26اثبات کرده یا نه.
- 1:50:28این یکی دیگه از شاخصههای داشتن تفکر
- 1:50:32نقاده. یعنی تا اینجا الان ببینید تا
- 1:50:35اینجا الان ما همه اینا رو شاید شما در
- 1:50:37خودتون ببینید که کم و زیاد دچار ایرادیم.
- 1:50:40همه ما در اینا دچار مشکلیم. وقتی ما همه
- 1:50:42ما در اینها دچار مشکلیم خب اساساً
- 1:50:44نمیتونیم تفکر نقاد داشته باشیم.
- 1:50:47اساساً دیگه این امکانپذیر نیست که تفکر
- 1:50:51نقاد داشته باشه.
- 1:50:53اساساً توانایی در واقع
- 1:50:58نقادانه فکر کردن در ما ایجاد نمیشه. این
- 1:51:00گام اول ما باید این هفت هشت ۱ تا رو در
- 1:51:02خودمون ایجاد بکنیم بعد بریم حالا توی
- 1:51:05اصول بعدی. خب اطمینان به عقد گفتیم یعنی
- 1:51:08اینکه بفهمیم استدلال ارزشمنده یا نه.
- 1:51:12ما باید ببینیم که این استدلالی که ما
- 1:51:14داریم این استدلالهایی که برای تأیید
- 1:51:18افکارمون داریم اینها آیا استدلالهای
- 1:51:21درستین یا اینکه نه؟ ویژگی متضاد چیه؟
- 1:51:26بیاطمینانیه به عقل.
- 1:51:29یه آدمی که متفکر تعلیم ندیده است به عقل
- 1:51:34اطمینانی نداره. در نتیجه در رابطه در
- 1:51:36مواجهه با استدلال و تحلیل منطقی احساس
- 1:51:40تهدید میکنه.
- 1:51:44اساساً وقتی شما دارید یک چیزی رو به صورت
- 1:51:47منطقی و تحلیلی براش توضیح میدید اصلاً
- 1:51:50اساساً احساس چیز میکنه احساس تهدید
- 1:51:53میکنه وقتی میای بهش توضیح میده که مثلاً
- 1:51:55از نظر منطقی مثلاً فلان تیم ببینید در
- 1:51:58اینجا مثلاً این خطا رو کرده ببینید این
- 1:52:00داوره اینجا مثلاً اینجا این کارت روبه
- 1:52:02ببینید در اینجا مثلاً توپ اتصطقی داره یه
- 1:52:05برنامهی بود قدیم این بنده خدا عادل
- 1:52:07فردوسپوری نشون میداد شما میدونید مثلاً
- 1:52:09این داور با دوربین داره نشون میده که
- 1:52:11مثلاً این تیپو با دستشو گرفته انداخته
- 1:52:12بیرون بعد مثلاً اینا باز قبول نمیکردن
- 1:52:14مثلاً اون بازیگرا میگفت نه مثلاً این
- 1:52:17یعنی استدلال رو قبول نمیکرد یا مثلاً
- 1:52:20میومد میگفتش که آقا این شما اینگونه
- 1:52:22هول دادی اینگونه هل دادن در منطق فوتبال
- 1:52:25مثلاً طبق فلان اصل داوری مساویه با خطای
- 1:52:28کارت زرده این میگفت نه اینا واسه خودشون
- 1:52:30میگن این تو اروپا اینجوریه مثلاً اینجا
- 1:52:32تو ایران اینججوری نیسته که اینجا معنی
- 1:52:33نداره یعنی چی این واسه خودشون میگن
- 1:52:36تو اگر در چارچوب این بازی میخوای بازی
- 1:52:39بکنی خب باید قوانینشو بپذیر دیگه مثل به
- 1:52:41قول معروف ویتکنشتاین یادتونه در فلسفه
- 1:52:44بازیهای زبانی رو من که نمیتونم بیام با
- 1:52:46تو تخت نرد بازی بکنم بعد قوانین تخته رو
- 1:52:48قبول نکنم بگم مثلاً تاس بریزم بگم کیش خب
- 1:52:51اون واژه کیش که اونجا معنا نداره که
- 1:52:54مفهومی نداره که من نمیتونم بگم که خاط
- 1:52:56کی شدی حالا بیا مثلاً ماتیم در نتیجه این
- 1:53:00میشه درست استدلال کردن ما در یک جهان
- 1:53:05غیرعقلانی
- 1:53:07زندگی میکنیم انواع و اقسام باورهای غیر
- 1:53:10غیرقانی وجود داره. شما اصلاً اگر این
- 1:53:13تفکر نقاد حالا این دورهمون تموم بشه
- 1:53:15بیرون که بری اصلاً متحیر میشی. شما تصور
- 1:53:18میکنی که من گاهی موقع دوستانم اینجا یه
- 1:53:21مرکزی هست که بعضی مواقع آدما باهاش شوخی
- 1:53:24میکنن به مراکزی که بیماران روانی رو نگه
- 1:53:26میدارن میگن مثلاً دیوانهخانه میگن
- 1:53:28تیمارستان. گ یه موقع مثلاً من این مرکزی
- 1:53:30میرم که حالا اونجا یه مراجعهای دارم یه
- 1:53:32مریضی دارم که حالا ببینمش
- 1:53:35بعضی از این دوستان من به من میگن که این
- 1:53:38داخل اونجا چه شکلیه من به شما میگم
- 1:53:40دقیقاً مثلاً بیرونه دیگه شما چه فکر کردی
- 1:53:43مثلاً داخل اونجا مثلاً دقیقاً مثل بیرونه
- 1:53:44اتفاقاً داخل اونجا خیلی بهتره چرا چون
- 1:53:47اونجا باز یه امنیتی از ما اینا رو گرفتیم
- 1:53:49یه جایی محصور کردیم اینایی که به خودشون
- 1:53:51آسیب میزنن احتمال آسیب زدن به دیگران رو
- 1:53:53دارن کارد میکشه مثلاً خودزنی میکنه
- 1:53:56اینا رو بیرون که اصلاً
- 1:53:59یعنی شما تصور نکنید که دنیایی که در
- 1:54:00زندگی میکنی دنیای عقلانیه. اساساً یک
- 1:54:03دوران دنیای عقلانی نیست. میری بیرون حالا
- 1:54:06نگاه میکنی مثلاً
- 1:54:10خیلی از آدما
- 1:54:14علیرغم اینکه یک پدیده علمی رو دارن
- 1:54:16میبینن باز واکنشهای غیرمستند رو
- 1:54:20میپذیرن.
