YouTube2Text

شروع حمله زامبی ها : روز اول تا روز 365 ام (پارتِ اخر فصل اول) — Transcript

by Sami.sakhtjon · 1,499 words · 200 segments · language en · Watch on YouTube

Full transcript

  1. 0:00روز ۳۶شمه
  2. 0:02و از وقتی اون وانت رو دیدم تقریباً تمام
  3. 0:05روز ذهنم درگیر یه سؤه اون دو نفر از کجا
  4. 0:08اومده بودن؟ از روی نقشه مسیر جاده رو
  5. 0:12بررسی می‌کنم و متوجه میشم چند کیلومتر
  6. 0:14جلوتر یه مرکز توزیع قدیمی وجود داره که
  7. 0:18قبلاً کامیون‌ها برای بارگیری آب و مواد
  8. 0:20غذایی ازش استفاده می‌کردن. شاید اون وانت
  9. 0:23از همون جا میومده. شایدم فقط داشته از
  10. 0:26جاده عبور می‌کرده ولی فعلاً تنها سرنخی
  11. 0:30که دارم همینه. برای همین تصمیم می‌گیرم
  12. 0:32چند روز دیگه از طریق دوربین بیرونی مسیر
  13. 0:35رو زیر نظر بگیرم. چون اگه اون دو نفر
  14. 0:38واقعاً از این جاده برای رفت و آمد
  15. 0:40استفاده کنن احتمالاً دوباره پیداشون
  16. 0:43میشه. روز ۳۶ نهم نزدیک ظهر یه اتفاق عجیب
  17. 0:48میفته. دوربین حرکتی کنار حصار یه هشدار
  18. 0:52ثبت می‌کنه و وقتی تصویر رو باز می‌کنم
  19. 0:54می‌بینم همون وانت دوباره برگشته خودشه
  20. 0:58همون ماشین چند روز پیشه این بار ماشین
  21. 1:01خیلی آروم حرکت می‌کنه و وقتی به نزدیکی
  22. 1:04مزرعه می‌رسه توقف می‌کنه یکی از
  23. 1:07سرنشین‌ها پیاده میشه و چند لحظه اطراف رو
  24. 1:10بررسی می‌کنه بعد یه ظرف پلاستیکی بزرگ
  25. 1:13کنار جاده می‌ذاره و دوباره سوار ماشین
  26. 1:16میشه چند دقیقه بعد وانت دور میشه. وقتی
  27. 1:20تصویر رو بزرگ می‌کنم می‌بینم روی ظرف یه
  28. 1:22علامت سفید وجود داره و کنار اون یه تیکه
  29. 1:26مقوا نصب شده. ولی نوشتهش از این فاصله
  30. 1:29قابل خوندن نیست. برای کی گذاشتنش؟ یعنی
  31. 1:32می‌دونن من اینجام؟ اول می‌خوام سریع از
  32. 1:35پناهگاه خارج بشم و برم سراغش. اما بعد
  33. 1:38یادم میفته هنوز نمی‌دونم اون آدم‌ها چه
  34. 1:41قصدی دارن. ممکنه ضعف واقعاً برای کمک
  35. 1:44گذاشته شده باشه یا شاید اصلاً ربطی به من
  36. 1:47نداشته باشه. برای همین تصمیم می‌گیرم
  37. 1:50عجله نکنم و تا روز بعد منتظر بمونم. صبح
  38. 1:53روز ۳۷م وقتی دوربین رو بررسی می‌کنم
  39. 1:57متوجه میشم ظرف هنوز همونجاست. چند تا
  40. 2:00زامبی هم در فاصله دوربین درخت‌ها حرکت
  41. 2:03می‌کنن ولی فعلاً هیچ‌کدوم به جاده نزدیک
  42. 2:06نیستن. یه خروج کوتاه انجام میدم و از
  43. 2:09مسیر امنی که روز قبل بررسی کرده بودم به
  44. 2:12سمت حصار میرم. وقتی به فاصله مناسبی
  45. 2:15می‌رسم با دوربین دوچشمی نوشته روی مقوا
  46. 2:18رو می‌خونم. اگه کسی این اطراف زنده است
  47. 2:21روی حصار علامت بذاره. پس واقعاً دارن
  48. 2:24دنبال بازمانده‌ها می‌گردن اما هنوز
  49. 2:27نمی‌دونم چقدر میشه بهشون اعتماد کرد. به
  50. 2:31پناهگاه برمی‌گردم و چند دقیقه فکر
  51. 2:33می‌کنم. از یه طرف نزدیک یک ساله که تنها
  52. 2:36زندگی می‌کنم و حالا برای اولین بار یه
  53. 2:39فرصت واقعی برای ارتباط با آدم‌های دیگه
  54. 2:42دارم. ولی از طرف دیگه نمی‌خوام محل دقیق
  55. 2:46ذخایر و تجهیزاتم رو به آدم‌هایی نشون بدم
  56. 2:49که هیچ شناختی ازشون ندارم. بالاخره تصمیم
  57. 2:52می‌گیرم یه علامت ساده روی قسمت بیرونی
  58. 2:55حصار دور از ورودی پناهگاه قرار بدم. فقط
  59. 2:59یه پارچه سفید کوچیک که از جاده دیده بشه.
  60. 3:02روز ۳۷ و سوم وانت دوباره برمی‌گرده. این
  61. 3:07بار وقتی به نزدیکی مزرعه می‌رسه راننده
  62. 3:10متوجه پارچه میشه و سرعتش رو کم می‌کنه.
  63. 3:13ماشین کمی جلوتر توقف می‌کنه و یکی از
  64. 3:16سرنشین‌ها پیاده میشه. چند ثانیه به حصار
  65. 3:19نگاه می‌کنه و بعد یه تخته سفید از پشت
  66. 3:22ماشین برمی‌داره. روی تخته با حروف بزرگ
  67. 3:25نوشته چند نفرید؟ برای اولین بار بعد از
  68. 3:29مدت‌ها حس می‌کنم واقعاً دارم با یه آدم
  69. 3:33دیگه ارتباط برقرار می‌کنم. یه تکه مقوا
  70. 3:36برمی‌دارم و از فاصله‌ای که از قبل برای
  71. 3:38علامت دادن انتخاب کرده بودم عدد یک رو
  72. 3:41نشون میدم. چند لحظه بعد دوباره تخته رو
  73. 3:44بالا می‌گیره. آب و غذا داری؟ جواب میدم:
  74. 3:48فعلاً آره. ۱۲ کیلومتر جلوتر مرکز کشاورزی
  75. 3:53۱۷ نفر. وقتی نوشته رو می‌خونم برای چند
  76. 3:57ثانیه باورم نمیشه. ۱۷ نفر یعنی یک گروه
  77. 4:01کامل اونجا زندگی می‌کنن. هنوز دارم به
  78. 4:04تخته نگاه می‌کنم که مرد یه پیام دیگه
  79. 4:07می‌نویسه. فردا برمی‌گردیم. بعد سوار وانت
  80. 4:11میشه و ماشین از جاده دور میشه. اون شب
  81. 4:14بیشتر از هر شب دیگه‌ای توی این یک سال
  82. 4:17بیدار می‌مونم. نه به خاطر صدای زامبی‌ها،
  83. 4:20نه به خاطر خرابی تجهیزات، بلکه چون برای
  84. 4:24اولین بار باید درباره چیزی تصمیم بگیرم
  85. 4:27که هیچ فرمول مشخصی براش وجود نداره.
  86. 4:31اعتماد
  87. 4:33روز ۳۷۴هارم
  88. 4:35قبل از طلوع آفتاب تمام تجهیزات پناهگاه
  89. 4:38رو بررسی می‌کنم. آب و غذا هنوز برای چند
  90. 4:42هفته کافیه. باتری‌ها شارژ دارن و سیستم
  91. 4:45تهویه هم بدون مشکل کار می‌کنه. از یه طرف
  92. 4:48می‌تونم همین جا بمونم. جایی که تقریباً
  93. 4:51تمام خطرهاش رو شناختم و یاد گرفتم چطور
  94. 4:55مدیریتشون کنم. ولی از طرف دیگه می‌دونم
  95. 4:58هیچ دستگاهی برای همیشه سالم نمی‌مونه و
  96. 5:01زندگی کاملاً تنها هم قرار نیست تا ابد
  97. 5:04ادامه پیدا کنه. نزدیک ظهر دوباره صدای
  98. 5:08موتور وانت رو از دوربین می‌شنوم. اما این
  99. 5:10بار یه مشکل وجود داره. هه تا زامبی از
  100. 5:14سمت درخت‌ها وارد جاده شدن و درست بین
  101. 5:17ماشین و مزرعه حرکت می‌کنن. راننده وقتی
  102. 5:20متوجهشون میشه سرعتش رو کم می‌کنه و کمی
  103. 5:24عقب میره. یکی از زامبی‌ها به سمت ماشین
  104. 5:27میره ولی د تای دیگه نزدیک حصار مزرعه
  105. 5:30باقی می‌مونن. حالا اگه بخوام برای ارتباط
  106. 5:33با اون دو نفر بیرون برم ممکنه درست جلوی
  107. 5:36زامبی‌ها قرار بگیرم. یه فکر به ذهنم
  108. 5:38می‌رسه. از داخل پناهگاه سیستم صوتی قدیمی
  109. 5:42بیرونی رو که برای هشدارهای مزرعه نصب شده
  110. 5:46بررسی می‌کنم. یکی از بلندگوها نزدیک