- 1:54:22شما بسیاری از آدما مثلاً شما میبینی
- 1:54:24داره میبینه که مثلاً فرض کنید
- 1:54:27استفاده از این دارو کمک میکنه به
- 1:54:30بهبودیش. باز دوباره میریم مثلاً میبینی
- 1:54:33یه فعالیت دیگهای داره میکنه. یه رفتار
- 1:54:36دیگهای رو داره انجام میده.
- 1:54:39یک عالمه محرک خیلی از آدما هستن که از یه
- 1:54:43سری رهبران دارن تبعیت میکنن که اینا
- 1:54:47انواع و اقسام مستندات وجود داره. شما
- 1:54:49مثلاً همین جناب آقای
- 1:54:52طوسی
- 1:54:54که خب رقابت میکنه با عموجانی این
- 1:55:00شما میبینی که این الان اومده اینجا در
- 1:55:03ترکیه چند وقت پیش یک مراکز نمیدونم یک
- 1:55:07مسابقه نمیدونم قرآن بوده چی بوده تو
- 1:55:09ترکیه اجرا میشده شبکههای خبری ترکیه
- 1:55:12نمیدونم دیدید یا نه
- 1:55:14خبر در خبر رسمی اومدن به خانوادهها
- 1:55:17هوشیار هشدار دادن که آقا این آدم داره
- 1:55:19وارد میشه بچههاتونو باهاش تنها نذارید
- 1:55:22شما الان بنویسید در عرض کنم خدمتتون که
- 1:55:26اینستاگرام یا اینترنت بنویسید هشدار
- 1:55:28شبکههای ترکیه برای جناب آقای توسی اصلاً
- 1:55:30عملاً اومده گفته که آقا خانوادهها
- 1:55:32حواستون باشه اینا مساجد میرین بچههاتونو
- 1:55:34با این ت یه ایرانی داره میاد
- 1:55:37که این
- 1:55:39از وقتی که این ایرانی داره میاد عموجانی
- 1:55:42میگن فرار کرده رفته یه جای دیگه خب این
- 1:55:47بسیاری از انسانها ها شما میبینی مثلاً
- 1:55:49این رو دارن میبینن به ذات اینو داره
- 1:55:51میبینه در ایران ولی باز دوباره بچهش رو
- 1:55:53یعنی این مستنداتو نمیبینه همین ماجرا رو
- 1:55:56ما در مورد خیلی مسائل دیگه داریم شما
- 1:55:58مثلاً میبینی که فلان خواننده اومده
- 1:56:00بالای سکو فالچ داره میخونه درست
- 1:56:04نمیتونه نت رو ادا بکنه یک عالمه در
- 1:56:07رابطه با اشتباه خواندنش داره گفته میشه
- 1:56:10شما دوباره باز رفتی بریتشو خریدی
- 1:56:13خب این یعنی دنیا عاقل نیستی دیگه دنیای
- 1:56:17غیرعاقلانه هست یا آدم عاقل کرم چه چیکاری
- 1:56:19نمیکنه؟ خب پس چه
- 1:56:23یه سری از باورها پس وجود داره که باعث
- 1:56:25میشه این تف قدرت
- 1:56:29عقلانی رو محرکهای غیرعقلانی این
- 1:56:32محرکهای غیرقلانی چیه؟ ببین تا حالا ما
- 1:56:34شاخصهاشو گفتیم دیگه قبلی مثلاً گفتیم
- 1:56:36تقدسگراییه
- 1:56:38این یکی چیه؟
- 1:56:40محرکهایی که ۱۰ ۱۲ تا محرکه که نشون میده
- 1:56:42ما اطمینان به عقل رو از دست دادیم. یکی
- 1:56:45اعتقاد به رهبران ملی.
- 1:56:48طرف مثلاً میبینی به هیتلر و یه رهبر ملی
- 1:56:52اعتقاد داره. میگه آقا این چون فلان رهبر
- 1:56:54چون اسمش آقای ایکسه چون هیتلره چون مثلاً
- 1:56:58نمیدونم فلانه محمدرضا شاه پهلویه
- 1:57:00خامنهایه یا هر کس دیگهای هست پس باید
- 1:57:02بهش اقتدا کرد. در حالی که نه این رفتار و
- 1:57:05منشش در سیاست باید مورد تفکر ما قرار
- 1:57:09بگیره نه اینکه حالا خودش حالا یا مثلاً
- 1:57:12اعتقاد به رهبران عقیدتی
- 1:57:16شما رهبرانی که مثلاً میبینید رفتارهای
- 1:57:19غیراخلاقی دارن علیرغمی که در یک جایگاه
- 1:57:23اخلاق محور نشستن اما کماکان جامعه به
- 1:57:26اینا میل داره مثل صدیقی مثلاً شما
- 1:57:29میبینید میاد در جایگاه امام جمعهست
- 1:57:32اومده ده مثلاً در جایگاه اخلاقه دیگه.
- 1:57:36حالا این آدمی که مبلغ اخلاقه شما میبینی
- 1:57:40یک فراآیند ضد اخلاقی داره اما نهایتاً
- 1:57:43منجر به این نمیشه که مردم دوباره تردش
- 1:57:46بکنن.
- 1:57:48خب اینجا که دیگه حکومت نمیاد به شما بگه
- 1:57:49آقا بیا
- 1:57:51به زور مثلاً باید تردش بکنی این شک.
- 1:57:54ولی طرف به واسطه اینکه مثلاً یه گرایشی
- 1:57:57داره که این گرایش نزدیک به گرایش حاکمه
- 1:58:01مثلاً یک بسیجیه یک سپاهیه اینجا مستندات
- 1:58:04رو دیگه نادیده میگیره یعنی استدلالهای
- 1:58:08عقل رو نادیده میگیره این فاکتور رو
- 1:58:10نداره ذهنش این فاکتوررو نداره که آقا اگر
- 1:58:12ما یک استدلال عقلانی دیدیم شک بکنیم
- 1:58:18یعنی اگر من الان طرفدار به عنوان مثال
- 1:58:21فرض کنید یه تیمی مثل پرس پولیس یا استق
- 1:58:23استقلال هستم اگر یک مستند غیرعقلانی از
- 1:58:27اینا دیدم خب اینو باید برای چی باید ردش
- 1:58:29بکنم
- 1:58:31چرا من باید مصرانه معتقد باشم که نه
- 1:58:35مثلاً این اشتباهه خب عقلانی رو باید
- 1:58:39تأیید بکنم دیگه در نتیجه یکی دیگه اینه
- 1:58:43یا عرض کنم خدمتتون که اعتقاد به پدر در
- 1:58:45مقام رئیس مثلاً سنتی خانواده
- 1:58:48شما مثلاً میبینی مثلاً طرف میگه که آقا
- 1:58:50این مادره دیگه مقدس بودن مادر میگه میگه
- 1:58:53مادره دیگه احترامش واجبه نه چه دلیل داره
- 1:58:55که چون مادر احترامش واجب باشه این رفتارش
- 1:58:58باید باعث بشه که شما رابطه رو باهاش
- 1:59:01تنظیم بکنی اینجا استدلالهای عقلانی رو
- 1:59:05شما دیگه زیر نظر می یعنی ما میایم
- 1:59:06میبینیم که آقا یه قانون اساسی داریم که
- 1:59:09این قانون اساسی تفکرش
- 1:59:12منضبط نیست در قانون اساسی که ما داریم
- 1:59:15مثلاً قید شده که آقا این پدر اگر مثلاً
- 1:59:17بچه یا فرزند خودش رو دچار ضرب و شتم یا
- 1:59:20مثلاً یک حادثهای کرد.