  111. 5:49انبار خالی قرار داره و فاصلهش از حصار
  112. 5:52نسبتاً زیاده. برای چند ثانیه صدای کوتاه
  113. 5:56پخش می‌کنم. اول هیچ اتفاقی نمیفته. بعد
  114. 5:59یکی از زامبی‌ها سرش رو می‌چرخونه. چند
  115. 6:02لحظه بعد د تای دیگه هم شروع می‌کنن به
  116. 6:05حرکت به سمت انبار. آهان دارن میرن. صدا
  117. 6:09رو قطع می‌کنم و از روی دوربین بررسی
  118. 6:11می‌کنم که مسیر نزدیک حصار خلوت شده یا
  119. 6:14نه. فعلاً زامبی‌ها از جاده فاصله گرفتن و
  120. 6:17راننده هم می‌تونه بدون نزدیک شدن بهشون
  121. 6:20ماشین رو به محل امن‌تری منتقل کنه. ولی
  122. 6:23بالاخره جاده خلوت میشه و وانت دوباره به
  123. 6:27نزدیکی مزرعه برمی‌گرده. این بار یکی از
  124. 6:30سرنشین‌ها یه بسته کوچیک روی زمین می‌ذاره
  125. 6:33و بعد از فاصله دور یه علامت میده. وقتی
  126. 6:36از طریق دوربین نگاه می‌کنم می‌بینم داخل
  127. 6:39بسته یه نقشه ساده، یه فرکانس رادیویی و
  128. 6:43یه یادداشت قرار داده. حالا دیگه لازم
  129. 6:46نیست برای هر بار ارتباط از پناهگاه خارج
  130. 6:49بشم. روز ۳۷م
  131. 6:52رادیو رو روی فرکانسی که نوشته بودن تنظیم
  132. 6:55می‌کنم و چند بار تلاش می‌کنم تماس بگیرم.
  133. 6:59یه صدای مردانه از بلندگو شنیده میشه.
  134. 7:02اینجا مرکز کشاورزی صدات رو داریم.
  135. 7:05بالاخره سلام من همون کسیام که کنار مزرعه
  136. 7:09علامت گذاشته بود. مرد چند سؤال کوتاه
  137. 7:12درباره وضعیتم می‌پرسه و بعد توضیح میده
  138. 7:15که اون‌ها از چند ماه قبل توی یه مجموعه
  139. 7:19کشاورزی مستقر شدن. البته میگه شرایط
  140. 7:22اونجا هم عالی نیست. غذا هنوز باید با دقت
  141. 7:26مصرف بشه. بعضی تجهیزات نیاز به تعمیر
  142. 7:29دارن و اطراف مجموعه هم کاملاً از
  143. 7:31زامبی‌ها پاک نشده. ولی یه تفاوت مهم وجود
  144. 7:35داره. اون‌ها تنها نیستن. برای چند دقیقه
  145. 7:39درباره مسیر و شرایط صحبت می‌کنیم و
  146. 7:42بالاخره قرار می‌ذاریم چند روز بعد وقتی
  147. 7:45رفت و آمد زامبی‌ها کمتر شد برای بررسی و
  148. 7:48ملاقات اولیه اقدام کنیم. روز ۳۸م
  149. 7:53کوله اضطراری رو دوباره آماده می‌کنم و
  150. 7:56این بار علاوه بر آب و غذا، چند تا ابزار
  151. 7:59کوچیک، وسایل کمک‌های اولیه و دفتر
  152. 8:03یادداشت یک سالهم رو هم داخلش می‌ذارم.
  153. 8:06اما تصمیم نمی‌گیرم تمام ذخایر رو با خودم
  154. 8:09ببرم. پناهگاه هنوز می‌تونه به عنوان یه
  155. 8:11محل امن پشتیبان باقی بمونه و نمی‌خوام
  156. 8:15فقط به خاطر اینکه یه گروه جدید پیدا کردم
  157. 8:18تمام چیزهایی رو که طی یک سال نگه داشتم
  158. 8:21از دست بدم. وقتی از روی دوربین مسیر حیات
  159. 8:25رو بررسی می‌کنم می‌بینم وانت دوباره به
  160. 8:28نزدیکی مزرعه رسیده. این بار از قبل
  161. 8:31هماهنگ کردیم و راننده در نقطه‌ای توقف
  162. 8:34کرده که از مسیر اصلی زامبی‌ها فاصله
  163. 8:37داره. قبل از خروج برای آخرین بار وضعیت
  164. 8:40مخزن‌های آب، باتری‌ها، تهویه و قفسه‌های
  165. 8:44غذا رو بررسی می‌کنم. بعد نردبون رو بالا
  166. 8:47میرم و از دریچه فلزی خارج میشم. هوای