- 1:59:24قانون مثلاً میتونه اغماز بکنه. چرا؟ چون
- 1:59:28این رو در جایگاه پدر گذاشته.
- 1:59:31این حاکم این دختر یا پسر شده. خب این
- 1:59:35حالا یه مستندات رفتاری داره. این پدر یه
- 1:59:38سری رفتارهای نادرست رو داره میکنه. ما
- 1:59:40این مستندات عقلانی رو دیگه نمیدونیم.
- 1:59:42اعتقاد به قدرتهای متافیزیکی.
- 1:59:45اعتقاد به مراجع رسمی قدرت پلیس قضات
- 1:59:49کشیش. شما اصلاً اعتقادی نباید داشته باشی
- 1:59:51به این مراجع. اعتقاد به عملکردشون باید
- 1:59:53رفتارشونو باید ارزیابی بکنه اعتقاد به
- 1:59:55گروههای اجتماعی رسمی مثل کلیسا حزب
- 1:59:59مثلاً مسجد
- 2:00:02اعتقاد به ایدئولوژی سیاسی مثل کمونیسم
- 2:00:05سرمایهداری فاشیسم شما میگی آقا بهترین
- 2:00:08نظام کمونیسمه خب حالا اگر از نظر عقلانی
- 2:00:11شما یک مستنداتی رو داشتی که اینو رد
- 2:00:14میکرد چرا نباید بپذیری
- 2:00:16اعتقاد به حس شهودی
- 2:00:21این متضاد عقله دیگه شما حس شهودی معتقدی
- 2:00:24که آقا یک دلیل شهودی
- 2:00:27مقدمه به یک دلیل عقلانیه
- 2:00:30خب
- 2:00:33من احساس میکنم که مثلاً فلان اتفاق قرار
- 2:00:37بیاد یه احساس شهودی دارم من احساس میکنم
- 2:00:39که مثلاً اتفاقی برامون نمیفته خیره
- 2:00:41ایشاالله بیا بریم آخه چی اتفاقی نمیفته
- 2:00:43تو مثلاً نمیبینی که هواشناسی گفته مثلاً
- 2:00:46جاده یخبندانه کوه ریزش کرده ب چی یعنی چی
- 2:00:48من اعتقاد ندارم تو صدقرو برا چی زیر سؤال
- 2:00:50داری
- 2:00:52خب پس یعنی چه
- 2:00:55اعتقاد به سرنوشت
- 2:00:58یه نیروی بینامی وجود داره که رقم زده
- 2:01:01زندگی ما رو اعتقاد به نهادهای اجتماعی
- 2:01:03مثل حکومت مثل نظام آموزشی مثل دادگاه ما
- 2:01:06اعتقاد داریم که باید به اینا اعتقاد نه
- 2:01:08ما عملکرد اینها رو باید اگر غیراعقلانی
- 2:01:11هست بیایم در واقع جلوش وایسیم عرف عمومی
- 2:01:17یه عرفی رو اعتقاد داریم که آقا مثلاً ما
- 2:01:19نه در شهر مشهد یا در شهر قم مثلاً موسیقی
- 2:01:22نباید کنسرت نباید یه عرف مثلاً چی همچین
- 2:01:24تای
- 2:01:26یه چیز غیرعقلانیه
- 2:01:29اعتقاد به افرادی که موقعیت اجتماعی دارن
- 2:01:31مثلاً شما من خیلی میبینید در اینستاگرام
- 2:01:33مثلاً ایلان ماسک گفته که مثلاً نمیدونم
- 2:01:38آدم قوی آدمیه که مثلاً موز بخوره حالا
- 2:01:41گفته که گفته مگه این مثلاً برپایه یک
- 2:01:44تفکر مثلاً مستند شدهست مگه آزمایشی شده
- 2:01:47یا مثلاً امام قال امام صادق علیه سلام
- 2:01:51چون قال امام صادقه پس یعنی من باید اینو
- 2:01:53بپذیرم
- 2:01:56چون مثلاً مسیح اینو گفته من باید اینو
- 2:01:58بپذیرم اینجا یعنی من بر خلاف عقل دارم
- 2:02:02رفتار میکنم دیگه این گزینههایی که من
- 2:02:03این ۱۰ ۱۲ تا موردی که به شما گفتم وقتی
- 2:02:05در یک نفر در سخن یک نفر دیدی که میگه که
- 2:02:09مثلاً خب
- 2:02:12طبق نظر مثلاً فروید
- 2:02:15خ چون فروید اینو گفته که مهم نیست که چون
- 2:02:18اون چیزی که گفته قابل اندازهگیری و قابل
- 2:02:20اثباته مهمه. نه اینکه چون فروید اینو
- 2:02:23گفته.
- 2:02:25یا در بسیاری از موارد شما میبینید که
- 2:02:28این رو خیلی استفاده میکنن.
- 2:02:31عقل
- 2:02:33زائل کردن عقل رو خیلی استفاده میکنن.
- 2:02:35مثلاً شما میبینید که در تلویزیون میان
- 2:02:37میگن که به گفته دانشمندان مثلاً
- 2:02:40ژاپنی روزه مثلاً خیلی خوبه.
- 2:02:45خب این کین این دانشمندان ژاپنی؟ یعنی
- 2:02:47متصل میشه به یه مرجع میگه آقا یه
- 2:02:49دانشمندی مثلاً گفته پس نچه دیگه دلیل
- 2:02:52نداره ما بیایم از نظر عقلانی با مستندات
- 2:02:55و استدلالهای علمی اینا ارزیابی بکنیم.
- 2:02:58پس این گزارههایی که بهتون گفتم مرجع
- 2:03:00فلان مثلاً اینا همه نشانه به اینه که طرف
- 2:03:05اطمینان به عقل نداره. شما وقتی باهاش
- 2:03:08صحبت میکنی میبینی طرف مثلاً به شما
- 2:03:10میاد میگه که آره مثلاً این
- 2:03:13فراآیند رو باید اینگونه انجام بدیم.
- 2:03:15چرا؟ چون فلانی گفته. چون بمدانی گفته. خب
- 2:03:18حالا بریم این مورد رو هم چک بکنیم در
- 2:03:20خودمون که اطمینان به عقلمون چقده. یه
- 2:03:23موقعیتی رو در ذهنتون الان یادآوری بکنید
- 2:03:26که یک موضع تدافعی اتخاذ کردید.
- 2:03:32مثلاً
- 2:03:34آخرین موقعیتی که داشتید از یک چیز دفاع
- 2:03:38میکردین رو یادآوری بکنید تو ذهنتون
- 2:03:41و ببینید که آیا
- 2:03:44بعد بنویسید که با برا خودتون تو ذهنتون
- 2:03:47تجسم بکنید که در اون موقعیت چه اتفاقی
- 2:03:50افتاد
- 2:03:53حالا ببینید چه استدلالهای
- 2:03:55مخالف استدلال شما وجود داره
- 2:04:00و چرا شما نمیتونید این استلالها رو
- 2:04:02بپذیرید.
- 2:04:05بالاخره شما در موقع یه سری چیزا هست که
- 2:04:07شالوده افکار شماست دیگه. مثلاً شاید الان
- 2:04:09مثلاً من الان به نگار اگه بگم که نگار از
- 2:04:12نظر تو مثلاً آیا ازدواج مثلاً مرد با مرد
- 2:04:16میتونه درست باشه یا نه؟ شاید مثلاً یه
- 2:04:19نگاه متضادی داشته باشه. یا اگر یک
- 2:04:23عرض کنم خدمتتون
- 2:04:26نگاهی دارید یک تفکر خاصی دارید
- 2:04:30ببینید که این تفکرتون چه استدلالهایی
- 2:04:33میتونه این تفکرو زیر سؤال ببره و شما
- 2:04:35چرا این استدلالها رو نمیپذیرید؟
- 2:04:38چه عاملی وجود داره که شما استدلالهای
- 2:04:41منطقی رو رد میکنید؟ پس این تمرین رو
- 2:04:44چهجوری انجام میدید؟ ببینید که شما چقدر
- 2:04:45به عقل اطمینان دارید. یعنی اگر یه نفر
- 2:04:48الان بیاد به شما بگه که آقا از نظر عقلی
- 2:04:52این اثبات شده که مثلاً این حرکت شما
- 2:04:56مناسب نیست آیا شما توانایی تغییر اون
- 2:04:58حرکت رو دارید؟ آیا شما اصلاً توانایی
- 2:05:00پذیرشون استدلال رو دارید یا نه؟
- 2:05:07بیایین تو ذهنتون جستجو بکنید ببینید که
- 2:05:10چه
- 2:05:12مسائلی هست که در واقع در ذهن شما
- 2:05:15استدلالهایی رو به شما ارائه میده. مثلاً
- 2:05:17شما آیا اعتقاد دارید که مثلاً خدا وجود
- 2:05:20داره؟ خب اگر یه استدلال منطقی بیاد برای
- 2:05:22شما ایجاد بشه چه عاملی باعث میشه که
- 2:05:25کماکان اعتقاد دارید خدا وجود داره؟ علی
- 2:05:27رغم اینکه اون استلالهای منطقی میعکسش
- 2:05:29اگر شما مثلاً یک فردی هستید که معتقدید
- 2:05:32خدا وجود نداره اگر یک استدلال منطقی
- 2:05:35اونجا ایجاد بشه چرا این استدلال منطقی رو
- 2:05:38نمیپذیری اگر شما اعتقاد دارید که مثلاً
- 2:05:41خدا جهان رو آفریده دنیا رو آفریده حالا
- 2:05:43یه استدلالی مثل داروین میاد بهشون یه
- 2:05:45استدلالی میاره که میگه آقا این نه
- 2:05:47اینجوری نیست که انسان مثلاً یه دفعه
- 2:05:48آفریده شده باشه این در راستای تکامل
- 2:05:51ایجاد شده ببینید چه عواملی وجود داره که
- 2:05:54این استدلال منطقی رو نمیتونید بپذیرید
- 2:05:57چرا شما این شواهد رو نمیپذیرید؟
- 2:06:00حالا در قسمتهای مختلف زندگی خودتون
- 2:06:03ببینید خیلی ساده مثلاً الان نگار میخواد
- 2:06:06بیاد بره تلفن بخره من به نگار میگم که
- 2:06:08نگاه چه تلفنی میخوای بخری میگه من
- 2:06:09میخوام مثلاً سامسونگ بخرم من بهش میگ خ
- 2:06:12حالا یه آیفون میخوای بخرم بین آقا یه
- 2:06:14تلفنی هست به نام برند ایکس برای چی تو
- 2:06:17میخوای سامسونگ بخری این میگه برای اینکه
- 2:06:19مثلاً حافظهش خوب بود مثلاً میگه خب ببین
- 2:06:20این حافظهش مثلاً چند گیگ بیشتر از اینه
- 2:06:23امکاناتش انقدر بیشتره ساختار فلانش انقدر
- 2:06:27بهتره همه این گزینهها بهتر از اون یکیه
- 2:06:30چی میشه که شما نمیتونی باز بخری اون باز
- 2:06:33تو میگی نه من کماکان مثلاً شما این
- 2:06:34استدلال عقلی رو میبینید که مثلاً افرادی
- 2:06:37که دنبال برند هستن
- 2:06:40عموماً این استلال عقلانی رو ندارن دیگه
- 2:06:43مثلاً طرف میگه من باید حتماً مثلاً برند
- 2:06:46فلان رو استفاده بکنم شما بهش میگی خب
- 2:06:48حالا دلایلت چیه؟ میگه آره خیلی راحته
- 2:06:51مثلاً نمیدونم اینجوریه اونجوریه حالا
- 2:06:53یه سری استدلالهای عقلانی شما براش میاری
- 2:06:55که فلان جنس از این یکی بهتره این ولی
- 2:06:57نمیپذیر
- 2:07:00این اصلاً متوجه نمیشه این استدلال رو خب
- 2:07:03شما الان در شما هم این مسائل وجود داره
- 2:07:05دیگه به عنوان مثال شما شاید یک پنیر خاصی
- 2:07:07رو دارید استفاده میکنید یک ماست خاصی رو
- 2:07:11استفاده میکنید حالا هر نوع استدلال
- 2:07:13عقلانی برای شما بیارن که مثلاً فلان
- 2:07:15برندی که تازه اومده از نظر این فاکتورها