  167. 8:51بیرون نسبت به چیزی که از دوربین دیده
  168. 8:53بودم گرم‌تره و علف‌های بلند زیر پام خشخش
  169. 8:57می‌کنن. چند لحظه کنار ورودی می‌ایستم و
  170. 9:00دوباره اطراف رو نگاه می‌کنم. دریچه
  171. 9:03پناهگاه رو محکم می‌بندم و قفل می‌کنم.
  172. 9:06بعد از مسیر امنی که از قبل بررسی کرده
  173. 9:10بودم به سمت جاده حرکت می‌کنم. وقتی به
  174. 9:13وانت می‌رسم راننده از پشت شیشه به من
  175. 9:16نگاه می‌کنه و با یه حرکت دست اشاره
  176. 9:18می‌کنه که سوار بشم. قبل از اینکه در رو
  177. 9:21باز کنم چند ثانیه به مزرعه نگاه می‌کنم.
  178. 9:25سوار ماشین میشم و چند دقیقه بعد حرکت
  179. 9:27می‌کنیم. مسیر اونقدرها هم آسون نیست.
  180. 9:30بعضی قسمت‌های جاده زیر علف‌ها پنهان شدن.
  181. 9:34چند تا ماشین قدیمی کنار مسیر رها شدن و
  182. 9:37مجبور میشیم چند بار مسیر رو عوض کنیم تا
  183. 9:40از مناطقی که زامبی‌ها جمع شدن فاصله
  184. 9:42بگیریم. اما بالاخره بعد از نزدیک ی ساعت
  185. 9:46رانندگی از پشت یه تپه کوتاه چند تا سازه
  186. 9:49فلزی و سقف گلخونه دیده میشه. راننده
  187. 9:52سرعتش رو کم می‌کنه و به یه دروازه بزرگ
  188. 9:55نزدیک میشیم. پشت دروازه د نفر ایستادن که
  189. 9:59وقتی وانت رو می‌بینن شروع می‌کنن به باز
  190. 10:02کردن مسیر ورودی. وایسا ببینم اونجا
  191. 10:05واقعاً آدم زندگی می‌کنه. ظاهراً زنده
  192. 10:09موندن فقط نصف ماجرا بوده. حالا می‌تونم
  193. 10:12برای فردا برنامه بریزم بدون اینکه تمام
  194. 10:15روز فقط نگران خراب شدن یه دستگاه یا تموم
  195. 10:19شدن ذخایرم باشم. هنوز خطرهای زیادی بیرون
  196. 10:22منتظرمونه و هیچ‌کس نمی‌دونه چند سال طول
  197. 10:25می‌کشه تا دنیا دوباره امن بشه. ولی این
  198. 10:29بار حداقل قرار نیست با همه اون خطرها
  199. 10:32تنهایی روبهرو بشم و این بعد از ۳۹۰ روز
  200. 10:37بهترین اتفاقیه که می‌تونست برام بیفته.

About this transcript

This page contains the full transcript of شروع حمله زامبی ها : روز اول تا روز 365 ام (پارتِ اخر فصل اول) by Sami.sakhtjon, generated from the public captions YouTube serves with the video. The transcript has 1,499 words across 200 segments, with the original timestamps preserved so you can click any line to jump to that moment in the embedded player.

What you can do with it

Use the transcript to take notes, quote the speaker, build a study guide, generate a summary with ChatGPT or Claude via the YouTube Summary tool, or export it as a timed subtitle file with YouTube to SRT. You can also re-open it in the transcriber to translate the transcript into 100+ languages.

Free YouTube transcript tool

YouTube2Text is a free YouTube transcript generator — no signup, no daily limit. Paste any YouTube link and get the full transcript instantly, with timestamps, click-to-jump, translation to 100+ languages, AI prompts for ChatGPT, Claude, and Gemini, and exports to TXT, SRT, VTT, or Markdown.