- 2:07:19مثلاً بهتره ره احتمال داره شما نپذیرید
- 2:07:21چون اونجا یک واکنش شهودی داری میگی نه من
- 2:07:24اونو خوردم مذاش بهتر
- 2:07:28خب چی میشه که تو این استلال عقلانی رو
- 2:07:30نمیپذیری حاضر نیستی یک بار تجربه بکنی
- 2:07:32سرمایهگذاری بکنی روی این یکی دیگه از پس
- 2:07:35تا اینجا ما اومدیم چیکار کردیم ما اومدیم
- 2:07:37گفتیم که ه۷ هشت ۱ تا عامل وجود داره که
- 2:07:41اینها شالوده تفکر منطقی یا نقادانهست
- 2:07:46یکی صداقت فکریه که توضیح دادیم چیه
- 2:07:49تواضع فکری گفتیم چیه؟ پشت کار فکری رو
- 2:07:53گفتیم انصاف فکری رو گفتیم اطمینان به
- 2:07:55عقلم گفتیم شهامت فکری هم گفتیم همدلی هم
- 2:07:58گفتیم چند تاش اینا رو گفتیم یه دو سه تای
- 2:08:00دیگهش مونده که هنوز اینا رو نگفتیم که
- 2:08:02جلسه بعد اینا رو بیان میکنیم اینا چیه؟
- 2:08:05اینا شلودههای در واقع بعد از استدلال
- 2:08:10اطمینان به عقل میریم سراغ استقلال فکری
- 2:08:14استقلال فکری روهم که بگیم
- 2:08:16بعد در واقع
- 2:08:20تموم میشه این ماجرا و حالا حالا بذارین
- 2:08:25این استقلال فکری رم بگیم که اصلا تموم
- 2:08:27بشه این دیگه استقلال فکرم بگیم تموم میشه
- 2:08:28میریم بعد میریم در جلسه بعد سراغ چهار
- 2:08:32مرحله در واقع مراحل تفکر انتقادی یعنی
- 2:08:36اینا رو که حالا توضیح دادیم حالا میاب
- 2:08:38میبینیم که مراحل تفکر انتقادی رو چهجوری
- 2:08:40باید ایجاد بکنیم در واقع افرادی که
- 2:08:43اینها رو نداشته باشن این انضباط فکری رو
- 2:08:46نداشته باشن اصلاً نمیتونن وارد تفکر
- 2:08:48نقادانه بشن اصلاً شما نمیتونی نقادانه
- 2:08:51فکر بکنی اگر اینا رو نتونی در خودت پرورش
- 2:08:54بدی خب آخریشم
- 2:09:01استقلال فکری
- 2:09:03استقلال فکری فری یعنی چی؟ یعنی آخرین
- 2:09:05ویژگی که در واقع برای یک فکر منضبط ما
- 2:09:09قائلیم استقلال فکریه. استقلال فکری یعنی
- 2:09:12انگیزه درونی که مبتنی بر آرمان تفکر
- 2:09:18مستقل ایجاد شده. یعنی وضعیتی که فرد
- 2:09:22ارزشها، باورها و شیوه زیست خودش رو خودش
- 2:09:26تولید میکنه و متکیب دیگری نیست.
- 2:09:29یعنی اگر شما اومدی مثلاً یه مذهبی برای
- 2:09:33خودت تولید کردی اینو با استناد به در
- 2:09:36واقع افکار و مطالعات خودت داری تولیدش
- 2:09:39میکنی. اگر شما الان حجابی رو رعایت
- 2:09:42میکنی یا حجابی رو رعایت نمیکنی یا اگر
- 2:09:44مثلاً
- 2:09:46اعتقادی در یک زمینهای داری با استناد به
- 2:09:49در واقع ارزشها و شیوههای
- 2:09:53تفکر خویشتنه نه وابسته به در واقع یک
- 2:09:59عامل دیگه
- 2:10:02یه کسی که
- 2:10:04استقلال فکری داره ابعاد ذهنی که داره رو
- 2:10:08همواره
- 2:10:11غیرابسته به دیگری پرورش داده. خب پرورش
- 2:10:14استقلال فکری خیلی کار سختیه. چرا؟ چون
- 2:10:17شما همواره در معرض یه عالمه تودههای
- 2:10:21مختلفی از اندیشه هستیم. ما همواره اینجا
- 2:10:25باید چیککار بکنیم؟ منشأ تفکرات خودمون رو
- 2:10:29ارزیابی بکنیم. یعنی اینکه من فکر میکنم
- 2:10:33بنگلادشی کثیفه،
- 2:10:36هندی کثیفه، پاکستانی کثیفه آیا برپایه یک
- 2:10:40تجربه شخصیه؟ آیا شما تا حالا اصلاً با یه
- 2:10:42پاکستانی در یه خانه زندگی کردی؟ آیا
- 2:10:44اصلاً رفتی پاکستان؟ آیا اصلاً باهاش
- 2:10:46زندگی کردی؟ چی شد که این فکرو کردی که
- 2:10:47پاکستانیا همه کثیفن؟ ریشه این فکر تو در
- 2:10:52خاطرات مثلاً
- 2:10:54اطرافیانته، در تصاویر سینماییه، در
- 2:10:58نمیدونم
- 2:10:59چیزیست که دنیا بهت داده یا خودت تجربه
- 2:11:02کردی.
- 2:11:04یعنی اندیشه تو آیا پذیرفته شده است؟ آیا
- 2:11:07تو دنبال رو دیگرانی یا نه؟ اندیشه رو
- 2:11:12ایجاد کردی در خودت.
- 2:11:15بسیاری از تفکرات خودتونو الان ببینید.
- 2:11:16ببینید که مثلاً شما اگر استقلالی هستید،
- 2:11:19اگر پرس پولیسی هستید، اگر مسیحی هستید،
- 2:11:21اگر شیعه هستید، اگر نمیدونم اعتقاد به
- 2:11:24این دارید که زن نباید آزاد باشه یا زن
- 2:11:27باید آزاد باشه یا هر چیز دیگهای، زبان
- 2:11:30اصلی باید فارسی باشه، هر چیزی که چالشه
- 2:11:32در دنیا شما وقتی بهش فکر میکنی ببین که
- 2:11:34اون اندیشات نظرت چیه؟ اول وقتی نظرتو
- 2:11:36دیدی حالا ببین نظرت از کجا اومده؟ از کی
- 2:11:38این نظرو داشتی؟
- 2:11:41مال خودته یا از دیگران وام گرفتی؟ خب
- 2:11:44چهجوری میتونیم حالا اینو بیایم؟
- 2:11:47چکش بکنیم.
- 2:11:50تمام چیزهایی که در زندگی شما تا حالا
- 2:11:52تأثیر داشته رو الان بیا این لیست بکنید.
- 2:11:54چه چیزایی تأثیر داشته؟ یکی فرهنگ، یکی
- 2:11:57مثلاً خانواده، مذهب، گروه همسن و
- 2:11:59سالانتون، رسانهها، روابط بین فردیتون،
- 2:12:03هر چیزی که در دنیای پیرامونتون داره روی
- 2:12:05شما تأثیر میذاره. اینا همه رو بررسی
- 2:12:06بکنید.
- 2:12:10خب حالا آیا میتونید بین حوزههای فکری و
- 2:12:13رفتاری که دربارهش هیچ فکری نمیکنید
- 2:12:17اصلاً تفکری ندارید و جاهایی که مستقل در
- 2:12:22موردش فکر میکنید اصلاً تمایز قائل بشید؟
- 2:12:25یعنی آیا شما میتونید بگید که
- 2:12:29ما اکثراً فکر میکنیم مستقل می اندیشه
- 2:12:32میکنیم در حالی که دارید از دیگران تبیعت
- 2:12:34میکنید؟
- 2:12:37آیا باورها و اندیشههای شما همخوان با
- 2:12:41همگروههای شما هست یا نه؟
- 2:12:44مثلاً الان اگر من پدر نگار باشم
- 2:12:49نگار بیاد خونه من مادر نگارم مثلاً مادر
- 2:12:51فرشتهم پدر نگارم بعد نگاه بیاد بگه بابا
- 2:12:54من تصمیم گرفتم ماهامو مثلاً تیغ بزنم
- 2:12:58وسط کلمم مثلاً یه چیزی تعتو بکنم
- 2:13:02لباسم میخوام اینجوری بپوشم مثلاً قراره
- 2:13:05اینجوری از این بعد میخوام تصمیم گرفتم
- 2:13:07که اینجوری موهامو بنفش بکنم آبی محمد
- 2:13:10مثلاً میاد به من میگه که آره بابا من
- 2:13:12میخوام موهامو قرمز بکنم
- 2:13:13و نقش بکنم مثلاً اینججوری بکنم فلان. خب
- 2:13:16من مثلاً اینجا باهاش مخالفتم میکنم.
- 2:13:18حالا شما اینجا چی میای میگی؟ شما میای
- 2:13:20میگی که من یه بخشی از اندیشههای خانواده
- 2:13:23خودم رو نمیپذیرم.
- 2:13:25مستقل از اینا فکر میکنم. حالا ببین که
- 2:13:27آیا شده در خیابون راه بری یک تیپ یک مدلی
- 2:13:30رو ببینی که از نظرت بیمعنی و مسخره
- 2:13:32باشه؟
- 2:13:34اگر یک همچین تجربهای رو داری یعنی شما
- 2:13:37هیچ تفاوتی با خانواده خودت نداری. فقط در
- 2:13:41ساختارهایی که نمیپذیری متفاوتی. اون
- 2:13:44مثلاً مرزش تا اینجاست، شما مرزت تا
- 2:13:46اونجاست. این اینا یهکم تغییر کرده. مثلاً
- 2:13:50پدربزرگ من نمیپذیرفته که مثلاً به عنوان
- 2:13:53مثال فرض کنید
- 2:13:56یک دختر
- 2:13:58با تاپ و مثلاً شلوارک بره بیرون. حالا من
- 2:14:04مدرنتر شدم. اینو پذیرفتم ولی نمیپذیرم
- 2:14:07که یک پسر شلوار صورتی بپوشه.
- 2:14:10تفاوتی نداره. منم در روح زمان خودم
- 2:14:14همون نقش پترزگه رو دارم ایفا میکنم
- 2:14:16دیگه. فرق نمیکنه که من اندیشه من کماکان
- 2:14:21مستقلانه نیست. یعنی من وام گرفتم از اون
- 2:14:24پدربزرگه که باید یک سری مرزهایی رو در
- 2:14:27ذهن خودم در راستای پذیرش مثلاً لباس
- 2:14:30داشته باشم.
- 2:14:32خب بسیاری از مثلاً نوجوانان که میبینید
- 2:14:36در برابر مثلاً سیستمهای
- 2:14:40موجود طغیان میکنن
- 2:14:43اینا در واقع همین شکل دنبالهروی از
- 2:14:46والدینه. این یک نوعی از تبعیته. اینا
- 2:14:49تبعیت از والدین رو افسار رو از والدین
- 2:14:52میگیرن میندازن در روی مثلاً همتایان و
- 2:14:56همسالان خودشون. به این مفهوم نیست که
- 2:14:58تفکر مستقل دارن. پس اینجوری این تمرین رو
- 2:15:02انجام بدی بهخاطر همینگه همین نوجوانه
- 2:15:05میبینی ۲۰ سال بعد برا بچش همون نقشو
- 2:15:07داره ایفا میکنه. این رو برای خودتون
- 2:15:09ایجاد بکنید که الان ببینید که اندیشههای
- 2:15:12اساسی شما چقدر تبعیت داره میکنه از
- 2:15:16جامعه. چقدر شما مستقلانه اومدید اینو
- 2:15:18پرورش دادید. این آخرین در واقع ویژگی یک
- 2:15:23تفکر منزبطه که ما باید داشته باشیم.
- 2:15:27بسیار عالی.
- 2:15:30خیلی خب پس در این جلسه ما اومدیم
- 2:15:38بررسی کردیم که
- 2:15:42تفکر
- 2:15:43اساساً یک تفکری که اسمشو بذاریم انضباط
- 2:15:47فکری اصلاً یک فکری یک ذهن منزبط چه
- 2:15:49ویژگیاهایی داره اینا رو ارزیابی کردیم
- 2:15:51حالا وقتی اینا رو الان شما در خودتون
- 2:15:53ارزیابی میکنید اگر دیدید کم و زیاده
- 2:15:55باید اینا رو حالا روش کار بکنیم حالا در
- 2:15:58جلسه بعد میریم سراغ اینکه خیلی خب حالا
- 2:16:00چهجوری ما تفکر نقادانه رو میتونیم ایجاد
- 2:16:03بکنیم؟ چهجوری یواش یواش چه راهبردهایی
- 2:16:06رو میتونیم ایجاد بکنیم که یواش یواش
- 2:16:07ایجاد بکنیم و این تفکر نقادنه رو شکل
- 2:16:10بگیریم. الان نتیجهگیری که میتونیم
- 2:16:12بکنیم اینه که کمال واقعی تفکر یعنی کسب
- 2:16:15مهارتهای فکری.
- 2:16:18این کسب مهارتهای فکری رو ما باید به دست
- 2:16:20بیاریم اینا رو. اینا رو اگه به دست
- 2:16:21بیاریم اساساً نزدیک شدیم به تفکر
- 2:16:24نقادانه. اگر یک فردی این فضائل فکری رو
- 2:16:27بتونه ایجاد بکنه این این علائمی که الان
- 2:16:30ما باهاش در موردش صحبت کردیمو بتونه
- 2:16:31ایجاد بکنه یواش یواش میتونه تلاش بکنه
- 2:16:35که نزدیک بشه به تفکر نقاد در غیر این
- 2:16:38صورت اگر ما اینا رو نداشته باشیم اساساً
- 2:16:41نمیتونیم تفکر نقاد رو داشته باشیم بسیار
- 2:16:43عالی جلسه بعد ادامه میدیم که حالا مراحل
- 2:16:46تفکر
- 2:16:48نقاد رو ارزیابی بکنیم که این مراحل چیه
- 2:16:50چهجوری باید این مراحل رو ایجاد بکنیم و
- 2:16:52بعد یواش یواش میریم سراغ اینکه که حالا
- 2:16:55چهجوری میتونیم تفکر نقاد رو در واقع در
- 2:16:58رابطه با پدیدههای مختلف داشته باشیم. تا
- 2:17:00اینجا سؤالی چیزی دارید؟
- 2:17:04خیلی البته کار سختیهها این تفکر درباره
- 2:17:07پدیدههای مختلف خیلی چیز سادهایه اما
- 2:17:10تفکر درباره تفکر خیلی سخت میشه به ویژه
- 2:17:14که بخوایم در رابطه با تفکر خودمون یه
- 2:17:17سریالی از
- 2:17:19این داستان یه سری کرد رو نشون میده نونخه
- 2:17:23این تیکههاش رو من گاهی موقع توی
- 2:17:25اینستاگرام میبینم مثلاً خودش رو حالا
- 2:17:27کامل وقت نکردم ببینم ولی یه شخصیتی داره
- 2:17:30توش یه بنده خدایی هست که این خیلی این
- 2:17:33جالب و جذاب میخنده. مثلاً یه گاوی هم
- 2:17:36داشته گویا به نام جانناتان که حالا دست و
- 2:17:40گریخته از همین
- 2:17:42چیزا تیکههای اینستاگرامی من میدیدم. یه
- 2:17:45تیکهای ازش چند روز پیش میدیدم میدیدم
- 2:17:47چقدر در عین سادگی چقدر صادقانهست چقدر
- 2:17:52درسته. ما به طنز نگاه میکنیم. یه دختری
- 2:17:55رو دوست داشت حالا نمیدونم کیه نشسته به
- 2:17:56دوخره بهش میگفت مثلاً دوخر شیرین جان
- 2:17:59مثلاً من نشسته بودم تو یه کافه شاپ حالا
- 2:18:02یادم می کجایی جایی نشسته بودن اینا مثلاً
- 2:18:04یه قهوه چیزی اونجا استفاده شد بعد این
- 2:18:06داشت به اون میگفتش که من خیلی
- 2:18:09در ذهنم دوست دارم که موسیقی کلاسیک گوش
- 2:18:14بدم و قهوه بخورم و آدم مثلاً مدرنی باشم
- 2:18:19ولی متأسفانه در واقعیت عاشق ترانههای
- 2:18:21بند تنبونی وملتم
- 2:18:24و بعدم میزد زیر خنده میخندید به دختر
- 2:18:28میگفت من خیلی دوست دارم اینجوری باشم که
- 2:18:29مثلاً قهوه بخورم مثلاً فلان ولی همین
- 2:18:32میرم تو کافی شاپ دلم میخواد باز عمرت
- 2:18:33سفارش بدم ترانههای بنده تنبینی جوادی
- 2:18:35عصاری گوش بدم ولی خب در ذاتم دلم میخواد
- 2:18:37شجریان گوش بدم مثلاً موس کلاسیک گوش بدم
- 2:18:40اینجوری ماجرای تفکر نقاد دقیقاً همین
- 2:18:43گونهست یعنی ایجاد کردنش خیلی در واقع
- 2:18:50چیز سختیه که ما بخوایم ایجادش بکنیم حالا
- 2:18:52این مراحلی که الان با همدیگه الان گفتیم
- 2:18:55رو شما بعد از اینکه کلاس تموم شد
- 2:18:58میتونید یکی یکی با خودتون همین مثالایی
- 2:18:59که براتون زدم که چهجوری تست بکنید و اون
- 2:19:02بنویسید یادآوری بکنید ببینید چقدر حالا
- 2:19:04اونایی که وقت کردیم با هم انجام بدیمو
- 2:19:06دیدیم که سخته ایجاد کردنش
- 2:19:09اینا رو در خودتون چک بکنید از الانم تا
- 2:19:12عرض کنم هفته بعد هر فکری که اومد به
- 2:19:15ذهنتون تو این هفت هشت ۱ مورد چکش بکنید
- 2:19:18ببین اینا رو دارید واقعاً یعنی مثلاً یه
- 2:19:20دفعه شما مثلاً به ذهنتون اومد که دوستان
- 2:19:22است که گیرد دست دوست در پریشان حالی و
- 2:19:25درماندگی مثلاً حسن قرار بود امروز بیاد
- 2:19:27به ما کمک کنه نیومد این چه دوست مثلاً
- 2:19:30بیخودی شد این یعنی چی؟ تفکر و اعتقاد
- 2:19:34شما در رابطه با دوست حالا ببینید همه
- 2:19:37اینا رو توش داره تو تفکرتون یا نه یعنی
- 2:19:39اولاً تفکرتون مستقله ببینید نیشش از
- 2:19:41کجاهیه از کجا شما به این نتیجه رسیدین که
- 2:19:43دوستین کی اینو به شما یاد داده بعد
- 2:19:46ببینید همین کارو خودتون میکنید چند بار
- 2:19:48داوطلب بودید به اصن کمک کردید مثلاً چند
- 2:19:51بار مثلاً تا حالا
- 2:19:54سعی کردید که در اونجا قرار بگیرید چقدر
- 2:19:58مثلاً فرض کنید از نظر عقلانی استدلالی که
- 2:20:01دارید درست
- 2:20:02چقدر عرض کنم خدمتتون که شما
- 2:20:07همین
- 2:20:09استاندارد رو برای اون انجام دادید همه
- 2:20:12اینا رو بیان ببینید چقدر همدلی فکری
- 2:20:15دارید چقدر میتونید خودتونو الان جای اون
- 2:20:16حسن بذارید و ببینید که مثلاً اون چه
- 2:20:20زندگیاه چه تجربهای داشته که نتونسته
- 2:20:22بیاد مثلاً با تو در رابطه با کمک کردن
- 2:20:25بهت صحبت کنه ب اینا رو میتونی انجام بدی
- 2:20:26یا نه؟ شما میبینی که اصلاً خیلی سخته.
- 2:20:29در بسیاری از موارد میبینی اینا رو
- 2:20:30ندارید. در بسیاری از موارد شما میبینید
- 2:20:33حتی برای خریدن مثلاً یه ماست معمولی اون
- 2:20:36سوپرمارکته مثلاً یه ماست جدید که به تو
- 2:20:38توصیه میکنه تو حتی توان پذیرش
- 2:20:40استدلالهای مثلاً
- 2:20:43طرفم نداری به تو میگه آقا این چربیش
- 2:20:44مثلاً تو مگه ماست بدون چرب نمیخوای
- 2:20:46مثلاً این فلان جا مثلاً زده چربیش صفره
- 2:20:49مثلاً تو باز مثلاً تحت تاثیر اون برندی
- 2:20:52که نه مثلاً برند فلا ایکس مثلاً این
- 2:20:55مثلاً
- 2:20:57من یه دوستی داشتم که این
- 2:21:00خیلی آدم
- 2:21:01بامزه و تنزی بود یه بار رفته بودیم با هم
- 2:21:04خرید بکنیم مجرد دو دانشجو و اینا بودیم
- 2:21:07بعد این مثلاً حالا یه برندای خارجی بود
- 2:21:10اونجا ولی حالا فرض کنید مثلاً یه ماست
- 2:21:12ایرانی مثلاً تصور بکنیم ما رفتیم اونجا
- 2:21:14بعد مثلاً میگفتش که حالا بیا یه ماست
- 2:21:16مثلاً بیچربی بگیریم دیدیم که این ماسه
- 2:21:18مثلاً زده ص۰ یکی دیگه زده ۵ بعد این ۵ رو
- 2:21:23گرفت گفت خب این که صفره مگه ما قرار نبود
- 2:21:25مثلاً بیایم حالا ورزش کنیم فلان کنیم
- 2:21:27دیگه کمتر مثلاً غذای چرب بخونیم ما الان
- 2:21:29۲ دقیقه پیش صحبت کردیم
- 2:21:31بعد این میگفتش که آره دیگه الان باید
- 2:21:32کمتر چرک برفی آقا این زاده ۵در این یکی
- 2:21:35که صفره رو چرا نمیگیره؟ اون مارک رو
- 2:21:36نمیشناخت میگفت نه این مارک رو ما
- 2:21:38نمیشناسیم این مارکرو میشناسیم این ۵ش
- 2:21:40از اون بیچربتره مطمئن باش خب این تفکرش
- 2:21:45این بود که ما چون مثلاً این ماسترو
- 2:21:47میشناسیم مثلاً برند ایکس رو میشناسیم
- 2:21:50این با اینکه روش نوشته مثلاً ۱۰ این ۱۰
- 2:21:52چربی روش از اون که صفره چرب بیچربیتره
- 2:21:55اونا معلوم نیست چه برندین معلوم نیست که
- 2:21:56شاید یه موقع مثلاً خیلی چربش کرده باشن و
- 2:21:59بهش میگم خب آقا این ماس پرچرب فراآوریش
- 2:22:01باید این بیشتر هزینه کنه دیوانه مگه با
- 2:22:04ماسه پرچپ بیا تولید کنه بعد بیاد مثلاً
- 2:22:06روش بزنه صفر برای چی باید یه همچین کاری
- 2:22:08بکنه این نمیپذیرفت این ت چیز دیگه حالا
- 2:22:11من اون موقع بلد نبودم به این بگم که آقا
- 2:22:13تو این تفکر انتقادی رو نداری تو
- 2:22:16استدلالهایی که اینجا هست رو نمیپذیری
- 2:22:18این قب قرار نداشت میگفت نه ما مثلاً و
- 2:22:21بعد خیلی جالب بود که در روزهای بعدم
- 2:22:24میگفت که حالا ببین مثلاً چقدر سبق مثلاً
- 2:22:26ما از وقتی که ماست بیچرب داریم میخوریم
- 2:22:28تصورشم این بود که واقعاً مثلاً یه ماس
- 2:22:30بیچرب گرفتیم و بر پایه همونو وزنم کم
- 2:22:33میکرد و بر پایه همون احساس میکرد که
- 2:22:35مربیه ایراد داره. ما تغذیهمونه که رعایت
- 2:22:37میکنیم این مربیه مثلاً توان اینا نداره
- 2:22:41که مثلاً یه کمک ما بکنه این میشه فقدان
- 2:22:43تفکر نقاط که اون موقع من حالا عقلم
- 2:22:46نمیرسید که به این بگم ولی الان وقتی بهش
- 2:22:49فکر میکنم میبینه حالا این بنده خدا در
- 2:22:51مورد همه زمینهها اینگونه فکر میکرد.
- 2:22:53یک پیشفرضی داشت. اون پیشفرض در واقع
- 2:22:57غیرقابل تغییر بود. خیلی هم عالی.
- 2:23:00پس تا جلسه بعد که تفکر نقاد رو ادامه
- 2:23:03بدیم و بریم سراغ مراحل بعدیش. سؤالی چیزی
- 2:23:06دارید؟
- 2:23:09خیلی هم عالی انشاالله که خدا شما رو به
- 2:23:11راه راست هدایت کنه هفته خوبی داشته باشید
- 2:23:14تا
- 2:23:14سلام باش آقای دکتر
- 2:23:16خدانگهدار
- 2:23:18فعلاً خدانگهدار
- 2:23:19خدا هستم خدانگهدار
- 2:23:21هستم عاشور استاد خداحافظ شما
- 2:23:24خداحافظ همگی خدا
About this transcript
This page contains the full transcript of کارگاه تفکر انتقادی (آموزش تفکر نقادانه) جلسهی اول by Dr. Amin Hosseini روان درمانی با دکتر امین حسینی , generated from the public captions YouTube serves with the video. The transcript has 20,379 words across 2,966 segments, with the original timestamps preserved so you can click any line to jump to that moment in the embedded player.
What you can do with it
Use the transcript to take notes, quote the speaker, build a study guide, generate a summary with ChatGPT or Claude via the YouTube Summary tool, or export it as a timed subtitle file with YouTube to SRT. You can also re-open it in the transcriber to translate the transcript into 100+ languages.
Free YouTube transcript tool
YouTube2Text is a free YouTube transcript generator — no signup, no daily limit. Paste any YouTube link and get the full transcript instantly, with timestamps, click-to-jump, translation to 100+ languages, AI prompts for ChatGPT, Claude, and Gemini, and exports to TXT, SRT, VTT, or Markdown.